Home

اخبار موسیقی

«احساس کن» اثر «مجید برومند» منتشر شد

بدون دیدگاه

از «تماشاخانه» موسیقی ما بشنوید و دانلود کنید؛

«احساس کن» اثر «مجید برومند» منتشر شد

موسیقی ما – «مجید برومند» نوازنده باسابقه گیتار بیس، تک‌آهنگ جدیدش که با همکاری نوازنده‌های سرشناس تولید شده را برای انتشار در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار داد.

این قطعه بی‌کلام «احساس کن» نام دارد و موسیقی آن اثر مجید برومند است. در این حسن فراهانی (ترومپت)، حسین شریفی (ترومبون)، مهرداد احمدزاده (کیبورد) و مازیار احمپور (گیتار) نوازندگی کرده‌اند.

عکاسی و طراحی کاور قطعه «احساس کن» بر عهده «فرهاد ایرانی« بوده است.

مجید برومند به عنوان نوازنده با هنرمندان مختلفی چون یاور اقتداری، قاسم افشار، نیما مسیحا، حمید خندان، مانی رهنما، حامی، محسن یگانه، امید حاجیلی، فریدون آسرایی، سالار عقیلی، رضا صادقی، مجید اخشابی، مرتضی پاشایی و… همکاری داشته است.

منبع : موسیقی ما

آرش پاکزاد: من میکسر نیستم، فیکسرم!

بدون دیدگاه

موسیقی ما معمولاً اولین نفری که بعد از شنیدن یک قطعه موسیقی در ذهن مخاطب برجسته می‌شود، خواننده آن اثر است. البته طبیعی است و اشکالی هم ندارد اما تا جایی که تلاش‌های سایر افرادی که سهمی در ساخت اثر داشته‌اند، نادیده گرفته نشود. هرچند که مخاطب در این سال‌ها تا حدودی با ترانه‌سرا، آهنگساز و نوازنده آشنایی پیدا کرده اما همچنان یکی از بازوهای اصلی تولید آثار موسیقی یعنی «میکس و مسترکننده» برایش ناشناخته است.

آرش پاکزاد سال‌ها است که میکس کردن قطعات موسیقی را به عنوان شغل خود انتخاب کرده و آنقدر در این حوزه توانایی و پشت کار داشته که طی چند سال اخیر توانسته در میان اهالی موسیقی، به یکی از شناخته‌شده‌های این حوزه تبدیل شود. نام او طی این سال‌ها، پای قطعات و آلبوم‌های متعددی به عنوان میکس و مسترکننده خورده که بسیاری از آنها توانسته‌اند در زمره کارهای هیت قرار گیرند؛ قطعه «برادر» با صدای محمد علیزاده، آلبوم «خوشبختیت آرزومه» با صدای سیامک عباسی، قطعه «من و بارون» با صدای بابک جهانبخش و رضا صادقی، آلبوم «سی سالگی» احسان خواجه‌امیری، «ترش‌رو» گروه دارکوب، «بهت قول می‌دم» محسن یگانه، آلبوم «باران تویی» گروه چارتار، قطعه «هر بار این درو» از ماکان بند و صدها اثر دیگر که اکثر آنها با استقبال مخاطب رو به رو شده‌اند.

آرش پاکزاد در اولین گفت و گوی مفصلش با «موسیقی ما»، درباره میکس و مسترینگ و اهمیت آن در موسیقی، تحلیل و دیدگاهش درباره حواشی و مُد شدن‌های وقت و بی‌وقت این روزهای بازار، نظراتش درباره خواننده‌ها و البته خاطراتش با آنها صحبت کرد. آن هم در حالی‌که اصولاً از مصاحبه و مطبوعات به دور است و ترجیح می‌دهد بدون هیاهو و حاشیه، در استودیوی خودش سرگرم پروژه‌هایش باشد.
 

 

 

  • * تو موسیقی را با پیانو شروع کردی و بعد به سمت موسیقی الکترونیک و تجربه تولید موسیقی با کامپیوتر و موزیک ساختن رفتی. اما در ادامه جذب میکس و مسترینگ شدی؛ کاری که شاید در نگاه اول در مقایسه با ساز زدن و آهنگسازی خیلی جذاب نباشد. اصلاً چرا به این سمت رفتی؟

من قبل از این‌که سمت موسیقی بروم، به فضای الکترونیک و ساخت مدار گرایش داشتم و ساختن میکسر و میکروفون خیلی برایم جذاب بود. بعد از اضافه شدن موسیقی به آن، ترکیب این دو برایم تبدیل به چیزی شبیه به کار مهندسی صدا شد که فهمیدم علاقه زیادی به آن دارم. در بخش آهنگسازی توانایی زیادی ندارم و در واقع به خلق کردن علاقه‌ خاصی ندارم. دوست دارم آنچه خلق شده را اصلاح کنم. برای همین هم به سمت میکس کردن رفتم.
 

  • * کار تنظیم چطور؟ فکر می‌کنم تعداد محدودی کار در این زمینه داری.

آن هم سواد هارمونی می‌خواهد و شبیه خلق کردن است. یک کارهایی هم کردم که آن زمان اتفاقات خوبی بودند اما خودم این کار را دوست نداشتم. در جمع دوستانه‌ای که داشتیم، از میکس و مسترینگ فیدبک بهتری گرفتم و دیدم بیشتر هم در آن جمع مورد نیاز است.
 

  • * میکس و مسترینگ را به صورت تجربی یاد گرفتی؟

هم تجربی، هم با خواندن کتاب و مقاله. پدرم یک کتاب قدیمی داشت که در آن طرز ساختن وسیله‌های الکترونیکی و مدارها را نوشته بود و من آن را می‌خواندم.  فکر نمی‌کنم آن زمان هم تحصیلات آکادمیک در این زمینه وجود داشت. شاید صدا و سیما یک‌سری دوره‌های خصوصی و محدود داشت اما امکان حضور در این کلاس‌ها در سن ۱۶، ۱۷ سالگی برای من وجود نداشت.
 

  • * اصلاً تحصیلات آکادمیک در این زمینه لازم است؟

من خودم همیشه به این فکر می‌کنم که دانشگاه -به خصوص در ایران- جای یاد گرفتن نیست، بلکه مکانی برای پیدا کردن آدم‌های هم‌سو با خودت است. در واقع تحصیلات آکادمیک، کلید این داستان نیست چون اصولاً کار آکادمیک زیادی هم ندارد. مثل رانندگی می‌ماند که همه ده جلسه آموزش می‌بینند و کلیت آن را یاد می‌گیرند ولی این‌که چقدر راننده خوبی باشی، به خودت بستگی دارد. آدم‌های بزرگی که این کار را انجام می‌دهند زمانی کارشان را شروع کردند که در دانشگاه چنین رشته‌ای وجود نداشت. در یک کلام تحصیلات آکادمیک خوب است اما شرط لازم این کار نیست.
 

  • * الان موسیقی در پروژه‌های بزرگ دنیا گروهی انجام می‌شود و معمولاً برای هر بخش یک متخصص وجود دارد که البته خیلی شاهد این اتفاق در ایران نیستیم. کدام ژانرها هستند که می‌توانند با تعداد افراد کم هم به نتیجه برسند؟

موسیقی الکترونیک جزء موسیقی‌هایی است که یکی، دو نفره به نتیجه می‌رسد چون معمولاً کسانی این نوع موسیقی را تولید می‌کنند که سِلف آرتیست بوده‌اند. در موسیقی الکترونیک به اندازه موسیقی کلاسیک پاپ یا کلاسیک راک، موسیقی وجود ندارد و بیشتر تکنیک در آن مطرح است…
 

  • * در واقع شاید بیست درصد آن موزیکالیته باشد و باقی هیجانات، جنس، پانچ بودن و گیرایی صداها است که شنونده را جذب می‌کند.

دقیقاً. آنقدر از لحاظ موزیکالیته و هارمونی پیچیده نیست که نیاز به کمک داشته باشد. اما طبیعتاً وقتی با پروژه بزرگتری رو به رو می‌شوی، کار تیمی بهتر نتیجه می‌دهد. اصلاً همه جای دنیا، یک آهنگساز بزرگ و پرکار، برای خودش تیمی دارد که همیشه مشغول به کار هستند. مثلاً کسی مثل دیوید فاستر تیمی دارد که سال‌ها است با هم کار می‌کنند و اگر دیسکوگرافی این پرودیوسر را نگاه کنید متوجه این تقسیم وظایف می‌شوید.
 

  • * این تقسیم کار در حوزه موسیقی راک چطور است؟ چون تو عضوی از گروه «کامنت» بودی و فکر می‌کنم در این زمینه با تو هم مشورت می‌کردند.

تا حدی بله. مثلاً در ضبط درامز و کارهایی که کمی به بخش مهندسی (فنی) آن مربوط می‌شد، با من هم مشورت می‌کردند. مخصوصاً در آلبوم آخری که در حال ضبط کردن بودند، من سر ضبط‌ها می‌رفتم و همه چیز را با هم چک می‌کردیم. اگر این مشورت وجود داشته باشد، مسلماً نتیجه بهتری می‌توان گرفت اما خب معمولاً این اتفاق نمی‌افتد.
 

  • * یعنی این موضوع را می‌توان به عنوان یکی از دلایل موفقیت گروه «کامنت» قلمداد کرد؟

اعضای این گروه یعنی نیما رمضان، کیان پورتراب، اشکان آبرون، بردیا امیری و آرین کشیشی هر کدام برای خودشان یک رهبر ارکستر هستند و به تنهایی قابلیت تولید یک موسیقی کامل را دارند. حالا فکر کن پنج آدم متخصص کنار هم جمع شوند. برای همین هم هست که موسیقی «کامنت» یک سرو گردن از دیگران بالاتر بود.
 

  • * راستی تو موافق پروژه‌های انفرادی کیان پورتراب هستی؟

در کنار این‌که می‌گویم «کامنت» نباید از بین برود اما به نظرم کیان مسیر خوب و درستی را انتخاب کرده است.

 

یکی از دلایل پیشرفتم، حضور در سالن‌های کنسرت برای صدابرداری بود

 

  • * تو به عنوان صدابردار هم در کنسرت گروه‌های مختلف حضور داشته‌ای. این تجربه چقدر توانسته روی کار تخصصی خودت تأثیر بگذارد؟

یک دوره خیلی این کار را می‌کردم و یکی از دلایلی که باعث شد در کارم پیشرفت کنم هم همین حضور در کنار نوازنده‌ها بود. با بودن در کنارشان می‌توانی متوجه نگرانی‌ها و طرز تفکرشان شوی و بفهمی دوست دارند صدای سازشان چگونه باشد.
 
همیشه می‌گویم که برای شروع کار میکس، باید اول در کنار ساز بایستی و صدای آن را به طور طبیعی بشنوی چراکه بخشی از زیبایی‌شناسی، در مقایسه شکل می‌گیرد. وقتی در سِمَت مهندس صدا، تا به حال صدای گیتار را از نزدیک نشنیده باشی، از کجا می‌فهمی گیتار فلان آهنگ خوب صدا می‌دهد یا نه؟ صدابرداری لایو (زنده) از این نظر خیلی به من کمک کرد چون یک رفرنس خوب داشتم و می‌دانستم سازها باید چطور در سالن صدا بدهند و چه حسی را به آدم‌ها منتقل کنند.
 

  • * این نتیجه‌ای بود که برای تو داشت. حالا چقدر مهم است که یک گروه، صدابردارِ مخصوص خودش را داشته باشد که سونوریته گروه را بشناسد؟

اهمیت خیلی زیادی دارد. وقتی یک نفر صدادهی گروه را بشناسد، خیلی بهتر می‌تواند آن را به گوش مردم برساند. ببین، مردم آلبوم‌های گروه را بارها گوش کرده‌اند و صدای خاصی از آنها در ذهنشان نقش بسته است. حالا اگر بتوانی نزدیک‌ترین صدا به آلبوم را به گوش مردم برسانی، جذابیت بیشتری برایشان خواهد داشت و احساس می‌کنند به یک کنسرت واقعی آمده‌اند. علاوه بر آن، صدابردارِ گروه با جزئیات و ریزه‌کاری‌های فنی گروه آشنا است و مثلاً زمان سولوی گیتار را می‌داند و با توجه به این اطلاعات، تصمیمیاتی را برای صدادهی بهتر کنسرت می‌گیرد. به شکل معمول، گروه‌ها یک صدابردار یا یک مشاور صدابردار دارند که یا خودش کار را انجام می‌دهد یا کنار صدابردار سالن می‌نشیند.
 

  • * تعامل با صدابردار سالن چطور اتفاق می‌افتد؟ این‌جور مواقع احساس نمی‌کنند که کسی در کارشان دخالت می‌کند؟

اتفاقاً همه ناراحت می‌شوند. متأسفانه هیچ کس از این‌که یک نفر برای کمک به او آمده خوشحال نمی‌شود! تصورشان این است که از نظر تو آنها کارشان را بلد نیستند. به این فکر نمی‌کنند تو آمده‌ای کاری کنی که وقتی کنسرت تمام می‌شود همه بگویند عجب صدای خوبی بود. همه فکر می‌کنند آمده‌ای تا کارشان را بگیری. من هم این مشکل را با خیلی‌ها داشتم. البته سعی کردم با همه آنها ارتباط دوستانه برقرار کنم و در نتیجه کم‌کم گاردشان برداشته شد. الان هم وقتی به سالنی می‌روم، از دیدنم خوشحال می‌شوند اما خیلی طول کشید تا به اینجا رسید.
 

  • * گفتی صدابردار می‌تواند کاری کند که کنسرت برای مردم جذاب‌تر شود. مردم تا چه حد متوجه جزئیاتی که به آنها اشاره کردی می‌شوند؟

اولین چیزی که مردم می‌فهمند خودِ موزیک است که کاملاً هم طبیعی است. دومین نکته ریتم است. حالا تو با توجه به شناخت سونوریته گروه می‌توانی کاری کنی که مردم خیلی زودتر این دو موضوع را درک کنند و بشناسند. وقتی یک آهنگ را بارها گوش می‌کنی، ناخودآگاه تمام جزئیات آن را به خاطر می‌سپاری و انتظار داری در اجرای زنده هم همان جزئیات را بشنوی. حالا اگر صدابردار گروه همراه‌شان باشد، به موقع می‌تواند کاری کند تا مردم آنچه که می‌خواهند را بشنوند.
 
توجه به همین جزئیات ریز است که باعث می‌شود مردم دوست داشته باشند یک کنسرت را بارها ببینند. یک‌سری چیزها در ناخودآگاه مردم تأثیر می‌گذارد؛ مثل تنظیم یا میکس خوب. شما ممکن است خیلی از آهنگ‌ها را دوست داشته باشید اما بعد از چند بار شنیدن، دلت می‌خواهد به موسیقی دیگری گوش کنی. در واقع با بخشی از آن آهنگ مشکل داری که نمی‌دانی از کجا است. این می‌تواند از تنظیم باشد، از میکس باشد، یک آکورد یا هارمونی اشتباه باشد یا خیلی چیزهای دیگر.
 

  • * اصلاً میکس و مستر به زبان ساده چیست؟

وقتی آهنگی ساخته می‌شود، شبیه یک میز چوبی خام است که قابل استفاده هم هست. حالا وقتی آن را پولیش کنی و تیزی‌هایش را بگیری، زیباتر شده و بیشتر شبیه یک محصول قابل استفاده می‌شود اما همچنان همان میز است. اسم این مرحله را می‌توان «میکس» گذاشت. حالا فرض کن روی آن رنگ بزنی، آنوقت دیگر احساس می‌کنی کاملاً آماده است و می‌توان آن را خرید. به این مرحله «مسترینگ» می‌گویند.
 

  • * یعنی موسیقی قبل از میکس و مستر شبیه یک محصول خام است که البته قابل استفاده هم هست.

بله. میکس یعنی نسبت‌بندی، جاگذاری و اضافه کردن کاراکتر به صداهایی که تنظیم‌کننده به شما می‌دهد. زیبایی خاصی که یک میکس خوب به یک تنظیم خام اضافه می‌کند، می‌تواند منتج به گوش کردن چندباره یک قطعه توسط مخاطب شود. در خیلی مواقع، این تفاوت تا حدی است که مردم متوجه آن می‌شوند. در واقع می‌توان به این شکل برداشت کرد که اگر قطعه‌ای خوب میکس نشود، ممکن است در مواجه با مخاطب شکست بخورد. البته برعکس این اتفاق هم صادق است.
 

 

 

این نظر که یک تنظیم‌کننده خوب، حتماً میکس و مسترکننده خوبی هم هست، اشتباه است

 

  • * تا حدی درباره اهمیت میکس و مسترینگ صحبت کردیم. با این تفاسیر، ناراحت نمی‌شوی که مردم متوجه اهمیت کار تو نمی‌شوند؟ حتی تا یک مدت نام میکس و مسترکننده را هم روی لیبل آلبوم‌ها نمی‌نوشتند.

طبیعتاً به عنوان کسی که شغلش این است، دوست دارم کارم معرفی شود و برایم جذاب است که مردم درباره شغلم بدانند…
 

  • * در گذشته معمولاً صدابردارها کار میکس و مسترینگ انجام می‌دادند؛ کسانی مثل اُرد انزابی‌پور یا ناصر فرهودی اما در کاور آلبوم‌ها نامی از میکس و مسترکننده وجود نداشت. فکر می‌کنم از همان دوره‌ی تو، این کار کم‌کم به عنوان یک شغل مستقل جا افتاد.

بله، فکر می‌کنم از زمانی که شروع به کار کردم و هم‌دوره‌ای‌های من باعث شدند کمی این قضیه جا بیفتد. تا پیش از آن معمولاً در کاورها نام استودیوی ضبط و صدابردار را می‌نوشتند و اگر هم صدابردار کار میکس انجام می‌داد، نامش را به عنوان صدابردار ذکر می‌کردند. میکس و مسترینگ همیشه وجود داشته و شاید فقط برای آن اسم جداگانه‌ای نگذاشته بودند.
 

  • * به آن «پالایش صدا» هم می‌گفتند.

پالایش نگاه ایرانی به قضیه است و اگر قرار بود نامش پالایش باشد، کسانی که اختراعش کردند، به آن چنین عنوانی می‌دادند. من اولین چیزی که به شاگردانم می‌گویم این است که میکس، پالایش نیست. میکس مرتب کردن و بریدن نیست؛ اسمش رویش است؛ مخلوط کردن همه چیز با هم. این نگاه ایرانی است که مثلاً اضافه آن را ببریم یا تفکیک کنیم و همه چیز را از هم جدا کنیم.

متأسفانه دیدگاه خیلی از آدم‌های حرفه‌ای هم به میکس این است که همه چیز باید از هم تفکیک باشد در صورتی‌که موسیقی برآیند صدای تک‌تک اعضای یک گروه است و تو وقتی به موسیقی گوش می‌کنی، باید گروه را بشنوی نه صدای یکی، دو نفر اما نگاه ایرانی همیشه دنبال سولو آرتیست است.
 

  • * بد نیست کمی هم درباره تاریخچه این کار صحبت کنیم. میکس و مستر همیشه در موسیقی وجود داشته است؟

بله. یک مرحله حیاتی است و نمی‌توان آن را حذف کرد. حتی تنظیم‌کننده هم حین تنظیم، یک میکس جزئی روی اثر انجام می‌دهد. حالا ممکن است روش‌ها فرق کند و این تفاوت‌ها است که باعث تمایز می‌شود.
 

  • * درباره تنظیم‌‌کننده‌ها صحبت کردی. آیا اصولاً یک تنظیم‌کننده خوب می‌تواند میکس و مسترکننده خوبی هم باشد؟ مثلاً تنظیم‌کننده‌هایی مثل کوشان حداد، بهروز صفاریان و سعید زمانی خودشان میکس می‌کنند.

این دیدگاه که یک تنظیم‌کننده خوب، حتماً میکس و مسترکننده خوبی هم هست، اشتباه است اما طبیعتاً یک نفر می‌تواند هم تنظیم‌کننده و هم میکس‌من خوبی باشد. نمونه‌اش هم همین افرادی که مثال زدی. مثلاً کوشان (حداد) هم خوب تنظیم می‌کند و هم خوب میکس می‌کند. فارغ از این‌که سلیقه تنظیم کردنش خیلی به من نزدیک است و کارهایش را دوست دارم، در نگاه من، کوشان در وهله اول مهندس صدا و میکس‌من خیلی خوبی است و صداها را خوب می‌شناسد.
 

  • * بعضی از تنظیم‌کننده‌ها هم هستند که فقط کار خودشان را می‌توانند خوب میکس کنند.

دقیقاً، اما اگر از آنها بخواهی قطعه‌ای را برایت میکس کنند، نمی‌توانند مثل کار خودشان یک اثر خوب ارائه کنند. در واقع برای آثار خودشان این دو کار را هم‌زمان انجام می‌دهند و اگر جایی احساس کنند صدایی که استفاده کرده‌اند به آهنگ نمی‌آید، صدا را اصلاح نمی‌کنند، بلکه خیلی راحت آن را عوض می‌کنند. اما من به عنوان یک میکس‌من نمی‌توانم این کار را انجام دهم و باید همان چیزی که تحویلم داده‌اند را میکس کنم؛ پس باید آنقدر توانایی داشته باشم تا از صدایی که خوب نیست، یک کار و ایده خوب تولید کنم.
 

  • * به نظرت دیگر چه کسانی هم تنظیم‌کننده خوبی‌اند و هم میکس و مسترکننده خوبی هستند؟

همان‌طور که گفتم کوشان حداد و البته سیروان خسروی هم خیلی خوب است. سعید زمانی که اشاره کردی هم توانایی‌های زیادی دارد و کارهایش را دوست دارم. کارهای بهروز صفاریان هم کاراکتر خاصی دارند. هیجان کارهای مهران عباسی را هم می‌پسندم. فرشاد حسامی هم سلیقه خیلی خوبی دارد و جزء آدم‌هایی است که کارهای دیگران را هم خیلی خوب میکس می‌کند. در حال حاضر این دوستان به ذهنم می‌آیند و البته فکر نمی‌کنم تعدادشان خیلی هم زیاد باشد.
 

 

خودم هم خیلی دقیق نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که کارم با اقبال رو به رو شد

 

  • * فکر می‌کنی دلیل این‌که بین این اسامی، تو نسبت به بقیه پرکارتر هستی و نامت در این چند سال به عنوان میکس و مسترکننده کاملاً جا افتاده چیست؟

این کار شغل من است. زمانی که من کارم فقط میکس کردن بود، تقریباً کس دیگری نبود که فقط و فقط، این کار را انجام دهد بلکه صدابردارهایی بودند که میکس هم می‌کردند. البته تجربه کار با یک نفر که فقط کارش میکس کردن است هم کمی برایشان جذاب بود و می‌خواستند آن را هم تجربه کنند…
 

  • * فکر می‌کنم حدوداً شش، هفت سال است که کارهایت با اقبال رو به رو شده است.

بله اما راستش خودم هم خیلی دقیق نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که کارم با اقبال رو به رو شد.
 

  • * طبیعتاً به کیفیت کارت هم مربوط می‌شود.

بله البته دوست ندارم از خودم تعریف کنم اما شاید یکی از دلایل تفاوت آنچه من می‌ساختم با آنچه که بقیه تولید می‌کردند این بوده که من از هیچ کسی که شغلش میکس و مسترینگ بوده، کار یاد نگرفته‌ام.
 

  • * و همین موضوع باعث می شود کارت نسبت به دیگران متفاوت باشد و صرفاً شاهد سلیقه شخصی خودت باشیم.

همه چیز سلیقه خودم بود و اصلاً رنگ جدیدی محسوب می‌شد. منظور این نیست که کارم خیلی خوب بوده، فقط با کارهای دیگر تفاوت داشت و این باعث شد آدم‌ها فکر کنند حالا اگر آرش پاکزاد کار ما را میکس کند نتیجه چه می‌شود؟ آن زمان‌ها که سفارش کار جدید می‌گرفتم، شب که به خانه می‌رسیدم، کارهای دیگران مثل کوشان (حداد) را گوش می‌کردم و آنها را برای خودم آنالیز می‌کردم. کارهای دیگران را هم گوش می‌کردم؛ مثلاً آن زمان محمد موسوی کارهای بسیار مهم و ماندگاری انجام داد که همیشه آن‌ها را گوش و تحلیل می‌کردم. برای خودم هم جالب بود و دائماً در حال یاد گرفتم بودم.
 
البته دوست و رابطه‌های خیلی خوبی هم داشتم و پیدا کردن خواننده‌ای که با او کار کنم، برایم کار خیلی سختی نبود. همه چیز خود به خود پیش آمد؛ اصطلاحی هست که می‌گوید «زمان درست، مکان درست»؛ شاید اصلاً من هیچ‌کاره بودم و هر کس دیگری جای من بود، این اتفاق‌ها برایش می‌افتاد.

 

 

بیش از ۴۰ قطعه با بابک جهانبخش کار کرده‌ام و فکر می‌کنم بیشترین همکاری را با او داشته‌ام
 

  • * اصلاً به شکل رسمی کارت را با کدام خواننده شروع کردی؟

من حدوداً از سال ۷۹ برای خودم در خانه کار می‌کردم. کمی بعدتر پیش یکی از دوستانم یعنی امید رهبران شروع به یاد گرفتن کیبورد کردم و بعد هم با هم کار کردیم. یک روز به من زنگ زد و گفت یک استودیو هست، بیا آنجا را ببین تا با هم شروع به کار کنیم. حمیدرضا صدری که کارهای بسیار مهم و خوبی در صدا و سیما انجام داده، با روزبه نعمت‌الهی دوست بود و این استودیو هم در واقع برای روزبه بود که حمیدرضا آن را به ما معرفی کرده بود. خلاصه که شرایط خیلی خوبی مهیا شد و آنجا تبدیل به اولین محل کار حرفه‌ای من شد.
 

  • * پس اولین کسی که کارش را میکس کردی، احتمالاً باید روزبه نعمت‌الهی بوده باشد؟

بله. دو تا آلبوم اول (عمو زنجیرباف و هفته‌های عاشقی) روزبه نعمت‌الهی بود. تجربه خیلی خوبی هم بود. نفر بعدی هم فکر می‌کنم آلبوم بابک جهانبخش بود.
 

  • * همکاری با بابک جهانبخش چطور بود؟

آن هم اتفاق جالبی بود. یک روز امیرحسین اویسی با من تماس گرفت و گفت دو قطعه برای بابک جهانبخش تنظیم کرده‌ام. بعد هم پیام هوشمند کارهای بابک را برای من آورد و تقریباً بیشتر آن آلبوم را من میکس کردم. بیش از ۴۰ قطعه با بابک (جهانبخش) کار کرده‌ام و فکر می‌کنم بیشترین همکاری را با او داشته‌ام.
 

  • * فکر می‌کنم با احسان خواجه‌امیری هم همکاری طولانی مدتی داشته‌ای.

بله. من و بابک جهانبخش با هم کار می‌کردیم که یک روز گفت یکی از تنظیم‌کننده‌های آلبومم می‌خواهد پیش تو بیاید تا با هم کار کنید…
 

  • * هومن نامداری؟

بله. به طرز عجیبی رابطه خیلی خوبی با هم برقرار کردیم. احسان (خواجه‌امیری) قطعه‌ای به نام «دریا» داشت که با هومن درباره آن صحبت کردیم و گفت بیا با هم کار کنیم و همان هم تبدیل به اولین کار مشترک  ما شد. خیلی هم کار خوبی بود. بعد هم همکاری ما ادامه پیدا کرد و با هم آلبوم کار کردیم.
 

 

آدم‌ها به تکرار نرسیده‌اند، سبک‌ها تکراری شده‌اند!

 

  • * تو در ژانرهای مختلفی فعالیت می‌کنی؛ از الکترونیک و پاپ تا راک و تلفیقی که هر کدام هم باید با شیوه‌های متفاوتی میکس شوند. چرا فکر کردی باید کارت را تا این حد متنوع کنی؟

اولاً این‌که اگر فقط موسیقی راک یا پاپ میکس کنی، کمی خسته‌کننده می‌شود و خوب است که این وسط به دنیاهای دیگر هم سرک بکشی. نکته دوم این‌که مثلاً در ژانر پاپ کارهای زیادی تولید می‌شود اما در ژانری مثل راک، تعداد کارها خیلی کمتر است و اگر می‌خواستم فقط در ژانر راک (که علاقه خیلی زیادی هم به آن دارم) میکس کنم، شاید در سال کمتر از ده قطعه می‌شد. اما اگر دست خودم باشد، دوست دارم فقط در ژانرهای راک و تلفیقی کار کنم.
 

  • * در ژانرهای راک و تلفیقی با چه گروه‌هایی کار کرده‌ای؟

در راک که با «کامنت» و سه، چهار گروه دیگر که به اندازه کامت اسم و رسم ندارند اما کارهایشان خوب است. در تلفیقی‌ها هم با «دارکوب» و «چارتار» کار کرده‌ام و باقی آنها خیلی شاخص نبوده‌اند و کارهایشان هنوز منتشر نشده است.
 

  • * می‌دانم که تقریباً اکثر آثاری که تولید می‌شوند را گوش می‌کنی. به نظرت در حال حاضر وضعیت موسیقی راک و تلفیقی چطور است؟

تقریباً از بین رفته است. الان مگر چند گروه خیلی خوب تلفیقی داریم؟ تا آنجایی که کارها را شنیده‌ام، به نظرم الان «داماهی» عالی کار می‌کند و گروه‌هایی مثل «دارکوب» و «چارتار» و از آن طرف هم میلاد درخشانی.
 

  • * موسیقی تلفیقی هم بعد از یک دوره خاموشی، شبیه موجی بود که با گروه‌هایی مثل «دنگ‌شو» و «پالت» و… آغاز شد و الان به سمت کارهای تکراری رفته است.

همین است دیگر. مگر موسیقی راک تا کِی می‌تواند جذاب باشد؟ مگر این‌که آن را به آلترناتیو تغییر دهیم. وقتی هر روز چلوکباب بخوری، بالاخره خسته می‌شوی. منظور این‌که آدم‌ها به تکرار نرسیده‌اند بلکه این سبک تکراری شده و باید به شکل دیگری کار کرد. تقصیر موسیقی راک نیست، اشکال این‌جا است که روزی سی تا قطعه راک منتشر می‌شود و طبیعتاً از یک جایی به بعد، مخاطب خسته شده و دنبال یک اتفاق تازه می‌گردد.

خیلی‌‌ها می‌گویند موسیقی تکراری شده؛ خب بله، تکراری می‌شود، موسیقی هم مثل سینما یا هر چیز دیگری می‌تواند تکراری شود و یکی از راه‌کارهای آن این است که مخاطب به موسیقی متنوع گوش کند. همیشه همه چیز به اندازه خیلی زیادی وجود دارد و اگر بتوانی به سبک‌های مختلف گوش کنی، برای خودت تنوع ایجاد کرده‌ای. تک بعدی نبودن همیشه جواب می‌دهد.
 

  • * راستی چرا هیچ‌وقت وارد حوزه موسیقی سنتی نشده‌ای؟

با یکی از دوستانم چند تا موسیقی فیلم کار کرده‌ام اما هنرمندان حوزه موسیقی سنتی تعدادشان خیلی زیاد نیست. مگر در سال چند آلبوم موفق سنتی تولید می‌شود؟ بیشتر از دو، سه آلبوم؟ برای همین هم هست که خیلی به من مراجعه نمی‌شود و خیلی از آنها هم من را نمی‌شناسند. مگر این‌که یک نفر بخواهد خوانش سنتی را با موسیقی مدرن‌تری کار کند که می‌شود چیزی شبیه «چارتار» یا «پالت». یعنی همان ژانری که من خیلی دوست دارم و به من هم برای آن مراجعه می‌شود. در ماه شاید سه، چهار گروه شبیه ژانر «چارتار» به من مراجعه شود اما چون آنقدرها خوب نیستند، آنها را قبول نمی‌کنم.
 

  • * به نظرت کیفیت میکس و مسترینگ در ژانر موسیقی سنتی چطور است؟

به نظرم خوب است و آدم‌های حرفه‌ایِ این حوزه، خیلی خوب کار می‌کنند. مثلاً آلبوم «دریای بی‌پایان» از گروه «دستان» و سالار عقیلی که به نظرم خیلی خوب صدا می‌دهد. یا آلبوم «لولیان» با صدای شهرام ناظری که اگر اشتباه نکنم آرمین کارباف میکس کرده و کار خیلی خوبی است. کارهای دیگر استاد ناظری مثل «رومی» و «سِفر عسرت» که به نظرم از استاندارد هم فراتر صدا می‌دهند و اصلاً به نوعی رفرنس هستند.

افراد زیادی هستند که دارند خیلی خوب کارشان را در این حوزه انجام می‌دهند و اصلاً نیازی نیست کسی به آن بخش اضافه شود. بعضی‌ها انتقادهایی دارند اما به نظر من ژانر موسیقی سنتی خیلی درست صدا می‌دهد.
 

 

اکثر کارهایی که من میکس کرده ام، آثار پرمخاطبی بوده‌اند

 

  • * در صحبت‌هایی که داشتیم به من گفتی اتفاقاً خیلی پرکار نیستم و برای این زیاد به چشم می‌آید که کارهایی که می‌کنم، موفق می‌شوند.

بله اکثر کارهایی که من میکس آنها را به عهده داشتم، آثار پرمخاطبی بوده‌اند. فکر می‌کنم در روز چیزی حدود ۳۰ تا ۵۰ اثر در سایت‌ها منتشر می‌شود که شاید هر دو روز، یکی از آنها را من میکس کرده باشم اما ممکن است در پنج اثری که با اقبال مواجه شده‌اند، میکسِ یکی، دو تا از آنها کار من باشد.
 

  • * خب چطور این اتفاق می‌افتد؟ چون فکر می‌کنم دیگر نمی‌توان اسمِ شانس روی آن گذاشت.

اتفاقاً در انتخاب کارها خیلی هم وسواس دارم اما جالب این‌جا است که قطعات مورد علاقه من را معمولاً مردم دوست ندارند. خیلی‌ها به من می‌گویند ترتیب آلبوم را تو بچین اما همیشه می‌گویم این اشتباه‌ترین کار ممکن است چون نگاهم خیلی متفاوت است و دنبال چیز دیگری در موسیقی هستم.
 

  • * می‌گویی کارها را انتخاب می‌کنی و بیشتر کارهایی که میکس می‌کنی هم بین مردم شنیده می‌شوند اما از طرفی معتقدی قطعات مورد علاقه‌ات را مردم دوست ندارند. این کمی تناقض ندارد؟

ببین، مثلاً وقتی آهنگی را گوش می‌کنم، ممکن است سلیقه من نباشد اما حدس می‌زنم مردم این کار را دوست خواهند داشت. خیلی اوقات کارهایی انجام داده‌ام که اصلاً فکر نمی‌کردم پرمخاطب شوند ولی شده‌اند.
 

  • * مثل چه کارهایی؟

مثلاً فکر نمی‌کردم «چارتار» تا این حد برای مردم جذاب باشد و فقط به این دلیل که به شدت آن را دوست داشتم با هم شروع به کار کردیم.
 

  • * مثلاً فکر می‌کردی قطعه «هر بار این درو» از ماکان‌بند مورد توجه قرار گیرد؟

آن قطعه که اصلاً اولین‌بار میکس نشده پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت و تازه بعد از آن مسترش کردم. مردم ماکت آن را شنیدند و شاید کار من در هیت شدنش تأثیری نداشت. برای همین هم گفتم که مردم اول خودِ آهنگ یعنی ریتم و گروو آن را می‌شنوند. «هر بار این درو» هم قطعه خوبی بود و ترانه و متن گفتاری جالبی داشت و میکس نشده هیت شد. خیلی از کارهای دیگر مثل آهنگ‌های قدیمی‌تر محسن یگانه هم این اتفاق برایشان افتاده است.
 

 

یکی از افرادی که خیلی خوب می‌توانیم با هم کار کنیم محسن یگانه است

 

  • * لحن و نحوه خواندن خواننده روی کار میکس تأثیر می‌گذارد؟ مثلاً کسی مثل احسان خواجه‌امیری که نوع خواندنش با تحریرهای زیادی همراه است، روی کار تو تأثیری ندارد؟

بعضی خواننده‌ها آنقدر درست و خوب روی آهنگ می‌خوانند که وقتی به آن گوش می‌کنی، همه چیز از نظرت عالی است اما برای صدای بعضی از خواننده‌ها باید با یک‌سری تکنیک‌ها، کاری کنی که صدایشان با آهنگ هماهنگ شود و اصطلاحاً به آن بیاید. البته به انتخاب آهنگساز و این‌که چطور برای آن خواننده آهنگسازی کند که لازم نباشد این‌ها را با زور با یکدیگر هماهنگ کنیم هم خیلی ربط دارد.
 

  • * مثلاً الان اصطلاحاً لحن لاتی و لَخت خواندن مُد شده است. این نوع خواندن در کار تو تأثیر ندارد؟

مهم نیست که چطور می‌خوانی، مهم این است که آنقدر تسلط داشته باشی و جوری بخوانی که به موزیکت بیاید. ترکیب شعور آهنگساز و خواننده است که باعث می‌شود از یک قطعه لذت ببری. اگر این شعور وجود داشته باشد که کار من آسان می‌شود اما اگر غیر از این باشد، من باید دائماً تلاش کرده و فضایی ایجاد کنم که این‌ها در کنار هم خوب به نظر بیایند. خیلی اوقات، چهار، پنج ساعت برای میکس موسیقی وقت می‌گذارم اما مثلاً سه روز زمان می‌برد تا صدای خواننده را با موزیک هماهنگ کنم! گاهی اوقات هم آن‌قدر همه چیز درست و خوب است که این کار یک ربع بیشتر از من زمان نمی‌برد.
 

  • * مثل کدام قطعه؟

مثلاً تازگی قطعه «عشق» از سیامک عباسی منتشر شده که برای این قطعه ساعت سه، کار را از سیامک گرفتم و ساعت هشت شب آن را پخش کردند. البته کار خیلی پیچیده و پرسازی نبود و خیلی دردسر نداشت اما وقتی به بخش وکال رسیدم، آن‌قدر همه چیز خوب در کنار هم قرار گرفته بود که کار خاصی روی آن انجام ندادم.
 

 

متأسفانه خواننده‌ها تنبل هستند و وقتی کاری را یک بار می‌خوانند، اگر بگویی دوباره بخوان، احساس می‌کنند به آنها گفته‌ای خواننده خوبی نیستی!

 

  • * وقتی این مشکلات پیش می‌آید و صدای خواننده با موسیقی هماهنگ نیست، خواننده‌ها برای خواندن دوباره‌ی آن، با تو همکاری می‌کنند؟

با یک‌سری که اصلاً نمی‌توان تعامل کرد. بعضی هم معتقدند هر چه من بگویم درست است و همان کار را می‌کنند. اما متأسفانه کمتر می‌توان چنین تعاملی را برقرار کرد. مثلاً یکی از افرادی که خیلی خوب می‌توانیم با هم کار کنیم محسن یگانه است. حتی گاهی از من می‌پرسد چه میکروفونی بگیرم که تو راحت باشی؟ همه تلاش خود را روی آهنگسازی، نوشتن و حس خوب خواندنش می‌گذارد و بقیه آن را به من می‌سپارد.

مثلاً برای همین قطعه «بهت قول می‌دم» که خیلی هم هیت شد، شاید با محسن یک ربع بیشتر صحبت نکردیم و خیلی راحت با هم به نتیجه رسیدیم. اگر هم جایی به نظرش مشکل داشت باشد به من می‌گوید اگر صلاح می‌دانی این کار را بکنیم در صورتی‌که ممکن است حتی از من ایده‌ بهتری هم داشته باشد، اما می‌گوید من کارهای مربوط به خودم را کرده‌ام و حالا نوبت توست. حتی در یکی از کارهای آخرش چندین مدل مختلف خوانده بود و گفت خودت از بین آنها انتخاب کن در صورتی‌که تصمیم بسیار مهمی است و هیچ کس چنین کاری نمی‌کند. خواننده‌ها حساسیت زیادی دارند و همه چیز باید تحت نظر خودشان باشد.
 
خیلی جالب است که وقتی بار اول به بعضی‌ها چیزی را می‌گویم گوش نمی‌کنند اما می‌دانم که پنج روز بعد در آنها اثر می‌کند و با روشی که مثلاً من نفهمم، حرفم را قبول می‌کنند. بعضی‌ها هم گارد دارند و می‌خواهند حرف خودشان باشد.
 

  • * با کدام خواننده و تنظیم‌کننده برای میکس و مسترینگ راحت‌تری؟

مثلاً محسن یگانه یا هومن نامداری که حرف هم را خوب می‌فهمیم و به هم اعتماد داریم…
 

  • * با احسان خواجه‌امیری چطور؟

احسان خودش کار میکس انجام می‌دهد و جدا از این‌که بعضی جاها اختلاف نظر داریم، معمولاً با هم به نتیجه خوبی می‌رسیم. احسان جزء آدم‌هایی است که وقتی حرفی می‌زند، خیلی به آن مطمئن است. جزء خواننده‌هایی است که در زمینه میکس اطلاعات زیادی دارد و معمولاً در دوباره خواندن هم تنبل نیست. اما متأسفانه خواننده‌ها تنبل هستند و وقتی کاری را یک بار می‌خوانند، اگر بگویی دوباره بخوان، ناراحت می‌شوند و احساس می‌کنند به آنها گفته‌ای خواننده خوبی نیستی! در صورتی‌که تنظیم‌کننده یا میکس و مسترکننده را بیچاره می‌کنند تا کار را تأیید کنند. از هر ده خواننده، هشت نفر آنها این مشکل را دارند و همین اتفاقاتِ به ظاهر کم اهمیت است که باعث می‌شود آلبوم‌هایشان زمین بخورد و ترک‌هایشان شنیده نشود. خب خیلی واضح است؛ بد خوانده‌ای و باید یک بار دیگر بخوانی! این‌که می‌گویند دیگر حسش در نمی‌آید بهانه است، تو شغلت خوانندگی است، مگر می‌توانی حس آن را درنیاوری؟ پس چطور کنسرت اجرا می‌کنی؟ یعنی می‌خواهی بگویی همه آن صد باری که در کنسرت خوانده‌ای مصنوعی بوده است؟!
 

  • * فکر می‌کنی این‌که این روزها عمر قطعات تا این حد کوتاه شده هم می‌تواند به این موضوع ربط داشته باشد؟

اتفاقاً درباره این موضوع با دوستانم صحبت می‌کنم و معتقدیم یکی از دلایل کوتاه شدن عمر قطعات این است که خواننده بد می‌خواند. خواننده هم رکن بسیار مهمی از کار است و اگر کارش را درست انجام ندهد، شما بهترین میکس و تنظیم و ساز را هم بزنی، باز قشنگ نمی‌شود و دوست نداری آن را گوش کنی.
 

 

 

 

در این لحن خواندنی که جدیداً مد شده، دیگر خیلی اغراق می‌کنند!

 

  • * حالا نظرت درباره لحنی که این روزها مد شده چیست؟

مخاطبشان نیستم اما ایرادی هم به آنها نیست. فقط ای کاش کمی سلیقه به خرج می‌دادند. یکی از دوستانم می‌گفت سهل‌انگاری فقط این نیست که کپسول آتش‌نشانی در ماشین و خانه‌ات نگذاری، این‌که یک قطعه را خوب اجرا نکنی هم سهل‌انگاری است و متأسفانه در موسیقی سهل‌انگاری خیلی زیاد شده است.

این مدل خواندن، یک‌سری المان دارد که از بین آنها فقط به لحن توجه می‌شود. این موسیقی می‌تواند خیلی بیشتر از این‌ها جذاب باشد چون چیزی نیست که فقط در ایران مد شده باشد و شاهد آن در خارج از ایران هم هستیم اما وقتی به آنها گوش می‌کنی، متوجه می‌شوی که موزیک خیلی با آن مدل خواندن همسو است و اگر لحن خواننده کمی لَخت و شل است، موزیک هم کاملاً این حس را به تو منتقل می‌کند.
 

  • * این لحن ابتدا با یک سری استاندارها شروع شد اما به نظر می‌آید الان دیگر بیش از حد در آن اغراق می‌کنند.

دقیقاً اما موزیک خیلی محکم و سفت کارش را انجام می‌دهد که به نظرم تناقض خوبی نیست.
 

  • * هنرمندی در ذهن داری که فکر کنی این کار را درست انجام می‌دهد؟

من نظر و سلیقه شخصی خودم را بیان می‌کنم و می‌گویم که این اتفاقِ درست در هیچ‌کدام از آدم‌های پرمخاطب دیده نمی‌شود. به نظر من موسیقی و مدل خواندنشان به هم نمی‌آید. نمی‌توانی تا این حد لَخت بخوانی اما موزیک‌ات شارپ باشد. اگر هم قرار نیست به هم بیایند، باید آنها را آنقدر خوب کنار هم بگذاری که کسی متوجه آن نشود و کسی را اذیت نکند.
 

  • * فکر می‌کنم سیروان هم در تجربه‌های اخیرش کمی این لحن خواندن را امتحان کرده است.

به نظرم سیروان هم این کار را درست انجام داده است. یکی از نکات مهم سیروان این است که زیبایی‌شناسی دارد و وقتی هم آدمی زیبایی را بشناسد، در تمام کارهایش موفق می‌شود. اینستاگرامش را هم نگاه کنید، رنگ و انتخاب عکس‌هایش زیبا است. اگر خودش هم کاری را بلد نباشد، کسی را کنارش دارد تا از او کمک بگیرد. در صورتی‌که پِیج خیلی از خواننده‌ها پر از سلفی و عکس‌های ادیت نشده و مشکل‌دار است.

متأسفانه زیباشناسی در تولیدکننده‌های موسیقی کم شده و وقتی هم زیبایی را نشناسی، کپی می‌کنی. نتیجه هم این است که وقتی این نوع خواندن مد می‌شود، صرفاً از بقیه آدم‌ها کپی می‌کنی.
 

  • * اصلاً به نظرت چه شد که این لحن خواندن مد شد؟

دو، سه ترک اولی که با این لحن تولید شد خیلی جذاب بودند اما در ادامه نتوانستند آن را حفظ کنند. این نوع خواندن با آرش و مسیح مد شد و قطعه خیلی خوبی هم به نام «بیا بازم» منتشر کردند که من خیلی آن را دوست داشتم. یک موسیقی درست و زیبا و متن خوبی که درست خوانده شد و تمام این المان‌ها باعث شد همه چیز آن آهنگ به هم بیاید. اما به نظرم این مسیر درست ادامه پیدا نکرد و رفتن به سمت بازار باعث خراب شدنش شد. اگر همان مسیر را ادامه می‌دادند، خودم مخاطب شماره یک آنها می‌شدم اما تا آمدم مخاطبشان شوم به سمتی رفتند که مورد علاقه من نبود و من فقط افسوس خوردم. مطمئناً هم دیگر به آن سمت بر نمی‌گردند چون توانستند مخاطب بیشتری پیدا کنند که البته ادامه این مسیر منطقی هم هست و شاید اگر من هم بودم آن را تغییر نمی‌دادم. یک تعداد از مخاطبانشان را از دست دادند و به جای آن کلی مخاطب دیگر جذب کردند که من و خیلی از دوستانم جزء ازدست رفته‌ها بودیم.
 

 

قیمت‌هایی که برای میکس و مسترینگ می‌دهند اصول و استاندارد خاصی ندارد

 

  • * اگر موافقی دوباره به مقوله میکس برگردیم. میانگین هزینه میکس و مسترینگ در ایران چقدر است؟

در پروژه‌های بزرگ خارج از ایران را نمی‌دانم و به دست آوردن رقم آن هم کار خیلی آسانی نیست. اما اگر بخواهیم از روی مقیاس آنلاین در نظر بگیریم، میانگین قیمت برای میکس چیزی حدود ۳۰۰ تا ۶۰۰ دلار است. در ایران هم کسانی که کمی استانداردتر کار می‌کنند و پرکارتر هستند، چیزی حدود ۷۰۰، ۸۰۰ هزار تومان قیمت می‌دهند.
 

  • * نسبت به باقی بخش‌ها مثل ترانه و تنظیم و آهنگسازی، به نظر رقم کمی می‌آید.

به نظر من هم کم است اما چون جا افتاده، نمی‌توان یکدفعه رقم آن را تغییر داد. مثلاً اگر فکر کنی یک نوازنده یا ترانه‌سرا یک میلیون تومان دستمزد می‌گیرد، یک میکس‌من هم می‌تواند چنین رقمی را بگیرد یا حتی بیشتر چون شاید بعضی مواقع از نظر زمانی یا حتی از نظر تخصصی کار بیشتری هم انجام دهد. نمی‌توان مقایسه کرد که یک میکس‌من خیلی باتجربه‌تر و بهتر از نوازنده گیتار است و باید پول بیشتری بگیرد اما از لحاظ زمانی هم حساب کنی، زمانی که برای میکس گذاشته می‌شود، بیشتر از زمانی است که یک نوازنده برای یک قطعه می‌گذارد. حالا ممکن است ترانه‌سرا از هر دوی ما بیشتر زمان بگذارد و مثلاً یک هفته روی یک ترانه کار کند و ممکن است حق‌اش بیشتر باشد اما راستش این قیمت‌ها اصول و استاندارد خاصی ندارد. من خودم دوست ندارم یک روز از خواب بیدار شوم و بگویم از امروز دیگر قیمت را زیاد کرده‌ام.
 

  • * اصلاً این قیمت‌ها از کجا مشخص می‌شود؟

از هیچ‌جا. یک قیمت عرف می‌شود و همه همان را پیشنهاد می‌دهند. حالا ممکن است یک نفر بگوید من کارم از بقیه بهتر است یا تجربه بیشتری دارم یا با فلان آرتیست کار کرده‌ام و باید پول بیشتری بگیرم. می‌تواند هزار دلیل موجه داشته باشد چراکه قاعدتاً کسی که درجه یک، دو یا سه یک کشور است، جا دارد که پول بیشتری هم نسبت به دیگران بگیرد.
 

  • * کسی که کار میکس انجام می‌دهد باید خودش هم مستر کند یا بهتر است این دو از هم جدا باشند؟

صد در صد بهتر است از هم جدا باشند اما باز هم فعالیت در ایران، شرایط این کار را پیچیده می‌کند. خود من کسی را نمی‌شناسم که این چند ویژگی را با هم داشته باشد؛ اول این‌که زمان کافی داشته باشد تا من بیشتر از این به کسی که کار را به من سفارش داده بدقول نشوم. دوم این‌که مطمئن باشم از منِ نوعی بهتر یا حداقل هم سطح خودم آن کار را انجام می‌دهد. سوم این‌که بتوانیم با هم تعامل داشته باشیم و بتوان به او اطمینان کرد. همیشه یکی از این المان‌ها می‌لنگد. مثلاً من از خدایم است کارهایم را کوشان مستر کند اما آن‌قدر سرش شلوغ است که گاهی او به من پیشنهاد می‌دهد تا بعضی از کارهایش را میکس کنم. این‌طوری نتیجه خیلی بهتر می‌شود چون هر کس تمام توانش را در حوزه مربوط به خود می‌گذارد و نتیجه عالی می‌شود.
 

  • * البته بحث هزینه اضافه هم پیش می‌آید.

دقیقاً. ببین، میکس و مسترینگ من توامان است بنابراین اگر بخواهم کار را مشخصاً مستر نکنم، نمی‌توانم هزینه کمتری بگیرم چون آنقدری از کارم کم نمی‌شود. حالا شما فرض کنید که آن هنرمند باید علاوه بر پول من، هزینه جداگانه‌ای هم برای مسترینگ بپردازد که باعث می‌شود هزینه‌ها بالا برود.
 

 

دوست داشتم کارهای گروه «داماهی» و «اوهام» را من میکس کنم

 

  • * در بین آثاری که شنیده‌ای، کاری بوده که با شنیدنش احساس کنی کاش تو آن را انجام داده بودی؟

خیلی وقت‌ها این آرزوم را دارم. مثلاً کار گروه «داماهی» بی‌نقص است و آلبومشان از نظر میکس و مسترینگ عالی است، اما خیلی دوست داشتم من آلبوم را میکس می‌کردم. آنقدر همه چیز درست و خوب است که دوست داشتم کارِ من باشد. یا این‌که ای کاش زمانی که «اوهام» کار می‌کرد، من این کار را به خوبی بلد بودم و کارهایشان را میکس می‌کردم چون احساس می‌کنم می‌توانم یک‌چیزهایی به آن اضافه کنم. این‌ها هم به این دلیل است که آنقدر خوب هستند که دوست دارم در تیم‌شان باشم نه این‌که الان مشکلی داشته باشند.
 

  • * برای سوال آخر اگر فکر می‌کنی چیزی از قلم افتاده درباره آن صحبت کنیم.

یکی از ایرادهای فضای موسیقی کشور ما این است که می‌گویند موسیقی ما کیفیت ندارد؛ این حرف باب شده و می‌گویند فقط کیفیت کارهای خارجی خوب است. با این جمله که بگویند سینمای ایران یا موسیقی ایران بد است احساس می‌کنند مستثنی هستند و خوبند و بقیه بَد هستند. اخیراً یکی از دوستانم موزیکی برای میکس فرستاد و بعد از میکس گفت خیلی خوب است اما می‌خواهم خارجی صدا بدهد. مثلاً مثل Nothing Else Mathers متالیکا. گفتم تو همین الان برو این آهنگ را دانلود کن و گوش کن تا بعد از آن با هم حرف بزنیم. بعد از شنیدن آن خنده‌اش گرفت و گفت راست می‌گویی خوب نبود.

چون ما آن آهنگ را ۱۵ سال پیش گوش می‌کردیم و که برای آن زمان عالی بود. اما الان دیگر خنده‌دار است. ولی در ذهن ما این‌طوری نقش بسته که آن خیلی خوب بوده و ما هیچ‌وقت به آن نمی‌رسیم. در صورتی‌که ماها در سطح خیلی خوبی کار می‌کنیم اما چون میکس و مستر خانه آخر است، همیشه اشکال را گردن این بخش می‌اندازند. مثل وقتی که یک تیم در فوتبال گل می‌خورد، همه فکر می‌کنند دروازه‌بان مقصر است در صورتی‌که ده نفر  قبل از او هستند که نباید اجازه دهند توپ به دروازه برسد، اما وقتی رسید، ممکن است دوازه‌بان هم اشتباه کند. یعنی او فقط یکی از مقصران است نه نفر اصلیِ این اشتباه. میکس و مسترینگ هم به همین صورت است.

من همیشه می‌گویم من میکسر نیستم، فیکسرم (اصلاح‌کننده). یعنی در بیشتر مواقع، وقتی اثری به دستم می‌رسد فقط دارم اشتباهات بارز را اصلاح می‌کنم! در صورتیکه وظیفه من نیست و تنظیم‌کننده باید این‌ها را درست انجام دهد. این همان چیزی است که می‌گویند میکس و مستر آن خوب نبوده اما هیچ‌کس نمی‌گوید مشکل از تنظیم‌کننده بوده است.
 

  • * برای همین هم هست که بعضی از کارها را برای میکس یا مستر خارج از ایران می‌برند؟

بله. من که تا الان آلبومی را ندیده‌ام که خارج از ایران میکس و مستر شود و موفق باشد. من می‌گویم وقتی کسی می‌خواهد آلبومت را مستر کند، نباید با او یک قهوه بخوری و بگویی من این را می‌خواهم و ساختار مردم و شنونده من هم این است؟ نباید بگویی دنبال چه نکاتی هستی؟ یک نفر که کار مستر انجام می‌داد می‌گفت شغل من این است که از شما پول بگیرم و کمک کنم مردم داستانت را بهتر بشنوند. نه این‌که از تو پول بگیرم تا برایت یک داستان بسازم. هر کسی یک داستانی دارد و من نمی‌توانم همان کاری که برای داستان تو می‌کنم را برای دیگری هم انجام دهم.

منبع : موسیقی ما

حامد برادران: برنامه‌ریزی کارهای محمدرضا گلزار، بهنام بانی و سینا شعبانخانی تا عید نوروز را انجام داده‌ایم

بدون دیدگاه

موسیقی ما – «حامد برادران»، آهنگساز و تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر، پیش از شروع ماه محرم روزهای شلوغی را سپری کرد. این موزیسین جوان علاوه بر مدیریت هنری و تنظیم آثار بهنام بانی، با محمدرضا گلزار و سینا شعبانخانی و چند هنرمند سرشناس دیگر هم مشغول همکاری بود. او حالا در روزهایی که برگزاری کنسرت‌ها تعطیل است روند تولید قطعات با خواننده‌های مختلف را تعطیل نکرده و قصد دارد تا پس از ماه صفر با اتفاقات جدیدی دوباره حضور پررنگی در صحنه داشته باشد. هرچند طی هفته‌های اخیر قطعاتی از بهنام بانی و سینا شعبانخانی با تنظیم او منتشر شده اما قرار است او تا پایان سال فعالیت‌های گسترده‌ای داشته باشد. به بهانه همین موارد گفتگویی با حامد برادران در آخرین روز نمایشگاه مطبوعات در غرفه سایت «موسیقی ما» انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:
 

  • *ابتدا از کارهای محمدرضا گلزار شروع کنیم. از کنسرت‌ها و قطعات او چه خبرهای جدیدی برای ما داری؟

 تغییراتی در ارکستر و تنظیم‌های قطعات «محمدرضا گلزار» لحاظ کردیم. «به من خیلی بد کردی» آخرین کاری بود که از او منتشر شد و «منو اصلاً ندید» هم خودم تنظیم کردم و این کارها به ارکستر اضافه شده است. در حال حاضر حدود هشت قطعه خوب تولید کرده‌ایم و در حال برنامه‌ریزی برای نوبت پخش آنها هستیم. برنامه‌ریزی کارهای محمدرضا گلزار، بهنام بانی و سینا شعبانخانی تا عید نوروز را انجام داده‌ایم. فعلاً به سیاست پخش کارها فکر می‌کنیم تا ببینیم چه کاری برای چه زمانی مناسب است. از اوایل آذرماه هم با آقای گلزار در اکثر شهرها روی صحنه می‌رویم. قرار است به شهرهایی نظیر شیراز، اردبیل و تبریز و… که تا کنون سفر نکرده‌ایم برویم و برای شهرهایی که قبلاً کنسرت داشتیم هم تقاضای تمدید وجود داشت.
 

  • *آلبوم او چه زمانی منتشر می‌شود؟

انتشار آلبوم تا زمانی که به توجیه منطقی نرسیده حرکت درستی نیست. شاید خیلی‌ها مخالف حرف من باشد ولی زمانی باید آلبوم منتشر کنیم که ابتدا بستر فروش درست داشته باشد. در حال حاضر کسی خرید فیزیکی آلبوم انجام نمی‌دهد و اگر بتوانیم فرهنگ خرید دیجیتالی آلبوم‌ها را ترویج کنیم اتفاقاتی خوبی رخ می‌دهد. اهالی سینما اخیراً موفق به کنترل سایت‌هایی شده‌اند که به صورت غیرقانونی فیلم‌ها را منتشر می‌کردند و با آنها برای فروش مشارکت کردند. به این ترتیب کارگردانان فیلم‌ها و سریال‌های شبکه نمایش خانگی توانستند از دانلود فیلم‌هایشان درآمد کسب کنند. باید به سمتی حرکت کنیم که دانلود تک‌آهنگ، آلبوم و ویدئو و… توجیه اقتصادی داشته باشد. فقط چند هنرمند هستند که می‌توانند کنسرت برگزار کنند و سایرین فقط برای تولید کارهایشان هزینه می‌کنند و اسپانسر ندارند. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا خواننده‌هایی که استعداد دارند یا مخاطبان کارهایشان را گوش می‌کنند حداقل بتوانند هزینه‌های تولید را بازگردانند. به دلیل این شرایط تا زمانی که بستر درآمدزایی فراهم نشود، انتشار آلبوم غیرمنطقی است.
 

  • *از کارهای جدید بهنام بانی چه خبرهایی برای ما داری؟

با حجم بسیار زیاد کنسرت‌های بهنام بانی در فصل تابستان و برای پس از محرم و صفر مواجه شدیم و حدس می‌زدیم که در بین کنسرت‌ها موفق به تولید قطعات جدید نشویم. به همین دلیل پروسه تولید کارهای بهنام را کمی زودتر و با سبک‌های متفاوت‌تر شروع کردیم. برای بهنام بانی تا کنون ده یا یازده قطعه پخش کرده‌ایم که به جز دو قطعه، سایر کارها کلاً فضای متفاوتی داشتند. الان که مخاطبان بهنام بانی گسترده شده‌اند ما هم تلاش می‌کنیم تا کارهای متفاوت‌تری تولید کنیم چون می‌دانیم نوآوری ما این بار شنیده می‌شود. اما برای خواننده‌های جدید آنقدر نمی‌توان نوآوری کرد و به نتیجه نمی‌رسیم. آلبوم بهنام بانی هم آماده انتشار است و باید به این نتیجه برسیم که آیا آلبوم باید منتشر شود یا نه.
 

  • *برخی منتقدان اعتقاد دارند به دلیل اینکه بهنام بانی ناگهان با سرعت عجیبی توانست مخاطبان زیادی به سمت خودش جذب کند احتمال افت و ریزش ناگهانی این طیف افراد وجود دارد. نظر تو چیست و برای عدم چنین اتفاقی چه تصمیمی اتخاذ کرده‌ای؟

 تمام این داستان به تفکر آن تیمی که تصمیم می‌گیرند و برنامه‌ریزی می‌کنند بستگی دارد. از سوی دیگر همه اتفاقات با هم جمع می‌شود و تعیین می‌کند که خواننده چه روندی خواهد داشت. به نظر من بهنام بانی با قدرت زیاد ادامه خواهد داد و مخاطبانش از قبل هم بیشتر خواهد شد. دلیلش هم این است که ما موسیقی ایرانی برای بهنام بانی تولید کردیم. در ابتدا شاید کارهایی که برای بهنام بانی تولید کردیم در ژانر تین‌ایج بود اما از آهنگ چهارم به بعد دوباره او را به ژانر خانوادگی و موسیقی ایرانی برگرداندیم و مخاطبش غالباً خانواده‌ها هستند و صرفاً جوانان نیستند. همانطور که می‌دانید ماه به ماه یا سال به سال سلیقه جوانان تغییر می‌کند. یک موجی می‌آید و برخی خواننده‌ها روی این موج سوار می‌شوند و سلیقه آنها با سلیقه مردم یکسان می‌شود اما زمانی که موج رد شود، خواننده هم ناخودآگاه از عرصه کنار می‌رود. من همیشه سعی کردم موج بسازم نه اینکه روی موج سوار شوم. از سوی دیگر به نظر من موسیقی ایرانی و خواننده خوب همیشه می‌ماند. الان اگر دقت کنید خواننده‌هایی که از قدیم تا الان می‌فروشند فقط چند چهره مشخص هستند. اما کسانی که ممتد روی موج حرکت می‌کنند، موسیقی ایرانی دارند و صدایشان صدای خوبی است. تمام عیاربودن یک خواننده مهمترین گزینه ماندگاری او است. چون مثلاً خواننده‌هایی هستم که به دلیل نوع تنظیم یا برخی به دلیل لحن خاص در یک مقطع زمانی کارشان موفق می‌شود اما خواننده توانا با صدا و موسیقی‌اش می‌تواند موفق باقی بماند. به قول شما اینکه یک هنرمند با چنین سرعتی به پیک برسد، احتمال افتش زیاد است و ماندن در بالاترین نقطه سخت است اما انشاالله اتفاقات خوب برای ما رخ دهد و طبق برنامه پیش می‌رویم.
 

  • *یکی دیگر از پروژه‌های مهم و خبرساز تو هم کارهای سینا شعبانخانی است. خواننده‌ای که بیماری چند وقت اخیر باعث شد تا نتواند حضور پررنگی در رقابت کنسرت‌های پایان فصل تابستان داشته باشد.

 سینا شعبانخانی زمانی مطرح شد که بازار موسیقی خیلی خلوت بود. او می‌توانست در آن زمان دهها برابر بهنام بانی بفروشد چون بهنام در مقطعی وارد شد که رقبای زیادی داشت و طرفداران در حال تقسیم هستند و خواننده‌های نسل جدید وارد شده‌اند. سینا به دلیل اینکه بین دوره کارهای مگاهیت تا برگزاری کنسرتش یک بازه زمانی پیش آمد، باعث شد تا کمی تب سینا شعبانخانی فروکش کند. اما بعد از مدت‌ها دوباره همکاری با سینا را از پنج ماه پیش آغاز کردیم و این بار یک برنامه‌ریزی متفاوتی برایش انجام دادیم و امیدواریم بتوانیم او را به نقطه اوج برسانیم. چون سینا مخاطبان خودش را دارد و صدایش در یک ژانر خاص و مدل دوست‌داشتنی است. در کل فکر می‌کنم سینا شعبانخانی به زودی به حق خودش خواهد رسید.
 

  • *دوست دارم درباره سایت «موسیقی ما» هم صحبت کنی و هر نکته و انتقادی که نسبت به ده سال فعالیت این رسانه داری عنوان کنی.

تقریباً از ابتدا با سایت «موسیقی ما» همراه بودیم و همکاری داشتیم. به نظر من تنها مرجع موسیقی مجاز در ایران بود و توانست به شکل تخصصی و آگاهانه مفاهیم و دست‌اندرکاران موسیقی را به مخاطبان عام معرفی کند و این خیلی مهم بود. تا پیش از فعالیت سایت «موسیقی ما» کارها پخش می‌شدند ولی خبری از ترانه‌سرا، آهنگساز و تنظیم‌کننده و… نبود و هیچکس با افراد پشت پرده آشنایی نداشت. «موسیقی ما» باعث شد تا آثار مختلف با همه تولیدکنندگانش معرفی شوند و الان مردم عام، حتی با شرکت‌های موسیقی آشنا هستند و نحوه برگزاری یک کنسرت را می‌دانند. از سوی دیگر سایت «موسیقی ما» توانست تفکر هنرمندان را به مخاطبان ارائه کند و این به موسیقی کمک می‌کند. انتقاد خاصی ندارم اما می‌توانید بستر ویدئویی را به گزارش‌ها و مصاحبه‌های خود اضافه کنید. باید کم کم سایت «موسیقی ما» هم از فرمت صرفاً متنی فاصله بگیرد و همه دوست دارند که اتفاقات را در قالب ویدئو ببینند. همچنین اگر از نحوه تولید قطعات و آلبوم‌ها و ضبط سازها در سبک‌های مختلف، فیلم تهیه کنید قطعاً جذاب خواهد بود. من حامد برادران دوست دارم بدانم که بچه‌های موسیقی سنتی تولید کارهایشان را از کجا شروع می‌کنند و سازبندی آنها چگونه است. از سوی دیگر بچه‌های موسیقی سنتی هم قطعاً دوست دارند با روند ساخت کارهای پاپ آشنا شوند.
 

  • *برای چهارمین جشن سالانه «موسیقی ما» چه پیشنهاداتی داری؟

جشن سالانه «موسیقی ما» یکی از مهمترین اتفاقات موسیقی است. در کشورمان باید چند برنامه مشابه جشن سالانه «موسیقی ما» داشته باشیم تا برای هنرمندان این عرصه انگیزه شود. جشن «موسیقی ما» می‌تواند زمینه‌ساز تشکیل یک صنف برای موسیقی باشد. همین که شما این تعداد از موزیسین‌ها را می‌توانید در یک شب و زیر یک سقف جمع کنید بزرگترین اتفاق داستان است و جمع‌کردن موزیسین‌ها سخت‌ترین کار ممکن است! همچنین چنین جشنی می‌تواند موسیقی را کم کم به یک صنعت تبدیل کند. همچنین به نظرم باید خبررسانی و اطلاع‌رسانی شما برای نظرسنجی و جشن سالانه «موسیقی ما» بیشتر کنید. 

منبع : موسیقی ما

ورک‌شاپ سازهای کوبه‌ای «روزبه زرعی» برگزار می‌شود

بدون دیدگاه

با رویکرد نوازندگی فریم درام و کاخن در تهران

ورک‌شاپ سازهای کوبه‌ای «روزبه زرعی» برگزار می‌شود

موسیقی ما – «روزبه زرعی» نوازنده، مدرس و پژوهشگر سازهای کوبه‌ای که به تازگی به عنوان آرتیست کمپانی آلمانی اشلاگورک انتخاب شده است، ورک شاپ تخصصی خود را در زمینه ی نوازندگی سازهای کوبه‌ای جهانی با تمرکز بر پلی ریتم‌های کاخن و فریم درام در چند سبک موسیقی برگزار می‌کند.
 
 این ورک شاپ در سالن شرکت کیمیای هنر بدیع که نماینده‌ی رسمی کمپانی اشلاگورک در ایران است ، برگزار می‌شود و علاقه‌مندانی که در زمینه‌ی نوازندگی کاخن و انواع فریم درام‌ها شامل دوایر کوکی ، پنداریک ، ریک، بندیر و …مهارت دارند، می‌توانند در این ورک شاپ یک روزه شرکت کنند.
 
«روزبه زرعی» نوازنده‌ی توانای سازهای کوبه‌ای ایرانی و جهانی است که با گروه های مطرح و خوانندگانی همچون سالار عقیلی ، وحید تاج ، حجت اشرف زاده ، روزبه نعمت الهی و…همکاری داشته و علاوه بر فعالیت‌های صحنه‌ای و آلبومی، در زمینه‌ی آموزش موسیقی نیز فعالیت‌های گسترده ای انجام داده است. او عضو کانون مدرسان خانه‌ی موسیقی است و قبلا مستر کلاس‌هایی در زمینه ی دف‌نوازی و آشنایی با سایر سازهای کوبه‌ای برگزار کرده است. او در این باره می‌گوید: «فریم درام‌ها خانواده‌ای از دایره‌ها هستند که خاستگاه اکثریت آنها خاورمیانه و مخصوصا ایران بوده است. این نوع سازها که در گذشته مخصوص موسیقی بومی خود بوده‌اند ، در جریانات هنری امروز دنیا ، مجددا مورد توجه قرار گرفته‌اند و می‌توان با فراگیری و خلاقیت در نوازندگی این سازها ، به کمپوزیسیون و بافت‌های جدیدی در فضای ریتمیک موسیقی رسید.»
 
این ورک شاپ در روز جمعه ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۶ در کنار نمایشگاهی از محصولات اشلاگورک در آدرس زیر برگزار می‌شود و علاقه‌مندان برای ثبت نام و آگاهی از جزئیات بیشتر می‌توانند با شماره‌ ‌های  ۲۲۴۲۸۱۱۵  و  ۰۹۰۱۱۰۲۰۶۵۵ تماس حاصل کنند و یا از طریق وب سایت رسمی روزبه زرعی کسب اطلاعات کنند.

منبع : موسیقی ما

رضا صادقی: «بهنام بانی» و «سینا شعبانخانی» این روزها بهترین‌اند

بدون دیدگاه

تمجید خواننده مشکی پوش از دو خواننده پاپ

رضا صادقی: «بهنام بانی» و «سینا شعبانخانی» این روزها بهترین‌اند

موسیقی‌ما – آقای مشکی پوش ضمن تمجید از دو خواننده نسل جدید موسیقی پاپ از انتشار موزیک ویدئویی ویژه در روزهای آینده خبر داد.

به گزارش«موسیقی ما»، رضا صادقی که در هفته‌های گذشته قطعه «پائیز جاری» را در فضای مجازی منتشر کرد، با اشاره به روی کار آمدن نسل جدید موسیقی پاپ و برخی آشفتگی‌ها در فضای موسیقی در گفتگو با خبرنگار سایت «موسیقی‌ما» گفت: «در آشفتگی‌های این روزهای بازار موسیقی دو نفر محترم می‌خوانند و من برایشان احترام ویژه‌ای قائل هستم. سینا شعبانخانی و بهنام بانی این روزها بهترین‌اند. آنها در شعور انتخاب‌هایشان و موسیقی که اجرا می‌کنند بدون تردید بهترین‌اند و خوب پیش می‌روند. متاسفانه در دوره ای هستیم که «بودن» مهم‌تر و کلی‌تر از «ماندن» شده و خیلی‌ها به صرف اینکه باشند، هر اثری را منتشر‌ می‌کنند. ولی این دو هنرمند به نظرم استعداد خوبی در خواندن و موسیقی دارند و نگاه‌شان به هنر در این آشفتگی محض قابل احترام است.»

صادقی همچنین درباره روند فعالیت‌های جدید خود نیز توضیح داد:«یک موزیک ویدئوی ویژه را به زودی منتشر خواهم کرد.

اینکه می‌گویم ویژه اصلا قرار نیست شق القمر باشد ولی برای اولین بار تمام اعضای گروه مشکی پوشان در این ویدئو هستند و بخش‌هایی از موسیقی آن نیز به صورت زنده در این موزیک ویدئو نواخته شده است و کلا به نظرم اتفاق ویژه و خوشایندی شده که امیدوارم مورد توجه دوستداران موسیقی قرار بگیرد.»

رضا صادقی سالهای زیادی‌ست که در حوزه موسیقی پاپ فعالیت‌ کرده است و آخرین آلبوم این خواننده به نام «یعنی درد» با نگاهی اجتماعی به اتفاقات مختلف روانه بازار موسیقی کشور شد و بازتاب‌های مختلفی را نیز در پی داشت.

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ما

موسیقی و الحان عزا و تعزیه در ایران بررسی می‌شود

بدون دیدگاه

۲۵ مهرماه و در ادامه سلسله نشست‌های ماهانه نشر هنوز

موسیقی و الحان عزا و تعزیه در ایران بررسی می‌شود

موسیقی ما – هفتاد و سومین برنامه سه‌شنبه‌های هنوز به نشست آداب آئین: سیری در موسیقی و الحان عزا و تعزیه در ایران اختصاص دارد که طی آن رضا مهدوی و متین رضوانی‌پور به سخنرانی خواهند پرداخت..این نشست از سلسله نشست‌های ماهانه نشر هنوز است که در روز سه‌شنبه ۲۵ مهر از ساعت ۱۹، در محل فروشگاه نشر هنوز، واقع در خیابان کریمخان زند، بین ماهشهر و ایرانشهر، پلاک ۱۳۴، طبقۀ دوم، برگزار می‌شود..

مسائلی چون بررسی تاریخچه موسیقی آئینی در ایران، و سیر تحولاتی که از سرگذرانده است؛ سرچشمه‌هایش، تاثیراتی که از مسائل اجتماعی در هر دوره پذیرفته، و در نهایت به شکلی که ما امروزه می‌شناسیم شکل گرفته است؛ سیر تحولات موسیقی و لحن‌های مختلف تعزیه‌خوانی در نقاط مختلف ایران، به همراه اجرای آثاری شاخص از هر دوره زمانی، از جمله مسائلی است که در این نشست به بحث دربارۀ آن پرداخته می‌شود..
 

منبع : موسیقی ما

همایون شجریان «هوای گریه» را در لندن و منچستر اجرا می‌کند

بدون دیدگاه

برای بزرگداشت پدر

همایون شجریان «هوای گریه» را در لندن و منچستر اجرا می‌کند

موسیقی ما – «همایون شجریان» در توری که برای بزرگداشت پدر خود «محمدرضا شجریان» برگزار کرده، برای نخستین بار «هوای گریه» در دو شهر لندن و منچستر روی صحنه می‌برد. اجرای نخست این هنرمند ۱۰ اکتبر در سالن پلازای شهر منچستر و اجرای دوم او ۱۲ اکتبر در شهر لندن خواهد بود.
 
«همایون شجریان» در این کنسرت‌ها، قطعاتی از آلبوم‌های «نسیم وصل» و «با ستاره‌ها» با آهنگسازی «محمدجواد ضرابیان» را اجرا می‌کند. از جمله قطعات این برنامه می‌توان به تو کیستی، خانه سودا، هوای گریه، افسونگر، غریبانه، عشق از کجا، با ستاره‌ها، دفتر دل و نسیم وصل اشاره کرد.
 
در این برنامه‌ها سینا جهان‌آبادی (کمانچه)، میلاد محمدی (تار)،‌ مستان اشتیاقی (دبل باس)، لعیا اعتمادی (ویولون آلتو)،‌ پریسا پیرزاده (ویولون)،‌ حسین رضایی‌نیا (دف)،‌ علی جعفری پویان (ویولون)، نگار نوراد (چلو)، آیین مشکاتیان (تنبک)،‌ پاشا هنجنی (نی)،‌ پریچهر خواجه (قانون) او را همراهی می‌کنند. «رضا صادقی» نیز به عنوان صدابردار در این کنسرت‌ها حضور دارد. تهیه کنندگی این برنامه را «مقداد مصطفایی» برعهده دارد.
 
«همایون شجریان» پیش‌تر، تورِ این کنسرت‌ها را در تهران، برخی شهرستان‌ها و همچنین استرالیا به اجرا درآورده بود. این خواننده‌ چندی پیش کنسرت-نمایش «سی» با آهنگسازی «سهراب پورناظری»،‌ نویسندگی نغمه ثمینی و کارگردانی علی‌اصغر دشتی و بازی بهرام رادان، سحر دولتشاهی، مهدی پاکدل، ‌ بانیپال شومون، حسین صوفیان و دلنیا آرام را طی سی شب در تهران روی صحنه برد. کنسرت-نمایش «سی» براساس سه داستان از داستان‌های شاهنامه همچون زال و رودابه، رستم و اسفندیار و رستم و سهراب اجرا شده بود.
 

منبع : موسیقی ما

آلبوم «بادبادک پیر» اثری از مهبد شفیع‌نژاد در بازار موسیقی

بدون دیدگاه

با حضور نوازندگان نامدار موسیقی به صورت دیجیتالی منتشر شد

آلبوم «بادبادک پیر» اثری از مهبد شفیع‌نژاد در بازار موسیقی

موسیقی ما آلبوم بی‌کلام «بادبادک پیر» اثری از مهبد شفیع‌نژاد در سبک نیو ایج، توسط نشر و پخش جوان منتشر شد.

این موزیسین جوان، دو سال پیش نخستین آلبوم خود را (سکوت آبى) با آثار بی‌کلام کلاسیکال با رگه‌هایی از موسیقی رمانتیک و امبینت تولید کرد که برای آن موفق به دریافت جایزه بهترین آهنگساز جشنواره موسیقی فجر در بخش موسیقی پاپ بی‌کلام شد و شهریور سال جاری نیز دومین آلبومش را با ۱۳ قطعه، صرفاً به صورت دیجیتالی منتشر کرده است.

شفیع‌نژاد در این آلبوم با جمعی از بهترین نوازندگان حال حاضر موسیقی یعنی پدرام فریوسفى (ویلن)، مهرداد عالمى (ویولنسل)، میلاد عالمى (ویلن و ویولا)، نیما رمضان (گیتار الکتریک)، آرش سعیدى (گیتارباس)، هومن نامدارى (کلارینت) همکاری کرده و آهنگسازی و تنظیم و نوازندگی پیانو را خود برعهده داشته است. میکس و مسترینگ اثر نیز توسط آرش پاکزاد انجام شده است. آرش آرمین دیگر هنرمندی است که در طراحی کاور او را همراهی کرده است.

«نخ نامرئى»، «پاییز»، «سبز»، «خسوف»، «خانه پدرى»، «دره آدم کوتوله‌ها »، «تا تولد»، «پرواز در شب»، «سال‌هاى سخت»، «صبح»، «چشمان بادبادک»، «خرمگس»، «پیانیست شب» اسامی سیزده قطعه این آلبوم هستند.

علاقه‌مندان می‌توانند آلبوم «بادبادک پیر» را که صرفاً به صورت نسخه دیجیتالی منتشر شده، از سایت‌های فروش قانونی آثار موسیقی دانلود کنند.

منبع : موسیقی ما

انصراف «محسن چاوشی» از خواندن تیتراژ سریال «هاتف»

بدون دیدگاه

محسن چاوشی: مرا چه به سریال و تلویزیون؟

انصراف «محسن چاوشی» از خواندن تیتراژ سریال «هاتف»

موسیقی ما – محسن چاووشی که پیش از این گفته می‌شد قرار است ترانه تیتراژ سریال «هاتف» را بخواند، از همکاری در این سریال انصراف داد.
 
خواننده «پاروی بی‌قایق» در گفت‌وگو با «موسیقی ما» با اشاره به آن‌چه «سیاست‌های عجیب صدا و سیما و رفتارهای غیرحرفه‌ای تهیه‌کننده این سریال» خواند، خبر از انصراف حضور خود در سریال «هاتف» داد.
 
به گزارش «موسیقی ما»، او که هفته گذشته از رسانه‌ای شدن خبر حضورش در این سریال، پیش از عقد قرارداد دلخور بود، در این باره در صفحه شخصیاش نوشت: «همین که اجازه بدهید آلبوم‌های ما بی‌عقده خودکارهای قرمز منتشر شود و برسد دست اهلش، از شما سپاس‌گزارم؛ وگرنه مرا چه به سریال و تلویزیون و… آن هم وسط این بلبشوها و سوءاستفاده‌های اسمی و رسمی. نگذارید کارد به استخوان برسد و کار به جان. صادقانه گمان بردم در این ماه عزیز، رفتارها و زبان‌ها کمی ملاحظه کنند و اهل حرمت شوند که متأسفانه اشتباه می‌کردم. بگذریم. کوتاه سخن اینکه تا اخلاق و منش اهالی تلویزیون تغییر نکند، بعید است همکاری با این رسانه و رسانه‌های مشابه. شما هم تا چیزی را از زبان خودم نشنیده‌اید، باور نکنید.»
 
محسن چاوشی در دو سال اخیر با خواندن ترانه‌های متعدد برای سریال «شهرزاد»، نام خود را بیش از همیشه سر زبان‌ها انداخته است.

منبع : موسیقی ما

گزارش یک جشن

بدون دیدگاه

موسیقی ما – این روزها فضای دلنشین فرهنگسرای نیاوران با آن درخت‌های کم‌نظیر سربه فلک کشیده‌اش، مکانی شده برای گردهم آمدن هنرمندان بزرگ بین‌الملی و مخاطبانی که هر چند اندک‌اند اما خوب می‌دانند فستیوالی در حال برگزاری است که با استانداردهای بین‌المللی هم، کم‌نظیر محسوب می‌شود و برای همین هم هست که این اجراها را از دست ندادند و تمام بلیت‌های آن خیلی زود به‌فروش رفت؛ فستیوال بداهه‌نوازی پیانو با نام Show Of Hands که در آن ۹ هنرمند خارجی و دو هنرمند ایرانی بدون هیچ تمایزی کنار هم قرار گرفته‌اند و هر شب دو نفر از آنها در بخش‌هایی جداگانه، هنر خود را در بداهه‌نوازی پیانو به نمایش می‌گذارند.
 
در واقع رامین صدیقی (مدیر نشر هرمس) که حالا دیگر سلایقش بعد از هجده سال برای دنبال کنندگان آثار نشر هرمس مشخص است، سال گذشته برای برگزاری یک رویداد ادواری در تهران برنامه‌ریزی می‌کند که اولین خروجی آن در این فستیوال بداهه‌نوازی به ثمر می‌نشیند. اتفاقی که چندین هدف را برای آن در نظر گرفته و صادقانه اعتراف می‌کند یکی از مهمترین اهدافش که نمی‌تواند آن را هم کتمان کند تجربه کاری بوده که بتواند از آن لذت ببرد و سلایق شخصی خودش را تأمین کند؛ کاری که در این چند سال انجام نداده است و شاید حمیدرضا ابک (از روزنامه‌نگاران باسابقه) بهترین توصیف را برای این ناشر بیان می‌کند وقتی که می‌گوید: «از همان روزی که در دی‌ماه ۱۳۷۹ اولین اثرش را منتشر کرد، تمثال نمادین فردی را به نمایش گذاشت که بیش از آنکه بداند می‌خواهد «چه کند» به این درک عمیق نائل آمده که می‌داند می‌خواهد «چه نکند». صدیقی ۱۸ سال پای فشرد بر صدیقی بودن. جالب اینکه ادعای «تفاوت» نداشت که تربیت خانوادگی به او آموخته بود اصرار به تفاوت به هر قیمت، آغاز همان چیزی است که کاربلدها ابتذالش می‌نامند. امروز، رامین صدیقی، برای من، نه یک تهیه کننده، نه یک مدیر موفق بخش خصوصی، نه یک طراح کم‌نظیر برای یک اتفاق فرهنگی بزرگ، که «نماد» همان کیمیای کمیابی بود که سال‌هاست تجربه‌اش نکرده‌ایم. به فرهنگسرای نیاوران می‌آییم و خیالمان تخت است که تجربه این بداهه‌نوازی در برنامه‌ریزی و اجرا، هر نتیجه‌ای داشته باشد، طعم دل‌انگیز «هویت» دارد و عطر پنهان «فردیت»ی که مدت‌هاست در هیاهوی «تیراژ» و «فروش» گم شده است در ساحت هنر ایرانی.»
 
در این فستیوال شش روزه که امشب اختتامیه آن برگزار می‌شود، هنرمندانی چون Benedikt Jahnel, Colin Vallon, David Six, Francois Couturier, Marcin Wasilewski, Nik Bartsch, Stefano Battaglia, Tord Gustavsen, Wolfert Brederode به همراه دو نوازنده ایرانی یعنی پیمان یزدانیان و مازیار یونسی روی صحنه رفتند. البته که فستیوال تنها به این کنسرت‌ها ختم نشد و پنج ورکشاپ و چهار نمایش فیلم هم در برنامه‌ریزی آن گنجانده شده بود.
 
البته که شاید نتوان بداهه را نقد کرد، جریانی سیال که در لحظه اتفاق می‌افتد و گاه خود نوازنده هم متوجه آن نیست. پس شاید بهتر باشد آن لحظات را از دید خود توصیف کرد و جشنی را شرح داد که رامین صدیقی برپا کرده است.
 

شب اول فستیوال Show Of Hands به اجرای «مازیار یونسی» و «تورد گوستاوسن» از کشور نروژ اختصاص داشت.
 
مازیار یونسی آغازکننده این فستیوال بود که طبیعتاً کار بسیار سختی هم در پیش داشت. او در اجرایش، بدون مرزبندی، خود را در جهان اصوات غوطه‌ور ساخت و در اجرایش شاهد تقابل هارمونیک و اصواتی بودیم که گاه با هیجان زیادی ادا می‌شد و گاه در گوشه‌ای آرام می‌گرفت، گاه صداهایی کاملاً ناشناخته به گوش می‌رسید و گاهی با رقص اصوات نوستالژیک همراه می‌شد. مازیار که موسیقی را ابتدا با نوازندگی تمبک و سه‌تار آغاز کرده،  بدون هیچ وقفه‌ای، چیزی حدود یک ساعت بداهه‌نوازی کرد.
 
برنامه بعدی اجرای منحصر به فرد و رمانتیک تورد گوستاوسن از نروژ بود که یک پیانیست آکوستیک است. او علاوه بر تمرکز روی بخش ملودیک، بخش قابل توجهی از اجرایش را به استفاده از ادوات الکترونیک اختصاص داده بود و حتی از  یک‌سری اصوات از پیش ضبط شده هم استفاده می‌کرد. البته آن هم می‌توانست جذابیت خاص خود را داشته باشد چون رامین صدیقی هیچ محدودیتی برای این اجراها تعیین نکرده است. این هنرمند نه فقط به عنوان نوازنده پیانو و آهنگساز، بلکه به عنوان تئوریسین در حوزه موسیقی و فلسفه نیز شهرت دارد. او از سال ۲۰۰۳ با ناشر پرآوازه ای.سی.ام همکاری می‌کند.
 

«ولفرت بردرده» و «داوید سیکس» دو هنرمندی بودند که در شب دوم به اجرای سولوی بداهه‌نوازی پیانو پرداختند.
 
«موسیقی برایم چونان یک آیین مقدس است. باید آن را تجلیل کرد، ستود و تمام عمر به آن خدمت و اقتدا کرد. مراد نواختنش نیست، بلکه نواخته شدن توسط ذات خالص آن است. به همین روی همواره تلاش می‌کنم تا به لحظاتی برسم که در آن گمان جستجوگر و معصومانه‌ات، «آن» را کشف می‌کند. لحظه‌ای که خودم هم به شنونده‌ای صرف تبدیل می‌شوم.» این‌ها نظرات داوید سیکس است؛ هنرمندی اتریشی که با بداهه‌نوازی صرف توانست یکی از بهترین اجراها را به خود اختصاص دهد.
 
داوید سیکس، مخاطبان را با جسارتش سورپرایز کرد، اجرایی صرفاً بداهه و ذهنی آوانگارد که در عین غریب بودن با مخاطبش دوستانه برخورد می‌کند. داوید در چند مرحله خلاقیت خود را بروز داد که در قطعه دوم توانست با یک خط ملودی که دائماً پرداخته می‌شد و دوباره به آن بازمی‌گشت، اوج اجرای خود را به نمایش بگذارد؛ یعنی همان «آن»ی که از آن سخن گفته بود.
 
ولفرت بردرده که چند سال پیش با کوارتت اش به ایران آمده بود، در صحنه موسیقی جز به نوازند‌ه‌ای با بیان بسیار شخصی و شاعرانه شهرت دارد. او به محض نشستن پشت پیانو کارش را شروع کرد و یک اجرای بی‌وقفه را به نمایش گذاشت؛ اجرایی ملودیک‌تر نسبت به اجرای قبلی. او در عین جوانی با پختگی و تسلط زیادش موسیقی را به نمایش گذاشت که تواماً آزاد و خلق‌الساعه بود. او سعی کرد توازنی میان شفافیت و ابهام برقرار کرده و به نوعی از اصوات و نت‌ها عبور کند و به قلب موسیقی برسد.
 

«بندیکت یاهنل» و «پیمان یزدانیان» در شب سوم، دو اجرای پرکنتراست این فستیوال را به نمایش گذاشتند.

شاید جالب باشد که بدانید بندیکت یاهنل آلمانی، دارای دکترای ریاضیات است. ریاضی و موسیقی؛ دو عنصری که در نگاه اول شاید بسیار دور از هم به نظر بیایند اما به گفته خودش هر دو برایش نقشی انکار ناپذیر در برقراری تعادل دارند. او در این برنامه قطعاتی از پیش نوشته شده برای گروهش را اجرا کرد که آنها را دوباره برای پیانو تنظیم کرده بود و قسمت‌هایی را برای بداهه‌نوازی خالی گذاشته بود.
 
فضای موسیقی این موزیسین متأثر از موسیقى کلاسیک بود که البته آن را به زبان امروزى بیان مى‌کرد. موسیقى او که گاه پراحساس به کلاویه‌ها ضربه می‌زد و گاه متفکرانه با آن برخورد می‌کرد، در عین آشنایى و صمیمیت مى‌توانست به یک غریبه صرف تبدیل شود. شبیه کسی که گاه با لبخند از کنارت عبور مى‌کند و گاهى اصلاً تو را نمى‌بیند؛ همین‌قدر غیرقابل پیش‌بینی. به همین دلیل شاید بتوان برای اجرای او هم از همین لفظ استفاده کرد و این نکته شاید همان چیزى است که باعث می‌شود مخاطب بدون اینکه دلیل آن را بداند، از اجرایش لذت می‌برد.
 
«هشیاری در زمان بداهه‌نوازی کمک می‌کند تا دنیای اطرافم را در قامت واقعیتی واحد بپذیرم. تعامل با شنونده، تأثیر محلی که در آن اجرا می‌کنم و از همه مهتر پذیرش هر آنچه در آن لحظه و در پیرامونم اتفاق می‌افتد است که موسیقی‌ام را به ظهور می‌رساند.» این‌ها حرف‌های نوازنده‌ای است که خیلی‌ها او را با موسیقی فیلم‌هایش می‌شناسند و شاید به همین علت هم تصویر جزئی جدایی‌ناپذیر از بداهه‌نوازی او بود؛ چه زمانی که با هیجان روی کلاویه‌ها ضربه می‌زد و چه زمانی که آرامش قبل از طوفان را به تصویر می‌کشید. او ابتدا کارش را با فضاسازی جالبی که به واسطه سیم‌های پشت پیانو شکل گرفته بود آغاز کرد و در میانه اجرا با تکرار ملودی‌های متوالی فضایی مینیمال را خلق کرد. اجرای پیوسته‌ای که گویی در زمان‌های مختلف دستت را همچون کودکی می‌گرفت و به اتاق دیگری در همان خانه می‌برد تا زیبایی‌های دیگری را به تو نشان دهد.
 

اجرای «کالین ولون» و «نیک برتش» که هر دو از سوئیس در این فستیوال شرکت کرده بودند، توانست شب منحصر به فردی را برای مخاطبان به یادگار بگذارد.
 
کالین ولون که به شاعر پیانو شناخته می‌شود، تحت تأثیر موسیقی آوازی است و با زمزمه کردن برای خودش حین نواختن، این وجه خود را به نمایش گذاشت.
 
او گاه فضایی ملودیک را به تصویر می‌کشید و در میانه‌اش موسیقی سرخوشانه جز می‌نواخت و دوباره به همان تم اولیه بازمی‌گشت. کالین پارت اول اجرای خود را با فضاسازی و جمله‌بندی‌های مشخص و ملودیک پشت سر گذاشت و بخش دوم را با موسیقی جز و پیچیده‌تر و البته فضایی مدرن‌تر برگزار کرد.
 
کالین در این اجرا دو قطعه از قطعات تریوی خود را هم اجرا کرد و آنها را با بداهه‌نوازی در هم آمیخت. او هم از یک‌سری از ادوات الکترونیک استفاده کرد اما از پیش ضبط شده نبودند و هر چه بود همان لحظه اتفاق می‌افتاد. جوشش ایده‌های متنوع اما بیان آنها با خساست زیاد یکی از مشخصه‌های بداهه‌نوازی‌های او است.
 
نیک برتش نزدیک به دو سال در ژاپن زندگی کرد تا به مطالعه فلسفه، موسیقی و اساطیر شرق دور بپردازد. سفری که اثرات آن به وضوح در آهنگسازی و اجراهای او تبلور یافته است. اجرای او که کنتراست زیادی با اجرای قبلی داشت، به شکلی اتفاق افتاد که می‌توان گفت مثل یک ساعت سوئیسی نواخت، همانقدر دقیق. موسیقی او که ملهم از سنت زندگی از فضاهای شهری است، تمرکز بسیار بالایی را می‌طلبد که در اثر تکرار و نظم بی‌نظیری که در کلیت آن مشهود بود، می‌تواند افراد را به خلسه ببرد. نیک تقریباً بدون ادوات الکترونیک، صداهای عجیبی را با خود پیانو کشف می‌کند و به گوش شنونده می‌رساند و به این ترتیب خلاقیت خود را در این‌گونه رنگ بندی‌ها به مرحله ظهور می‌رساند.
 

«فرانسوا کوتوریه» و «استفانو باتالیا» دو هنرمندی بودند که اجرای شب پنجم را به خود اختصاص دادند.

فرانسوا قریب به بیست سال است که با شرکت ای.سی.ام همکاری دارد. هنرمندی که عشق در لحظه لحظه‌های موسیقی‌اش جاری است و بر اساس ساختاری که زاده خلاقیت‌های گذشته‌اش است، روی کلاویه‌ها ضربه می‌زند. او در این اجرا قطعات از پیش ساخته شده‌اش را از روی دفتر نتی که روبه‌روی خود گذاشته بود اجرا کرد و در لحظاتی آنها را با بداهه‌نوازی در هم آمیخت.
 
استفانو باتالیا شب گذشته بر اساس بداهه‌نوازی صرف نواخت، آن هم چیزی حدود ۹۰ دقیقه! آنقدر شوریده بود که اگر زمان به او اجازه می‌داد، می‌توانست ساعت‌ها آن را پیش ببرد. او با هویت‌زدایی از موسیقی، آن را ساده و تنها به عنوان یک فرا زبانِ جهان‌شمول که فاقد مرز و ملیت است، تفسیر می‌کند. تخصص استفانو در ابتدا موسیقی باروک و مدرن بود اما رفته‌رفته و متأثر از موسیقی پل بِلی و کیت جرت، به بداهه‌نوازی روی آورد و وارد عرصه جز شد.
 
امشب اختتامیه این جشن برگزار می‌شود و به این ترتیب شاهد بداهه‌نوازی مارجین واسیلوسکی لهستانی در پارت اول خواهیم بود و پرونده فستیوال هم با دو نوازی و سه نوازی نیک برتش، پیمان یزدانیان و همچنین بیورن مه‌یر (که به عنوان نوازنده مهمان در این شب حضور دارد) بسته خواهد شد. جشنی که بی‌شک تبدیل به خاطره‌ای جمعی در ذهن مهمانان خواهد شد.

منبع : موسیقی ما

همایون شجریان: عجیب‌ترین و بهترین اتفاقات زندگى‌ام را تجربه کردم

بدون دیدگاه

خواننده برجسته موسیقی ایرانی از پروژه سی گفت

همایون شجریان: عجیب‌ترین و بهترین اتفاقات زندگى‌ام را تجربه کردم

موسیقی ما – «همایون شجریان» – خواننده ی برجسته ی موسیقی سنتی ایران- فردا شب آخرین اجرا از پروژه «سی» را با همراهی «سهراب پورناظری» پشت سر می گذارد. در همین راستا، در یادداشتی در شبکه ی اجتماعی اش از همراهی های مخاطبان در این برنامه تشکر کرده و در این میان توجه ویژه ای به یکی از هوادارانش داشته است. 

«دوستان و عزیزانم، این شب ها در خدمت شما نازنینان، از برکت وجود پرمهرتان عجیب ترین و بهترین اتفاقات زندگى را تجربه می کنم. از دورانى که در کنار شکوه بى تکرار پدر بر صحنه، با جادوى آوازش مست و مبهوت میشدم تا امروز که همچنان وقتى بر صحنه هستم زیر سایه او هستم، هر تشویقى که سهم من کردید و مى کنید را تقدیم او مى کنم که تنها قطره اى هستم پیش دریاى هنرش. یک شب دیگر کنسرت نمایش سى، سى اجرایش کامل میشود و به پایان مى رسد، و دلتنگى هاى من براى عادت دیدار و نفس شما سروران، و هنرمندان و عوامل یک دل سى فرا مى رسد. در شب هایى که گذشت، آشنایان زیادى تلاش کردند براى کنسل شدن و دوستان زیادى با آگاهى از زحمات کشیده شده و دانستن قدر شور و شوق مردم، تمام قد ایستادند تا سى راهش را ادامه دهد و میزبان شما دوستدارن هنر و فرهنگ باشد، همچنین در ساعات اجرا، عزیزان مجموعه پلیس در نظم بخشیدن به ترافیک و عبور و مرور شهر از دل و جان مایه گذاشتند تا بی هیچ چشم داشت و منتى یار و یاورمان باشند، و همسایگان محترم که با صبر و بزرگوارى تحمل کردند صدا و شلوغى راه تا منزل شان را، که اگر لطف همگى نبود ادامه کار ممکن نبود. نمى دانم معشوق برایمان چه بخواهد، تمام سعى مان را خواهیم کرد تا در چند ماه آینده با تکرار سى در مکان دیگرى درخدمتتان باشیم. و اما این پسر که در عکس مى بینید، یکی از با عشق ترین و با غیرت ترین جوانان شهرمان است، من آخرین بار ایشان را در کنسرت برج میلاد خود دیده بودم و حالا چندین بار است که در این اجراها مى بینم، چون به قول خودش از علاقه مندان من است و رفیق من. شغلش این است که گاهى در پمپ بنزین ولنجک و گاه در دیگر نقاط شهر تهران کفش واکس میزند و واکس مى فروشد. دیشب خواست تا با خودم برسانمش به میدان تجریش و هم کلام شویم، کنجکاوش شدم و همراه شدیم، در پیچ و خم سوالات فهمیدم مغرور تر از آن است که چیزی بخواهد جز یک چیز، که دوستانش باور کنند او رفیق من است و تنها همین. به پاس یک لحظه شاد شدن غمى که در عمق وجودش از من پنهان مى کرد و به پاس آن جمله که گفت مگر من مرده باشم که بگذارم مادرم و خواهرم کار کنند این عکس با او را انتخاب کردم، که دوستى با من افتخار نیست. همیشه شاد باشید و همیشه سلامت در کنار عزیزانتان»

 

منبع : موسیقی ما

ارکستر ملی با سالار عقیلی روی صحنه می‌رود

بدون دیدگاه

۱۴ شهریور با اجرای قطعات آلبوم «از تنهایی گریه مکن»

ارکستر ملی با سالار عقیلی روی صحنه می‌رود

موسیقی ما – ارکستر ملی ایران در جدیدترین فعالیت خود کنسرتی را به خوانندگی سالار عقیلی در برج میلاد روی صحنه خواهد برد.

به گزارش «موسیقی ما»، ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان به خوانندگی سالار عقیلی فردا (سه‌شنبه ۱۴ شهریور) در مرکز همایش‌های برج میلاد تهران روی صحنه می‌رود.

قرار است ارکستر ملی ایران این کنسرت را در دو سئانس ساعت‌های ۱۹ و ۲۲ برگزار کند. فریدون شهبازیان همین برنامه را ۲۲ شهریور نیز از ساعت ۲۱ در تالار وحدت روی صحنه خواهد برد.

سالار عقیلی در این کنسرت قطعات تبریز در مه، حانیه، شکوه گل، نگارا، افسون سخن، خوشه چین، از تنهایی گریه مکن، گلرخ، چرخ فلک، نغمه نوروزی، ایران و خاک مهرآئین را اجرا خواهد کرد.

در این کنسرت برای نخستین بار قطعات آلبوم «از تنهایی گریه مکن» با آهنگسازی ابوالفضل صادقی نژاد اجرا خواهد شد.

منبع : موسیقی ما

اولین کنسرت «مهدی جهانی» برگزار می‌شود

بدون دیدگاه

موسیقی ما – ورود چهره‌های جدید به عرصه موسیقی رسمی کشور، اتفاق مثبتی است که در یک سال اخیر رخ داده و در ادامه این روند، «مهدی جهانی» بار دیگر در جرگه خوانندگان رسمی کشور قرار گرفت. به گزارش «موسیقی ما»، این خواننده پس از مدت‌ها انتظار توانست مجوزهای لازم برای برگزاری کنسرت را بگیرد و نخستین اجرای زنده او در تاریخ ۱۸ شهریور در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی برگزار خواهد شد.

مهدی جهانی درباره نخستین کنسرت و فعالیت مجازش در کشور در نخستین اظهار نظر رسمی به خبرنگار سایت «موسیقی ما» گفت: «حس بسیار خوبی دارم و امیدوارم در کشور خودم در بهترین و مقبول‌ترین حالت برای دوستداران موسیقی بخوانم و این برایم ارزشمند است. هم‌صدا شدن با هم‌وطنانم برای من بهترین اتفاق است و قطعاً همیشه تلاشم بر این است که بتوانم بهترین آثار را برای آنها تولید کنم.»

این کنسرت به تهیه کنندگی «رسول ترابی» و تحت امتیاز موسسه «آوای دوران» در دو سانس برگزار خواهد شد. رسول ترابی دقایقی پیش درباره این کنسرت و برنامه‌ریزی‌های آن در گفتگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما» گفت: «خدا را شکر که مجوزهای مهدی جهانی صادر شدند. رویه دفتر موسیقی واقعاً رویه‌ای مثبت و قابل احترام است. نسل خواننده‌ها در ایران در حال پوست‌اندازی است.»

رسول ترابی افزود: «برای کنسرت‌های مهدی جهانی ارکستری قوی تدارک دیده‌ایم و امیدواریم این اجرا سکوی پرتابی برای این خواننده باشد. آثار مهدی جهانی در بین مخاطبان موسیقی بسیار پرطرفدارند و قطعاً انتخاب از بین آثار این خواننده کار سختی است. تمام آثار پرطرفدار او اجرا خواهند شد و قطعاً اجرای قوی‌ای را در پیش خواهد داشت.»

ترابی درباره آلبوم مهدی جهانی نیز گفت: «آلبوم مهدی جهانی با آثار جدید آماده است و پس از چند اجرای زنده قطعاً آلبوم این خواننده هم روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد.»

بلیت‌فروشی کنسرت مهدی جهانی از ساعت ۱۴ فردا (دوشنبه ۶ شهریور) آغاز خواهد شد. اخبار و اطلاعات تکمیلی به زودی در موسیقی ما منتشر خواهد شد.

منبع : موسیقی ما

اپرا قواعدی برای نوشتن و روی صحنه رفتن دارد

بدون دیدگاه

موسیقی ما – نشست خبری اپرای «عقل و عشق و ادمی» ظهر امروز با حضور پرواز همای خواننده و طراح این پروژه، امیر دژاکام کارگردان، رضا حیدری طراح نور، رضا شاپورزاده طراح صحنه و حمعی از اهالی رسانه در موسسه آوای هنر برگزار شود.

به گزارش «موسیقی ما»، پرواز همای در ابتدای این نشست ضمن اشاره به شکلگیری اپرای «عقل و عشق و ادمی»، گفت: برای اولین بار یک اپرای واقعی در ایران روی صحنه می رود که معنای واقعی اپرا را دارد. این نخستین اپرای ایرانی است که با تکنیک واقعی اپرا روی صحنه خواهد رفت. به هر ترتیب خیلی از اجراهایی که با عنوان اپرا روی صحنه رفته از نظر من یک «شبه اپرا» بوده که بسیاری از آنها با قواعد اپرا همخوانی نداشته، در حالیکه اپرا قواعدی برای نوشتن و روی صحنه رفتن دارد که ما در این پروژه سعی کردیم به این تکنیک نزدیک شویم.

وی افزود: آن طوری که از نام این اپرا پیداست فضای محتوایی کار، از روز تولد تا مرگ را به تصویر می کشد که دو عنصر عقل و عشق در قالب شخصیت های مختلف، آدمی را به سوی خود می کشاند. عشق در این مجال در قالب سه شخصیت آسمانی، زمینی و مادر به تصویر کشیده شده که در لابه لای کار در قالب معانی مختلف به مخاطب ارائه می شود. شخصیت آدم نیز در این فضا بین عقل و عشق، در نهایت تسلیم عشق می شود و حتی حاضر می شود از غرور و عقل خود بگذرد. اما در نهایت به دار آویخته می شود. این محتوای اصلی نمایش است که به کارگردانی امیردژاکام، طراحی نور رضا حیدری و طراحی صحنه رضا شاپورزاده و حضور تعدادی از بازیگران تئاتر کشورمان به صحنه می رود.

همای قبل از پخش قطعه از اپرای «عشق و عقل و آدمی» درباره خوانندگان اثر نیز بیان کرد: ما برای اجرای این پروژه از بهترین خوانندگان کلاسیک کشورمان که قابلیت بازی دارند استفاده کردیم و فکر می کنم با توجه به ویژگی هایی که از سوی خوانندگان، بازیگران و کارگردانی نمایش سراغ دارم پروژه قابل توجهی برای مخاطبان خواهد بود. ما در این کنسرت ۱۰ خواننده داریم که چند نفر نیز به عنوان بک وکال حضور دارند تا در حوزه شرعی هم مشکل خاصی نباشد. در حوزه سازبندی و ارکستراسیون هم باید بگویم غیر از ضبط سازهای کلاسیک قطعه ها تعدادی از نوازندگان ایرانی به صورت زنده در کنار قطعات ضبط شده در پروژه حضور دارند. این خواننده موسیقی ایرانی افزود: من معتقدم اجرای اپرا در ایران مشکل خاصی وجود ندارد فقط ما درحوزه خوانندگی زن در چارچوب قوانینی قرار داریم که بر اساس آن دنبال راهکارهایی هستیم که این چارچوب ها رعایت شود وگرنه فکر نمی کنم مشکل خاصی در حوزه اجرای اپرا داشته باشد.

پروژه «عشق و عقل و آدمی» تجربه متفاوتی است امیردژاکام کارگردان اپرای «عشق و عقل و آدمی» هم در این نشست رسانه ای با ابراز خرسندی از حضورش در این پروژه گفت: هنرهای نمایشی در جهان شکل های گوناگونی دارد به عبارتی برخی از اینها با واسطه هستند و برخی دیگر هم بدون واسطه اجرا می شوند. در عین حال همه این اشکال گوناگون در طول دوره های مختلف باز تعریف شدند. شما وقتی به همه این هنرها مواجه می شود خواهید دید که اینها در تعاریف جدیدی متناسب با دنیای امروز قرار می گیرند که در طول زمان مخاطب را تحث تاثیر قرار می دهند. اپرا نیز از این قاعده مسثتنی نیست و بسیاری از هنرمندان در جهان حضور دارند که تمایل دارند در این قالب فعالیت هایی را انجام دهند.

این کارگردان تئاتر با اشاره به پیشینه فعالیت های خود در عرصه موسیقی و نمایش اظهار کرد: من قبلا با ارکستر سمفونیک تجربه های بدون کلامی را در قالب نمایش داشتم، این پروژه نیز شکلی از هنر است که از طریق بازیگر زنده به مخاطب القا می شود. به هر حال من تخصصی در حوزه موسیقی ندارم بنابراین تلاش می کنم از موضع هنرهای نمایشی به موسیقی نگاه کنم . پروژه «عشق و عقل و آدمی» نیز برای من تجربه بسیار متفاوتی است که وقتی پرواز همای موسیقی آن را به صورت انفرادی برای من اجرا کرد به قدری تحت تاثیر قرار گرفتم که بدون قید و شرطی پذیرفتم تا در این اثر حضور داشته باشم. اپرا جهان بسیار گسترده ای دارد وی افزود: این اجرا یک نظم بسیار پیچیده ای دارد که واقعا برای من جذابیت داشت. این کارهایی که شما امروز بخشی از آن را شنیدید، بخشی از صوت هستند که ما قرار است آنها را به جِرم نزدیک کنیم. جرمی که نباید در قالب نمایش تکرار شود و اینجاست که نقش کارگردانی می تواند مورد توجه قرار گیرد. به هر حال جهان اپرا جهان بسیار گسترده ای دارد که تجربه های بسیار متنوعی را در آن انجام می پذیرد و من بر این باورم با توجه به اینکه بچه های موسیقی پروژه به دلیل ضبط کار از ما جلوتر هستند، کار بسیار سختی داریم که امیدوارم برای همه ما تجربه موفقی باشد.

دژاکام تصریح کرد: کاری که ما روی صحنه انجام می دهیم یک اپراست که اصلا نمی خواهیم و نمی توانیم چیزی را از بیرون به آن تحمیل کنیم، چرا که اگر بخواهیم قاعده دیگری را به آن وارد کنیم کار تبدیل به یک «واریته » می شود. از این جهت ما در این پروژه با اثری مواجهیم که به معنای واقعی یک اپراست وهیچ چیز دیگری در آن وجود ندارد و اساسا هم نمی توانیم هیچ اتفاق تحمیلی را به آن اضافه کنیم. استفاده از موسیقی محلی در اپرا پرواز همای در این بخش از نشست بود که بعد از اظهارات دژاکام گفت: بسیاری از هنرمندان در ایران هستند که تلاش زیادی برای معرفی اپرا در ایران انجام دادند که جا دارد از این هنرمندان از جمله استاد بهروز غریب پور قدردانی ویژه ای داشته باشم که با آثارشان فضای بسیار تاثیرگذاری را برای این عرصه فراهم کردند. اینکه من گفتم نخستین اپرا منظورم «نخستین اپرای ایرانی» است که همه دست اندرکاران و محتوایش بر اساس مولفه های اپرا اما در قالب یک ساختار ایرانی است. به هر صورت اپرا از یک قواعدی تشکیل می شود که باید این قواعد رعایت شود و من معتقدم کسی که می خواهد در این عرصه کار کند باید در چندین اپرا به عنوان نوازنده و خواننده و بازیگر حضور داشته باشد تا بتواند خود به تنهایی اثری را بنویسد. این خواننده ادامه داد: نویسندگی کار و طراحی آن با خود من بوده است. ویژگی اپرای ما این است که؛ در لابه‌لای کار، از موسیقی‌های محلی، گیلانی، لری، کردی و آذربایجانی هم استفاده شده است. ما این اثر را در ۱۵ شهریور ماه سال جاری تا پایان ماه در فضای باز کاخ نیاوران بر صحنه می‌بریم و اگر با استقبال خوب و همین طور کیفیت قابل قبول مواجه شویم به احتمال قوی در آذرماه هم اجرا می‌کنیم. 

وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا از بازیگران چهره‌‌ای که این روزها در عرصه موسیقی هم مورد توجه هستند، استفاده نکردید،‌گفت: چهره‌ها متخصص این کار نیستند بلکه در کار خود تخصص دارند. ممکن است که حضور آن ها بر فروش تاثیر بگذارد ولی در کیفیت اثر منفی دارد. من برای اجرای این پروژه معتقد نبودم که باید حتما از چهره ها برای جذب مخاطب استفاده کنم زیرا همین کار را می توانستم همراه با گروه «مستان» در تهران و شهرستان ها روی صحنه ببرم و اتفاقا پول خوبی هم از این راه به دست آورم. من برای اجرای این پروژه ترجیح می هم اثرهنری را خلق کنم که مخاطب با آن آشنا شود و برایش تازگی داشته باشد. من بر این باورم این پروژه گامی برای بهره مندی درست از هنرهای دیگر چون نمایش برای شناساندن موسیقی است که اصلا قصد دیگری برای جذب کاذب مخاطب نداشته است. ما می خواهیم شمایلی از اپرا را در ایران اجرا کنیم که در طول تاریخ همانند تعزیه به مخاطبان معرفی شده اما به مرور نتوانست جایگاه مناسبی را پیدا کند.

همای در بخش پایانی صحبت های خود به اجرای پروژه «سی» در مجموعه تاریخی سعد آباد هم اشاره کرد و گفت: به اعتقاد من پروژه «سی» اجرایی فراتر از ایران است که به همه علاقه مندان موسیقی ایرانی پیشنهاد می کنم این کنسرت نمایش را ببینند. من بر این باورم هنرمندان این پروژه به موسیقی کشورمان خدمت زیادی می کنند که بسیار ارزشمند و زیباست ولی شما عزیزان رسانه ای بدانید که پروژه ما اجرایی کاملا متفاوت با این پروژ است که ابزار و معنای خاص خود را دارد که مخاطبان چیز تازه تری از موسیقی را دریافت خواهند کرد.

رضا حیدری طراح نور پروژه «عشق و عقل و آدمی» هم در این نشست گفت: من در پروژه های متفاوتی با هنرمندانی چون هادی قضات همکاری می کردم، این کارها شاید از نظر موسیقایی خوب و با کیفیت بود اما به لحاظ تئاتری و در نظر گرفتن مولفه های مربوط به هنر نمایش به گونه ای بود که می بایست با هنرمندان اهل موسیقی اش کار بیشتری می شد، اما این پروژه با توجه به طراحی که برای آن در نظر گرفته شده قطعا اثر متفاوتی برای مخاطبان خواهد بود.

پروژه «عشق و عقل و آدمی» به نویسندگی طراحی و خوانندگی پرواز همای و کارگردانی امیر دژاکام ۱۵ شهریورماه سال جاری در مجموعه تاریخی کاخ نیاوران تهران به همت موسسه صوت «آوای هنر» برگزار می شود. بلیت فروشی این اجرا نیز از امروز آغاز می‌شود.

منبع : موسیقی ما

و اینک اژدهای عشق

بدون دیدگاه

موسیقی ما – «می‌گویی بازگردیم با هم به امن و ایمنِ خانه‌ام؟ به جهان پهلوان بودنم؟ نه! عشق که می‌آید ، دیگر هیچ جایی امن و ایمن نیست.»

اینها را «زال» می‌گوید به رودابه. در نمایش‌نامه‌ای که «نغمه ثمینی» نوشته است؛ اما می‌دانید بگذارید همین جمله‌ی زال به رودابه را بگذاریم سنگ‌بنایِ نمایشی که این روزها روی صحنه است. دلیل؟‌ خیلی ساده است.

«همایون شجریان» و «سهراب پورناظری» در این سال‌ها چند آلبوم منتشر کرده‌اند: «آرایش غلیظ و خداوندان اسرار و رگ خواب» همه‌شان هم با استقبالِ زیادی مواجه شده‌اند. همه‌شان هیت شدند و آلبوم‌هایشان توانسته تحرکی به جانِ بی‌جانِ نشر موسیقی دهد؛ کنسرت اما برگزار نکردند؛ از همان پروژه‌ی «چرا رفتی» که هنوز هم رکوردارِ فروشِ بلیت‌های کنسرت است تا همین حالا. راه می‌توانست ساده باشد. اینکه «همایون شجریان» و «سهراب پورناظری» کنسرتِ این آثارشان را برگزار کنند؛ کنسرتی که تنوعِ قطعاتش بسیار چشم‌گیر می‌شد. از قطعاتی بر اساسِ تنبور گرفته تا ساز و آواز و قطعاتی مدرن. از همین حالا هم می‌توان حدس زد که استقبال غوغا می‌کرد. شنیدنِ «با من صنما» و «آهای خبردار» به صورتِ زنده با آوازِ همایون و سازِ سهراب؛ چیزی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت؛ اما چطور است که این دو راهِ ساده را رها می‌کنند و می‌روند روی پروژه‌ای کار می‌‌‌کنند که یک سال از وقتشان را می‌گیرد؟ لابد باید به همان سخنِ «زال» بازگشت؛ آنجا که می‌گوید: «عشق که می‌آید ، دیگر هیچ جایی امن و ایمن نیست.»

«پورناظری» یادداشتی نوشته است در بروشورِ کنسرت- نمایش «سی» که در آن می‌گوید: «روزی با «همایون» جان بودیم که خیال، ما را به سفری برد؛ به خانه‌ای که «فردوسی طوسی» در حال سپری کردن سی سال رنجش بود. به هم گفتیم: «چه کسی جز یک عاشق نیروی آن را دارد که از تمامِ هستی‌اش در راهِ حفظ فرهنگ سرزمینش بگذارد؟ از فرزند و همسر و دستمایه و سرمایه؟ از دار و ندار بگذرد تا به عشق‌اش برسد؟ و چه عشقی پاک‌تر از عشق به فرهنگ و سرزمینی که مادر فرهنگ‌ها و تمدن و زادگاهِ اولین ملت بر روی کرهٔ خاک است؟» بله «اژدهایِ عشق» همان‌که «پریِ» داستان آن را اژدهایی سه‌سر می‌داند: «می سوزی پسر . خاکسترت می کند عشق. قیس بی نوا یادت نیست که شد مجنون؟ یا بعد تر ها فرهادی که شد کوه‌کن ؟ یا خیلی خیلی بعدترها زنی که می‌شود ، زن سرخ پوشِ میدانِ سراینده‌ی ما ؟ بیخود که این همه نسروده‌اند از مصائب عشق.»

اژدهای عشق اما کارِ خودش را از همان دیدارِ آهنگساز و خواننده کرده است. حدود یک سال و اندی پیش. در این مدت نشسته‌اند به فکر کردن. به کار کردن. به اینکه چه کنند تا «فردوسی» را به نسلِ جدید معرفی کنند. «فردوسی» آبروی ادبیاتِ ایران است. چه کسی هست که نداند اگر او نبود چیزی از زبانِ ما نمانده بود؟‌ اما مردم نمی‌شناسندش؛ تقصیرِ کیست؟ مهم نیست. مهم این است که «فردوسی» در سرزمینش غریب است. خیلی غریب. مثلِ موسیقی سنتی ایران. مثلِ خیلی از هنرهای اصیلِ دیگر؛ برای همین است که خواننده و آهنگسازی که در این سال‌ها توانسته‌اند موسیقی ایرانی را به گوشِ خیلی‌ها برسانند؛ حالا تصمیم گرفته‌اند از میانِ مخاطبانِ انبوهشان که به دیدنِ کنسرت- نمایش‌شان می‌آیند؛ کسانی را راغب کنند که سری هم به «شاهنامه» بزنند. شاید که موفق شدند.

در قدم اول از «امیر حسین ماحوزی» کمک می‌گیرند که بعدتر متن را هم دراماتورژی می‌کند. خیلی‌های دیگر هم در این راه کمکشان کرده‌اند. از «نغمه ثمینی» که نمایش‌نامه را نوشته تا «اصغر دشتی» که کارگردانی‌‌اش را برعهده دارد و «حمید نعمت‌الله» که به عنوان مشاور در این پروژه حضور داشته است و البته «سحر دولتشاهی» و دیگر بازیگرانِ سی چون بهرام رادان، صابر ابر، مهدی پاکدل، بانیپال شومون و حسین صوفیان. در گروه موسیقی هم می‌توان خیلی از نوازنده‌های نامدار را دید. از حسین رضایى نیا: دف، بندیر، آزاد میرزاپور: تار، نگار خارکن: کمانچه، صراحی، آیین مشکاتیان: ضرب زورخانه، کوزه، مهیار طریحى: سنتور، حمید خوانسارى: بربت، خورشید دادبه: رباب، شیده شکرابی: چنگ و البته آنسامبل شهرزاد: تینا جامه گرمی (ویولون)، یگانه حسینی نیا (ویولون)، نیلوفر سهی (ویولا) و نگار نوراد (ویولون سل ).

برنامه با صدایِ «همایون شجریان» و همراهی ساز «سهراب پورناظری» و «آیین مشکاتیان» شروع می‌شود: «وقت، وقتِ سفری شیرین است/ نقل ایران و کهن‌ آیین است/ قصه‌ی ماست که شادی دارد/ قصه‌ی ماست اگر غمگین است.» نام قطعه «آغاز» است و بر اساس ملودی‌ای از پورناظری. بعد از آن اما واگویه‌های منجمی است که سی سال است نشسته پایِ این جام اختر نما و دارد نگاه می کند به این همه آشوب و نه نجات را پیدا می کند و نه نجات دهنده را؛ اما او خوب می‌‌داند که: «خیلی بد جور است که آدم بمیرد و یک شب عجیبان غریبان هم در زندگی اش نداشته باشد.» و عجیبان غریبان‌تر از این اتفاق؟ اینکه این همه آدم بیایند و دست به دستِ همدیگر بدهند و این کار را هر شب روی صحنه ببرند؟ خب ممکن است خیلی‌ها دوستش نداشته باشند؛ اما خیلی‌ها هم دارند؛ لااقل تشویق‌های مخاطبان که این را می‌گوید. «همایون شجریان» بعد از آن آوازی می‌خواند برگرفته از آوازِ استاد کریم‌خانی و بعد هم «خوب شد» را باز با ملودی سهراب پورناظری. اما «با من صنما» و «دل به دل» را که «همایون» می‌خواند با استقبالِ بسیار زیادِ مخاطبان روبه‌رو می‌شود. هر چه هست خیلی‌ها مدت‌ها منتظرِ اجرای زنده‌ی این آثار هستند که چند باری در خارج از کشور روی صحنه شده است.

در این میان همچنان مخاطب داستانِ زال و رودابه را دنبال می‌کند. آه از این اژدهای عشق؟ «عشق و صبر، انگار مار و پونه. یک جا جمع نمی شوند.» و باز واگویه‌های منجم. منجم می خوابد. صدایِ تصنیفی به گوش می رسد. آهای خبردار. تصنیف که به پایان می رسد ، منجم انگار بیدار شده از خواب.

حالا «رستم» به صحنه می‌آید. نه آن رستمی که تا پیش از این می‌شناسیم که خودش می‌گوید: «چون تو هرگز با رودابه وصال نخواهی یافت، و من هرگز به دنیا نخواهم آمد و در هیچ کتابی از کتاب‌های کتابخانه‌ی بابل یا کابل  یا تخت جمشید یا اسکندریه  نامی از رستم نخواهد بود. پهلوانی نخواهد بود.»

داستانِ رستم و سهراب و اسفندیار این بار داستانِ دیگری است. رستم تخت نمی خواهد، آشوب هم. خون نمی خواهد، جز آزادی‌اش هیچ نمی خواهد. او روی پسرش خنجر نمی‌کشد.  این نقل سیاه اندوهبار، این بار جورِ دیگری تمام می‌شود. «همایون» مرگِ اسفندیار را می‌خواند و ابر می‌بارد و ره خانه ندانیم بر اساس اشعاری از فردوسی و دهلوی و مولوی. نمایش تمام می‌شود؛ اما داستانِ رستم از این لحظه آغاز می‌شود. رستمی که فرزندِ اژدهاست.

منبع : موسیقی ما

پشنگ کامکار تک‌نوازی سنتور می‌کند

بدون دیدگاه

۲۷ مرداد ماه در تبریز

پشنگ کامکار تک‌نوازی سنتور می‌کند

موسیقی ما – «پشنگ کامکار» – آهنگساز و نوازنده‌ی برجسته‌ی سنتور- ۲۷ مرداد ماه در سالنِ استاد صیامی تبریز به اجرای برنامه خواهد پرداخت.  

«پشنگ کامکار» در این برنامه اثر «بارانه» را که یکی از موفق‌ترین آثارِ تک‌نوازی این ساز است به اجرا در می‌آورد، در بخش پایانی این اجرا نیز سیاوش کامکار و نیریز کامکار با نواختن سنتور و تار، پدر را در اجرای این کنسرت همراهی خواهند کرد.

پشنگ کامکار نوازنده‌ چیره‌دست سنتور و از بنیان‌گذاران گروه شیدا است که سال‌ها پیش «بارانه» را در دستگاه ماهور و بیات اصفهان اجرا کرد. در این کنسرت هم  قطعاتی براساس موسیقی ردیف ایرانی اجرا می‌کند و هم قطعاتی که نشات گرفته از موسیقی فولکلور کردی است. 

 این هنرمند آهنگسازی و همنوازی در آثار متعددی در موسیقی ایرانی را با همراهی با گروه‌هایی از جمله گروه شیدا، دستان و کامکارها در کارنامه‌ خود دارد.

منبع : موسیقی ما

آثار آیدین صمیمی‌مفخم در لهستان، چک و اتریش اجرا می‌شوند

بدون دیدگاه

به همراه اجرای یکی از ساخته های همسر لهستانی این هنرمند

آثار آیدین صمیمی‌مفخم در لهستان، چک و اتریش اجرا می‌شوند

موسیقی ما – عضو دائم انجمن آهنگسازان ایران و مدرس مدرسه عالی موسیقی و دانش‌سراهای تهران و از بنیان‌گذاران دپارتمان آهنگسازی و تئوری موسیقی در دانشگاه علمی کاربردی تهران و هم چنین بنیان‌گذار و مدیر هنری «مرکز موسیقی‌ نوین اسپکترو» و عضو هیئت موسس و مشاور هنر «کانون موسیقی‌ معاصر تهران» است.
 
مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را به ترتیب در رشته‌های پژوهش موسیقی و آهنگسازی در ارمنستان و در محضر استاد «آشوت زهرابیان» دریافت کرده و با حضور در کلاس‌های فوق تخصصی آهنگسازی «بئات‌ فورر»، «خایا چنرووین»، «آلوین لوسیر», «فیلیپ گلس»، «کریستین ولف»، «برنهارد لنگ»، «پیتر ابلینگر»، «کارولا باوکهولت» و «پتر کوتیک» بر تجربیات و دانش هنری خود افزوده است.
 
برنده چندین مسابقه بین‌المللی آهنگسازی ا‌ست و به عنوان آهنگساز مدعو در فستیوال‌هایی چون ۴۰۲۰ لینز، ایمپولس (اتریش)، روز‌های استروا (جمهوری چک)، ماتا، هشتادمین تولد کریستین ولف (آمریکا) و اوی موس (آلمان) شرکت کرده و برنده بورس تحصیلی تحقیقاتی از مرکز کانورگنس سوئیس، دانشگاه لوون در بلژیک و مرکز موسیقی ویسبی در سوئد است.
 
این‌ها بخشی از بیوگرافی آیدین صمیمی مفخم، آهنگساز، موسیقی‌شناس و متخصص هنرهای صوتی است که  در سال ۱۹۸۲ در تهران و در یکی از خانواده‌های مشهور هنری ایران متولد شده است.
 
آثار این هنرمند تا امروز توسط آنسامبل‌های مهمی چون «کلانگ فوروم» وین، آنسامبل «اس. ای. ام»، «کوارتت مومنتا»، «استراوسکا باندا»، «استکهلم ساکسفون کوارتت»، «کسلمیا» و … اجرا و ضبط شده است. اکثر آثار این آهنگساز بر پایه موسیقی سنتی و فولکلور ایران و با رویکردها و تکنیک‌های معاصر از جمله تجربیات آکوستیکی و سایکو-آکوستیکی هستند.
 
حالا این هنرمند که سال گذشته اپرای مشترک او و همسرش مارتینا کوسسکا (آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر لهستانی) با نام «در ساحل لته» در فستیوال نودو شهر استراوا اجرا شد، قرار است برنامه‌های متعددی را به همراه مارتینا در نقاط مختلف دنیا روی صحنه ببرد.
 
آیدین صمیمی‌مفخم درباره پروژه‌های پیش روی خود به «موسیقی ما» می‌گوید: «همسرم مارتینا کوسسکا، قطعه‌ای با نام «اُرسی» براساس ردیف موسیقی ایرانی و بیات ترک برای ارکستر زهی نوشته که برنده مسابقه بین‌المللی «کریستف پندرسکی» در لهستان شده و قرار است دوم آگوست (یازده مرداد) در شهر «سوپوت» لهستان اجرا شود. این قطعه فقط خارج از ایران اجرا خواهد شد. البته مارتینا قبلاً به عنوان سولیست پیانو، چندین اجرا به همراه ارکستر «نیلپر» در ایران داشته است.»
 
علاوه بر آن قرار است ماه آینده کنسرتو پیانوی این هنرمند توسط یکی از برجسته‌ترین رهبران دنیا در جمهوری چک اجرا شود که درباره آن می‌گوید: «این کنسرتو پیانو با نام «هولوگرافی» برای پیانو و ارکستر زهی، توسط ارکستر فیلارمونیک شهر استراوا در جمهوری چک به رهبری برونو فِراندیس اجرا می‌شود. البته سال گذشته، همسرم مارتینا در «فستیوال موسیقی معاصر تهران»، به همراه نوید گوهری (به عنوان رهبر) این قطعه را در تالار رودکی اجرا کردند و این، اولین اجرای اروپایی آن خواهد بود. در همین فستیوالِ پیش‌رو، یک مینی‌اپرا هم با نام «کوچاوایا» از مارتینا اجرا می‌شود.»
 
صمیمی‌مفخم درباره فضا و فرم کنسرتو پیانوی «هولوگرافی» و همچنین مینی‌اپرای «کوچاوایا» می‌گوید: «من در این کنسرتوپیانو، مثل یک هولوگرافی از زوایای مختلف، رویکردی به سمت یک نت مشخص داشته‌ام و کل این کنسرتو حول محور نت «می» با رویکردهای مختلف می‌چرخد. درباره مینی اپرا هم باید بگویم که با تصویر همراه نیست و به شکل کنسرتی اجرا خواهد شد. این اثر براساس یک قطعه چینی نوشته شده و داستان سگی را روایت می‌کند که می‌خواهد با کوه روبه‌رو شود. بزرگترها او را از این کار منع می‌کنند اما او توجهی نمی‌کند و نهایتاً متوجه می‌شود کوچکتر از چیزی است که بخواهد به حرف بزرگترها توجه نکند. این مینی اپرا، دو سال پیش برنده مسابقه اپرای بی‌نال زاگرب در کرواسی بود که منتهی به نوشتن یک اپرای فول‌تایمِ صد دقیقه‌ای با نام «کلوتو – ریسمانی از قصه‌ها» شد و دو هفته پیش، چهارمین اجرای آن در شهر وین اتفاق افتاد.»
 
آیدین صمیمی‌مفخم به همراه همسرش مارتینا کوسسکا، سال ۱۳۹۲ مرکزی را با نام موسیقی‌ نوین اسپکترو با هدف آشناسازی هرچه بیشتر شنوندگان حرفه‌ای موسیقی‌ آکادمیک، با ژانر‌های مختلف موسیقی‌ قرن ۲۰ و ۲۱، موسیقی‌ تجربی‌ قرن ۲۱ و موسیقی‌ الکترو‌آکوستیک و الکترونیک پایه‌گذاری کرده که هدف اصلی‌ این مرکز، برگزاری کنسرت‌های پژوهشی و آموزشی موسیقی‌ تجربی‌، الکترو‌آکوستیک و الکترونیک، برگزاری ورک‌شاپ‌هایی‌ با تمرکز بر آهنگسازی، تفسیر و اجرا موسیقی‌ قرن ۲۰ و ۲۱ و برگزاری کنفرانس و سمینارهایی در همین زمینه است.
 
از پروژه‌های دیگر این مرکز می‌توان به «دوئت اسپکترو» با تمرکز بر کنسرت‌های تجربی‌ الکترو‌آکوستیک توسط بنیان‌گذاران این مرکز و «آنسامبل اسپکترو» با تمرکز بر سفارش و اجرای آثار آهنگسازان معاصر، نام برد.
 
طی آخرین نشست ICEM – CIME (کنفدراسیون بین المللی موسیقی الکتروآکوستیک که در سال ۱۳۶۰ در شهر بورژ فرانسه توسط کریستین کلوزیه تاسیس شد.)، مرکز موسیقی‌ نوین اسپکترو به عنوان سازمان و نماینده رسمی کنفدراسیون بین‌المللی موسیقی الکتروآکوستیک در ایران و اولین مرکز در خاورمیانه انتخاب و معرفی شده که از اهداف اصلی آن می‌توان به معرفی بیشتر موسیقی و آهنگسازان الکتروآکوستیک ایرانی به جوامع بین‌المللی اشاره کرد.
 
حالا قرار است اواخر شهریور سال جاری، مارتینا کوسِسکا و آیدین صمیمی‌مفخم به دعوت کنفدراسیون بین‌المللی موسیقی الکتروآکوستیک، به عنوان نمایندگان کنفدراسیون بین‌المللی موسیقی الکتروآکوستیک در خاورمیانه در نشست سالانه این مرکز در مسکو حضور پیدا کرده و درباره تاریخ موسیقی الکتروآکوستیک در ایران صحبت و نمونه‌هایی از آثار آهنگسازان ایرانی را پخش کنند. علاوه بر آن، هر دو به شکل دوئت اسپکترو در شهر لینتز اتریش دو اجرا خواهند داشت که تمرکز هر دو اجرا روی بداهه‌نوازی صوت و تصویر است.
 
شاید به نظر برخی، موسیقی الکترونیک در ایران اتفاقی نوین باشد اما این نوع موسیقی مسبوق به سابقه است و می‌توان گفت تقریباً همزمان با اتفاقات روز دنیا، این نوع موسیقی توسط موزیسین‌های ایرانی هم تجربه شده است. از آیدین در این‌باره سوال کردیم و پرسیدیدم که از نظر شما در این سال‌ها چه اتفاقات قابل تأملی در حوزه موسیقی الکترونیک افتاده که می‌گوید: «سابقه موسیقی الکترونیک در ایران برخلاف آنچه که برخی فکر می‌کنند اتفاقی نوین است، به اوایل دهه ۴۰ شمسی برمی‌گردد که اساتیدی مثل علیرضا مشایخی، شاهرخ خواجه‌نوری و داریوش دولت‌شاهی این نوع موسیقی را آغاز کردند و به نوعی پدران موسیقی الکترونیک در ایران بودند. از آن زمان اتفاقات متعددی افتاده و خوشبختانه هنرمندان خوبی در این زمینه داریم که در سطح بین‌المللی هم معروف هستند.»
 
با این وجود، در این سال‌ها کمتر شاهد اجرای این گونه موسیقی‌ها در کشور بوده‌ایم و اکثر این هنرمندان برنامه‌های خود را در فستیوال‌های خارجی اجرا می‌کنند. اما چند سالی است که هنرمندان این ژانر به طور جسته و گریخته، در ایران هم طبع آزمایی می‌کنند. صمیمی‌مفخم در این باره توضیح می‌دهد: «بله. در ایران کمتر شاهد این اجراها بوده‌ایم اما از سه، چهار سال گذشته تعدد این اجراها بیشتر شده است. یکی از مکان‌هایی که تمرکز زیادی روی اتفاقات الکتروآکوستیکی دارد، «کانون موسیقی معاصر موزه هنرهای معاصر تهران» است. من سال گذشته حداقل هشت اجرا در این موزه داشتم که تقریباً چهار اجرای آن با همان «دوئت اسپکترو» در کنار همسرم بود. سهراب معتبر هم که جزء آهنگ‌سازهای مطرح این ژانر است، در آنجا اجرا داشت. خوشبختانه این اتفاق در ایران در حال فراگیر شدن است.»
 
شاید برای برخی این سوال پیش بیاید که آیا موسیقی الکترونیک در بخش آکادمیک هم با این اقبال روبه‌رو بوده است؟ او در این باره توضیح می‌دهد: «در آکادمی‌ها هنوز اتفاق مهمی نیفتاده چون این موسیقی احتیاج به سرمایه‌گزاری هنگفتی دارد که باید از طرف آکادمی‌ها صورت پذیرد ولی متأسفانه انجام نمی‌شود و کسانی که امروزه این کار را انجام می‌دهند، به صورت شخصی آن را پیش می‌برند. البته این را هم بگویم که خیلی از کسانی که در این ژانر فعالیت می‌کنند، به شکل جدی و آکادمیک و بر اساس منابع علمی موسیقی الکترونیک پیش می‌روند و برخی هم بر اساس احساس و ژانرهای مردم‌پسندترِ آن، این کار را انجام می‌دهند.»
 
آیدین صمیمی‌مفخم درباره کارهایی که قرار است در ایران از او و همسرش ببینیم و بشنویم می‌گوید: «ما برای این کنفدراسیون برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا تقریباً آخر هر سال میلادی، فستیوال الکتروآکوستیک داشته باشیم. امسال هم به احتمال خیلی زیاد، این فستیوال با همکاری «کانون موسیقی معاصر» در «موزه هنرهای معاصر تهران» خواهد بود. احتمالاً اواخر پاییز، برای دور اول این فستیوال، یک دوره سه روزه، به اضافه کنسرت خواهیم داشت که تاریخ موسیقی الکترونیک ایران و همچنین آثار جدید آهنگسازهای عضو این انجمن را، در این کنسرت‌ها خواهیم شنید.»

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

بهرام رادان به پروژه «سی» پیوست

بدون دیدگاه

اولین تجریه تئاتری رادان در نقش «زال»

بهرام رادان به پروژه «سی» پیوست

موسیقی ما – بهرام رادان (بازیگر سینما) به پروژه «سی» پیوست تا برای اولین‌بار حضور در عرصه تئاتر را با این پروژه که اثری از همایون شجریان و سهراب پورناظری است، تجربه کند.

بهرام رادان از چند روز قبل تمرینات فشرده خود را زیر نظر علی‌اصغر دشتی – کارگردان بخش نمایش پروژه – آغاز کرده و خود را برای ایفای نقش «زال» آماده می‌کند. او قرار است در کنار هنرمندانی چون سحر دولتشاهی، مهدی پاکدل، بانیپال شومون و حسین صوفیان ایفای نقش کند.

پروژه «سی» در حال حاضر آخرین روزهای تمرین خود را پشت سر می‌گذارد و گروه از امروز (اول مردادماه) تمرینات نهایی خود را در مجموعه فرهنگی- تاریخی «سعدآباد» آغاز کرده است.

همایون شجریان و سهراب پورناظری – خواننده، آهنگساز و تهیه‌کنندگان پروژه «سی»- درباره روند این کار توضیح می دهند: «پس از تمرینات جداگانه بخش‌های مختلف، هم‌اکنون تمرینات همزمان سه بخش موسیقی، تکنولوژی‌های تصویری و تئاتر در حال انجام است و این در حالی است که این بخش‌ها در ماه‌های گذشته به صورت جداگانه مشغول تمرین بودند و حالا در زمان باقی‌ مانده تا اجرا قرار است تمرینات به صورت همزمان و فشرده انجام شود. تمام تلاش دست اندرکاران این پروژه آن است که با تکیه بر فرهنگ و اندیشه ایرانی و با ابزارهای موسیقی،‌ نمایش و تکنولوژی‌های تصویری، مخاطبان امروز را با بخشی ازهویت فراموش‌شده خویش آشنا کنند

پروژه «سی» به تهیه‌کنندگی موسسه فرهنگی هنری «دل‌آواز» و «بارانا» و با همراهی شرکت سامسونگ از ۱۵ مردادماه در مجموعه تاریخی کاخ سعدآباد به روی صحنه خواهد رفت.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

اولین کنسرت «سینا شعبانخانی» برگزار می‌شود

بدون دیدگاه

موسیقی ما – نخستین کنسرت خواننده قطعه محبوب «جادوی خاص» برگزار می‌شود.
 
به گزارش موسیقی ما، «سینا شعبانخانی» خواننده جوان و پرطرفداری که با قطعاتی چون «جادوی خاص» و «چشمای مست» به شهرت رسید، اولین کنسرت خود را در نیمه تابستان سال جاری برگزار خواهد کرد.
 
کنسرت این هنرمند ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ به همت موسسه «پیام» به مدیریت «شاهین ترابی» در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار خواهد شد و فروش بلیت‌های آن نیز از ساعت ۱۶ روز سه‌شنبه ۲۷ تیر از سایت ایران کنسرت آغاز خواهد شد.
 
شعبانخانی در سال ۹۶ روزهای پرکاری را سپری کرده است. او در ساعات منتهی به تحویل سال ۱۳۹۶، در «سه ستاره» ویژه‌برنامه نوروزی شبکه ۳ با اجرای احسان علیخانی حاضر شد و قطعه «جادوی خاص» را به صورت زنده و با تنظیمی متفاوت اجرا کرد. چندی بعد او خبر از ورود به عرصه رسمی و آغاز فعالیت به صورت مجاز خبر داد و در پی آن قطعات «من بی‌قرارم» و «عمداً» را منتشر کرد. این خواننده جوان در نخستین ماه‌های فعالیتش توانست اعتماد تیم سازنده برنامه پربیننده «ماه عسل» را جلب کند و تیتراژ پایانی این برنامه را بخواند؛ تیتراژی که در نظرسنجی سایت «موسیقی ما» به عنوان یکی از تیتراژهای برتر ماه رمضان امسال انتخاب شد.
 
حضور در برنامه‌های «خندوانه» و «ساعت ۲۵» و نیز اجرای زنده در «خانه ترانه» از دیگر اقدامات سینا شعبانخانی در هفته‌های اخیر بوده است. او اخیراً قطعه «چشماتو ببند» را نیز منتشر کرد و به گفته‌ی «کامبیز طاهری» مدیر برنامه‌هایش، قصد دارد پیش از این کنسرت اثر جدید دیگری هم منتشر کند.
 
شعبانخانی در خصوص برگزاری اولین کنسرتش گفت: «هیچ اتفاقی برای یک خواننده شیرین‌تر از این نیست که بتواند برای مخاطبینش اجرای زنده کند. به امید خدا قرار است این اتفاقِ شیرین، سه هفته دیگر برای من بیفتد و بعد از چندین سال انتظار و پشت سر گذاشتن روزهای تلخ و شیرین، بالاخره ۱۷ مرداد می‌توانم مخاطبینم را از نزدیک ببینم. در این کنسرت افتخار همراهی با ارکستر پرتوان و هنرمندی دارم که به رهبری «امیر علیزاده» روی صحنه خواهد رفت.»
منبع : موسیقی ما

آرین کشیشی: همایون شجریان انسان عجیب و فوق‌العاده باهوشی است

بدون دیدگاه

موسیقی ما – می‌گوید از سه سالگی روی صندلی می‌ایستاده و ملودی‌هایی که شنیده را روی کیبورد می‌زده است. البته که موسیقی در خانواده آنها موروثی بوده و اعضای خانواده از سمت پدری، دستی بر ساز داشته‌اند.

آرین کشیشی، موزیسین جوانی است که در سال‌های اخیر حضور پررنگی در آلبوم‌ها و اجراهای زنده داشته و توانسته نامزدی دو دوره‌ی بهترین نوازنده «جشن سالانه موسیقی ما» را از آن خود کند. او جزء نوازندگانی است که نسبت به شرایط و ژانرهای مختلف، انعطاف‌پذیر بوده و همین دلیل باعث شده با اینکه از فعالیت در ژانر آلترناتیو و تلفیقی لذت بیشتری می‌برد، از خوانندگان پاپ همچون حامی، فریدون آسرایی، فرزاد فرزین، سیامک عباسی و… تا هنرمندان فعال در ژانر موسیقی اصیل ایرانی همچون همایون شجریان، علیرضا قربانی و محمد معتمدی، همکاری داشته باشد.

در ادامه پروژه «پرونده‌ای برای نوازندگان موسیقی ایران» به سراغ این هنرمند رفتیم و با او درباره خاطرات جالبش در نوازندگی، اتفاقاتی که در کنسرت حامی برایش پیش آمد و همچنین دلیلِ به قول خودش خنده‌دارِ انتخاب گیتارباس به جای کیبورد صحبت کردیم.
 

****

 

  • * وقتی برای اولین‌بار با ساز روبه‌رو شدی، چند سال داشتی؟

سه سالم بود. دوست پدرم یک کیبورد دو طبقه داشت که چون در خانه‌شان جا نداشتند، آن را به منزل ما آورده بود. یکی، دو سالی هم پیش ما بود. من هم روی صندلی می‌ایستادم و هر ملودی که شنیده بودم را می‌زدم.
 

  • * یعنی در آن سن و سال ملودی می‌زدی؟

بله. با یک انگشت روی کلاویه‌ها می‌زدم و درست هم می‌زدم. برای پدر و مادرم از همانجا مشخص شد که به موسیقی علاقه دارم.
 

  • * بعد از اینکه متوجه این استعداد شدند، کلاس موسیقی نرفتی؟

نشد. خانه‌مان را عوض کردیم و کیبورد را پس دادیم. اما عمویم یک گیتار قدیمی ایتالیایی داشت که چند روزی با آن مهمان ما بود. همان اتفاق دوباره در ۹ سالگی برایم افتاد و در نهایت تصمیم گرفتند برایم یک گیتار بخرند.
 

  • * در خانواده هم موزیسین داشتید؟

از طرف خانواده پدری؛ پدربزرگم ساز بلد بود و پدرم هم ساز می‌زند. عمو و پسرعمویم هم همینطور بودند. در خانواده پدری من، همیشه ساز وجود داشته است.
 

  • * تو استعداد خود را با کیبورد نشان داده بودی، چرا همان ساز را برایت نخریدند؟

دلیل خنده‌داری داشت. چون کیبورد گران بود، گیتار خریدیم. (می‌خندد)
 

  • * حالا به گیتار علاقه هم داشتی؟

می‌خواستیم کیبورد بخریم اما نشد و گفتیم فعلاً گیتار می‌خریم. یکی، دو سال با آن زدم و در همان دوره برادرم (که آن موقع ساز هم نمی‌زد) به گیتار علاقه‌مند شد. من چون سن و سال کمی داشتم، خیلی تمرین نمی‌کردم و در نتیجه برادرم از من جلو افتاد.
 

  • * چطور متوجه علاقه‌ات به گیتارباس شدند؟

پدرم دید من بیشتر با سیم‌های بم می‌نوازم و تشخیص داد به گیتار باس علاقه‌مندم. وقتی این موضوع را به من گفت، گفتم گیتارباس دیگر چیست؟ پیش یکی از آشناهایمان (آرمن) در جمهوری رفتیم و گیتارباس را دیدم و در کنسرت هم صدای آن را شنیدم و متوجه شدم که واقعاً از آن خوشم می‌آید. خلاصه در دوازده سالگی گیتارباس خریدم.
 

  • * در همان دوازده، سیزده سالگی، دلت نخواست دوباره سراغ کیبورد بروی؟

راستش را بخواهی نه. تا الان هم نرفته‌ام و تازه تصمیم دارم سراغ پیانو بروم. تنها سازی که به جز گیتارباس، دوست داشتم بنوازم، ویلنسل بوده است. من در دانشگاه هم کنترباس زده‌ام. یک دوره خواستم در دانشگاه سازم را عوض کنم اما دیدم که خیلی جدی‌تر از این حرف‌ها است و زمان زیادی می‌برد. حداقل کنترباس، سنخیت بیشتری با گیتارباس دارد.
 

  • * در دوران کودکی استادی هم داشتی؟

برای گیتار، یکی از نوازنده‌های خوب ارمنی به نام «ادوین هاکوپیان» استادم بود که الان هم آمریکا است.
 

  • * برای گیتارباس چطور؟

چون سن کمی داشتم و کسی هم نبود من را به آموزشگاه ببرد، ابتدا برای یک سال پیش «نوریک میساکیان» که نوازنده خیلی خوب گیتار الکتریک است رفتم اما تعداد جلساتمان خیلی کم بود. بعد از آن هم پیش «دارا دارایی» رفتم.
 

  • * در کودکی به چه موسیقی‌هایی گوش می‌کردی؟

وقتی خیلی بچه بودم پاپ اما در ده سالگی که با گیتار و سبک فلامنکو آشنا شدم، بیشتر به سمت موسیقی‌های اینچنینی رفتم. برای همین هم هست که الان به این سبک مسلطم؛ همه هم تعجب می‌کنند که چطور آن را بلدم. آن زمان با برادر و پسرعمویم یک گروه داشتیم که کارهای فلامنکو می‌زدیم. من در واقع از سیزده، چهارده سالگی شروع به گوش کردن موسیقی‌های جدی اینسترومنتال باس‌محور کردم.
 

  • * با این گروهی که داشتید، روی استیج هم رفته بودید؟

بله. بعد از شش ماه که گیتارباس را شروع کردم، برای اجرا روی صحنه رفتم. در واقع من از دوازده سالگی روی استیج رفتم. البته تعدادشان زیاد نبود اما سالی یک، دو اجرا داشتیم. آن زمان یک سری فستیوال برای ارامنه در باشگاه آرارات برگزار می‌شد که ما هم در آنها شرکت می‌کردیم. یک جشنواره موسیقی هم در «ارسباران» بود که اصلاً به ما جایزه هم دادند؛ آن زمان سیزده ساله بودم.
 

  • * آن زمان که مشغول یادگیری گیتارباس بودی، برای آموزش این ساز کتاب خاصی هم خواندی؟

یک سری کتاب بودند که بیشتر آنها را زمانی که پیش «دارا» می‌رفتم، می‌خواندم و الان هم خودم ترجیح می‌دهم آنها را به شاگردانم درس بدهم. کتاب‌هایی مثل blues bass basic وMasters of Bass Guitar و .Funk bass lines
 

  • * بعد از این اجراهای کوچک، اولین اجرای بزرگت با چه کسی بود؟

سال ۸۷ با «ارکستر آکادمیک تهران» بود که در تالار وحدت اجرا کردیم و بعد از آن در شانزده سالگی با «حامی» در برج میلاد روی صحنه رفتم. بعد از آن هم با فریدون آسرایی که فکر می‌کنم نوزده ساله بودم. در ادامه، با مازیار فلاحی که اولین اجرایش هم بود روی صحنه رفتم و بعد از آن هم با بهنام صفوی کار کردم. فرزاد فرزین نفر بعدی بود که حدوداً دو، سه سال با او بودم و بعد از آن هم به تور «چرا رفتی» همایون شجریان پیوستم.
 

  • * کمی از اجرا با «حامی» بگو. حامی معمولاً سخت‌گیری‌های خاص خودش را دارد. تو با آن سن و سال کم چطور توانستی خودت را با گروه هماهنگ کنی؟

خب من آن زمان قطعات حامی را دوست داشتم و از طریق مهرداد علیزاده که در آن گروه پرکاشن می‌نواخت، با او آشنا شدم. البته من برای کنسرت حامی نرفته بودم و قرار بود در یک اجرا، کارهای یانی را بزنیم که زدم و خوششان آمد. یک جلسه سر تمرین این اجرا رفتم اما ناگهان گروه آنها عوض شد و ظرف دو جلسه تمرین می‌خواستند کنسرت حامی را برگزار کنند! کارهای حامی هم اصولاً سخت هستند و آکوردهای زیادی دارند. البته در کنسرت حامی خیلی اذیت شدم و به من استرس زیادی وارد شد.
 

  • * از طرف حامی؟!

نه، خود حامی از معدود کسانی بود که من را در آن کنسرت حمایت کرد.
 

  • * پس این استرس از سمت چه کسی بود؟

از طرف رهبر گروه که متأسفانه دستمزد من برای آن کنسرت را هم کامل پرداخت نکردند. به دلیل همه این اتفاقات، از کنسرت حامی خاطره خوبی ندارم.
 

  • * این هم خاطره جالبی است که اولین استیج پاپی که رفتی، پولت را ندادند.

دادند اما کم دادند و گفتند مگر تو چهقدر کنسرت رفته‌ای؟ باید همینقدر دستمزد بگیری!
 

  • * مبلغ آن چهقدر بود حالا؟

۲۰۰ هزار تومان. برای تمرین هم خیلی ادیت شدم؛ خلاصه اینکه خاطره خیلی جالبی از آن کنسرت ندارم و جزء خاطرات بد زندگی‌ام است.
 

  • * این استرس‌ها حتماً باعث شد نتوانی کارت را خوب روی استیج انجام دهی.

من اصلاً استرسی نیستم اما آن شب استرس داشتم چون کارهای حامی پر از آکورد است و همین الان هم بعضی از نوازندگان حرفه‌ای، نمی‌توانند آنها را مسلط اجرا کنند. حالا شما حساب کن در ساندچک، رهبر ارکستر تازه یک پارت جدید جلوی من گذاشت و گفت کنسرت با این شروع می‌شود! فشار زیادی روی من بود و واقعاً هم بچه بودم. با مردم هم ارتباط خاصی نگرفتم و فقط می‌خواستم زودتر تمام شود. اتفاقاً آن شب به من انتقاد هم شد و در یک سایت نوشتند که گیتاریست و باسیست خوب نبودند. اگر چند جلسه بیشتر تمرین می‌کردیم، می‌توانستم کارها را خوب بزنم اما همه چیز توی هم پیچید.
 

  • * بعد از حامی، سراغ همکاری با فریدون آسرایی رفتی؟

بله. با او از طریق پاشا یثربی آشنا شدم. ما آن زمان گروهی داشتیم که کارهای جیپسی‌کینگ را می‌زدیم که پاشا هم به ما اضافه شد. او من را به فریدون معرفی کرد. در اولین قراری که گذاشتیم، پاشا یک ساز یاماهای ۵ سیم داشت که دیدم خیلی بهتر از ساز خودم است و گفت یک مدت دستت باشد و کنسرت فریدون را هم با همین بزن و آن ساز همچنان دست من است. (می‌خندد) با مازیار فلاحی هم از طریق پاشا آشنا شدم.
 

  • * کنسرتی بوده که بدون تمرین روی صحنه رفته باشی؟

بله. بهنام صفوی داشت باسیست خود را عوض می‌کرد و اصلاً زمان کافی نداشتند. من به گروه پیوستم و بدون تمرین با آنها روی صحنه رفتم. آن زمان نوزده ساله بودم.
 

  • * در آن سال‌ها، همکاری‌ات با فرزاد فرزین خیلی مورد توجه قرار گرفت. کمی از خاطراتت با فرزاد بگو.

در همین بحبوهه که دیگر نمی‌خواستم با بهنام صفوی ساز بزنم، برای فرزاد فرزین یک اجرای دقیقه نود پیش آمد که با رهبر ارکستر به توافق نرسیدند و او هم رفت؛ آن‌هم در حالیکه سه، چهار روز بعد، در تهران کنسرت داشتند. امیرمیلاد به من زنگ زد و داستان را تعریف کردند. خلاصه اینکه من به گروه پیوستم و تا مدت طولانی هم آنجا ماندم. بعد هم برادرم آرمن به ما اضافه شد. الان هم با اینکه در کنسرت‌های فرزاد نیستم اما در ضبط‌های استودیویی او را همراهی می‌کنم. در این سال‌ها یک اعتماد متقابل بین ما به وجود آمد که بیش‌تر هم بعد از انتشار آلبوم تصویری‌اش اتفاق افتاد؛ چون خیلی‌ها آن را دیدند و فیدبک خیلی خوبی داشت.
 

  • * تو با گروه‌های مختلف پاپ، سنتی، تلفیقی و راک ساز زده‌ای؛ بهترین نوازنده‌هایی که در این سال‌ها کنارت ساز زده‌اند چه کسانی بودهاند؟

راستش تعدادشان خیلی زیاد است و می‌ترسم بعضی از آنها جا بمانند اما در تلفیقی‌ها می‌توانم به حمزه یگانه، هومن نامداری، شایان فتحی، ابراهیم علوی و همایون نصیری اشاره کنم. در سنتی‌ها مثلاً به سهراب پورناظری و حسین رضایی‌نیا. در پاپ آرش مقدم، مسعود همایونی، ایلیار خسروی، برادرم آرمن، بابک صفرنژاد. واقعاً نمی‌توان همه آنها را نام برد چون تعدادشان کم نیست اما به نظرم نوازنده‌های موسیقی تلفیقی لِوِل بالاتری داشته‌اند؛ یا شاید بهتر باشد اینطور بگویم که من در این ژانر موسیقی خوشحال‌تر بوده‌ام.
 

  • * در چند سالی که با خواننده‌های پاپ کار کردی، از همکاری با کدام یک از آنها لذت بیشتری بردی؟

تعداد اجراهایم با پاپی‌ها (به جز فرزاد) خیلی زیاد نبوده ولی اصولاً همهجا می‌گویم که فرزاد فرزین واقعاً خواننده خوبی است. او آدم بسیار باهوشی است و تا حالا اشتباهات خیلی کمی از او دیده‌ام و خیالت با او راحت است. با حامی هم با اینکه اجرای زیادی نداشتم، اما به نظرم خواننده خیلی خوبی است.
 

  • * بعد از فرزاد فرزین، از سال ۹۲ تور «چرا رفتی» را با همایون شجریان شروع کردی. چه اتفاقی افتاد که یک‌باره تا این حد تغییر فاز داشتی؟

ببینید، اکثراً طبیعت نوازنده‌ها پاپ نیست و هر کدام در یک سبک مشخصی تمرین می‌کنند و چون موسیقی پاپ پولساز است، در کنار کار خودشان به این سمت هم می‌آیند. یک مدت خیلی پاپزده و خسته شده بودم. می‌خواستم پروژه خودم (پروژه آرین کشیشی) را هم پیگیری کنم. معمولاً هم بی‌برنامه‌گی خاصی در طول کنسرت‌ها وجود دارد و باعث می‌شود همه چیز به هم بریزد. همین شد که تصمیم گرفتم کمی از این موسیقی دور شوم. همان زمان با گروه «شمس» آشنا شده بودم و آنجا کنترباس می‌زدم و این شد که سهراب پورناظری برای حضور در تور «چرا رفتی» از من دعوت کرد.
 

  • * بعضی‌ها این انتقاد را داشتند که گیتارباس با آن ارکستر سازگار نبود. به گوش خودت هم رسید؟

این موسیقی که موسیقی اصیل ایرانی نیست و به نوعی تلفیقی محسوب می‌شود. ببینید، الان به دلیل اینکه در ارکسترها دف و تمبک به تنهایی جواب نمی‌دهند، از پرکاشن هم استفاده می‌کنند، باس هم همین است. اما همیشه جبهه‌ای نسبت به این قضیه وجود دارد در صورتیکه ما در موسیقی اصیل، فرکانس‌های بم را کم داریم. تجربه به من ثابت کرده که در وهله اول برای خواننده‌ها عجیب است اما بعد از مدتی می‌فهمند که جای این فرکانس خالی بوده است. به نظر من که اضافه نبود چون استفاده از این ساز در کنسرت‌های موسیقی ایرانی، ادامه پیدا کرد.
 

  • * بله. بعد از آن هم با محمد معتمدی ساز زدی.

همین است دیگر، الان آلبوم‌هایی که منتشر می‌شوند کمتر اصیل ایرانی هستند و اکثراً رنگ و بوی تلفیقی دارند. من در آلبوم «قطره‌های باران» علیرضا قربانی در دو قطعه ساز زدم و در آلبوم بعدی که با مهیار علیزاده کار کرده بود هم حضور داشتم. منظورم این است که خود آهنگسازها نسبت به این قضیه جبهه‌ای ندارند اما برای خواننده‌ها هنوز جا نیفتاده است. نکته اینجا است که در بین سنتی‌ها، به ما می‌گویند نوازنده پاپ در صورتیکه من نوازنده پاپ نیستم و موسیقی تلفیقی کار می‌کنم.
 

  • * اتفاقاً خیلی از نوازنده‌ها از به کار بردن لفظ پاپ در موردشان ناراحت می‌شوند. تو هم همین مشکل را داری؟

ببینید، برای موسیقی پاپ ما استانداردی تعیین نشده اما الان در همه جای دنیا، فعالان موسیقی پاپ هم، تحصیل می‌کنند و یک استاندارد دارند. بیشتر فعالان پاپ ما، تحصیلات آکادمیک ندارند در صورتیکه در موسیقی سنتی یا کلاسیک اینطور نیست. الان درجه تفاوت بین خواننده‌های پاپ و سنتی خیلی زیاد است.
 

  • * مگر تحصیلات آکادمیک تا چه حد به نوازندگی تو کمک کرد؟

ببینید، من از تحصیل در هنرستان موسیقی ناراضی نیستم و حداقل این بود که در آن زمان می‌گفتم رشته من موسیقی است و کارم هم موزیک است. تحصیلات آکادمیک کمک زیادی به من نکرده ولی همین‌که محیط و هم‌دانشگاهی‌هایم هنری بودند و کسانی اطرافم بودند که روحیه‌شان با من سازگار بود و هم را می‌فهمیدیم، خوب بود. همین‌که اسم دانشجوی موسیقی روی من بود، خودش لذت‌بخش بود.
 

  • * تو با موسیقی پاپ شروع کردی و معمولاً خیلی از بچه‌هایی که با پاپ شروع می کنند، در همان بخش می‌مانند اما تو از سال ۹۰ به طور جدی‌تری وارد موسیقی تلفیقی شدی که یکی از مهمترین آنها همکاری با گروه «کامنت» بود. این بخش چطور برایت جدی شد؟

در همان استودیویی که برای کنسرت فریدون آسرایی تمرین می‌کردیم، با نیما رمضان آشنا شدم. نوازنده گیتار باس‌شان از ایران رفته بود و به من پیشنهاد همکاری داد. کارشان را که شنیدم گفتم نمی‌آیم چون من اصلاً این فرم موسیقی گوش نکرده‌ام. خلاصه در نهایت این همکاری شکل گرفت که اتفاقاً تجربه خیلی خوبی هم برای من بود و در خیلی مسائل به من کمک کرد و علاوه بر آن با موزیسین‌های باحالی هم آشنا شدم. من موقعی به آنها اضافه شدم که اجراها و آلبوم‌ها تازه شروع شده بود و در کنار هم رشد کردیم. به نظرم تجربه خیلی جالبی بود.
 

  • * بعد از همایون شجریان، با محمد معتمدی و علیرضا قربانی همکاری کردی؛ همکاری با این سه خواننده که جزء خواننده‌های مهم موسیقی سنتی هستند چطور بود؟

زمانی که به سمت موسیقی اصیل ایرانی آمدم، با درجه دیگری از خوانندگی آشنا شدم؛ مخصوصاً اینکه با همایون شجریان هم شروع کردم. من همیشه گفته‌ام که همایون کلاً انسان عجیبی است و هوش خیلی زیادی دارد. واقعاً آدم تا این حد باهوش در زندگی‌ام خیلی کم دیده‌ام و برای همین یک مدت طول کشید تا اتفاقات را هضم کنم. با سهراب پورناظری هم همیشه تعامل زیادی داشته‌ایم، او کارهای مدرن‌تری انجام می‌دهد و همین موضوع باعث شد همه چیز بهتر پیش برود. با محمد معتمدی هم از طریق سهراب آشنا شدم؛ به نظرم او در پیش بردن باس در این فرم از موسیقی، واقعاً موثر بوده است.
 

  • * خاطره جالبی از حضور در کنسرت‌های موسیقی سنتی هم داری؟

در کنسرت پارسال علیرضا قربانی، در یکی از قطعات، از قصد یک جمله خیلی غربی زدم که قربانی یک تکانی خورد و برگشت من را نگاه کرد. روز بعد من را خواستند و گفتند دیگر آن جمله را نزن. (می‌خندد) من همیشه سعی کرده‌ام خودم را با شرایط وفق دهم، اوایل کمی برایم سخت بود چون رفتار و منش آنها کاملاً متفاوت است؛ از لباس پوشیدن تا فرم ایستادن روی استیج. مثلاً در اولین کنسرتم با همایون به من گفتند چرا به جمعیت نگاه می‌کنی؟! گفتم مگر چه مشکلی دارد؟ گفتند باید خیلی توی حس بروی (می‌خندد) یک‌بار به من گفتند چرا ساعت بستی؟ گفتم مگر ساعت چه اشکالی دارد؟ و از من خواستند آن را باز کنم. خلاصه که از این اتفاقات زیاد داشتم. آنها معمولاً آدم‌های وقت‌شناسی هستند اما من همیشه دیر می‌کردم که همکاری با آنها باعث شد من هم کمی آن‌تایم شوم.
 

  • * یک اتفاق مهم در کارنامه کاری تو تنظیم قطعه «رگ خواب» برای همایون شجریان بود. چه شد که چنین ریسکی کردی و آن فضای متفاوت را برای همایون انتخاب کردی؟ البته خیلی‌ها هم گفتند که آن تنظیم به نوعی شبیه به تنظیم قطعه «آرایش غلیظ» بود.

پیشنهاد همکاری در «رگ خواب» هم از طرف سهراب پورناظری بود. البته چون سهراب پیش از این هم قطعه‌ای در همین فضا کار کرده بود، کار برایم راحت‌تر شده بود و حرف‌های اولیه هم بر این مبنا بود که تنظیم قطعه، همچین فرمی داشته باشد. البته کلی کشمکش داشتیم چون می‌خواستیم کار فضای متفاوتی داشته باشد. به نظر من که به لحاظ تنظیم، شبیه قطعه «آرایش غلیظ» نشده و فقط می‌توان گفت در یک فرم هستند نه اینکه به لحاظ تکنیکال یکی باشند؛ که البته این شباهت فرمی هم عمدی بود. حتی می‌خواستند یک ورژن سنتی هم از این قطعه تهیه کنند و بعد تصمیم بگیرند کدام یک را منتشر کنند که در نهایت به این نتیجه رسیدیم که «رگ خواب» را به این شکل تنظیم کنیم و یک‌سری سازهای ایرانی هم به آن اضافه کنیم. «رگ خواب»، به لحاظ فنی از سمت کسانی که موسیقی تلفیقی یا راک اینچنینی کار می‌کنند، کار استانداردی است و از نظر ملودی و خوانندگی هم مطمئناً همینطور است. ممکن است سلیقه یک‌سری نباشد اما به نظر من به لحاظ پروداکشن کار موفق و درستی است.
 

  • * باسیست محبوب تو در دنیا چه کسی است؟

یک اعجوبه سی ساله به نام habrien fauard که همه چیز را به هم ریخته است.  Mathew garrison را هم خیلی دوست دارم.
 

  • * تو الان مشغول تدریس گیتارباس هستی؛ به نظرت معضلات آموزش این ساز در ایران چیست؟ سطح کیفی ما به لحاظ آموزشی چگونه است؟

گیتارباس ساز خیلی جدیدی است. در واقع یک ساز هفتاد و خورده‌ای ساله است که تازه در حال آکادمیک شدن است. برای همین معضل آموزش آن در همه جای دنیا وجود دارد مخصوصاً در ایران که بهای کمی به مسائل آموزشی می‌دهند. الان هم به نظرم معضل آموزش این ساز این است که آن را کمی بد تدریس کرده‌اند. البته دارا (دارایی) انصافاً خیلی خوب آموزش می‌دهد. شانسی که من آوردم این بود که از اینترنت و یوتیوب خیلی چیزها می‌توانستم یاد بگیرم و در نتیجه الان هشت سال است که دیگر به کلاس نمی‌روم و خودم را با اینترنت آپدیت می‌کنم. من معمولاً سعی می‌کنم اول شاگردانم را توجیح کنم که کارشان به عنوان باسیست چیست و بعد آموزش آن را آغاز می‌کنم.

منبع : موسیقی ما

موزیک ویدئوی «یه صداهایی» با صدای رستاک حلاج

بدون دیدگاه

 


موسیقی ما – موزیک ویدئوی «یه صداهایی» با صدای «رستاک حلاج» منتشر شد. این قطعه یکی از کارهای آلبوم «پاییز سال بعد» این خواننده بود که اسفند ۹۴ با تنظیم «سعید زمانی» منتشر شده بود. ویدئوی این کار هم اثری از «پویا اعتراضی» و «امید مردان‌بیگی» است. آذرماه ۹۵ و در اولین کنسرت رستاک برای اولین بار از این ویدئو رونمایی به عمل آمد که براساس تصاویر بزرگان موسیقی ایران که در قید حیات هستند و برخی درگذشتگان ساخته شده است. حاضرین در آن کنسرت از این ویدئو استقبال خوبی به عمل آوردند و برای اولین بار نسخه اصلی آن از طریق سایت «موسیقی ما» در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
 
چندی پیش هم رستاک حلاج مهمان دفتر سایت «موسیقی ما» بود و برای اولین بار گفتگوی مفصلی درباره تمامی سال های فعالیت حرفه ای و آثارش انجام داد. این گفتگو فردا و همزمان با سالروز تولد این خواننده و ترانه سرا منتشر خواهد شد.
 
موزیک ویدئوی «یه صداهایی» با صدای رستاک حلاج را برای اولین بار از اینجا ببینید و دانلود کنید.

منبع : موسیقی ما

امیرحسین آرمان: یکی از دلایل شکست برخی بازیگران در موسیقی، تحمیل سلایق شخصی به مخاطب بوده است

بدون دیدگاه

این خواننده و بازیگر سینما همزمان با انتشار تیتراژ جدید برنامه «فرمول یک» به «موسیقی ما» گفت

امیرحسین آرمان: یکی از دلایل شکست برخی بازیگران در موسیقی، تحمیل سلایق شخصی به مخاطب بوده است

موسیقی ما – «امیرحسین آرمان» خواننده تیتراژ جدید برنامه «فرمول یک» با اجرای «علی ضیا» شد. این هنرمند سینما و موسیقی در بخش ترانه این قطعه که «ترفند» نام دارد با «احمد امیرخلیلی» همکاری کرده است. ملودی توسط «امیرعلی بهادری» ساخته شده و تنظیم و میکس و مسترینگ هم اثری از «پیمان میرزایی» است. این اولین تجربه تیتراژخوانی امیرحسین آرمان محسوب می‌شود و او طی ماه‌های اخیر به شکل جدی کارهای تولید قطعات جدید و آلبومش را هم پیگیری کرده است. آلبومی که او از سال گذشته صحبت‌هایی در مورد آن مطرح کرده بود ولی هنوز زمان انتشارش مشخص نیست.
 
امیرحسین آرمان درباره جدیدترین قطعه خود به خبرنگار سایت «موسیقی ما» گفت:«این قطعه به نام ترفند فضایی انرژیک و مثبت دارد. از زحمات احمد امیرخلیلی، امیرعلی بهادری و پیمان میرزایی برای ترانه و ملودی و تنظیم این کار تشکر می‌کنم و از خروجی کار راضی هستم. امیدوارم این اثر مورد پسند مخاطبان هم واقع شود. همچنین از همراهی علی ضیا هم تشکر می‌کنم. من یک مرتبه قبلاً مهمان برنامه فرمول یک بودم و این برنامه هم فضای پر انرژی دارد. قطعه ترفند این هفته در ویژه برنامه عید فطر فرمول یک پخش می‌شود و از هفته آینده طبق روال همیشه هر روز صبح پخش خواهد شد.»
 
او سپس اعلام کرد:«طی ماه‌های اخیر کمی درگیر فیلمبرداری چند پروژه بودم اما پیگیر کارهای تولید قطعات جدید و اتمام آلبوم هم هستم. سال گذشته درباره آلبوم صحبت کردیم و بدقول شدم اما در سال جاری ساخت قطعات جدید را دنبال می‌کنم. البته به دنبال همکاری با یک تهیه‌کننده هم هستم چون تولید و انتشار قطعات مستلزم صرف هزینه‌های زیاد است و ارائه آنها به صورت تک آهنگ در فضای مجازی بازگشت مالی ندارد. در مقوله آلبوم هم متأسفانه این روزها شاهد هستیم که آلبوم‌ها در بازار موسیقی فروش خوبی ندارند. البته برنامه‌های زیادی برای کنسرت و اجرای زنده دارم و هدف اصلی من همین است. چون مهمترین بخش خواندن و فعالیت در موسیقی، حضور روی صحنه است. برای این امر باید حداقل ۱۷ یا ۱۸ قطعه داشته باشیم که در حال حاضر حدود هشت یا نه قطعه آماده داریم و پروژه چند اثر دیگر را هم دنبال می‌کنیم.»
 
این خواننده درباره مضمون آلبومش و همچنین شکست برخی بازیگران در عرصه خوانندگی گفت:«از سال گذشته تا امروز در قطعات آماده و کارهایی که قصد تولیدشان را داشتیم تغییراتی لحاظ کردیم و آثار همگی به روز هستند. فضای کلی آلبوم هم با انرژی و مثبت است. منظورم از با انرژی این نیست که همه قطعات شاد هستند بلکه در قطعات آرام هم انرژی وجود دارد. درباره اینکه من با بازیگری بین مخاطبان مطرح شدم و قطعاتی را با صدای خودم منتشر کرده‌ام هم باید بگویم که تمام تلاش من این بوده آثاری را به مخاطبان ارائه کنم که به دل آنها بنشیند. چون فکر می‌کنم یکی از دلایل شکست برخی بازیگران در عرصه موسیقی، تحمیل سلایق شخصی موسیقیایی به مخاطب بوده است. اما در آثاری که تولید خواهیم کرد به سلیقه مخاطبان عزیز توجه می‌کنیم و دیدگاه‌های خودم و سایر عوامل تولید را هم لحاظ خواهیم کرد.»
 
امیرحسین آرمان نهایتاً درباره زمان انتشار آلبومش این توضیحات را بیان کرد:«درباره زمان انتشار آلبوم و چیدمان نهایی قطعات در حال حاضر نمی‌توانم جزئیاتی را اعلام کنم. چون تغییراتی در روند تولید کارها داشته‌ایم و نمی‌خواهم با عجله صرفاً یک آلبوم معمولی به بازار عرضه کنم. بلکه دوست دارم با برنامه‌ریزی و دقیق پیش برویم. اما به زودی احتمالاً تک قطعات دیگری را منتشر خواهم کرد.»

منبع: 

اختصاصی سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

«کجایند این سران؟» در آستانه روز قدس رونمایی می‌شود

بدون دیدگاه

برای رساندن صدای کودکان قربانی جنگ به سازمان‌های مدعی حقوق بشر

«کجایند این سران؟» در آستانه روز قدس رونمایی می‌شود

موسیقی ما – محسن تهرانی مدیر موسسه فرهنگی هنری «کساء» با اشاره به تازه ترین فعالیت های این موسسه بیان  کرد: طبق برنامه ریزی های انجام گرفته و پیش از فرا رسیدن روز جهانی قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، تصمیم داریم از قطعه «کجایند این سران» رونمایی کنیم.
 
وی افزود: «در این قطعه که نماهنگی هم از آن به کارگردانی بنده تولید شده سید حمزه موسوی ترانه سرا، علی کاشی آهنگساز، گرانش عاشوری تنظیم کننده و یاسر قنبرلو به عنوان خواننده حضور دارند. این قطعه مشتمل بر مفاهیم حقوق بشری است که پس از رونمایی از آن تصمیم داریم یک کمپین با موضوع حقوق بشر و کودکان قربانی جنگ راه اندازی کنیم.»
 
این تهیه کننده آثار موسیقایی مرتبط با موسیقی انقلاب در ادامه با گرامیداشت سالروز تشییع پیکر ۱۷۵ شهدای غواص دوران دفاع مقدس بیان کرد: موسسه فرهنگی هنری کساء این افتخار را داشت که همزمان با گرامیداشت این اتفاق مهم دو قطعه موسیقایی «اشک آینه» به خوانندگی میلاد هارونی و «یک، هفت، پنج» با تقدیم به مادران و همسران شهدا  به خوانندگی کیان مقدم را منتشر کند که امیدوارم گام کوچکی در راستای حفظ و حراست میراث گرانقدر این شهدای عزیز برای نسل امروز انقلاب اسلامی باشد.

منبع : موسیقی ما

اجرای آثاری دعاگونه از بزرگان آهنگسازی و آواز توسط برگزیدگان هزارصدا

بدون دیدگاه

موسیقی ما – ویژه‌برنامه موسیقی عرفانی و مناجات برنامه هزارصدا، بعد از افطار پنج شنبه ۱۸ خرداد برگزار شد. در این برنامه میلاد کیایی، حمیدرضا نوربخش و علیرضا پورامید به عنوان کارشناسان روی صحنه حضور داشتند اما از آنجایی که برنامه به شکل مسابقه نبود، آنها با پرسش‌های مدیر و مجری برنامه آرش نصیری، درباره اصل آهنگ‌های اجرا شده و استادانی که آن کارها را پیش از این اجرا کرده بودند سخن گفتند.
 
در ابتدای برنامه مجری این شعر مشهور مولانا را خواند: «این دهان بستی دهانی باز شد/ تا خورنده لقمه‌های راز شد» و سپس تیتراژ برنامه پخش شد. در ابتدای تیتراژ هم، روی طرح معروفی از پرچم ایران کار هادی حیدری که در فضای مجازی مطرح شده نوشته شده بود: «چو ایران نباشد تن من مباد» و مجری هم شهادت جمعی از هم‌وطنانمان را در فاجعه تروریستی ۱۷ خرداد تسلیت گفت.
 
پس از آن و بعد از سخنان اولیه میلاد کیایی، حمیدرضا نوربخش (مدیرعامل خانه موسیقی) برخی نظرات جامعه موسیقی و انتظاراتشان از رییس جمهور را مطرح کرد. نوربخش پس از اعلام تسلیت و ابراز همدری خانواده موسیقی با خانواده شهدا و مجروحان واقعه تروریستی ۱۷ خرداد، به انتخابات ریاست جمهوری پرداخت و گفت: «در ۲۹ اردی‌بهشت و قبل از آن در کارزارهای انتخاباتی شاید اولین بار بود که جامعه موسیقی به این شکل استثنایی، در یک تکاپو و حرکت منسجم در صحنه وارد شدند و نظرات و دغدغه‌هایشان را گفتند و از دکتر روحانی حمایت کردند. این حجم از گفتگو و تلاش حکایت از یک سری مطالبات هم دارد.»
 
نوربخش با ذکر این نکته که موسیقی و موسیقیدانان ما کم مشکل ندارند گفت: «سال‌ها است که این مشکلات سر راه موسیقی هست و مواقعی هم شدت و ضعف پیدا می‌کند. این دغدغه‌ای عمیق و مطالبه جدی ما است که دولت و دولتمردان باید برای آن چاره‌ای اساسی بیاندیشند تا ما در چهار سال پیش رو نه تنها شاهد حوادث تلخ در موسیقی‌مان نباشیم، بلکه شاهد شکوفایی هم باشیم».
 
مدیرعامل خانه موسیقی با بیان اینکه این مطالبات بارها و بارها اعلام شده گفت: «کاش دیروز که افطاری هنرمندان با رئیس جمهور بود هم اعلام می‌شد. نوربخش ضمن بیان اینکه «همه ما می‌دانیم که موسیقی چه مشکلاتی دارد و چقدر در گوشه و کنار به آن نامهربانی می‌شود» افزود: «در گوشه و کنار کشور نگاه‌های ملوک‌الطوایفی هست و هر کسی به خودش اجازه می‌دهد که راجع به موسیقی ابراز نظر بکند و نظرش را اعمال کند. ما بارها گفته‌ایم که ما یک جغرافیا، یک کشور، یک دولت و یک قانون داریم و خواست جدی ما چیز پیچیده‌ای نیست. ما می‌خواهیم همه و همه ملتزم قانون باشند. انشالله که آقای رییس جمهور بیش از پیش این مسئله را پیگیری کنند و آن را جدی بگیرند.»
 
او با بیان این نکته که نسل جوان موسیقیدان ما مشکل اشتغال و امنیت شغلی دارند ابراز امیدواری کرد که این مسئله مورد توجه قرار بگیرد.
 
سپس گروه «ملک» به سرپرستی و خوانندگی محمدافروز برای اجرا به روی صحنه دعوت شدند. آنها بنابر آنچه برایشان در نظر گرفته شده بود آهنگ «همه درها اگر بسته، در قصر خدا بازه» ساخته امیر پازوکی و اجرا شده توسط اکبر گلپایگانی را با یک گروه ۸ نفره بعلاوه هشت ۸ گروه کر اجرا کردند.
 
پس از این اجرا، نصیری از نوربخش درباره شیوه آوازخوانی استاد گلپایگانی، از میلاد کیایی درباره اجرای صحنه‌ای و مناسب‌خوانی ایشان و از علیرضا پورامید درباره فضای اجتماعی که این آثار در آن تولید می‌شدند پرسید و هر سه این کارشناسان در مورد این پرسش‌ها توضیحات مفصلی دادند.
 
بعد از این اجرا «جابر برزگر» با نوازندگی عود محمد محسنی غزل «ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم» را خواند و سپس گروه «ققنوس» به سرپرستی و خوانندگی «علیا کاظمیان» و تنطیم «آرمین عمرانی» به روی صحنه دعوت شدند تا «ملکا ذکر تو گویم» ساخته استاد فرامرز پایور را که پیش از این استاد شجریان آن را خوانده اجرا کنند. پس از این اجرا کارشناسان درباره استاد پایور و جایگاه هنری و شخصیتی و از جمله نظم و دیسیپلین ویژه‌شان سخن گفتند.
 
اجرای بعدی به عهده «علیرضا جعفرزاده» بود که اشعاری از مناجات‌نامه خواجه عبدالله انصاری را به شکل آوازهایی دعاگونه خواند و مورد تشویق قرار گرفت.
 
اجراکنندگان بعدی گروه «نوای خیال» به سرپرستی و آهنگسازی «جهانبخش احمدپور» بودند که به شیوه دعاخوان‌های قدیم اشعاری دعاگونه را در آواز و تصنیف خواندند و پایان بخش اجراها هم اجرای «محمدهاشم احمدوند» به عنوان خواننده میهمان بود که با نوازندگی تار برادرش «داود احمدوند» قطعاتی دعاگونه از مولانا را در ماهور به زیبایی اجرا کرد.
 
با این اجرا، ویژه‌برنامه هزارصدا، نیم ساعت از نیمه شب گذشته به پایان رسید.
 
هزارصدا برنامه‌ای برای معرفی استعدادها و چهره‌های جوان موسیقی است که در دو بخش موسیقی سنتی و موسیقی پاپ هر ماه برگزار می‌شود و بنا بر اعلام مدیر و مجری آن «آرش نصیری»، برنامه بعدی ۲۲ تیرماه و در ژانر پاپ خواهد بود. نصیری دلیل این فاصله را، تقارن برنامه بعدی با ایام تعطیلی‌های عید فطر عنوان کرد. به این ترتیب در تیرماه فقط یک برنامه برگزار می‌شود و پس از آن و از ماه‌های بعد، هر ماه دو برنامه برگزار خواهد شد.
 
 
* حاشیه‌ها:
– در همان اوایل برنامه علیرضا پورامید عنوان کرد که با عنوان موسیقی عرفانی برای این برنامه موافق نیست و نصیری توضیح داد که نمی‌دانست عنوان این برنامه را چه بگذارد و پورامید هم پذیرفت این‌که این عنوان را چه باید بگذاریم مشکل است و در مورد هر کدام ار عناوینی که ممکن بود بتوان روی این برنامه گذاشت توضیحاتی داد. البته اواخر برنامه این موضوع را عنوان کرد که شاید بتوان عنوان این برنامه را حمدیه گذاشت.
 
– در بخشی از برنامه، وقتی نصیری می‌خواست از کیایی سوالی درباره استاد پایور بپرسد، عنوان کرد که ایشان شاگرد استاد پایور بوده است. کیایی که خود از استادان برجسته سنتور است گفت شانس این را نداشته که شاگرد پایور باشد و برادرش ایرج کیایی استادش بود که خود از شاگردان برجسته استاد صبا بود. او سپس نظم و دیسیپلین و جایگاه رفیع استاد پایور را ستود.
 
– در بخشی از برنامه که نوربخش درباره استاد پایور سخن گفت، ضمن برشمردن ویژگی‌های شخصیتی و هنری ایشان گفت که این هنرمند بسیار مذهبی بود اما هیچ‌گاه اهل تظاهر نبود.

– مهدی آذرسینا، محمدرئوف قنبری، حسین علیشاپور، سپیده نیکرو و مجید ناظم‌پور از جمله مهمانان برنامه بودند.

منبع : موسیقی ما

«ملکی‌ها» به اندیشه می روند

بدون دیدگاه

برای اجرای قطعاتی از موسیقی لرستان

«ملکی‌ها» به اندیشه می روند

موسیقی ما – گروه موسیقی محلی «ملکی‌ها» تیرماه جاری در تالار اندیشه حوزه هنری تهران روی سن می‌روند و به اجرای برنامه می‌پردازند. خانواده ملکی تحت عنوان گروه «ملکی‌ها» در ساعت ۲۱ پانزدهم تیرماه در تالار اندیشه حوزه هنری قطعات خود را اجرا می‌کنند. این گروه محلی که اولین کنسرت خود را به صورت آنلاین نیز تجربه کرده است، در این کنسرت رپرتواری از قطعات موسیقی لری را اجرا می‌کند. مدیر اجرایی این کنسرت آیدا امیری مقدم و تهیه‌کننده آن مجید فلاح‌پور است.

«ملکی‌ها» متشکل از هفت برادر و یک خواهر هستند که حدوداً بیست سال تجربه در زمینه موسیقی در کارنامه خود دارند. درباره گروه «ملکی‌ها» گفته می‌شود که این گروه به سرپرستی قباد ملکی یادآور گروه «کامکارها» است و نویدبخش شکل‌گیری گروه خانوادگی دیگری در عرصه موسیقی و البته این بار با محوریت موسیقی لرستان است. در این کنسرت قرار است دوازده قطعه  به همراه دو آواز، بخش اول شور  ۴ قطعه اجرا شود و دربخش دوم هم هشت قطعه که شاد هستند توسط «ملکی‌ها» به اجرا درآید و به ادعای خودشان تلاش بر این است اجرای  بسیار خوبی  تقدیم مخاطبان شود.

اعضای اصلی گروه ملکی‌ها عبارتند از: قباد ملکی (کمانچه)، مسعود ملکی (عود)، سعید ملکی (تار)، حمید ملکی (سنتور)، وحید ملکی (سنتور)، مجید ملکی (تنبک) و رامین ملکی (دف و دهل). افزون بر برادران ملکی، کاووش سهرابیان (نی)، اشکان مرادی (کمانچه)، ساسان بازگیر (تار رود؛ سازی ساخته ملکی‌ها) نیز نوازندگان مهمان خواهند بود. خوانندگی این کنسرت نیز بر عهده رادمهر علیپور است.

ساخت سازهای مختلف از دیگر فعالیت‌ها و توانمندی‌های این گروه است که تخصص نوازندگی آن‌ها را نیز دارند. این گروه از سال ۱۳۸۷ شکل گرفته و نخستین آلبوم خود را با نام «هوای لُرسو» (یاد لرستان) با صدای حشمت رجب‌زاده و دومین آلبومشان را با نام «یاد پدر» با صدای رادمهر علیپور در اوایل سال ۱۳۹۵ منتشر کرده‌اند.

هم زمان با کنسرت گروه «ملکی‌ها» و در لابی تالار اندیشه، نمایشگاهی نیز از سازهای ساخته شده برادران ملکی برگزار می‌شود. بلیت فروشی کنسرت ملکی‌ها که در ساعت ۲۱ روز ۱۵ تیرماه برگزار می‌شود از ۱۸ خردادماه آغاز می‌شود وعلاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت ایران کنسرت مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره تلفن ۰۹۳۸۱۵۷۳۸۰۹ تماس بگیرند.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

بهنام صفوی: خیلی وقت بود دوست داشتم قطعه‌ای با گویش فارسی و آذری تولید کنم

بدون دیدگاه

این خواننده پس از انتشار قطعه «خوشبختی» به «موسیقی ما» گفت

بهنام صفوی: خیلی وقت بود دوست داشتم قطعه‌ای با گویش فارسی و آذری تولید کنم

موسیقی ما – «بهنام صفوی» با قطعه «خوشبختی» تور کنسرت هایش را پس از عید فطر آغاز می کند. این آهنگ به دو گویش فارسی و آذری تهیه شده است. این خواننده طی چند وقت اخیر صرفاً روی اجراهای زنده‌اش در شهرستان‌ها متمرکز شده بود و این اثر به غیبت نسبتاً طولانی او در زمینه تک‌آهنگ‌ها پایان می‌دهد. بهنام صفوی که خودش آهنگسازی و تنظیم این قطعه را انجام داده  درباره جزئیات «خوشبختی» به «موسیقی ما» گفت:«این اولین تک‌آهنگ پس از آلبوم «معجزه» است که به صورت شخصی منتشر می‌کنم. البته پیش از این یک تیتراژ به نام «الهی» داشتم.

خیلی وقت بود دوست داشتم قطعه‌ای را آماده کنم که در آن از گویش آذری استفاده شده باشد و بالاخره در قطعه خوشبختی موفق به این کار شدم. ترانه بخش فارسی را حسین غیاثی سروده و آیهان بخش آذری را سروده است و آهنگسازی و تنظیم را خودم انجام داده ام و محمد فلاحی هم میکس و مسترینگ را انجام داده است. عکس از حسین صنیعی و طراحی گرافیک هم اثری از بهرنگ نامداری بوده است. از غلامرضا صادقی هم بابت کمک هایش در بخش صدای این کار تشکر می کنم. یک تشکر ویژه هم از شرکت آرکاویژن به مدیریت «محمدرضا فوادیان» می‌کنم که برای انتشار آهنگ خوشبختی بسیار زحمت کشیدند.»

بهنام صفوی در مورد برنامه های آینده خود هم گفت:«چند تک آهنگ دارم که به زودی منتشر می شود. فکر می کنم تا زمان عید سعید فطر هم قطعه دیگری را منتشر کنم.  همچنین طی چند وقت اخیر تور کنسرت هایم در شهرهای مختلف ایران را دنبال می کردیم و این تور پس از عید فطر دوباره آغاز می شود. برای برگزاری کنسرت تهران هم در حال برنامه ریزی هستیم و به زودی جزئیات این اجراها هم از طریق سایت «موسیقی ما» منتشر خواهد شد.»

قطعه خوشبختی با صدای بهنام صفوی و آیهان را برای اولین‌بار از اینجا بشنوید و دانلود کنید.

منبع: 

اختصاصی سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

«داماهی» در مسیرى که «جاده لغزنده است»

بدون دیدگاه

موسیقی ما – گروه «داماهی» سرانجام بعد از دوری یک ساله از انتشار آخرین تک‌آهنگش، قطعه «جاده لغزنده است» را که در میان آثار این گروه کارى به شدت متفاوت محسوب می‌شود، منتشر کرد.
 
این اثر که پیش از این در کنسرت‌های اخیر «داماهی» نیز اجرا شده، یکی از قطعات پرطرفدار این گروه است که بازخوردهای زیادی هم از سوی مخاطبان به دنبال داشته؛ قطعه‌ای با شعری از «محمود طلوعی» که به لحاظ کلام و موسیقی، فضای متفاوتی نسبت به کارهای پیشین آنها دارد.
 
رضا کولغانی (خواننده گروه) درباره این قطعه به موسیقی ما می‌گوید: «این قطعه بیان‌کننده حال و هوای این روزها و ادای دینی به موسیقی خیابانی و بچه‌هایی است که کنار خیابان ساز می‌زنند و از این راه نان در می‌آورند. در واقع، فضایی اجتماعی و انتقادی دارد که حرفش را به طور مستقیم بیان می‌کند. ما امیدواریم با توجه به روندی که در این ۴ سال طی کرده‌ایم، بتوانیم در آینده هم نسبت به اتفاقات اجتماعی، فعال‌تر باشیم.»
 
کولغانی درباره بخش موسیقایی این اثر که فضای اینسترومنتال (سازی) کمتری در آن شنیده می‌شود و توجه ویژه‌ای روی لحن و کلام دارد، می‌گوید: «موسیقی این کار نسبت به آثار گذشته کمی پاپیولارتر شده و نزدیک به موسیقی راک است. در حقیقت اولین کار ترکیبی راک و فیوژن ما محسوب می‌شود و با صدایی که تا الان از «داماهی» شنیده‌اید تفاوت زیادی دارد. عودنوازى ابراهیم علوی در این قطعه، فضای عجیب و غریبی را خلق کرده و نقش گیتار الکتریک را ایفا می‌کند. حمزه یگانه هم با سینتی‌سایزر و کیبورد فضاسازی متفاوتی انجام داده است. در کنار آنها، دارا دارایی (گیتارباس) و آرش پژندمقدم (درامز) هم بستر مناسبی را برای ارائه یک موسیقی متفاوت از داماهى آماده کرده‌اند.»
 
او درباره بازخوردهایی که از این قطعه در کنسرت گرفته‌اند می‌گوید: «خوشبختانه در کنسرت‌ها استقبال خیلی خوبی از این قطعه شد؛ مخصوصاً وقتی آن را برای اولین‌بار در فضای باز نیاوران اجرا کردیم. در واقع بیشترین بازخورد را از قطعات «جاده لغزنده است»، «دیوانه» و «مُردن مردانه» گرفته‌ایم و مدت زمان زیادی است که یک عده منتظر انتشار این قطعه هستند.»
 
اساس موسیقی داماهی که این روزها مشغول آماده‌سازی دومین آلبوم گروه هستند، بر مبنای الهام و اقتباس از موسیقی نواحى جنوبی کشور است اما آنها این‌بار با تغییراتی، از گرایشات فولکلوریک بیرون آمده و بیشتر به سمت موسیقی پاپ رفته‌اند. کولغانی درباره این آلبوم می‌گوید: «آلبوم دوم هم مثل همین قطعه، کلام‌محور است. خودمان تجربه‌های جدیدی را در کنار مردم داشته‌ایم و به این واسطه کارها یک مقدار پاپیولارتر شده‌اند. البته همچنان در آنها شناسنامه و امضاى «داماهی» حفظ شده است. اگر بخواهم کمی ملموس‌تر درباره آن توضیح دهم می‌توانم به قطعه «دیوانه» اشاره کنم که خودش می‌تواند مثالی برای این داستان باشد؛ قطعه‌ای کلام محور که سازها در آن، کلام را همراهی کرده و بستر مناسبی برای بهتر شنیده شدن آن مهیا می‌کنند. در واقع قصد داشتیم در آلبوم بعدی، هم به کلام و هم به موسیقی توجه ویژه‌ای داشته باشیم تا هم حرفی برای گفتن داشته باشند و هم بتوانند تا حدی موسیقی خوب را به گوش مردم برسانند. البته تهیه‌کننده ما هم تأثیر زیادی در این ماجرا داشت؛ او ایده‌های جذابی داشت که مثلا در قطعه «دیوانه» نمود پیدا کرده است.»
 
آلبوم دوم «داماهی» ظرف شش ماه آینده، روانه بازار موسیقی مى‌شود اما قرار است تا پیش از انتشار آلبوم، داماهى چند تک‌قطعه دیگر هم منتشر کند و علاوه بر آن با مخاطبانش در سالن‌های کنسرت تهران و شهرستان دیدار داشته باشد که به زودى برنامه این اجراها نیز اعلام خواهد شد.
 
قطعه «جاده لغزنده است» از گروه «داماهی» را از سایت موسیقی ما بشنوید و دانلود کنید.
منبع : موسیقی ما

«مانگ» به اقلیم‌های مختلف سرک کشید

بدون دیدگاه

موسیقی ما – گروه موسیقی «مانگ» تازه‌ترین کنسرت خود را شامگاه شنبه در فرهنگسرای نیاوران برگزار کرد و به این ترتیب اولین آلبوم موسیقی خود یعنی «اقلیم» را روی صحنه برد و علاوه بر آن از چند ترک آلبوم دوم خود هم رونمایی کرد.

آنها در این موسیقی با سازهای غربی رجعتی به ریشه‌های موسیقایی خودمان داشته‌اند و آن را بر اساس کوک‌های متفاوت و غیراستادارد گیتار پیش برده‌اند.

«مانگ» یک گروه سه نفره شامل نیما سعیدی (آهنگساز و نوازنده گیتار)، حامد حمیدزاده (نوازنده گیتار باس) و امیرعلی طاهری (نوازنده درامز) است که در این اجرا مرسل وطنی (نوازنده کلارینت و ساکسیفون) و مرتضی عابدی (نوازنده دمام و داربوکا) آنها را همراهی کردند.

این اجرا با صدابرداری آرمان موسوی‌نژاد و فرهاد اسدی برگزار شد و هنرمندان زیادی هم به دیدن این کنسرت آمده بودند که می‌توان از عین‌الله کیوان‌شکوه، همایون نصیری، بابک آخوندی، علی شکرانی، دارا دارایی، فرشاد رمضانی، مهدی یراحی، میلاد زنده‌نام، بصیر فقیه‌نصیری، سیاوش امامی، امیر صارمی و کامران مجرد نام برد.

در انتها می‌توانید گفتارهایی از علی شکرانی و مهدی یراحی درباره اولین کنسرت گروه «مانگ» را بخوانید.
 

علی شکرانی (نوازنده گیتار الکتریک)
«مانگ» مسیر درستی را در پیش گرفته است

اصولاً سبک موسیقی گروه «مانگ» به گونه‌ای است که کمی جغرافیای معین‌تری دارد و من هم طرفدار این سبک هستم و فکر می‌کنم باید بال و پر بیشتری به آن داده شود.

مهمترین فاکتور اجرا این بود که برخلاف فرم‌های دیگر، به سمت پیچیده کردن موزیک نرفته بودند و خیلی ساده و صادقانه حرف‌شان را می‌زدند. البته در خیلی از قسمت‌ها، بیس دنباله‌رو خط ملودی اصلی بود که معتقدم می‌توانستند کمی از هارمونی بیشتری استفاده کنند و باس الزاماً همان خط‌های یونیسون را اجرا نکند. حرکت هارمونیک کمی در آن محدود بود و سعی می‌کردند با موتیف‌های ریتمیک آن را پر کنند که آن هم یک گزینه است اما این اتفاق در صورتی خوب است که ما گزینه هارمونی را هم داشته باشیم و با هم بالانس شوند. درکل رنگ‌آمیزی هارمونیک آن می‌توانست کمی خوشرنگ‌تر باشد چراکه با این اتفاق، نتیجه وزین‌تر و سنگین‌تر خواهد بود. اما به هر حال تجربه اول گروه بود و قطعاً در کارهای بعدی این اتفاق خواهد افتاد.

بخش اول کنسرت من را بیشتر یاد موسیقی بالکان و موسقی چیگان (که موسیقی کُلی‌های آن منطقه است) می‌انداخت که این رنگ و بو را بیشتر ساز بادی به آن فضا می‌داد. کلیت کار را دوست داشتم و نوازندگی‌هایشان هم خوب بود و هیجان زده نبودند. معلوم بود بااعتماد به نفس روی سن آمده‌اند و می‌دانند می‌خواهند چه کنند. پرکاشنیست هم به خوبی از عهده کار برآمد و مهارت و پختگی خوبی در اجرای قطعات داشت.

فارغ ازاین‌ها، مهمترین موضوعی که توجه من را به خود جلب کرد، چیزی بود که خودم هم همیشه سنگ آن را به سینه می‌زنم و همه جا گفته‌ام که موسیقی از صدا تشکیل نمی‌شود؛ بلکه از سکوتِ بین دو صدا شکل می‌گیرد. بچه‌ها هم به این قضیه سکوت اهمیت بسیاری داده بودند و به خوبی آن را رعایت می‌کردند. موسیقی‌شان عاری از هرگونه نمایش بود و سکوت در فرمت کلی موسیقی‌شان خیلی خوب رعایت شده بود و مجال هضم آنچه که می‌زدند را به شنونده می‌دادند.

گیتاری که نیما سعیدی روی سن استفاده می‌کرد، گیتار Variax بود که نیازی به تغییر کوک آن به صورت فیزیکی نیست و در واقع پروسِسورهایی دارد که کوک را به آنچه که شما می‌خواهید تبدیل می‌کند. در واقع از تکنولوژی استفاده کرده بود اما من شخصاً برای این فرم کار گروه، گیتار آکوستیک را بیشتر می‌پسندم و اولین‌بار هم با گیتار آکوستیک کارهایشان را شنیدم که به نظرم به آن‌صورت ارگانیک‌تر بود. به لحاظ صدابرداری هم صدای خوبی از آنها گرفته شده بود و فقط صدای درامز کمی پررنگ بود. حتی دیشب به صدابردار هم گفتم که انگار همه با مداد می‌نوشتند و درامز با ماژیک می‌نوشت. البته به دلیل اینکه امیرعلی نوازنده خوبی است و تکنیک خوبی هم دارد، خودش می‌توانست داینامیک را کنترل کند اما کماکان پرنگ‌تر از بقیه بود. البته همین که روی سن به خوبی با یکدیگر در ارتباط بودند خیلی خوب بود. مخصوصاً در قطعه آخر یعنی «دیوانه شو» که وقتی نیما (سعیدی) شروع به خواندن کرد به میلاد زنده‌نام گفتم اگر من می‌خواستم این قطعه را تنظیم کنم، حتماً برایش یک وکال در رنج باس هم در نظر می‌گرفتم و هنوز جمله من تمام نشده بود که امیرعلی همان چیزی که گفته بودم را خواند که به نظرم اتفاق جالبی بود.

نگاهی که نیما به وکال دارد، نگاه سنتی ما که حتماً باید یک خواننده خوش صدا با قابلیت‌های تکنیکی بالا بخواند، نیست. چون فرمت موسیقی آنها ارگانیک است، خواننده هم در همان خط جلو می‌رود و از اینکه جایی روی صدایش ناخواسته خشی بیفتد یا احتمالاً از کوک خارج شود، ابایی ندارد که همین‌ها کار را شیرین کرده بود. در کل به نظرم مسیرشان مسیر درستی است.
 

 

مهدی یراحی (خواننده و آهنگساز)
پیشنهاد می‌کنم مخاطبان تماشای دیگر اجراهای گروه «مانگ» را از دست ندهند

اجرایی که گروه «مانگ» در شب گذشته روی صحنه برد، کنسرت متفاوتی بود و همین باعث شد توجه‌ام به این موضوع جلب شود که چقدر خوب است مدیریت فرهنگی بتواند از سلیقه‌ها و نگاه‌های مختلف در موسیقی حمایت کند تا در پی این حمایت، امنیتی برای تهیه‌کنندگان به وجود آید که برای سرمایه‌گذاریِ بیشتر در سلیقه‌های کمتر حمایت شده، تلاش کنند.

جذابیت دیگر این اجرا برای من حضور دو نفر از بهترین نوازندگان گروه ما روی صحنه بود؛ حامد حمیدزاده و مُرسل وطنی که از پایه‌های اصلی این گروه هستند و من مثل همیشه از هنرنمایی آنها و البته سایر اعضای گروه «مانگ»، لذت بردم. شب خوبی بود و پیشنهاد می‌کنم مخاطبان هم تماشای اجراهای دیگر این گروه را از دست ندهند.

منبع : موسیقی ما

کاوه آفاق: هر اشتباهی را مثل مرد می‌پذیرم

بدون دیدگاه

موسیقی ما – دو حالت بیشتر ندارد؛ یا تمام این سر و صداهای حول و حوش «کاوه آفاق» از پیش تعیین شده است و او تعمداً با این سر و صداهای خبری، تلاش می‌کند مسیر هنری‌اش را بیشتر در رسانه‌ها بازتاب دهد و توجه عموم را به آثارش جلب کند یا واقعاً تمام این اتفاقات عجیب و غریب، بلاهای آسمانی هستند که بر سرش آوار می‌شوند و این همه دردسر و حاشیه را به سمتش می‌آوردند.
 
کاوه آفاق سال گذشته سرانجام توانست پس از مدت‌ها انتظار و رایزنی مجوز فعالیت‌های رسمی خود را بگیرد و با انتشار آلبوم «با قرص‌ها می‌رقصد» بالاخره وارد فضای رسمی موسیقی کشور شود. او نخستین کنسرت خود را در برج میلاد و با استقبال قابل توجه دوستدارانش روی صحنه برد ولی اجرای جشنواره موسیقی فجر این خواننده در سال گذشته و جمله‌ای که درباره «جان لنون» در میانه‌های کنسرتش رو به حاضرین گفت: «جان لنون بند پوتین من هم نیست!»، به قدری خبرساز شد که فعالیت‌های بعدی این خواننده را به شدت تحت تأثیر قرار داد. او در چند مصاحبه مختلف در این باره حرف زد و سعی کرد منظور واقعی‌اش را عنوان کند ولی انتقادها از او به قدری بالا گرفته بود که شاید سکوت می‌توانست بهترین رفتار حرفه‌ای او در آن دوران باشد.

کاوه آفاق قرار است ۲۰ اردیبهشت در تهران روی صحنه برود و همین بهانه‌ای شد برای یک گفتگوی مفصل با او درباره این صحبت‌ها و انتقادها. از انتقادهای رسانه‌ای تا صحبت‌هایی که از سوی چهره‌های مختلف از قبیل فرشاد رمضانی و… درباره او شد. متن کامل این گفت‌وگو را تا انتها بخوانید.

 

  • *  ابتدا درمورد آلبوم صحبت کنیم و اینکه چرا علی‌رغم اطلاع‌رسانی‌های مکرر، آلبوم منتشر نمی‌شود؟ دلیل این تأخیر چیست؟

  برای اینکه بتوانیم کپی‌رایت یک‌سری قطعات مثل «شال» را بگیرم، برخی آهنگ‌های آلبوم، قدیمی و برخی هم جدید بود و آلبوم چند بار رد شد. از این قطعات «شال»، «رخ دیوانه»، «زمین»، «مخمصه» و «پرانتز» کارهای قدیم بودند و چندین کار جدید هم بود. برای کارهای قدیمی مثل «شال» و «پرانتز» قبلاً مجوز گرفته شده بود ولی در آلبوم‌های قدیم گذاشته نشد. یک سری از این قطعات در شوراها رد شد و ما فکر نمی‌کردیم شعری که دفعه قبل مجوز گرفته دفعه دوم رد شود. یعنی این شعرها پارسال مجوز داشتند و امسال ندارند. این یکی از دلایل تأخیر بود که به لطف استاد بهمنی و مشاوره‌های خوب ایشان به ما جوان‌تر‌ها، در جلسه شورا حل شد. بیشترین زمان ما به علت ساختار، وزن و عروض شعر گرفته شد. فکر می‌کردم اشعارم با توجه به معانی و مفاهیمی که دارد مثل همیشه راحت مجوز می‌گیرند ولی اینطور نبود! ما مثل همیشه فکر می‌کردیم وقتی قطعات به شورای موسیقی بروند، به واسطه کیفیت معقول که به اصطلاحِ تخصصیِ ارشاد، فاخر بودن جنس آثار است؛ بلافاصله مجوز می‌گیرد ولی فعلاً کارها در شورای موسیقی مانده تا جلسه‌ای بگذاریم و ببینیم چه شده.
 

واقعا هنوز نمی‌دانم. شاید سوءتفاهمی پیش آمده است.
 

  • *  پس با این اوصاف قطعاً نشر آلبوم «شال» پس از کنسرت ۲۰ اردیبهشت خواهد بود؟

بله صددرصد آلبوم پس از کنسرت بزرگی که پیش رو است، منتشر می‌شود.
 

  • * یعنی بار دیگر انتشار آلبوم به تعویق افتاده و باید منتظر واکنش تند هوادارانت باشی.

بله، البته هواداران و مردم حق دارند؛ حتی اگر مقصر آن ما نباشیم.
 

  • *  به نظر من یک هیجان‌زدگی برای اطلاع‌رسانی در کارهایت وجود دارد اما از شمایی که سال‌ها در این حوزه تجربه داری کمی بعید به نظر می‌رسد که برخی محتویات کارهایت را پیش از قطعیت آن لو بدهی. چرا درباره موضوعی که قطعی نیست صحبت می‌کنی؟

تا به حال هیچ خبری را بدون واژه‌های «انشاالله»، «به امید خدا»، «اگر مشکل خاصی نباشد» و… به هوادارانم نداده‌ام. فکر می‌کنم دیگر هواداران ما می‌دانند که در این میان امکان هر اتفاقی هست؛ از مرگ من بگیر تا رد شدن ناگهانی و بدون پیش‌بینی آثارم.
 

  • *  فکر نمی‌کنی این رویه در درازمدت موجب بی‌اعتمادی مخاطبانت به صفحات شخصی شما شود؟

هواداران ما اکثراً از قشر فرهنگی هستند و این موضوع را که گاهی این وسط مشکلاتی خارج از وظایف من و شما پیش می‌آید را درک می‌کنند.
 

  • *  قبول داری این هیجان زدگی و بدقول شدن اتفاق مثبتی نیست؟

بله. من هر اشتباهی در تأخیر کارهایم را مثل مرد می‌پذیرم، گرچه مقصر هم نباشم.
 

  • *  کمی هم درباره کنسرت اردیبهشت ماه شما صحبت کنیم.

تمام اعضای گروه دستچین شده هستند که هم نوازنده‌های خوبی‌اند و هم می‌توانند اکت و بازی خوبی داشته باشند. این اجرا هم مثل اجراهای دیگر با بازیگری همراه است. ما همیشه قبل از کنسرت تمام میزانسن‌ها را با توجه به مفاهیم آهنگ‌ها می‌چینیم و عملاً گروه ما علاوه بر اینکه روی صحنه یک گروه موسیقی است یک گروه تئاتر هم است.
 

  • *  سال گذشته یک نمایشگاه مشترک نقاشی با استاد پلنگی برگزار کردی که در رسانه‌ها بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و باعث شد مخاطبین وجوه هنری جدیدی در تو ببینند که شاید کمتر به آن پرداخته شده باشد. حالا قرار است به این وجهه خود در سال‌های آینده بیشتر بپردازی؟

نوع موسیقی ما به گونه‌ای است که فعلاً ۸۵ میلیون مخاطب پیدا نخواهد کرد. این موسیقی بیشتر از همه به تولیدکننده اثر بستگی دارد که آیا می‌خواهد این اثر را برای عام بسازد یا برای مخاطب خاص. من به واسطه دورانی که در رشته معماری تحصیل می‌کردم و دانشجوی مشهد بودم، دستی هم در نقاشی داشتم و اگر خدا بخواهد، به‌زودی یک نمایشگاه در نشر ثالث خواهم داشت تا بتوانم این بخش را هم همچنان دنبال کنم. هدف اصلی من این نیست که مثل هر خواننده‌ای تا ۸۰ سالگی فقط آهنگ بخوانم بلکه هدفم تبدیل شدن به یک هنرمند واقعی است. پس روحم را آزاد می‌گذارم تا ببینم به کجا می‌رود؛ اگر به سمت خواندن رفت تا ۸۰ سالگی آهنگ می‌خوانم و اگر روزی دوست داشت نقاشی یا بازیگری انجام دهد، آن کارها را می‌کنم. من سعی می‌کنم در همه زمینه‌ها به هوادارانم احترام بگذارم. من وقتی می‌خواهم نمایشگاه هم بگذارم، پیشاپیش از یک جامعه آماری از هوادارانمان سوال می‌کنم تا ببینیم چه نظری دارند.
 

  • *  این سال‌ها طرفداران موسیقی تلفیقی خیلی بیشتر از سال‌های قبل شده‌اند و امروزه شاهد این هستیم که هنرمندان و گروه‌های جدیدی به این فضا اضافه شده‌اند. فکر می‌کنی دلیل استقبال از فضای موسیقی ژانر کاری شما در بازار داخلی که جدیداً دور جدیدی از فعالیت‌هایش را با گروه‌هایی مثل «پیکلاویه»، «سه نقطه» و… شاهد هستیم، چیست؟

پشت هر اتفاق یک نکته خاص و اجتماعی وجود دارد. وقتی به یکباره نمای همه ساختمان‌های کشور سنگی شود (در صورتیکه یک دوره همه نماها آجر سه سانتی بود) قاعدتاً علت‌های خاص اقتصادی و اجتماعی دارد. این نکته درمورد موسیقی و اینکه مخاطبین به یک سمت دیگر کشیده می‌شوند هم صدق می‌کند. مثلاً در دهه ۸۰ شاهد استقبال عجیب مردم از رپ بودیم که در سال‌های ۸۵-۸۶ رپ دیگر بازار موسیقی ایران را اصطلاحاً قورت داد. بعد آن هم بازار پاپ ما جان گرفت و الان هم یکی دو سالی است که آن دوره تمام شده است. مردم نیاز به موسیقی متفاوت‌تری پیدا کرده‌اند و بازار موسیقی‌های تلفیقی و جدیدی مثل پاپ-راک رونق گرفته است. موسیقی‌هایی از گروه «چارتار» تا «کامنت» و بچه‌های دیگر با گروه‌هایی جدید و جوان. این گروه‌های جوان‌تر نشان می‌دهند که مردم آثار جدیدتری می‌خواهند. کسانی که قبلاً آثار پاپیولار و هیپ‌هاپ و پاپ و سنتی گوش می‌دادند شاید الان بتوانند در گروه‌های تلفیقی خود را پیدا کنند و کسانی که پاپ‌های سنگین‌تر و اجتماعی را دنبال می‌کردند، می‌توانند در حوزه ژانر کاری من چیزی که می‌خواهند را پیدا کنند. فکر می‌کنم این روند در تاریخ هنر جهان طبیعی است و همیشه این چرخه را داشته‌ایم.
 

  • *  فکر می‌کنی زیاد شدن خواننده‌ها در این فضا چقدر می‌تواند برای مخاطبین تو سردرگمی ایجاد کند؟ چون فکر می‌کنم فضاهای مشترکی هستند.

برعکس چیزی که فکر می‌کنیم، هم صنفان بیشتر داشتن، به نفع هر آدمی است. یعنی اگر ۵۰ خواننده در ژانر کاری من داشته باشیم، به نفع من است. چون خواننده‌های دیگر یک سری مخاطبین جدید را به این نوع موسیقی جذب می‌کنند و وقتی مخاطبین جدید جذب این موسیقی شوند، خود به خود به کارهای هر یک از ما هم می‌رسند. در اقتصاد به این موضوع «صرفه تجمع» می‌گویند. مثلاً در خیابان لاله‌زار همه لوسترفروشی‌ها یا در خیابان جمهوری همه موبایل فروشی‌ها دور هم جمع هستند. خیلی‌ها در هنر به اشتباه فکر می‌کنند که اگر رقیب‌ها زیاد شوند، بازار آن‌ها خراب می‌شود. من از خدا می‌خواهم همه مردم ایران در این سبک کار منتشر کنند و رقیب امثال ما شده آثار بهتری داشته باشند تا ما خود را در توهم یکه‌تازی نپنداشته و بیشتر رشد کنیم.
 

  • * یعنی حتی اینکه همایون شجریان هم «آرایش غلیظ» می‌خواند، برای تو جذاب است؟

بله حتماً به نفع من است. چون کافیست مثلاً ۳ نفر از هوادارن همایون ببینند که گیتار الکتریک چه صدای جالبی دارد و آنرا در گوگل سرچ کرده و به این نوع از موسیقی برسند و در ادامه کم‌کم به کاوه آفاق، کاوه یغمایی، رضا یزدانی و… برسند و در همین گردش‌های اینترنتی مثلاً به آهنگ «شال» برسند.
 

  • *  حالا نظرت درمورد قطعه «آرایش غلیظ» و موسیقی آن چیست؟

اجرای آن جرأت زیادی می‌خواست. برای هنرمندانی که در فضایی کار می‌کنند که آدم‌های بزرگی در آن فضا هستند و به دلیل این کارها مطمئناً به آن‌ها می‌تازند، واقعا اجرای این کار جرأت زیادی می‌خواهد. البته نحوه خواندن آن قطعه زیاد جدید نبود ولی آهنگسازی و تنظیم کاملاً نو بودند و ما عملاً باید این کار را متعلق به سهراب پورناظری بدانیم.
 

  • *  یکی از مباحث پر سروصدای چند ماه اخیر، حمله عجیب و غریب کاوه آفاق در جشنواره موسیقی فجر به «جان لنون» بود که فضای مجازی و رسانه‌ها را تحت تأثیر قرار داد. چقدر این موضوع و این اظهارنظر درمورد جان لنون از پیش تعیین شده بود؟

به طور قطع از پیش تعیین شده نبود. این را حاضران سالن بهتر گواهی می‌دهند. من مدت‌ها این طرف و آن طرف این شباهت «عینک» به آن هنرمند بزرگ را می‌شنیدم و از این قضیه ناراحت بودم. در آنجا هوادار عزیزی این موضوع را مطرح کرد و من هم این ناراحتی که از قبل داشتم را به طور ناگهانی بروز دادم. من جان لنون بزرگ را دوست دارم و سال‌های سال کارهایش را دنبال کردم و در دهه ۸۰ در دانشگاه‌ها آثار او را اجرا می‌کردم و من به اندیشه خودش و همسرش و اتفاقاتی که برای او افتاده واقف هستم. دوست نداشتم با آن آدم به واسطه عینک مقایسه شوم چون آن چنان به او واقف هستم که به هیچ وجه دوست ندارم با او مقایسه شوم و هدفم این نبود که شبیه او باشم. عینک گرد را که جان لنون اختراع نکرده. بخدا حتی کمال‌الملک هم همین عینک را می‌زد وقتی هنوز جان لنون به دنیا نیامده بود. آن عزیز هوادار می‌خواست به من لطف کند ولی من این را به عنوان یک انسان دوست ندارم و هرگز نخواسته‌ام شبیه شخص دیگری باشم. اگر آن وسط شجریان یا فرهاد یا فریدون فروغی را می‌گفت من نوکر این بزرگان هم بودم و می‌گفتم من خاک پای آن‌ها هم نیستم ولی آدمی را گفت که دوستان فقط کافی است یک سرچ ساده کنند و نوع نظراتش را حتی درمورد هواداران خودش ببینند. چرا باید با کسی که وقتی آهنگی بیرون می‌دهد و می‌گوید من به هیچ چیزی از خدا گرفته تا گروه موسیقی‌ام و خودم و قاعدتاً هوادارانم، حتی عقیده هم ندارم و در جهان فقط و فقط به همسرم یوکو اونو معتقدم مقایسه شوم؟
 

  • *  در زمینه مرگ تراژیک جان لنون هم که قطعاً می‌دانی.

این مرگ تراژیک شاید شامل حال ما هم بشود. حتماً می‌دانی که یکی از هواداران خوبش در کانادا او را کشت.
 

  • *  هیچوقت به این موضوع فکر کرده‌ای که یک نفر آن‌قدر دوستت داشته باشد که تو را بکشد؟

به کشته شدن زیاد فکر می‌کنم ولی مطمئنم کسی که من را می‌کشد هرگز از هواداران نخواهد بود…
 

جامعه ما از جامعه غرب متفاوت‌تر است. در جامعه ما هرچقدر هم عاشق یک نفر باشی و از عشق زیاد به نفرت برسی باز هم حاضر به کشتن او نیستی. ولی کافی است با نفرتی نامعلوم کسی سلاحی سرد یا گرم داشته باشد تا بتواند یکی چون مرا بکشد.
 

  • *  کمی هم درباره کارهای جدیدت صحبت کن و اینکه فضای کاری کاوه آفاق بعد از این همه نوستالژی ذهنی برای مخاطبانش به چه سمت و سویی خواهد رفت؟ در آلبومی که پارسال منتشر کردی، چند فضای مختلف مثل «حسش نیست» تا کارهایی مثل «عطر تو» و «بدرود» که پاپ و سنتی و تلفیقی بودند داشتی که اتفاقاً کارهای هیت تو هم بودند ولی هنوز به حقشان نرسیده‌اند. در کارهای بعدی قرار است چه فضاهایی را تجربه کنی؟

ما در آلبوم قبلی از آثاری از همه ژانر های موسیقی داشتیم. این طیف را امتحان کردیم و بازخورد را هم دیدیم و آن را سنجیدیم. به زودی آلبوم «شال» که آهنگ شال نیز در آن است با توجه به تجربیاتمان از دو آلبوم قبلی و تک آهنگ‌هایی که داده‌ایم منتشر خواهد شد. بیش از ۵۰  آهنگ فارسی و انگلیسی تاکنون منتشر کرده‌ایم و همه این تجربیات را در این آلبوم به کار گرفته‌ایم. دموی آلبوم جدید را در کانالم گذاشته‌ام و از نوع بازخورد هواداران عزیزم مطمئنم پس از نشر خوشحال و راضی خواهند بود.
 

  • *  درمورد کنسرت پیش‌رو صحبتی با هواداران داری؟

اول اینکه بی‌وقفه منتظر دیدنشان هستم و دوم اینکه از حمایتشان ممنونم که زمانی که هنوز تبلیغات را شروع نکرده بودیم، آن‌هم در شرایط پرمشغله امتحانات و انتخابات و… من را همراهی کردند و بلیت‌ها فروش خوبی در ایران کنسرت داشتند. منتظر روز دیدارمان هستم و امیدوارم آثاری که دوست دارند را به بهترین نحو اجرا کنیم و اصحاب رسانه هم راضی از کیفیت متفاوت این اجرا باشند.
 

  • * برای آخر گفت و گو، آیا با فرشاد رمضانی که معمولاً به شما نقد دارند، صحبت خاصی داری؟

او پیشکسوت و بزرگ ما هستند. فرشاد رمضانی و فرشید اعرابی و حتی کاوه یغمایی از بزرگان ما هستند و من هنوز نوجوان بودم که این عزیزان فعالیت می‌کردند. حتی رضا یزدانی ۱۰ سال از من بزرگتر است و زمانی که من جوان ۲۰ ساله بودم رضا ۳۰ سال داشت و کار می‌کرد. این عزیزان همه پیشکسوت من هستند و احترامشان بر من واجب است. من یکی دوبار از نزدیک آقای رمضانی را دیده‌ام و از نزدیک به جز احترام و مهربانی نسبت به خودم هیچ چیز از ایشان ندیده‌ام. اما خوب گه‌گاه دوستان اخباری می‌فرستند که ایشان نقدهای ناجوانمردانه‌ای علیه من دارند. خب من دلیلش را نمی‌دانم اما به او و نسلشان حق می‌دهم چون بسیار زحمت کشیده‌اند. سال‌ها در اوج فشار، موسیقی‌هایی فاخر را با هزار درد و سختی زنده نگه داشته‌اند و نهایتاً اوج جوانیشان پَرپَر شده است. شاید حق داشته باشند که سر برخی از ما فریادهایی هرچند نابجا، اشتباه یا حتی غیرمنصفانه بزنند. به هر حال بزرگ ما هستند و احترامشان واجب و بنده تا ابد هرچه ایشان بد و بدتر هم در موردم بگویند با نهایت احترام مطالعه می‌کنم و هرگز پاسخی هم نخواهم داد چون به دور از شأن من و او است که من به عنوان یک شاگرد پاسخی درخور به برخی مطالب مغرضانه او یا هر کس دیگری در دنیای زیبای هنر دهم.

منبع : موسیقی ما

حمید علیدوستی: به خاطر علاقه به موسیقی نام دخترم را «ترانه» گذاشتم

بدون دیدگاه

موسیقی ما – می‌توانست در تمام مجالس در ردیف اول باشد؛ از همه مراسم‌ها سینمایی تا مجامع ورزشی. مهاجم باکلاس و فهمیده سال‌های دور فوتبال ایران اما همیشه کناره می‌گرفت و همچنان کناره می‌گیرد. ترجیح می‌دهد وقتش را در کتابخانه‌ها و مقابل پرده‌های سفید و پرنور بگذراند. حمید علیدوستی که امروز ممکن است برخی جوان‌ها چندان با نامش آشنا نباشند، روزگاری بت سکوهای فوتبال بود. مهاجمی با حرکات چشم‌نواز. ستاره‌ای که می‌توانست در تیم‌های محبوب بازی کند اما دلش نخواست. اراده کرد در «هما» بماند. دلش خواست دور از استادیوم‌های شلوغ و تشویق تماشاگران راه خودش را برود. کار خودش را بکند. همان روزهایی که می‌خواست همه وقت آسودگی را میان کتاب‌ها و نوارهای کاست بگذراند. بوی کاغذ و صفحه‌های سی‌و سه دور. مثل همین حالا. در سینمای کوچک خانگی‌اش. در کتابخانه غبطه‌برانگیزش. در زندگی حسرت‌برانگیزش. کی می‌تواند حسودی نکند؟ مهاجم تمام‌عیار فوتبال باشی و از همه زیر و بالای زمین‌های سبز لذت برده باشی، همه تجربه‌هایی را که یک بازیکن سطح بالا و یک مربی درجه‌یک می‌تواند از سر بگذراند، در خاطره داشته باشی و فراغتت را صرف چیزهایی کنی که دوست داری؛ ادبیات، روان‌شناسی، موسیقی و سینما. کی ممکن است حسودی‌اش نشود حمیدخان؟ کی می‌تواند ستایش نکند؟
 
آن زمان که «من ترانه ۱۵ سال دارم» ساخته می‌شد، حرف از این بود که دختر حمید علیدوستی بازیگر شده است. حالا اما شاید لازم باشد برای معرفی او به جوان‌ترها بگویید «پدر ترانه علیدوستی». اتفاقی که برای تعدادی دیگر از پدر و فرزندان هنرمند ایران از جمله «ایرج» و «احسان خواجه‌امیری» هم رخ داده است. حمید علیدوستی برای آنها که می‌شناسندش، کاراکتری نازنین و تکرارنشدنی است. در خلوتی که فقط خودش می‌تواند داشته باشد. در تواضع و انزوایی که از ستاره‌ها برنمی‌آید. کاش فوتبال ما صدها حمید علیدوستی داشت. کاش بچه‌های امروز می‌توانستند بیشتر در کنارش باشند اما… کجا داریم دنبال الگو می‌گردیم؟
 
علیدوستی آدم خاص و در عین حال، جذابی است. یک قهرمان ملی با شخصیتی عجیب؛ پدر بازیگر محبوب این سال‌های سینمای ایران؛ آدمی اهل مطالعه و فرهنگ که شناخت‌اش از موسیقی و سینما از بسیاری دیگر بیشتر است و… همه و همه از او چنین آدم خاص و جذابی ساخته است. خواندن این گفت‌وگو تا پایان، شما را نیز با ما هم‌عقیده خواهد کرد. شک نکنید.

 

 

 

  • * مهم‌ترین سوالی که در مورد «حمید علیدوستی» مطرح است، این است که آدمی با چنین تفکرات و مدل شخصیتی و سطح مطالعات، چگونه سر از فوتبال در آورده؟

در دوران کودکی ما، کتاب‌هایی وجود داشت که نامش «کتاب‌های طلایی» بود. من از کودکی، به خاطر تخیلات زیادی که داشتم و به خاطر حس و احساسم، کتاب‌های طلایی را می‌خواندم و با قهرمان‌های داستان‌ها همذات‌پنداری می‌کردم. در حقیقت، از همان زمان دوست داشتم کتاب بخوانم؛ چون در دنیای تخیل، زندگی و بین شخصیت‌های داستان‌ها سیر می‌کردم. همچنین در جایی که ما زندگی می‌کردیم، فوتبال خیلی مرسوم بود و این ورزش فقط با یک توپ انجام می‌شد. فوتبال هم به موازات کتاب جلو آمد و به آن علاقه‌مند شدم. از نظر من، فوتبال با هنرهای زیادی عجین است. من برای فوتبال هدف‌گذاری‌های دیگری داشتم و آن را ورای قهرمانی، از منظرهای دیگری می‌دیدم. شاید خیلی‌ها فکر کنند من پس از دوران بازنشستگی از فوتبال، به خواندن کتاب روی آورده‌ام؛ اما کتاب و موسیقی از کودکی با من بوده‌اند.
 

  • * آیا زندگی میان قهرمان‌های کتاب‌ها، باعث شد که خودتان را در قامت یک قهرمان فوتبالی تصور کنید؟

هر کودکی در تخیلاتش دوست دارد یک قهرمان یا سوپراستار باشد؛ اما نمی‌دانم… شاید هم همین‌طور بوده باشد. من خود ذات فوتبال را خیلی دوست دارم. همه ما در کودکی فوتبال بازی می‌کردیم و در آن محو می‌شدیم و اگر کسی صدایمان می‌کرد، اصلاً متوجه نمی‌شدیم. از همان زمان که در محل، فوتبال بازی می‌کردم، به این نکته رسیدم که بازی، وقفه در حضور است. این وقفه را تا همین الان که شصت‌وخرده‌ای سال سن دارم، این حس را دارم. برای من ذات فوتبال اهمیت دارد. فوتبال یک پدیده است و اگر بخواهیم مثل فلاسفه از یک شیء فی‌نفسه صحبت کنیم، این بازی معانی دیگری پیدا می‌کند. خود فوتبال، ورای قهرمانی‌هایش، چند تفکر و چند آدم دارد تا توپ به گل تبدیل شود. در نهایت، خود زندگی هم بازی است و این مقوله‌ی قهرمانی که شما می‌گویید، شاید از همان دوران کودکی‌ام نشأت گرفته باشد. اما از همان زمان، نمی‌خواستم قهرمانی باشم که دیده شوم و در زندگی روزمره و در دوران ورزشی هم به خاطر درونیات خودم، می‌خواستم قهرمانِ تلاش‌هایم باشم و به هدف برسم. من اصولاً از اینکه جلوی دوربین قرار بگیرم، خجالت می‌کشم. از اینکه کسی از من تعریف کند هم خجالت می‌کشم و سعی می‌کنم بیشتر پشت دوربین باشم و ببینم تا اینکه دیده شوم.
 

  • * می‌خواهم یک مقدار به عقب برویم. در محیطی که شما رشد کردید و به صورت هم‌زمان، فوتبال و کتاب‌خوانی و موسیقی را دنبال می‌کردید، فضا چگونه بود؟ نگاه جامعه در آن شرایط به فوتبال و هنر چه بود؟

در آن زمان یک سادگی مطلق وجود داشت؛ مثلاً زمین بازی ما، کوچه‌ای بود که از وسطش جوی آب رد می‌شد و دروازه ما، فاصله بین تیر چراغ‌برق و دیوار بود. این سختی‌ها تکنیک ما را هم بالاتر می‌برد و همان سادگی برای من بسیار زیبا است. من فکر می‌کنم زیباترین چیز، سادگی است. در آن فضا، مهربانی و عطوفت وجود داشت و در دوره‌ای که فوتبال حرفه‌ای هم بازی می‌کردیم، دوستی پُررنگ بود. آن سادگی و طفولیت را هنوز هم دوست دارم و با همان «کتاب‌های طلایی» که گفتم، عجین بود. مسائلی چون زمان، تکنولوژی، سرعت، پیشرفت و… اگرچه در رفاه ما تأثیرگذار بوده‌اند، اما زندگی را پیچیده‌تر کرده‌اند.
 

  • * سختی‌های آن دوره باعث شده که نسبت به نسل فعلی، آرمان و هدف جدی‌تری داشته باشید؟

در آن سادگی، ذهن روی یک جریان متمرکز می‌شد. الان ذهن پراکنده است. من وقتی بازی می‌کردم هم یک هدف مشخص داشتم و می‌خواستم به تیم ملی برسم. هدفی داشتم که بنزین‌اش عشق بود. پنجره‌های اتاق من رو به کوچه باز می‌شد و وقتی که صدای اصطکاک توپ با آسفالت کوچه را می‌شنیدم، از شنیدن این موسیقی لذت می‌بردم. تخیل، زائیده عشق است و عشقی در وجود من بود که فوتبال و چیزهای دیگر از آن سرچشمه می‌گرفتند. همین الان که شصت‌وخرده‌ای سال سن دارم، هر زمان که می‌بینم در جایی فوتبال بازی می‌کنند، ماشین را متوقف می‌کنم و دقایقی به تماشای آن می‌نشینم. خوشحالم که فوتبال، کودکی را درون من نگه داشته و هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شود و پسربچه‌ای که همیشه فوتبال بازی می‌کرد، در من هنوز هم هست. گاهی اوقات چیزهایی می‌نویسم و از اصطلاحات و واژه‌های فوتبالی در آنها استفاده می‌کنم که خیلی فلسفی و جالب است. عشق و علاقه در فوتبال یک‌مقدار رنگ باخته و با تغییر نسل‌ها، پیچیدگی بیشتر می‌شود و امروز، فوتبال تبدیل به شغل و حرفه شده است. همین مسأله باعث شده این‌طور به نظر برسد که قدیمی‌ها این ورزش را با عشق بیشتری دنبال می‌کردند.
 

  • * این نوشته‌هایی که گفتید، جدی‌اند؟

من همیشه برای خودم اتودهایی دارم و گاهی ذهنم به سمت و سویی می‌رود و چیزهایی می‌نویسم. شاید به هم ربطی نداشته باشند؛ اما زمانی که چیزی به من هجوم می‌آورد، تا آن را روی کاغذ نیاورم، راحت نمی‌شوم. بازی با کلمات و آوامحوری آنها را دوست دارم. مثلاً مگر می‌شود از عباراتی مثل «اشتباه داوری جزئی از بازی است» یا «محوطه جریمه» به سادگی گذشت؟ به قول ضرب‌المثل یونانی قرن پنجم «تلاش و اشتباه، هر دو جزئی از جوهره انسان است» و فوتبال، مثل زندگی مملو از تلاش‌ها و اشتباهات است.
 

  • * در کودکی بیشتر آثار چه نویسنده‌هایی را دنبال می‌کردید؟ آدم یا جریان شاخصی بوده که پیگیرش باشید؟

قهرمان‌ها و شاهزاده‌ها و اسطوره‌هایی از این دست، در ذهن کودکان برجسته هستند و من هم دوست داشتم کتاب‌هایی با چنین موضوعاتی بخوانم. هرچه بزرگ‌تر می‌شوید، پنجره‌های جدیدی به روی شما باز می‌شود و هر کتاب به باز شدن یک پنجره کمک می‌کند. همین‌طور که جلو می‌آیید، می‌بینید که بزرگ‌تر شده‌اید و از هر مرحله، وارد دنیای دیگری می‌شوید. روند مطالعه این‌طوری است که ابتدا قصه می‌خوانید و سپس رمان؛ مثل آثار داستایوفسکی، ارنست همینگوی و… جلوتر که می‌آیید، با نمایش آشنا می‌شوید و مرحله بعدی، سینما است. من با نویسنده‌های زیادی در زمانه خودشان ارتباط برقرار کردم و در حال حاضر، بیش از موضوعات دیگر، به فلسفه می‌پردازم.

صحبت کردن در مورد زندگی‌ای که چهل پنجاه سالش با کتاب عجین بوده، سخت است و من تا چهل سالگی فوتبال هم بازی می‌کردم. همیشه فکر می‌کردم کمیّت مهم نیست و کیفیت اهمیت دارد. من به طول، اهمیت زیادی نمی‌دهم و عرض زندگی برایم مهم است. از کودکی همیشه می‌خواندیم «یه توپ دارم قلقلیه… نمی‌دونی تا کجا میره» نمی‌دانید همین توپ، من را تا کجاها برد! از این کشور به آن کشور… حتی یک بار، زمانی که در بوندس‌لیگا بازی می‌کردم، ضربه مغزی شدم و به کُما رفتم و فراموشی گرفتم! مجموعه‌ای از عشق و رنج در راه یک هدف مشخص را اگر کنار هم قرار دهید، عرض زندگی من را تشکیل می‌دهد و خوشحالم از این‌که می‌توانم بگویم زندگی کرده‌ام.

وقتی از وادی عشق صحبت می‌کنید، به مفهوم «نرسیدن» می‌رسیم. تلاش و فعالیتی که در اتمسفر عشق انجام می‌دهید، شما را جلو می‌برد. من در زندگی متحمل سختی‌ها و تنهایی‌های زیادی شدم، چون همیشه هدف داشتم و می‌خواستم به مدارج بالای فوتبال برسم. همیشه تیم‌هایی را انتخاب کردم که خیلی مطرح نبودند؛ اما بر خلاف جریان آب شنا کردن، اراده قوی می‌خواست. خوشحالم که اگر فرزندم بپرسد زندگی چیست، می‌توانم برایش تعریف کنم تجربه زیسته در وادی تلاش و کوشش، مهم‌ترین رکن بازی است. وقتی که بینی من شکست و تمام بدنم پُرِ خون بود و در حال بیهوشی بودم، فکر می‌کردم این که در راه چیزی که دوست دارم رنج می‌کشم، ارزش دارد.

می‌گویند فعل به تمام جمله مفهوم می‌بخشد یا «موریس بلانشو» می‌گوید که «مرگ، زندگی را می‌پاید». الان بازنشسته شده‌ام ولی وقتی به زمانی که ایستاده بودم نگاه می‌کنم، در آن کیفیت و زندگی است. آدم یک بار به دنیا می‌آید و فکر می‌کنم خیلی خوب است که بتواند با افکارش، یک بار زندگی را منتقل کند. به این دلیل که خود ورزش فوتبال برای من، به نوعی وسیله بیان است.
 

 

  • * اگر زمانی شرایطی پیش می‌آمد که پزشکان به شما می‌گفتند در صورت ادامه بازی، زندگی‌تان به خطر می‌افتد، بین فوتبال و زندگی کدام را انتخاب می‌کردید؟

از نظر من هر دوی آنها یکی است. فوتبال و زندگی از هم مجزا نیستند. اگر عشق را از زندگی من بگیرید، بی‌معنا می‌شود.
 

  • * اگر مسأله به انتخاب می‌رسید و پای جان‌تان به میان می‌آمد، چه کار می‌کردید؟

خیلی از صدمه‌های فوتبال هست که اگر پس از آن فعالیت کنید، امکان دارد دردش مضاعف یا به قول فوتبالی‌ها کهنه شود. اما ما بازی می‌کردیم. به خاطر دارم یک بار، حین بازی انگشتم شکست و افتاد کف دستم! سپس صافش کردم به بازی ادامه دادم! بعد از بازی انگشتم را گچ گرفتم و هفته بعد زمان آغاز مسابقه، داور گفت که با این دستِ گچ‌گرفته نمی‌توانی بازی کنی؛ چون ممکن است به دیگران آسیب برسانی. من هم گچ دستم را باز کردم و به همین خاطر، می‌توانید ببینید که انگشتم کج شده، چون باید بازی می‌کردم. دقیقاً مفهوم زندگی همین است و من اگر آن بازی را انجام نمی‌دادم، به نوعی زندگی‌ام را از دست داده بودم.

من در تمام زندگی مبارزه کرده‌ام. همیشه تنها بوده و از لحاظ روانی، درون‌گرا هستم. زمانی که پا به عرصه قهرمانی گذاشتم، با یک اجتماع بزرگ مواجه بودم و دشوار است که بتوانید هدف و مبارزه در راه آن را با تنهایی و سکوت شخصی‌تان تطبیق بدهید. من همیشه در خلوت خودم غرق بودم اما تا آنجا که دلم خواست، توانستم به اهدافم برسم.
 

  • * ظاهراً خانواده هم برایتان همیشه جدی بوده است. شنیده‌ام همیشه در سفرهایی که به عنوان بازیکن می‌رفتید، خانواده همراه‌تان بوده‌اند.

از ابتدا این در من نهادینه شده که تنهایی‌ام را با خانواده پر می‌کرده‌ام.
 

  • * گفتید که موسیقی از کودکی در زندگی شما جریان داشته ولی در عین حال، خانواده مذهبی‌ای هم داشته‌اید.

موسیقی بخش ناپیدای وجود من بود. خودم هم نمی‌دانم از کدام لایه‌های درونی‌ام نشأت می‌گیرد و چرا از کودکی تا این حد، آدم تخیل‌گرا و ساکتی بودم. شاید این در ضمیر ناخودآگاهم نهادینه شده بود. کمتر حرف می‌زدم و بیشتر می‌دیدم و می‌شنیدم. موسیقی تأثیر عجیبی روی من می‌گذاشت و در دوران گرامافون که هدفونی وجود نداشت، روی آن می‌خوابیدم تا صدای موسیقی را بشنوم.
 

  • * بستر علاقه به موسیقی، پیش از آن در خانواده شما وجود داشت؟

من در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شدم و در عین حال، فکر می‌کنم علاقه به موسیقی، یک حس درونی از ضمیر ناخودآگاه من باشد. «فروید» از یک جای تاریک صحبت می‌کند که انسان راجع به آن آگاه نمی‌شود و من این مخزن اسرار را دوست دارم. موسیقی هم یک هنر انتزاعی و یک زبان جهان‌شمول برای همه موجودات است که از همان کودکی به تخیلات من کمک زیادی می‌کرد. این تخیلات ابتدا با کتاب ارضا می‌شد و جلوتر که آمدم و با موسیقی آشنا شدم، تنهایی‌هایم را موسیقی پر می‌کرد. شاید برای همه عجیب باشد که یک پسر شانزده‌ساله در اتاق بنشیند و ۴ ساعت خیره به دیوار، به موسیقی گوش دهد. برای خیلی‌ها ممکن است موسیقی یک زیرصدا و در درجه دوم اهمیت باشد. مثلاً زمانی که در خانه کار می‌کنند یا کتاب می‌خوانند و در کافه نشسته‌اند، موسیقی هم پخش می‌شود. اما آن موسیقی‌ای که من در آن سن گوش می‌کردم، روی همه‌چیز سوار بود و هنگام شنیدن‌اش، تمرکز کتاب خواندن یا هیچ کار دیگری را نداشتم.
 

  • * چه موسیقی‌ای بود؟

موسیقی کلاسیک. آن موسیقی را باید با تمام وجود بشنوید و به حدی تأثیرگذار است که نمی‌تواند پس‌زمینه باشد. موسیقی هم مثل کتاب حس خیال مرا به پرواز وامی‌داشت و به گوشه‌گوشه هستی می‌برد. از کودکی هنر شنیدن را در خودم نهادینه کردم و زیر و بم موسیقی را می‌شنیدم. هنر شنیدن به من کمک کرد تا در بزرگسالی، مرحله‌ای بالاتر از گوش دادن را تجربه کنم.
 

  • * آن دوره‌ای که گفتید ساعت‌ها به دیوار خیره می‌شدید و موسیقی گوش می‌کردید، احتمالاً هم‌زمان با دوران فوتبالی شما بوده است. دو معشوق هم‌زمان داشتید؟

آن زمان با تیم ملی جوانان، قهرمان آسیا شدیم. در آن سال درس هم می‌خواندم و شاگرد زرنگ بودم! در شمیرانات نفر سوم شدم و در دانشگاه در رشته الکترونیک به تحصیل پرداختم. ریاضی و فیزیک را هم خیلی دوست داشتم. اگر دقت کنید، می‌بینید که موسیقی هم ارتباط پررنگی با ریاضیات دارد. وقتی در فلسفه هم به مطالعه بپردازید، می‌بینید که بزرگانی مثل شوپنهاور، نیچه، ویتگنشتاین و… درباره موسیقی نظریات جالبی دارند.

غرق شدن در موسقی کلاسیک، حس غریبی دارد. این موسیقی را با آوازهای «گریگوریان» و آوازهای کلاسیک شروع کردم. سپس به باروک رسیدیم و در ادامه به مدرن‌ها مثل «شوئنبرگ» و «استراوینسکی» و دیگران. هر کدام از اینها روی من تأثیر عجیبی می‌گذاشت. لذت بیان‌ناپذیر است و در فلسفه هم می‌گویند «زبان به مثابه امرِ بیانِ بیان‌ناپذیر است».

روزی به کسی گفتم دلم نمی‌خواهد بمیرم، چون دیگر نمی‌توانم موسیقی گوش کنم. آن شخص به من گفت در عوض در جهان دیگر، وارد موسیقی خواهی شد. عشق و علاقه من به موسیقی خیلی زیاد است و از ابتدا دوست داشتم آثار موسیقی را آرشیو کنم. آن زمان صفحه بود و سپس نوار کاست آمد و بعداً Midi و در ادامه CD. صفحه گرامافون یا حلقه ریل برای من مملو از ایجاز و شبیه تونل زمان بود که کثرت را به دایره وحدت می‌رساند. اگر به هر کدام از این ادوات موسیقی دقت کنید، می‌بینید که در تمام آنها چرخش وجود دارد. ساعت، نوار کاست، صفحه گرامافون، حلقه ریل، سی‌دی و… همه، حول یک مرکز در دَوَران و گردش هستند؛ مثل دوران روزگار. جایی برای یکی از دوستانم نوشتم: «پای سوزن را روی صفحه گردش صفحه گرامافون بگذارید که محیط رفتن را مساحتِ عشق می‌کند.»
 

 

  • * شما ذهن نظم‌گرایی دارید. درست است؟

همین‌طور است و حس عجیبی نسبت به موسیقی دارم که نمی‌توانم آن را بیان کنم. «لِویناس» می‌گوید «ما دیگری را در هیأتِ چهره ملاقات می‌کنیم که همین چهره همان چیزی را که عیان می‌کند، پنهان می‌کند» و هر صورتی شبیه نقشه جهان است. صورت، پدیدار است و همه آن را می‌بینند؛ اما معنا و تعقل پشت آن قرار دارد و قابل لمس نیست. از حواس پنج‌گانه ما، چهار حس در صورت جای گرفته که دهان، بینی، چشم و گوش، دریچه شناخت ما از جهان بیرون است. شما می‌توانید با اراده، لب‌ها و چشمان خود را ببندید؛ اما نمی‌توانید گوش خود را ببندید. بنابراین بهتر این است که لب و چشم‌ها را بست و فقط گوش کرد. با گوش کردن راحت‌تر می‌توان به معنایی که پشت این صورت است، رسید. خدا عشق است و موسیقی، کلام او و هدیه او به انسان. به قول «شوپنهاور» قبل از هستی، موسیقی بوده است. یا «نیچه» می‌گوید: بدون موسیقی، زندگی اشتباهی بزرگ است.
 

  • * گوش کردن حرفه‌ای به موسیقی را با همان آثار کلاسیک شروع کردید یا پیش از آن چیزهای دیگری هم گوش می‌کردید؟

موسیقی برای من از صفحات عوام‌پسند شروع شد؛ ولی کم‌کم ارتقا پیدا کرد و در ادامه به موسیقی فیلم علاقه‌مند شدم. کم‌کم سر از موسیقی کلاسیک در آوردم و به موسیقی جَز هم بسیار علاقه دارم. موسیقی جَز مکالمه انتزاعیِ توده مردم است و حس بداهه آن را می‌پسندم. موسیقی برای من پر از ایماژ و تصویر است. موسیقی جَز، برای پرسه‌زدن را به تصویر می‌کشد؛ مثل راه رفتن بی‌هدف. سبک‌های مختلف را گوش می‌کنم اما بیش از هر چیز دیگری، از موسیقی کلاسیک لذت می‌برم.
 

  • * این موسیقی جَز را که گفتید، معادلات ذهنی من در مورد شما به هم ریخت! تا قبلش فکر می‌کردم ذهن شما خیلی قاعده‌مند و پایبند نظم و ریاضی است؛ در حالی که جَز، موسیقی لحظه است.

جَز، موسیقی بداهه است و من این را دوست دارم. نوعی برقراری دیالوگ با مخاطب است و ریتم و هارمونی آن، پرسه بی‌هدف و رفتن را برای من تداعی می‌کند. شاید در آن دوران با دیدن برخی فیلم‌ها به موسیقی جَز علاقه‌مند شدم. در این سبک، «کِیت جَرِت» فوق‌العاده است. شخصیت عجیب و منزوی‌ای دارد و پشت کارهایش اندیشه عمیق و جذابی نهفته است.
 

  • * آن دوره موسیقی چه فیلم‌هایی را دنبال می‌کردید؟

در میان موسیقی فیلم‌های ایرانی به طور مثال، ساخته‌های «اسفندیار منفردزاده» برایم جذاب بود. در سینمای جهان، مثل مسیری که در مطالعاتم طی کردم، به تدریج به موسیقی سینمای کلاسیک، سینمای وسترن، سینمای عاشقانه و… علاقه‌مند شدم؛ مثل موسیقی فیلم‌های «جان فورد»، «برگمان»، «برسون» و… به طور مثال فیلم «همچون در آینه» که موسیقی اعجاب‌آورش، سوئیت ویلنسل «ساراباند» از باخ بود. حتی در بسیاری از موارد، علاقه‌مان به فیلم‌ها در اثر علاقه به ساوندترک آنها بود. داخل سینما خیلی تحت تأثیر قرار می‌گرفتیم و سپس به صفحه‌فروشی می‌رفتیم و با پول‌توجیبی یک هفته خودمان، صفحه سه تومانی می‌خریدیم! هنوز هم موسیقی فیلم‌ها برایم جذاب است. ارتباط هنرمندانی مثل پرایزنر و کیشلوفسکی یا موریکونه و تورناتوره بی‌نظیر است. جالب است که زمانی که تورناتوره برای موسیقی فیلم «سینما پارادیزو» با موریکونه تماس می‌گیرد، می‌گوید که چنین فیلمی ساخته‌ام و موریکونه از او می‌خواهد که داستان فیلم را پای تلفن برایش تعریف کند. شنیده‌ام که موسیقی تأثیرگذار پایانی فیلم، از همین تماس تلفنی حاصل شده است. یعنی ببینید اینها تا چه حد ارتباط قلبی، حسی و کلامی داشته‌اند.
 

  • * کدام دوره موسیقی کلاسیک برایتان جذاب‌تر است؟

شاید به روشنی نتوان اشاره کرد. از موسیقی باروک تا موسیقی مدرن، هر دوره جایگاه ویژه‌ای در رشد شنیداری من داشته‌اند. مثلاً از دوره باروک، ویوالدی، پرگولزی و مونته‌وردی را دوست دارم. باخ برای من آهنگساز محبوب همه اعصار است و علاقه‌ام به او کم‌نظیر. از دوره کلاسیک و رومانتیک، بتهوون، شوپن و… و از دوران مدرن، استراوینسکی، شوئنبرگ و بسیاری دیگر را می‌پسندم. زمانی که تمام سبک‌ها درنوردیده شد، استراوینسکی -که سمبل موسیقیدان مدرن است- در کتابش می‌گوید: «من هرجا که می‌روم، به باخ می‌رسم.» موسیقی باروک ابعاد گسترده‌ای دارد؛ ولی موسیقی آوازی‌اش بود که در آن زمان روی من تأثیر عجیبی گذاشت. البته موسیقی کلاسیک تاریخ مصرف ندارد و هر زمان ممکن است قطعه‌ای از آن، شما را به دنیای دیگری ببرد.

مثلاً در ادبیات این‌طور بود که در دوره جوانی «هرمان هسه» می‌خواندم و همه آنها را در آن برهه زمانی دوست داشتم. اگر الان به من بگویند برگرد و «دِمیان» را دوباره بخوان، قطعاً برایم جذاب نیست. هرمان هسه برای من پله‌ای بود تا به میلان کوندرا و موج نوی نویسندگان مثل پال استر، آلن روب‌گریه و… برسم. اما در موسیقی زیاد پیش می‌آید که هوس کنید برگردید و کارهای قدیمی را گوش کنید. مثل سونات هاور کلاویه بتهوون، پاسیون سن‌ماتیوی باخ، آثار هندل، شوپن و… حتی سکانس‌ها و جملاتی از فیلم‌های مختلف هست که تأثیر فراوانی بر من گذاشته‌اند و آنها را هایلایت کرده‌ام و بارها می‌بینم. مثل فیلم «زندگی شیرین» فلینی یا موارد بسیار دیگر.
 

  • * شما از آن دسته آدم‌هایی هستید که فیلم و کتاب و موسیقی فراموش‌تان می‌شود و آنها را بارها می‌بینید و می‌خوانید و می‌شنوید یا از آن گروهی که نمی‌توانید دوباره به سراغ یک فیلم و موسیقی و کتاب بروید؟

می‌توانم به شما بگویم «پرسونا» یا «توت‌فرنگی‌های وحشی» یا خیلی فیلم‌های دیگر از برگمان را ساعت‌ها نگاه کرده‌ام و هر بار برایم تازگی دارند. فیلم‌های برگمان هم حسی شبیه آثار باخ در من ایجاد کرده و دریچه دیگری از نگاه به هستی را به روی من گشوده‌اند.
 

  • * فیلمی بوده که بیش از ده بار دیده باشید؟

فیلم‌هایی هستند که شاید سه چهار بار از ابتدا تا انتها دیده باشم؛ ولی سکانس‌هایی که دوست دارم را ده‌ها بار دیده‌ام. سینما دیوانه‌کننده است. الان هم فیلم‌های جدیدی ساخته می‌شوند که خوب است اما شاید من زیاد از حد اهل نوستالژی‌ام که هنوز هم فیلم‌های برگمان و برسون را می‌بینم و ستایش می‌کنم. چند وقت پیش «مرگ در ونیز» ویسکونتی را مجدداً دیدم یا فیلم‌های «گودار» را زیاد می‌بینم. الان حس می‌کنم نگاه من به دنیا پخته‌تر و متفاوت شده است. مثلاً امروز که «هشت‌ونیم» فلینی را می‌بینم، نگاهم با آن زمان تفاوت دارد و چیزهایی را می‌بینم که آن زمان نمی‌دیده‌ام. شاید به خاطر مطالعاتی است که در فلسفه داشته‌ام. می‌گویند با هر خوانش کتاب، متن باردار می‌شود. یعنی هر کسی که هر بار کتابی را می‌خواند، زایش جدیدی ایجاد می‌شود.
 

  • * گفتید در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که بستر گرایش به هنر و موسیقی چندان در آن فراهم نبود. اما شما این بستر را برای فرزندان‌تان آماده کردید. «ترانه» که در هنرستان موسیقی تحصیل کرده و پسر مرحوم‌تان هم گیتار می‌نواخته است. هیچ زمان آنها را مجبور به رفتن سمت هنر کردید؟

هیچ وقت در هیچ زمینه‌ای بچه‌هایم را مجبور به کاری نکرده‌ام. تا جایی که از دستم برمی‌آمده، به عنوان یک حامی کمک‌ها و نصیحت‌هایی به آنها کرده‌ام؛ اما همیشه انتخاب از خودشان بوده است. به دلیل علاقه‌ام به موسیقی، «ترانه» را در هنرستان موسیقی ثبت‌نام کردم و اصلاً به همین دلیل هم نا او «ترانه» است. در آن رشته پیشرفت خوبی کرد و در ادامه به بازیگری علاقه‌مند شد و به کلاس‌های آقای «امین تارخ» رفت. در زندگی هیچ با اجبار به نتیجه نمی‌رسد و حس لازم است. زندگی پدر و مادرها روی فرزندان‌شان تأثیر می‌گذارد و خودشان انتخاب می‌کنند. من به عنوان یک پشتوانه، می‌توانستم ایده‌های خودم را بیان کنم و خودشان در نهایت تصمیم می‌گرفتند.
 
 

 

  • * «ترانه» زبان انگلیسی را هم به خوبی صحبت می‌کند.

من در آلمان فوتبال بازی می‌کردم که ترانه کوچک بود و آن‌جا زبان باز کرد و به مهدکودک رفت. آلمانی را به خوبی صحبت می‌کند و به دلیل علاقه‌اش، زبان انگلیسی را هم یاد گرفت. ترانه نقاش خوبی هم هست.
 

  • * زمانی که ماجرای فیلم «من ترانه پانزده سال دارم» پیش آمد، از این نترسیدید که ورود یک دختر در آن سن به دنیای سینما مناسب نباشد؟

با آقای صدرعاملی و آقای تارخ مشورت کردیم ولی من و مادرش به عنوان یک حامی پشت او بودیم. «ترانه» در آن زمان به لحاظ عقل و درک در سطح بالایی بود و توانست همه‌چیز را به خوبی کنترل کند. حتی در لوکارنو که جایزه گرفت، خیلی آگاهانه با این اتفاق برخورد کرد و به خوبی توانست آن را برای خودش تجزیه و تحلیل کند. هیچ‌کدام از کارهای «ترانه» جلوی پیشرفت‌اش را نگرفت و با تعقل جلو رفت و تا الان هم به همین صورت است. آن زمان در هجده‌سالگی هم به خوبی فکر کرد و تصمیم گرفت.
 

  • * ورودش به دنیای سینما تمایل شما هم بود؟ نمی‌ترسیدید که مانع درس‌اش شود؟

مثل ورود خودم به دنیای فوتبال بود. من در تمام دوران تحصیل، ساعی بودم؛ اما همیشه در اردو بودیم و چنین تجربه‌ای داشتم. اما هنر این است که بتوانید عشق‌تان را با درس و کارهای دیگر مدیریت کنید. شما پدر هستید؟
 

یک پدر یا مادر همیشه در همه زمینه‌های رشد فرزندشان، نگران‌اند. این نگرانی همیشه بوده و تا زمانی که زنده باشم، با من خواهد بود و نگرانی، خمیره‌ی وجود یک پدر است. «ترانه» هم خودش تصمیم گرفت که می‌خواهد بازیگر شود و من هم قبول و از او حمایت کردم. زمان فیلم «من ترانه پانزده سال دارم» وقتی دیدم که این‌طور صاحب شعور و ایدئولوژی است، نگرانی‌ام کمتر شد و از این اتفاق خوشحال بودم.
 

  • * درباره توئیت او درباره نرفتن به اسکار چه نظری دارید؟

آن هم نظر خودش است و راضی بودم.
 

  • * چه‌قدر فکر می‌کنید اسکار «فروشنده» به خاطر حواشی ترامپ بود؟

نمی‌خواهم راجع به این موضوع صحبت کنم و مهم این است که «فروشنده» موفق بوده و هست و پیام‌شان به لحاظ سیاسی و نرفتن‌شان به مراسم هم بد نبود. این رسالت هنر است که باید هم‌نوا با نسل خودش باشد. خوشحالم که توانستند جایزه را کسب کنند.
 

  • * غیر از موسیقی کلاسیک و جَز، برای مواقع دیگر موسیقی‌های پاپ و راک و… گوش نمی‌کنید؟

من همه نوع موسیقی گوش می‌کنم ولی علاقه‌مندی‌ام کلاسیک و جَز است. مگر می‌شود بگویید که بیتلز یا راجر واترز و گیلمور گوش نمی‌کنید؟ آنها انقلابی در موسیقی ایجاد کردند و همه این کارها را گوش می‌کنم. اما در موسیقی کلاسیک، معرفت، طریقت و شریعت و روزنه‌ای به وجود، قرار دارد که دوستش دارم.
 

  • * موسیقی سنتی ایرانی چه‌طور؟

به آن صورت علاقه‌مند موسیقی سنتی نیستم اما برخی آثار این سبک را گوش می‌کنم.
 

  • * اینکه آدمی با چنین جهان‌بینی، از فوتبال به عنوان یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی‌اش فاصله گرفته، به خاطر جدی‌شدن فلسفه و موسیقی و هنر بوده یا دلیل دیگری از خود فوتبال دارد؟

من از فوتبال دور نشده‌ام و با آن عجین هستم. در این مدت کلاس‌های زیادی را گذرانده‌ام و چند سال هم مربی‌گری کردم؛ ولی نمی‌خواهم و نمی‌توانم به هر شکلی در این زمینه فعال باشم. شاید یک دلیلش این باشد که من آدم درون‌گرایی هستم و نمی‌توانم ارتباط‌های زیادی برقرار کنم. من تا چهل‌سالگی بازی می‌کردم و با «سایپا» قهرمان شدم و از شصت سال زندگی‌ام، حدود چهل‌وپنج سالش به صورت مفید با فوتبال عجین بوده است. من تمامی مدارج فوتبال را طی کرده‌ام و از اولین کسانی بودم که به بوندس‌لیگا رفتم و و به موازات آن، مطالعات دیگری هم داشته‌ام. شاگردان زیادی تربیت کرده‌ام که در مقاطع مختلف بازی می‌کردند. معلمی را دوست دارم و همیشه برایم اخلاق مهم بوده است. دوست دارم این بی‌هویتی و بی‌عشقی فوتبالیست‌های امروز را از بین ببرم.
 

  • * این دغدغه را نداشتید که افراد عمیق باسوادی مثل خودتان در فوتبال تربیت کنید؟

به دنبالش بودم و شاید بتوانم مدرسه فوتبالی راه‌اندازی کنم که در همه ابعاد بتوانند شیوه زندگی و عرض زندگی را یاد بگیرند و افراد بااستقامتی باشند. در زندگی هر چیزی ممکن است رخ دهد و باید آن‌قدر عشق و علاقه داشته باشید که بتوانید به هدف برسید.
 

  • * الان دنیای اینترنت است و زندگی همه تحت تأثیر آن. اینکه از فضای مجازی دور هستید، سخت نیست؟

اصلاً علاقه‌مند به فضای مجازی نیستم و کار با موبایل را هم خیلی یاد نگرفته‌ام. البته نمی‌خواهم بگویم چون من آن را دوست ندارم، چیز بدی است. همین فضای مجازی می‌تواند گنجینه‌ای باشد که به شما کمک کند. ولی ساختن آدم‌های بی‌هویت و از خود بیگانه با ذهن‌های پراکنده خوب نیست. ذهن و اندیشه نباید تنبل شود و اینها باعث بی‌هویتی جامعه می‌شود. الان جوری شده که آدم‌ها در ترافیک و مهمانی هم با موبایل‌هایشان مشغول‌اند و انگار در جایی که هستند، حضور ندارند. این ذهن‌های پراکنده و این آدم‌های سطحیِ محصولِ دنیای مجازی، جالب نیست. درست است که دنیا در این فضای مجازی جای گرفته؛ اما راه دنیای واقعی و دریچه‌هایی به جهان‌های دیگر، به حس، به قلب، به عشق و… را سد کرده است. برای من، قرمزیِ قلب‌های دنیای مجازی، هرگز جای قرمزی عشقی که نگاهم را به آن معطوف کرده‌ام، نمی‌گیرد. من علاقه‌مند به فضای مجازی نیستم و دوست دارم بیشتر کتاب در دست داشته باشم؛ نه به عنوان فضیلت و روشنفکری، بلکه به علت تلاشی برای غلبه بر ندانسته‌هایم.
 

  • * خودتان هیچ‌وقت وسوسه نشدید که نواختن سازی را فرا بگیرید؟

خیلی زیاد. ولی دنیای ورزش و قهرمانی، در جوانی وقت زیادی برایم باقی نگذاشت و این حسرت تا لحظه مرگ با من همراه خواهد بود. فوتبال تمام جوانی مرا با خودش برد و جایی برای پرداختن جدی به رشته‌های دیگر نماند. البته شاید هم استعداد زیادی در این زمینه نداشتم. (خنده)
 

  • * به غیر از ادبیات و موسیقی و سینما، رشته‌های دیگر هنری برایتان جذاب نبوده است؟

من به تمام رشته‌های هنری مثل نقاشی، عکاسی و… علاقه دارم و تلاش کرده‌ام در حد توانم به آنها بپردازم. نقاشی را خیلی دوست دارم و کتاب‌های زیادی در این زمینه خوانده‌ام. سبک‌های مختلف نقاشی مثل امپرسیونیسم، سوررئالیسم، کوبیسم، اکپرسیونیسم و… تا مدرن را پیگیری کرده‌ام. به آثار سزان، مونه تا پیکاسو و کاندینسکی و گوستاو کلینت و این اواخر، ادوارد هاپر علاقه دارم.

– با تشکر از سیامک رحمانی و پژمان راهبر

منبع : موسیقی ما

موزیک ویدئوی «به نگاهم بنگر» با صدای «محمد معتمدی»

بدون دیدگاه

ورژن جدید این اثر با شعر «بیژن ترقی» و آهنگسازی «پرویز یاحقی» به تصویر کشیده شد
موسیقی ما – موزیک ویدئوی «به نگاهم بنگر» با صدای «محمد معتمدی» بر اساس یکی از قطعات «پرویز یاحقی» و بر اساس سروده‌ای از «بیژن ترقی» با تنظیمِ «امیرمهدی مقدم» برای انتشار در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار گرفت و موزیک ویدئوی این اثر بر مبنای همین نسخه جدید است. در تنظیم جدید این قطعه مسیح مردیها (نوازنده ویولنسل)، داوود اسلفی (نوازنده پیانو)، احمد محمدیان (نوازنده کلارینت)، پویان جمشیدی (نوازنده پرکاشن) و امیرمهدی مقدم (نوازنده عود) هنرنمایی کرده‌اند.
منبع : موسیقی ما

ثبت‌نام پنجمین دوره کارگاه ترانه افشین مقدم آغاز شد

بدون دیدگاه

به میزبانی مکتب تهران برگزار می‌شود

ثبت‌نام پنجمین دوره کارگاه ترانه افشین مقدم آغاز شد

موسیقی ما – ثبت نام پنجمین دوره کارگاه‌ ترانه «افشین مقدم» در مکتب تهران آغاز شد. علاقه‌مندان و هنرجویان عرصه ترانه می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌‌ تلفن ۸۸۸۹۱۵۱۲ تماس بگیرند. این بار هم علاوه بر افرادی که در دوره‌های گذشته ثبت‌نام کرده بودند، هنرجویان جدید هم می‌توانند شرکت کنند. چهارمین دوره کارگاه ترانه افشین مقدم از دی‌ماه سال گذشته به مدت ده جلسه آغاز شد که استقبال خوب دوستداران حوزه کلام را به دنبال داشت. چندی پیش هم «رستاک حلاج» مهمان یکی از جلسات دوره چهارم این کارگاه بود. افشین مقدم سال گذشته در مورد کارگاه‌های ترانه خود به «موسیقی ما» گفته بود:« ثبت‌نام در دوره‌های آینده به دلخواه دوستان است؛ اما مواد درسی که ما به دوستان آموزش می‌دهیم، بر اساس اتود و ترجمه‌های جهانی است. این هنر در کشور ما از نظر خیلی‌ها کم‌ارزش شمرده می‌شود اما ترانه‌سرایی در جهان به عنوان یک شاخه درسی تدریس می‌شود. شکل تدریس من بر اساس تجربه بیست‌ساله خودم در ترانه‌سرایی است. از تیپ‌های شخصیتی تا لحن‌سازی و کاراکترسازی در ترانه و نوشتن ساختمان و فرم ترانه را تدریس می‌کنیم. چون متأسفانه بعضی ترانه‌ها ساخت‌مند نیستند و آهنگساز به آن کلام و شعر محاوره، لحن ترانه می‌بخشد. ما در کلاس‌ها به بچه‌ها یاد می‌دهیم که چگونه ترانه بنویسند، چگونه ترجیع‌بند پیدا کنند و چگونه سوژه‌یابی کنند.»
این ترانه سرا که سال گذشته سروده‌هایش در آلبوم «رویای بی‌تکرار» علی زندوکیلی منتشر شده بود در آن گفتگو اعلام کرد:« هنرجوها به جای اینکه ساعت‌ها وقت صرف ایمیل و تماس با خواننده‌ها کنند و ندانند که چه ترانه‌ای را به چه خواننده‌ای پیشنهاد دهند، برایشان این امکان را فراهم کرده‌ام که در پایان هر ترم از هر هنرجو دو مورد از بهترین‌ ترانه‌هایش را بگیرم و خودم آنها را در اختیار دوستان آهنگساز قرار می‌دهم. من با توجه به روابطی که دارم، می‌توانم مسیر هنرجوها در زمینه رساندن ترانه به خواننده و آهنگساز را هموار کنم. البته این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که ترانه هنرجوها آمادگی ورود به مارکت و خوانده‌شدن را داشته باشد. با وجود اینکه من خودم هیچ‌وقت با خواننده‌ای تماس نمی‌گیرم و بیشتر سفارش کار دریافت می‌کنم اما برای هنرجوهایم با توجه به رابطه صمیمانه‌ای که با دوستان آهنگساز دارم، این کار را برایشان انجام می‌دهم.»

منبع: 

اختصاصی سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

آرین کشیشی: در تلاشم اولین آلبوم خود را در مادرید ضبط کنم

بدون دیدگاه

موسیقی ما – آرین کشیشی، یکی از موزیسین‌های جوانی است که می‌توان گفت، طی سال‌های اخیر جزء نوازندگان پرکار ساز گیتارباس در آلبوم‌ها و اجراهای زنده بوده است. هر چند که این تجربه‌ها بیشتر در حوزه موسیقی تلفیقی و موسیقی ایرانی (همایون شجریان، علیرضا قربانی و محمد معتمدی) بوده اما تجربه‌هایی هم با خوانندگان پاپ داشته و این روزها هم به عنوان نوازنده گیتارباس در ارکستر سیامک عباسی حضور دارد.

هر چند که به تازگی اثر جدید «رگ خواب» با صدای همایون شجریان و تنظیمی از او منتشر شده اما مدتی است تصمیم گرفته دامنه فعالیت‌هایش را با گروه‌های موسیقی کم کند و بیشتر روی کارهای مستقل خودش متمرکز شود.

او که حدوداً سه سال است «پروژه آرین کشیشی» را روی صحنه می‌برد، تصمیم دارد در سال جدید اولین آلبوم خود را که شامل قطعاتی از این پروژه و چند قطعه جدید است منتشر کند.

کشیشی درباره این آلبوم که ضبط آن را از تابستان آغاز خواهد کرد به «موسیقی ما» می‌گوید: «در اجرای زنده، آزمون و خطا وجود دارد و به همین دلیل، قطعات جدید را در کنسرت اجرا می‌کنیم تا ببینیم مخاطبان چه بازخوردی دارند. در تمریناتی هم که با گروه داریم، قطعات پخته‌تر می‌شود و همین مسأله باعث خواهد شد در هنگام ضبط کارها، خروجی بهتری داشته باشیم. به دلیل اینکه این آلبوم اینسترومنتال (بی‌کلام) است، طبیعتاً احتمال سرمایه‌گذاری روی آن ضعیف‌تر خواهد بود اما در تلاشم این آلبوم را در مادرید ضبط کنم که در این صورت اکثر نوازنده‌ها ایرانی نخواهند بود.»

مدتی است که مبحث ضبط یا میکس و مستر آلبوم‌های موسیقی در خارج از ایران باب شده که اکثراً دلیل آن را کیفیت بهتر استودیوها و نوازنده‌های خارجی می‌دانند. اما آرین درباره علت این اتفاق می‌گوید: «اتفاقاً من در ایران با نوازنده‌های خوبی همکاری کرده‌ام اما آلبوم فقط بحث نوازنده نیست و از میکس و مستر تا صدا و رکورد در آن دخیل است. اما سبک جز فیوژن با موسیقی فیوژن دنیا مقایسه می‌شود برای همین وسواسم روی آن که اولین آلبومم هم محسوب می‌شود بیشتر است. در سبک جز فیوژن حساسیت‌ها روی  فرم و سلیقه نوازنده‌ها و کیفیت میکس (که ما اصولاً در ایران برای آن مشکل داریم) بیشتر است. به همین دلیل حساسیت بیشتری دارم و سعی می‌کنم نتیجه استاندارهای لازم را داشته باشد.»

علاوه بر آن، این نوازنده که در آذر ماه سال گذشته پروژه آرین کشیشی را روی صحنه برده بود، قرار است در صورت فراهم شدن شرایط، اجرایی هم در خرداد ماه در قالب جشنواره «بارانا» داشته باشد.

منبع : موسیقی ما

محمود بامداد ده قطعه از استادانِ برجسته‌ی موسیقی را برای سنتور آوانگاری کرد

بدون دیدگاه

با آثاری از جلیل شهناز، فرهنگ شریف، حسن کسایی و احمد عبادی

محمود بامداد ده قطعه از استادانِ برجسته‌ی موسیقی را برای سنتور آوانگاری کرد

موسیقی ما – «ده آهنگ برای سنتور» با آوانگاری «محمود بامداد» با نام «دُر آهنگ» منتشر شده است. این کتاب بر اساس ده آهنگ از آثار استادان ویولون، سه‌تار، تار، نی و قانون برای سنتور است که «بامداد» آنان را گزینش، آوانگاری و تنظیم کرده است.

این اثر حاوی ده قطعه ضربی برگزیده از ده استاد ویولن (رضا محجوبی، علی تجویدی، پرویز یاحقی و اسدالله ملک)، تار (جلیل شهناز و فرهنگ شریف)، سه‌تار (ارسلان درگاهی و احمد عبادی)، نی (حسن کسایی) و قانون (سیمین آقارضی) در دستگاه شور، آواز ابوعطا و آواز دشتی است که عمدتاً به‌صورت تک‌نوازی و بداهه‌نوازی اجرا شده‌اند و برای نخستین‌بار در این اثر آوانگاری و برای ساز سنتور تنظیم شده است. نت‌نگاشته‌های این کتاب برای نوازندگان دیگر سازهای ایرانی نیز قابل استفاده است.

در توضیح این کتاب آمده است: «بسیاری از قطعات کنونی که با سازهای ایرانی اجرا می‌شوند کمتر تعلقی به شیوۀ ملودی‌پردازی ایرانی دارند و صرف اجرای قطعه‌ای با یک ساز ایرانی نمی‌توان گفت موسیقی ایرانی اجرا می‌شود. در شرایط کنونی، برای آشنایی بیشتر هنرجویانی که با نحوۀ نوازندگی مبتنی بر تک‌نوازی و بداهه‌نوازی و نغمه‌سازی استادان برجستۀ موسیقی دستگاهی آشنایی کمی دارند، نت‌نگاری قطعات و نواخته‌های ایشان به‌منظور اجرای آنها بسیار مفید و راهنما و راهگشاست.»‌

منبع : موسیقی ما

اولین دیدار نوروزی «داماهی» با مخاطبانش

بدون دیدگاه

موسیقی ما شب گذشته، گروه «داماهی» به سرپرستی دارا دارایی و خوانندگی رضا کولغانی، با اجرای قطعاتی از آلبوم بعدی خود، با مخاطبانش در برج آزادی دیدار کرد.

آنها در این کنسرت که احتمالاً در روزهای آینده ورژن تصویری آن هم منتشر خواهد شد، منتخبی از قطعات آلبوم «داماهی» و همچنین جدیدترین قطعات گروه از آلبوم بعدی‌شان را برای علاقه‌مندان اجرا کردند. یکی از آنها، قطعه «شهریور» بود که پیش از این به صورت اینسترومنتال (موسیقی بی‌کلام) با نام «شب‌های روز» در آلبوم اول گروه منتشر شده بود. این قطعه برای اولین‌بار بود که به این صورت نواخته می‌شد و قرار است با این شکل و شمایل جدید در آلبوم دوم منتشر شود.

«امون» با شعری از ابراهیم منصفی، «برکت» از ساخته‌های استاد ابراهیم شهدوستی و «جاده لغزنده» نیز، دیگر قطعات اجرا شده در این کنسرت بودند که جزو قطعات آلبوم بعدی هستند. البته قرار است به‌زودی قطعه «جاده لغزنده» که ادای دینی به موسیقی خیابانی است هم به صورت سینگل ترک منتشر خواهد شد؛ قطعه‌ای که به دلیل شعر متفاوت، ریتم جالب توجه و لحن خاص رضا موقع خواندن، در کنسرت‌های داماهی با استقبال زیادی روبه‌رو می‌شود.

قطعه عاشقانه «دیوانه» هم که به عنوان تک‌ترک منتشر شده، مثل همیشه با استقبال زیاد مخاطبان روبه‌رو شد و رضا کولغانی هم آن را پیش از اجرا به تمام عاشق و معشوق‌ها تقدیم کرد؛ قطعه‌ای که دارا معتقد است در طول فعالیت داماهی تا به امروز، بهترین و محبوب‌ترین قطعه او محسوب می‌شود و همین موضوع باعث شد در انتهای کنسرت، دوباره نواخته شود. یکی از ویژگی‌های این قطعه در کنار ملودی و موسیقی درخشانش، ترانه آن است که توسط احسان گودرزی سروده شده و به نظر می‌رسد بیش از پیش توانسته با جهان‌بینی داماهی هم‌سو شود و نظر مخاطب را به خود جلب کند.

رضا کولغانی مانند همیشه، روی صحنه پرفورمنس خاص خودش را داشت که با حرکات بدن توأمان است و یکی از مهمترین وجه تمایزهای داماهی با گروه‌های دیگر محسوب می‌شود. البته گویا این حرکات برایش در فضای مجازی، حاشیه‌هایی به وجود آورده و عده‌ای حرکات او را تصنعی و اَدا دانسته‌اند. اما او با اشاره به این موضوع، اعلام کرد که حرکات بدنش با توجه به حس و حال موسیقی و در آن واحد شکل می‌گیرد و در واقع انرژی است که از طرف بچه‌های گروه به او می‌رسد.

در طول اجرای پرتحرک و پرشور رضا کولغانی، دارا دارایی (نوازنده گیتارباس)، آرش پژندمقدم (نوازنده دارمز) و همایون نصیری (پرکاشن)، با ایجاد فضاهای مناسب به واسطه ریتم و هارمونی، زمینه را برای بسط و گسترش موسیقی برای سایر اعضای گروه مهیا می‌کردند و می‌توان گفت این اجرا از کاراکتر و پرفورمنس رضا کولغانی گرفته تا ارتباط بین تک‌تک نوازنده‌ها و مهارت‌شان در به صدا درآوردن ساز، همه و همه موجبات رضایتمندی در مخاطبان را ایجاد کرد و در نتیجه برخلاف اجرایی که سال گذشته در جشنواره موسیقی فجر داشتند، توانستند با راحت‌الهظم‌تر کردن موسیقی خود، با مخاطب ارتباط بیشتری برقرار کنند و بیشتر از سوی آنها همراهی شوند.

به جز رضا کولغانی به عنوان خواننده، دارا دارایی (گیتارباس)، حمزه یگانه (کیبورد، بنجو) و ابراهیم علوی (عود و گیتار) سه عضو ثابت دیگر گروه داماهی بودند که روی صحنه رفتند. همچنین در این کنسرت دو نوازنده مهمان یعنی همایون نصیری (پرکاشن) و آرش پژندمقدم (درامز) هم گروه را همراهی می‌کردند.

منبع : موسیقی ما

اولین اجرای رسمی «سینا شعبانخانی» در برنامه احسان علیخانی

بدون دیدگاه

در شب میلاد حضرت فاطمه(س) و در آستانه سال نو رقم خورد

اولین اجرای رسمی «سینا شعبانخانی» در برنامه احسان علیخانی

موسیقی ما – «سینا شعبانخانی» خواننده قطعه مشهور «جادوی خاص» با اجرای زنده در برنامه «سه ستاره» به مجری‌گری «احسان علیخانی»، برای نخستین بار اجرایی در عرصه رسمی را تجربه کرد.
 
به گزارش موسیقی ما، این خواننده در شب ولادت حضرت فاطمه(س) برای نخستین بار جلوی دوربین صداوسیما محبوب‌ترین قطعه‌اش (جادوی خاص) را به صورت زنده اجرا کرد.
 
شعبانخانی درباره این حضور گفت: «خیلی خوشحالم که اولین اجرای زنده رسمی من در تلویزیون، در ویژه برنامه سال نو با اجرای احسان علیخانی و به مناسبت روز مادر صورت گرفت. من هر چه دارم از دعاهای مادرم است و بس. از احسان عزیزم ممنونم که این فرصت را به من داد تا در بهترین روز دنیا یعنی روز مادر، میهمان خانه‌های مردم باشم. از عباس اختری و ایمان قیاسی که کمکم کردند تشکر می‌کنم و و از امیر علیزاده که تنظیم جدید این آهنگ برای تلویزیون را طی ٢۴ ساعت انجام داد یک دنیا ممنونم.»
 
شعبانخانی درباره فعالیت‌های موسیقایی خود گفت: «به امید خدا در سال جدید و پس از تعطیلات، توضیحات دقیقی درباره انتشار آثار و برگزاری اجراهای زنده من از سوی «کامبیز طاهری» که مدیریت برنامه‌هایم را بر عهده دارد اعلام خواهد شد.»

منبع : موسیقی ما

«اشارات نظر» به نقطه پایان رسید

بدون دیدگاه

موسیقی ما – در آخرین روز از سومین هفته اسفند، میلاد درخشانی برای اولین‌بار در تالار وحدت، کنسرت «اشارات نظر» را روی صحنه برد.

برنامه با اجرای قطعه‌ای از آلبوم «افشارستان» آغاز شد که نوای ایرانی عود را در کنار سازهای غربی به گوش شنوندگان می‌رساند. پس از آن، درخشانی گیتارش را به دست گرفت تا ترانه «آرزو» را بر اساس شعری از فصیح‌الزمان شیرازی اجرا کند.

قطعه «بشنو» با ترانه‌ای از کیان پورتراب در حالی اجرا شد که این خواننده در سالن حضور داشت و درخشانی از همکاری مجدد با او، در آلبوم بعدی خود خبر داد. این قطعه در میان استقبال پرشور تماشاگران به پایان رسید و پس از آن نوبت به اجرای ترانه «قفس» رسید. در ادامه قطعه «دیوار» بر اساس شعری از زنده یاد حسین منزوی در حالی اجرا شد که روی پرده نمایش، فیلمی مربوط به وقایع دیوار برلین پخش می‌شد.

قطعه بی‌کلام «خواب کودکی» و «تو خداوند منی» قطعات بعدی بودند. با ورود پدرام درخشانی به صحنه، فرصتی برای تک‌نوازی سنتور فراهم شد و پس از آن بار دیگر نوازندگان به صحنه بازگشتند تا قطعه بی‌کلام «بزم بی‌جانان» اثر پدرام درخشانی را که چند روزی از انتشار آلبوم آن می‌گذرد اجرا کنند.

بعد از  اجرای قطعه «از آخرین دیدار»، بیشتر نوازندگان صحنه را ترک کردند و امیرعلی رحمانی با ساز هنگ‌درام به جلوی صحنه آمد تا با همراهی عود درخشانی به اجرای قطعه‌ای بی‌کلام بپردازد «تو مرو» و «برف» قطعات دیگری بودند که اجرا شدند و پس از آن نوبت به معروفترین اثر میلاد درخشانی یعنی «اشارات نظر» رسید.

اما اجرای این قطعه در این کنسرت تفاوت‌هایی با اجرای اصلی داشت؛ رضا تاجبخش که سال‌ها پیش تنظیم این قطعه را برای چندین ساز انجام داده بود پشت پیانو نشست تا به همراه گیتار میلاد درخشانی، بدون تمرین قبلی، به اجرای دو نفره بپردازند. قطعه «اشارات نظر» که قبلاً استقبال مخاطبان را در پی داشت، این‌بار هم با هم‌نوایی آنها اجرا شد.

سرانجام این برنامه که به تهیه‌کنندگی رضا دادویی و مهدی خان‌محمدی برگزار شد، با حضور مجدد پدرام درخشانی روی صحنه و اجرای قطعه «یارم یارم» در میان تشویق‌های پر هیجان تماشاگران به پایان رسید.

در این کنسرت میلاد درخشانی (خواننده و نوازنده عود و گیتار)، طاها مظاهری (گیتار الکتریک و کلاسیک)، مصطفی شعبانی (کلارینت و ساکسیفون)، صالح کیوان (درامز)، امیرعلی رحمانی (پرکاشن)، محمد شریعت (کیبورد) و پدرام درخشانی (سنتور) حضور داشتند. سال ۸۶ بود که رضا تاجبخش برای اولین‌بار در کنسرت حمید عسگری به عنوان نوازنده گیتار باس حاضر شد و بعد از آن هم در کنسرت‌های رضا گلزار و مانی رهنما نیز گیتارباس نواخت و حالا بار دیگر به عنوان نوازنده گیتارباس در این کنسرت حاضر شد و تنها در قطعه «اشارات نظر» از ساز تخصصی‌اش یعنی پیانو استفاده کرد.

منبع : موسیقی ما

انتشار آلبومی با حضور ۳۴ خواننده

بدون دیدگاه

پیمان سلطانی «خیام خوانی» را منتشر کرد

موسیقی ما – آلبوم موسیقی «خیام خوانی» به آهنگسازی پیمان سلطانی مشتمل بر دولوح فشرده ، حضور ۳۴ خواننده مطرح موسیقی ایرانی، همکاری ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و همراهی ۴۵ نوازنده ایرانی توسط موسسه «رهگذر هفت اقلیم» منتشر شد. از همین مولف قبلا نظامی خوانی با عنوان «گفت و شنید» و سعدی خوانی با عنوان «وَشتَن» منتشر شده است. ضمن اینکه آثاری چون «رودکی خوانی» و «ابوسعید خوانی» در مراحل پیش از ضبط است.
 
پیمان سلطانی در توضیح این آلبوم آورده است: «خیام خوانی ترکیب جامعی است از آواز و خوانش رباعیات عمر خیام و اجرای دو اثر موسیقایی که برای ارکستر سمفونیک و ارکستر سازهای ملی نوشته شده است. این اثر با نگاهی به خیامِ فیلسوف و خیامِ شاعر آفریده شده است.  من در انتخاب ۵۵ رباعی این مجموعه نسخه های گوناگونی چون ادوارد فیتز جرالد، آرتور کریستن سن، ابوالقاسم اعتصام زاده، صادق هدایت، محمد علی فروغی، قاسم غنی، علامه قزوینی، جلال الدین همایی، احمد شاملو، حسن دانشفر، جهانگیر منصور، فردین مهاجر شیروانی، حسن شایگان، نسا حمزه زاده و غلامحسین مراقبی را بازبینی و مقابله کرده ام. از این میان ۳۴ رباعی توسط خوانندگان موسیقی ایرانی، به همراهی یک ساز در فرم آواز دستگاهی اجرا شده است. دو ارکستر از کشور ارمنستان و ایران نیز به اجرای دو قطعه «خیام هست و نیست» و «خیام ترانه ها» پرداخته اند و در نتیجه هر اجرا کننده ای در این مجموعه، خود، خیامی دیگر شده است.
 
بی تردید شاعران بسیاری در سرودن این هزار و اندی رباعی نقش داشته اند که اشعار خویش را به دلایلی بی شمار به او نسبت داده اند و برای خوانندگان، خیامی را به تصویر کشیده اند با افکاری گوناگون و نگاهی متفاوت. تعداد بی شمار این رباعی سرایان مرا بر آن داشت تا ۳۴ آوازخوان را برای بیان افکار و لحن های مختلف برگزینم که هر یک جامه ای نو و دیگرگون از خیام بر تن کرده‌اند.
 
زیبایی های نهفته در رباعیات خیام و آنچه منسوب به اوست، اگر چه در مواردی با تفکرات خیام فیلسوف هم خوانی ندارد، چنان تحسین برانگیز و تاثیرگذارند که مخاطب را مبهوت و شیفته خود می سازند. تعداد رباعیات منسوب به او بسیار زیاد است و مشکل می توان گزیده ای در خور تفکرات خیام منجم، ریاضی دان، فیلسوف و شاعر برگزید. از این رو آنچه در این اثر می شنوید تنها نمایانگر بخشی از خیام بزرگ است.»
 
این آلبوم در قالب دو لوح فشرده با عنوان های «خیام هست و نیست» و « خیام ترانه ها» به آهنگسازی پیمان سلطانی و همراهی ارکستر فیلارمونیک ارمنستان منتشر شده که بهرنگ آزاده ویلن، علیرضا اسلام بولچی سنتور، آتنا مستعان اشتیاقی ویولنسل، حسام اینانلو کمانچه،  آزاده امیری تار، حمیدرضا آفریده قیچک آلتو، سهراب برهمندی ویولا، سیاوش برهانی کمانچه، میلاد پرصبر تار، سیاوش پور فضلی تار، سجادپورقناد سه تار، مهدی تیموری نی، حسین جباری فرد سه تار، علی جعفری پویان ویلن، مرتضی نیکزاد سه تار، علیرضا دریایی کمانچه، فرهاد رجبی راد سه تار، مهدی رستمی سه تار، رابعه زند قانون، کیوان ساکت تار و سه تار،پویا سرایی سنتور،  پیمان سلطانی تار، امیر شریفی تار، حمید شاهسوند رباب، عباس شایق نی ، وحید طارمی تار، مهیار طریحی سنتور، هوشمند عبادی نی، بابک غسالی بربت و عود، میثم کشاورز ملکی تار و بم تار، امین گلستانی عود، سهیل مخبری کمانچه، محمد علی مرآتی کمانچه، حسین مرشد پور تمبک ، شروین مستشاری سه تار، آزاد میرزا پور تار، کاوه معتمدیان کمانچه، شهرام منظمی سنتور، علی نجف پور تار و علی نجفی ملکی نی به عنوان نوازنده در آن حضور دارند.
 
امیراثنی عشری، سعید ادیب، محمدعلی احدی، پوریا اخواص، مهدی امامی، اسحاق انور، رامین بحیرایی، سروش بخشش، وحید تاج، فاضل جمشیدی، عباس حبیبیان، غفار ذابح، غلامرضا رضایی، رسول رهو، سینا سرلک، مهیار شادُروان، رضا شیخ محمدی، محسن شیرازی، رضا طیبی، مجتبی عسگری، سالار عقیلی، حسین علیشاپور، حامد کاظمی، همایون کاظمی، داریوش کاکاوند، اشکان کمانگری، مهدی مبتقا، محمد محضری، عبدالرضا معماریان، محمد مقدس، محمد میرزایی، مصطفی نجمی، علیرضا وکیلی منش و علی یاری پور هم به ترتیب حروف الفبا ۳۴ خواننده آلبوم «خیام خوانی» هستند؛ همچنین آثاری از هنرهای تجسمی شامل نقاشی، خوشنویسی و عکس  از هنرمندانی چون مهدی اکبری، یارتا یاران، رضا همتی راد، آرش معصومی، محمد مثنوی، احمد ابوطالبیان، اسرافیل شیرچی، محمد میرزایی، رضا شیخ محمدی، علی قرطاسی و احمد مازادی ضمیمه این آلبوم است.خوانش اشعار نیز توسط  پیمان سلطانی انجام شده است.نشر دوم این مجموعه چند ماه دیگر به همراه کتابی نفیس از رباعیات خیام به سه زبان در یک پکیج به همراه دو لوح فشرده انتشار می‌یابد.
 
مراسم رونمایی از آلبوم «خیام خوانی» ساعت ۱۷ روز جمعه ۲۰ اسفند ماه در تالار فرخی یزدی باغ موزه قصر تهران برگزار می شود. ورود برای عموم آزاد است.

منبع : موسیقی ما

«غمنومه فریدون» با آهنگسازی حسین علیزاده اردیبهشت منتشر می‌شود

بدون دیدگاه

به یاد و بزرگداشت مرتضی احمدی و ژاله علو

«غمنومه فریدون» با آهنگسازی حسین علیزاده اردیبهشت منتشر می‌شود

موسیقی ما – اثر شنیداری «غمنومه فریدون» به آهنگسازی حسین علیزاده اردیبهشت ماه سال آتى به یاد و بزرگداشت مرتضی احمدی و ژاله علو منتشر خواهد شد.

این اثر، کتابی صوتی براساس داستانی به نویسندگی و کارگردانی پیمان قدیمی است که حاصل تحقیقات او در زمینه ی ادبیات کوچه است.

پیش از این قرار بود اثر چند رسانه ای «غمنونه فریدون» در اردیبهشت و خرداد ماه سال آینده – در فاز اجرایی خود- به صورت یک نمایش در تالار وحدت روی صحنه رود اما به دلیل فرصت محدود و فشرده ( از تعطیلات نوروزی تا انتخابات ریاست جمهوری) و نیز تداخل این اجراها با ایام انتخابات، اجرای صحنه ای «غمنومه فریدون» به زمان دیگری موکول شد.

در «غمنومه فریدون» علاوه بر حسین علیزاده ، بازیگران و صداپیشگانى نظیر زنده یاد مرتضی احمدی، ژاله علو، صابر ابر، فرهاد اصلانى، امیر جعفرى، سیامک صفرى، حبیب رضایى، فاطمه معتمد آریا، آیدا شاملو ایفای نقش کرده اند.

منبع : موسیقی ما

شاه‌زیدی: امروز صداهای شبیه به هم و سبک‌های آوازیِ یکسان زیاد شده است

بدون دیدگاه

موسیقی ما – هجدهمین شب شعر آواز ایرانی با حضور مظفر شفیعی، فریدون شهبازیان و علی‌اصغر شاه‌زیدی به عنوان سه داور ثابت این مراسم و نیز اساتید و هنرمندان عرصه آواز و موسیقی ایرانی در تالار «سوره» حوزه هنری برگزار شد. در این مراسم همانند گذشته، شش گروه برنامه اجرا کردند که یک گروه به صورت میهمان و پنج گروه دیگر به شکل رقابتی روی صحنه رفتند.
 
امید عظیمی به همراه محمد مشفق (نوازنده نی) نخستین گروهی بودند که به روی صحنه آمدند و به اجرای آوازی در مایه همایون با استفاده از شعرهای عماد خراسانی و همای شیرازی پرداختند. «فریدون شهبازیان» بعد از این اجرا گفت: «متر در آواز به معنای شناخت شعر و نسبت آن با موسیقی است. اگر این شناخت وجود داشته باشد، خواننده می‌تواند شعر مناسب را برای موسیقی‌اش انتخاب کند و همچنین در آواز خود، شعر را به درستی بخواند و معنای آن را به هم نریزد.»
 
در گروه دوم، صادق مرادی به همراه فرزین کشاورز (نوازنده سنتور) دیگر گروه‌‌ شرکت‌کننده در مراسم بودند که به اجرای آوازی در مایه دشتی با استفاده از غزل زنده‌یاد قیصر امین‌پور (می‌خواهمت چنان‌که شبِ خسته خواب را / می‌جویمت چنانکه لبِ تشنه آب را) پرداختند. این اجرا مورد استقبال داوران قرار گرفت. علی‌اصغر شاه‌زیدی درباره این اجرا گفت: «صدای سنتور فرزین کشاورز در این اجرا مرا به یاد سنتورنوازی فرامرز پایور انداخت. این روزها همه بر روی سنتور شلاق می‌زنند، اما ایشان به نرمی و مسلط، سنتورنوازی کردند.»‌ شهبازیان نیز این اجرا را خلاقانه و با کیفیت ارزیابی کرد. از دیگر بخش‌های هجدهمین برنامه شب آواز ایرانی می‌توان به اجرای امید آزاک به همراه محمد آزاک (نوازنده تنبک) و عمران قربانی (نوازنده تار) اشاره کرد که به اجرای آوازی در مایه افشاری با استفاده از اشعار نیاز کرمانی پرداختند. این اثر نیز از جمله اجراهایی بود که مورد استقبال داوران قرار گرفت.
 
«محمدرضا باباربیع» به همراه فرزندش، پریسا باباربیع (نوازنده سه‌تار)، دیگر گروه‌‌ شرکت‌کننده در مراسم بودند که به اجرای آوازی در مایه بیات اصفهان با استفاده از غزل‌ سعدی پرداختند. علی‌اصغر شاه‌زیدی در پایان این اجرا گفت: «مثل کسی نخواندن و صدای خود را داشتن مهم است. زمانی اگر آوازی از رادیو می‌شنیدیم، می‌توانستیم بگوییم متعلق به کدام خواننده‌ است؛ اما امروز صداهای شبیه به هم و سبک‌های آوازی یکسان زیاد شده است. در چنین زمانه‌ای، اینکه خواننده‌ای با صدای خود بخواند بسیار مهم است.»
 
در ادامه، امیر ذاکرزاده به همراه محمد امین اکبرپور (نوازنده تار) و پویان گرامی (نوازنده تنبک) آخرین گروه رقابتی دراین مراسم بودند که به اجرای آوازی در مایه اصفهان با استفاده از اشعار صفی علیشاه پرداختند. در پایان این مراسم نیز سبحان مهدی‌پور به همراه هادی منتظری، نوازنده پیش‌کسوت کمانچه به عنوان میهمان ویژه به اجرای چند قطعه موسیقیایی پرداختند که با استقبال حاضرین همراه شد.
 
در پایان، هیئت داوران صادق مرادی به همراه فرزین کشاورز (نوازنده سنتور) را به عنوان گروه نخست با ۲۴۱ امتیاز و امید آزاک به همراه محمد آزاک (نوازنده تنبک) و عمران قربانی (نوازنده تار) به عنوان گروه دوم با ۲۴۰ امتیاز معرفی کردند.
 
هجدهمین شب آواز ایرانی هم‌زمان با برگزاری مراسم، در وب‌سایت موسسه حام به صورت مستقیم پخش شد.

عکس‌های سایت مرکز موسیقی حوزه هنری از این مراسم را در ادامه ببینید.

منبع : موسیقی ما

هجدهمین شب آواز ایرانی برگزار می‌شود

بدون دیدگاه

موسیقی ما – هجدهمین برنامه «شب آواز ایرانی» در تالار سوره حوزه هنری برگزار خواهد شد. در سری جدید شب آواز ایرانی در هر برنامه، همانند گذشته ۶ گروه به اجرای برنامه خواهند پرداخت که همچون گذشته یک گروه با عنوان میهمان ویژه از چهره‌های شناخته شده آواز و موسیقی اجرا دارند و پنج گروه جوان منتخب دیگر به شکل رقابتی به صحنه می‌روند و اجرای این گروه‌ها توسط هیئت داوران که از اساتید صاحب‌نام عرصه موسیقی و آواز ایرانی‌اند ارزیابی می‌شود. در پایان هر برنامه نیز یک گروه به عنوان گروه برتر معرفی خواهد‌شد. 
 
در هجدهمین شب‌آواز ایرانی محمدرضا باباربیع به همراه پریسا باباربیع (نوازنده سه‌تار) یکی از گروه‌‌های شرکت کننده در مراسم خواهند بود که به اجرای آوازی در مایه بیات اصفهان با استفاده از غزل‌های سعدی می پردازند. 
 
محمدرضا باباربیع متولد ۱۳۳۸(شهرستان شهرضا) ردیف آوازی را در محضر استاد شاه‎‌زیدی فراگرفت و گوشه‌های محلی را نزد استاد زارع آموخت. باباربیع اجراهای متعددی را با گروه‌هایی همچون خاوران، حکیم صهبا، کرشمه و روح افزا به‌عنوان خواننده در شهرهای مختلف کشور داشته است. وی آهنگ‌ساز و خواننده برگزیده نخستین جشنواره کشوری امام رضا(ع) بوده است و تاکنون آلبوم‌های «شوق دیدار» و «نوای عشق» را به انتشار رسانده است. محمدرضا باباربیع ۲۵ سال است که سابقه تدریس در شهرهای اصفهان و شیراز را در کارنامه هنری خود دارد. همچنین پریسا باباربیع (نوازنده سه‌تار) متولد ۱۳۶۷، سه‌تار را در محضر اساتیدی چون مسعود شعاری و بهداد بابایی فرا گرفته است. وی مقام اول نوازندگی سه تار را در جشنواره آبنوس داراست و با گروه های مختلفی همجون روح‌افزا به عنوان نوازنده سه‌تار همکاری داشته است. 
 
از دیگر بخش‌های برنامه شب آواز ایرانی می‌توان به اجرای امید عظیمی به همراه محمد مشفق(نوازنده نی) اشاره کرد که به اجرای آوازی در مایه همایون با استفاده از شعرهای عماد خراسانی و همای شیرازی می‌پردازد. 
 
امید عظیمی متولد ۱۳۶۰ (ملایر) ردیف‌های آوازی را نزد اساتیدی چون وحید تاج، مهدی مبتقا و مرحوم معارف‌وند آموخته است و با گروه‌های ققنوس و بیداد به عنوان خواننده همکاری داشته است. محمد مشفق(نوازنده نی) نیز متولد ۱۳۶۳ (ملایر) از شاگردان اساتیدی چون قاسم احمدوند، امیر سیاوش‌پور و حسن مکانیکی است. وی صاحب کتاب آموزشی گام به گام نی نوازی است و از سال ۸۹ تا ۹۳ برگزیده جشنواره همدان بوده است. مشفق سرپرست گروه‌ بیداد ملایر بوده و در کنسرت‌های مختلفی در شهرهای تهران، همدان، سنندج و کرمانشاه به عنوان نوازنده نی شرکت داشته است.
در این نشست ماهانه که با هدف تجلیل از پیش‌کسوتان آواز ایرانی، کشف و معرفی چهره‌های جدید شکل گرفته است؛ هنرمندان دیگری نیز اجرا خواهند داشت که علاقه مندان برای اطلاع از سایر بخش‌های برنامه می‌توانند‌ به اخبار تکمیلی در وب‌سایت مرکز موسیقی حوزه هنری به نشانی www.musicenter.ir مراجعه کنند.
گفتنی است علاقه‌مندان برای تماشای برخط هجدهمین شب آواز ایرانی می‌توانند‌ به وب‌سایت موسسه حام به نشانی www.e-haam.ir مراجعه کنند.

هجدهمین شب آواز ایرانی به همت مرکز موسیقی و موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر شنبه  ۳۰بهمن‌ماه ساعت ۱۸ در تالار «سوره» حوزه هنری واقع در خیابان سمیه نرسیده به حافظ برگزار می‌شود. ورود برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. 

منبع : موسیقی ما

امیر توسلی: بعضی‌ها بدون اینکه فیلم را ببینید برای آن موسیقی می‌سازند!

بدون دیدگاه

موسیقی ما – آهنگساز و موزیسین قدیمی کشور که امسال با ساختن موسیقی فیلم «گشت ۲» به کارگردانی سعید سهیلی در جشنواره فیلم فجر حضور دارد کاندید شدن برای بخش بهترین موسیقی فیلم اتفاق خوشحال کننده ای می تواند باشد ولی برای او اهمیت چندانی ندارد.

به گزارش «موسیقی‌ما»، امیر توسلی درباره روند کاری‌اش برای تولید موسیقی برای یک فیلم به «موسیقی ما» گفت: « روال تولید موسیقی فیلم اینگونه است که شما فیلم را باید ببینید و برای آن تایم گیری کنید و موسیقی را بسازید. البته بعضی دوستان هم هستند که بدون اینکه فیلم را ببینید موسیقی می‌سازند که من واقعا نمی‌توانم درک کنم. ولی من معتقدم برای تولید یک موسیقی فیلم باید اول آن را دقیق ببینید و برای جاهایی که موسیقی می‌خواهد تعیین کنید که چه موسیقی را بسازید.»

توسلی درباره اعمال نظر کارگردان فیلم در تهیه و تولید موسیقی برای یک فیلم نیز معتقد است: «اعمال نظر کردن که حق کارگردان است. به هرحال فیلم برای کارگردان است و درنهایت کارگردان تصمیم می‌گیرد که موسیقی با فیلمش همخوانی دارد یا نه. با اغلب کارگردانانی که من کار کرده‌ام مشکلی نداشتم. بعضی‌ها سخت‌تر و بعضی آسان‌تر اند. کارگردانانی که سخت بودند نتیجه کار خوبی بوده و من راضی بودم و انتقاد خاصی ندارم. با آقای سامان مقدم که بیشتر کار کرده‌ام و باهم دوست هم هستیم راحت‌تر هستیم و زبان یکدیگر را بهتر می فهمیم. ولی با دیگران هم همیشه رابطه خوبی داشته‌ام.»

این موزیسین درباره انتخاب بهترین موسیقی فیلم در جشنواره فیلم فجر و سیمرغ مهم این بخش نیز معتقد است: «سیمرغ گرفتن خوشحال کننده است ولی اهمیتی برای من ندارد. چون این تجربه را نداشتم احساس خاصی هم نسبت به آن ندارم. به هر حال اینکه در یک رقابت، آثاری در کنارهم داوری می شوند، جذاب است ولی من واقعا هرگز در این قبیل مواقع اولویت های مهم تری دارم و سعی می کنم بیشتر به آنها بپردازم.»

توسلی با اشاره به استفاده توام از سمپل و ساز زنده در تولید آثار سینمایی‌اش، افزود: «به نظرم هردو لازم است. دنیای موسیقی امروز بر اساس سمپل و ساز زنده است و استفاده به جا از هردوی آنها خوب است. معتقدم استفاده به جا از هر چیزی خوب است و همه آهنگسازهای بزرگ دنیا هم همین کار را انجام می دهند و ما هم سعی می کنیم خودمان را به آن ها نزدیک کنیم.»

توسلی درباره تعداد محدود آهنگسازان فیلم در ایران و نبود استعدادها و چهره های جدید در این عرصه نیز گفت: «اولا که آهنگسازی فیلم کار سختی است و با ساختن تراک و قطعه تفاوت دارد. چون من تجربه هردوی آن را دارم و می توانم بگویم آهنگسازی تراک و قطعه کار راحتتری در مقایسه با آهنگسازی فیلم است. در همه دنیا هم اینگونه است و تعداد کمی از آهنگسازان کار آهنگسازی فیلم را انجام می دهند و باقی آهنگسازها کمتر نسبت به آن ها موسیقی می سازند. در ایران هم همینگونه است و تقریبا ما جوان ترین نسل آهنگساز فیلم هستیم و امیدوارم بقیه هم وارد این فضا بشوند. این کار توانایی هایی می خواهد که کمی با ساختن تراک و ترانه متفاوت است.»

این آهنگساز در انتهای صحبت های خود درباره جدیدترین فعالیت های موسیقایی‌اش نیز گفت: «معمولا من قبل از اینکه هرکاری را انجام بدهم درمورد آن خبری نمی‌دهم و وقتی کارم آماده شد اطلاع می‌دهم. درحال انجام دادن کارهایی هستم ولی چون آماده نیست درمورد آن خبری نمی‌دهم و انشاالله وقتی آماده شد جزئیاتش را منتشر خواهم کرد.»

منبع : موسیقی ما

رقابت آهنگسازان برای سیمرغ موسیقی

بدون دیدگاه

موسیقی ما – درست ۳۵سال است که آهنگسازان در جشنواره فیلم فجر برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن با یکدیگر رقابت می‌کنند. آهنگسازانی که در بین آنها، محمدرضا علیقلی با ۱۵ بار، مجید انتظامی و بابک بیات با ۹ بار و کامبیز روشن‌روان و پیمان یزدانیان با ۶ بار نامزد شدن، بیشترین تعداد کاندیداتوری موسیقی متن جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داده‌اند.
 
امسال هم آهنگسازان زیادی در سی‌وپنجمین دوره از این رویداد فرهنگی حضور دارند که بسیاری از آنها چهره‌های نام‌آشنایی برای اهالی موسیقی هستند؛ مثل سهراب پورناظری و همایون شجریان که بعد از تجربه «آرایش غلیظ» بار دیگر کنار هم قرار گرفته‌اند یا کارن همایونفر، پیمان یزدانیان، کریستف رضاعی و ستار اورکی که در این سال‌ها معمولاً نام‌شان همیشه بین آهنگسازان جشنواره فیلم فجر دیده شده  یا محمدرضا علیقلی که (با سیمرغی که سال گذشته به خاطر دو فیلم «امکان مینا» و «دختر» گرفت)، در مجموع چهار سیمرغ فیلم فجر کسب کرده و از این لحاظ، در کنار مجید انتظامی و حسین علیزاده رکوردداران دریافت سیمرغ موسیقی متن فیلم به حساب می‌آیند و البته حضور آهنگسازان جوان که باید دید آیا می‌توانند اتفاق تازه‌ای را رقم بزنند یا نه.
 
جشنواره امسال البته غایبانی هم دارد؛ آهنگسازان مطرحی مثل حسین علیزاده، مجید انتظامی، فردین خلعتبری و… که از بزرگ‌ترین غایبان جشنواره سی‌وپنجم به شمار می‌آیند. غیبت این افراد از این جهت بیشتر به چشم می‌آید که آنها معمولاً جزء پرکارترین آهنگسازان دوره‌های مختلف جشنواره فیلم بوده‌اند.

در این گزارش نگاهی انداخته‌ایم به آهنگسازان حاضر در این دوره از جشنواره فیلم فجر و مرور کوتاهی به فعالیت‌شان در دوره‌های مختلف جشنواره فیلم داشته‌ایم. در روزهای آینده، «موسیقی ما» گفت‌وگوهایی را با این آهنگسازان منتشر خواهد کرد.
 

  • پرکارترین آهنگسازان امسال

هر ساله، معمولاً چهره‌های ثابتی ساخت موسیقی فیلم‌ها را بر عهده دارند که همین موضوع باعث می‌شود با حجم زیاد فیلم‌های تولیدی، هر کدام ساخت چندین موسیقی فیلم را به‌طور هم‌زمان انجام دهند. پرکارترین آهنگساز فیلم جشنواره سی‌وپنجم بهزاد عبدی است که با ساخت موسیقی متن شش فیلم سینمایی، حضور پررنگی در این دوره دارد.

بهزاد عبدی: ۶ فیلم
کارن همایونفر: ۳ فیلم
ستار اورکی: ۳ فیلم
پیمان یزدانیان: ۲ فیلم
حامد ثابت: ۲ فیلم
علیرضا کهن‌دیری: ۲ فیلم
 

  • * سهراب پورناظری و همایون شجریان

سهراب پورناظری (آهنگساز و نوازنده شناخته‌شده تنبور و کمانچه) در جشنواره امسال با فیلم «رگ خواب» به عنوان آهنگساز حضور دارد. این فیلم را حمید نعمت‌الله کارگردانی کرده که پیش از این آهنگسازی ۶ فیلمش را به «پورناظری» سپرده بود و بسیاری‌شان از جمله «آرایش غلیظ» و سریال «وضعیت سفید»، تجربه‌های موفقی هم شدند. در این اثر هم همایون شجریان به عنوان خواننده حضور دارد که توانسته‌اند با همکاری سهراب پورناظری تجربه‌ای عجیب و غریب را با هم از سر بگذرانند. اگر «آرایش غلیظ» را شنیده باشید، متوجه شکل متفاوت تصنیف‌خوانی آن شده‌اید. این‌بار هم سهراب و همایون تجربه‌ای را رقم زده‌اند که همان‌قدر آوانگارد به نظر می‌رسد؛ آن هم روی شعر «رو سر بنه به بالین» مولانا که پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد.
 
این آهنگساز درباره‌ی تجربه‌ی «آرایش غلیظ» گفته بود: «این سبک موسیقی، تجربه جدیدی برای من و همایون بود. تجربه‌ای که به دید آلبوم موسیقی به آن نگاه نشده، بلکه مجموعه‌ای است از موسیقی متن یک فیلم که در عین حال، از نظر ساختار و اجرا پیچیدگی‌های فراوانی دارد. به‌خصوص در بخش آواز که همایون‌جان به زیبایی آن را اجرا کرده است. در واقع، در این کار، حجمی از صدای همایون می‌شنوید که تا به حال اجرا نشده است.» حالا باید منتظر ماند و دید «رگ خواب» اتفاق تازه‌ای را در جشنواره فیلم فجر رقم خواهد زد یا نه.
 

  • * محمدرضا علیقلی

محمدرضا علیقلی تاکنون پانزده بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده که برای فیلم‌های «خیلی دور، خیلی نزدیک» به کارگردانی رضا میرکریمی، «نرگس» به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد، «قدمگاه» به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور و دو فیلم «امکان مینا» (کمال تبریزی) و «دختر» (رضا میرکریمی) چهار بار برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فیلم از جشنواره بین‌المللی فیلم فجر شده و به این ترتیب جزء رکوردداران دریافت جایزه محسوب می‌شود.

این آهنگساز که بارهای نامش به عنوان آهنگساز آثار کودک و انیمیشن ذکر شده، امسال با انیمیشن «رهایی از بهشت» ساخته علی نوری اسکویی، تنها انیمیشن حاضر در سی‌و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد.
 

بهزاد عبدی امسال با شش فیلم در جشنواره حضور دارد و به این ترتیب، فعال‌ترین آهنگساز این بخش محسوب می‌شود که شاید همین موضوع، امکان کاندید شدنش را هم بالا ببرد. عبدی که مقدمات اولیه موسیقی را نزد فرهاد فخرالدینی آموخته، به ضبط موسیقی با ارکستر بزرگ و پر سر و صدا شهره است و اغلب مواقع، موسیقی‌‌هایش را در اوکراین اجرا و ضبط می‌کند. او تا کنون دو بار موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن، برای فیلم‌های «آل» (۱۳۸۸) و «مزار شریف» (۱۳۹۳) شده و امسال هم با فیلم‌های «پشت دیوار سکوت» (مسعود جعفری‌جوزانی)، «کارگر ساده نیازمندیم» (منوچهر هادی)، «سوفی و دیوانه» (مهدی کرم‌پور)، «قاتل اهلی» (مسعود کیمیایی)، «کمدی انسانی» (محمد هادی کریمی) و «ماه‌گرفتگی» (مسعود اطیابی) در جشنواره فیلم فجر حضور دارد.
 

  • * کارن همایون‌فر

بیش از بیست سال است که کارن همایونفر برای فیلم‌ها و سریال‌ها موسیقی متن می‌نویسد و تا کنون برای بیش از ۶۰ فیلم سینمایی آهنگسازی کرده است. او امسال با سه فیلم «زیر سقف دودی» (پوران درخشنده)، «خفگی» (فریدون جیرانی) و «آذر» (محمد حمزه‌ای) در جشنواره حضور دارد. همایون‌فر پیش از این ۴ بار کاندید دریافت جایزه شده که برای فیلم‌های «زادبوم» (ابوالحسن داوودی) و «جرم» (مسعود کیمیایی) سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فیلم جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرده است.
 

  • * پیمان یزدانیان

نام پیمان یزدانیان از آغاز فعالیت‌اش در زمینه موسیقی فیلم، همواره کنار فیلم‌سازان بزرگ و نام‌آشنا آمده و شماری از بهترین موسیقی فیلم‌ها را در این سال‌ها به خود اختصاص داده است. هر چند که در دهه نود بیشتر کارهایش با کارگردان‌هایی که کمتر نام‌شان برای مردم آشنا است اما فیلم‌های خاص تولید می‌کنند، قرار گرفت اما یکی از موفق‌ترین آهنگسازان این حوزه است که البته هنوز موفق به دریافت سیمرغ در این بخش نشده است. یزدانیان امسال با فیلم‌های «سارا و آیدا» (مازیار میری) و «بدون تاریخ، بدون امضا» (وحید جلیلوند) در جشنواره، سودای سیمرغ در سر دارد.
 

  • * کریستف رضاعی

کریستف رضاعی خواننده‌ تنور است، اما بیشتر نام او را به عنوان آهنگساز موسیقی فیلم می‌شناسند. کار آهنگسازی کریستف گاهی شامل موسیقی فیلم سینمایی، گاهی موسیقی برای فیلم‌های کوتاه و گاهی  هم موسیقی برای برنامه مستند هنر بوده‌است. کیست که موسیقی‌ دل‌انگیز «کنعان» یا فضای عجیب و جالب موسیقی فیلم «اژدها وارد می‌شود» را نشنیده باشد؟ اما شاید نقطه عطف فعالیت او در موسیقی فیلم به لحاظ جذب مخاطب، موسیقی فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» محسوب می‌شود که یکی از پراستقبال‌ترین موسیقی آثار سال‌های اخیر سینمای ایران است و آلبوم آن تا مدت‌ها جزو پرفروش‌های این ژانر بوده است. موسیقی‌ای که به راحتی می‌توانست در جشنواره و سی و سوم برنده سیمرغ شود که اتفاق نیفتادن آن خودش یکی از موضوعات جالب توجه آن دوره از جشنواره بود. موسیقی تحسین شده‌ای که تنها به دریافت جایزه شانزدهمین جشن حافظ اکتفا کرد.

حالا کریستف رضاعی که سال گذشته برای فیلم «اژدها وارد می‌شود» کاندید دریافت سیمرغ شد، امسال با فیلم «نگار» رامبد جوان در بین آهنگسازان این دوره از جشنواره حضور دارد که با توجه به ذوق و قریحه خاص او، احتمالاً باید منتظر یک اثر درخشان دیگر از این هنرمند باشیم.
 

ستار اورکی، آهنگساز شناخته‌شده‌ی عرصه موسیقی فیلم و سریال است که در سال‌های اخیر با ساخت موسیقی فیلم‌هایی همچون «جدایی نادر از سیمین»، «ریسمان‌باز»، «ندار‌ها»، «پنج‌ستاره»، «کوچه ملی»، «اکباتان»، «استرداد»، «شبکه»، «کارناوال مرگ» و… از جمله آهنگسازهای پرکار این عرصه بوده است. این آهنگساز که به حضور در فیلم‌های دراماتیک مشهور شده، امسال با دو فیلم کوتاه و مستند «ویلایی‌ها» (به کارگردانی منیر قیدی) و «مادری» (به کارگردانی رقیه توکلی) و همچنین فیلم «فصل نرگس» به کارگردانی نگار آذربایجانی در جشنواره حضور دارد.
 

  • * علیرضا کهن‌دیری

علیرضا کهن‌دیری که فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۷۴ با ساخت موسیقی فیلم «عاشق فقیر» آغاز کرد، تا کنون چهار بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده اما هنوز نتوانسته آن را از آن خود کند و امسال با فیلم «یک روز به‌خصوص» به کارگردانی همایون اسعدیان و «بیست‌ویک روز» (که اولین تجربه فیلم بلند سینمایی سید محمدرضا خردمندان محسوب می‌شود) در جشنواره فیلم فجر حضور دارد.
 

  • * آریا عظیمی‌نژاد

آریا عظیمی‌نژاد با موسیقی متن فیلم «خوب، بد، جلف» (به کارگردانی پیمان قاسم‌خانی) یکی از آهنگسازان حاضر در این دوره از جشنواره است که حضورش در سینما و تلویزیون را تقریباً همتای هم پیش برده است. نام عظیمی‌نژاد را معمولاً کمتر در فیلم‌های طنز می‌بینیم و به گفته خودش، تا حرفی برای گفتن نداشته باشد، سعی می‌کند در این‌گونه فیلم‌ها حضور نداشته باشد. هرچند که آهنگسازی سریال «پایتخت»، نقطه عطفی در کارنامه کاری او محسوب می‌شود و حالا باید منتظر ماند و دید عظیمی‌نژاد چه اتفاق تازه‌ای را رقم زده است. او با ساخت موسیقی فیلم «میم مثل مادر» در سینما و «او یک فرشته بود» در تلویزیون توانست به جمع آهنگ‌سازان برتر ایران راه یابد که حاصل آن نامزدی بهترین موسیقی متن در جشنواره فیلم فجر و جایزه خانه سینما برای فیلم‌های چون «میم مثل مادر»، «طلا و مس» و «فرزند خاک» بوده است.
 

حامد ثابت آهنگساز فیلم‌‌هایی چون «آاادت نمی‌کنیم» و «اینجا بدون من»، آهنگسازِ به‌نسبت جوانی است که پیش از این، در فجر بیست‌وهشتم به خاطر «پرسه در مه» کاندید بهترین آهنگسازی شد و در فجر سی‌ویکم به خاطر «برلین منفی ۷» سیمرغ گرفت. او امسال با فیلم «تابستان داغ» (ابراهیم ایرج‌زاد) به جشنواره آمده تا شانس خود را برای دریافت سیمرغ بلورین بیازماید.
 

  • * یحیی سپهری‌شکیب

یحیی سپهری‌شکیب از کودکی با موسیقی عجین بوده و از زمانی که توانسته ساز بزند، در موسیقی فیلم‌های علیرضا داوودنژاد -که غالباً توسط پدرش بهمن سپهری‌شکیب ساخته می‌شده- به عنوان نوازنده حضور داشته است. هنرمندی که گاه گیتار نواخته، ‌گاه سه‌تار و گاهی هم تار. او در کارنامه‌اش ساخت موسیقی فیلم‌هایی چون «حریم»، «نیش و زنبور»، «فاصله»، «سه درجه تب»، «همه‌چی آرومه»، «دختر شاه‌پریون»، «آخرین سرقت» و… را دارد. این آهنگساز امسال با فیلم «فراری» (علیرضا داوودنژاد) به جشنواره آمده تا شانس خود را برای دریافت سیمرغ امتحان کند.
 

  • * حبیب خزایی‌فر

حبیب خزایی‌فر امسال ساخت موسیقی دومین ساخته محمد حسین مهدویان با نام «ماجرای نیمروز» را بر عهده داشته است. این آهنگساز، پیش از این در فیلم «ایستاده در غبار» اثر تحسین‌شده محمد حسین مهدویان با او همکاری کرده. خزایی‌فر در این سال‌ها قطعات زیادی نوشته که اغلب آنها موسیقی فیلم هستند و شاید بتوان او را یکی از پرکارترین آهنگسازان موسیقی فیلم‌های مستند دانست. او تا کنون با خوانندگانی چون مانی رهنما و علیرضا قربانی نیز همکاری داشته است.
 

امیر توسلی آهنگسازی حرفه‌ای را از دهه هفتاد آغاز کرد و اولین تجربه حضور او در سینما به اوایل دهه هشتاد و همکاری با «سامان مقدم» در فیلم سینمایی «مکس» مربوط می‌شود. او تا کنون برای بیش از ۲۰ اثر سینمایی آهنگسازی کرده و هم‌زمان، در زمینه موسیقی سریال هم فعالیت داشته است. شاخص‌ترین پروژه‌ای که توسلی آهنگسازی آن را انجام داده، سریال «مختارنامه» به کارگردانی داوود میرباقری است. توسلی در حالی امسال با فیلم «گشت ارشاد ۲» در جشنواره حضور دارد که سال ۹۱ ناصر چشم‌آذر موسیقی اولین قسمت این فیلم را ساخته بود.
 

از دیگر آهنگسازانی که در بخش موسیقی متن سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر به رقابت می‌پردازند، می‌توان به هنرمندان زیر اشاره کرد:
– افشین عزیزی برای فیلم «آباجان» به کارگردانی هاتف علیمردانی؛
– بابک میرزاخانی برای فیلم «کوپال» اولین فیلم بلند سینمایی کاظم ملایی؛
– مجید پوستی برای فیلم «اسرافیل» به کارگردانی آیدا پناهنده؛
– هادی رحمانی برای فیلم «چراغ‌های ناتمام»
– رضا مرتضوی برای فیلم «سد معبر» به کارگردانی محسن قرایی
و همچنین پیام آزادی که ساخت موسیقی فیلم سینمایی «انزوا» را در دورتموند آلمان انجام داده است.

منبع : موسیقی ما

محمد معتمدی تور کنسرت‌های «کویر» را با «برف» آغاز می‌کند

بدون دیدگاه

برای اولین‌بار و با اجرای تک قطعات پرطرفدار

محمد معتمدی تور کنسرت‌های «کویر» را با «برف» آغاز می‌کند

موسیقی ما – «محمد معتمدی»، خواننده موسیقی اصیل ایرانی، پس از بازگشت از ایتالیا و اجرای کنسرت در رادیو ملی ایتالیا در حال آماده شدن برای جدیدترین تور کنسرت‌هایش است. به گفته «محمد خرمی»، مدیر برنامه‌های محمد معتمدی، طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده از سوی موسسه «آوای آبی رود» به‌زودی این خواننده مطرح در چند شهر ایران و پایتخت روی صحنه می‌رود. براساس اعلام او در این کنسرت‌ها که با نام تور «کویر» برگزار می‌شود بنا به درخواست مکرر مخاطبان قطعات خاطره‌انگیزی همچون «کویر»، «یلدا»، «پرواز»، «به نگاهم بنگر»، «به یاد صیاد» و سایر قطعات پرمخاطبان محمد معتمدی برای اولین‌بار به صورت زنده اجرا خواهند شد.

به گفته محمد خرمی کار هماهنگی با شهرستان‌ها در حال انجام است و تا این لحظه اجرای برنامه در شهر «ِیزد» و به تاریخ هجدهم بهمن‌ماه قطعی شده است. اما در برخی شهرستان‌ها همکاری لازم تا کنون برای صدور مجوز انجام نشده است و  به زودی جزئیات بیشتر این تور از طریق رسانه‌ها اعلام می‌شود.

از سوی دیگر در آستانه برگزاری تور «کویر» جدیدترین تک‌آهنگ محمد معتمدی با آهنگسازی خودش برای انتشار در اختیار این رسانه قرار گرفت. قطعه جدید او «برف» نام دارد که از جمله کارهای قدیمی او محسوب می‌شود. چون «برف» در سال ۱۳۸۳ ضبط شده و اکنون به تهیه‌کنندگی محمد خرمی و از سوی موسسه «آوای آبی رود» منتشر می‌شود. شعر «برف» از سروده‌های زنده‌یاد «فریدون صلاحی» است. تنظیم توسط «بهنام خدارحمی» و میکس و مسترینگ هم توسط «ایرج فهیمی» و «حمید آداب» انجام شده است. در این قطعه جمعی از نوازندگان مطرح موسیقی ایران هم هنرنمایی کرده‌اند. زنده‌یاد مجتبی میرزاده (نوازنده ویولن و کمانچه)، ارسلان کامکار (ویولن)، میثم مروستی (ویولن و آلتو)، سینا جهان‌آبادی (ویولن و آلتو)، محمدرضا کریمی (ویولن)، کریم قربانی (ویلنسل)، زنده‌یاد علیرضا خورشیدفر (کنترباس)، زنده‌یاد شهریار فریوسفی (تار)، بابک بنی‌حسینی (سازهای کوبه‌ای) و مجید اخشابی (سنتور) نوازندگان قطعه برف هستند.

قطعه «برف» را از «تماشاخانه» بشنوید و دانلود کنید. طی روزهای آینده جزئیات بیشتری از تور کنسرت‌های «کویر» از طریق این رسانه منتشر خواهد شد.

منبع: 

اختصاصی سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

بادی‌کارا با رهبری بردیا کیارس روی صحنه رفت

بدون دیدگاه

از جیمزباند تا علاءالدین

موسیقی ما – ارکستر «بادی کارا» یکشنبه شب ۲۶ دی در سومین روز سی و دومین جشنواره موسیقی فجر روی صحنه رفت و قطعاتی به یاد ماندنی از بهترین آثار سینمایی جهان به همراه چند قطعه‌ی کلاسیک را روی صحنه برد. این ارکستر قطعاتی از سانتانا، تیچلی، فرانک سیناترا، کُلد پِلِی، موسیقی انیمیشن علاالدین و… را اجرا کرد. این ارکستر که اسفند ماه سال گذشته با حضور افتخاری نصیر حیدریان (رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران و استاد رهبری ارکستر در دانشکاه گِراتس کشور اتریش) فعالیت‌های خود را آغاز کرد، در هفدهمین جشن خانه موسیقی به اجرای برنامه پرداخت که با استقبال خوب اهالی موسیقی همراه شد.  «ارکستر بادی کارا» آنسامبلی متشکل از مطرح‌ترین نوازنده‌های ایران است که با سازهای بادی چوبی، بادی برنجی، درامز، گیتار بیس و پرکاشن به رهبری بردیا کیارس قطعات شاخص موسیقی جهان را در در سبک‌های متفاوت اعم از لاتین، جَز و… اجرا می‌کنند.  این ارکستر در دور تازه فعالیت های خود قرار است پس از اجرا در سی و دومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر، ۲۹ و ۳۰ دی ماه در شهر رشت کنسرت‌هایی را برگزار کند.
 
این‌ارکستر در ابتدا قطعاتی از جیمز باند و انیمیشن علاالدین را نواخت. برادران بلوز، قطعه Elegy (مرثیه) از گابریل فوره آهنگساز فرانسوی؛ اثری از کارلوس سانتانا آهنگساز موسیقی لاتین و آهنگ زیبا و ماندگار My Way از دیگر اجراهای این‌ گروه بود و در ادامه قطعاتی از ویکد، کاپوکابانا، Morricone، West Side Story، Incredibles  و کُلد پِلِی نواخت.
 
این ارکستر، آنسامبلی متشکل از مطرح‌ترین نوازنده‌های ایران است که با سازهای بادی چوبی، بادی برنجی، درامز، گیتار بیس و پرکاشن قطعات شاخص موسیقی جهان را در سبک‌های متفاوت اعم از لاتین، جاز و غیره اجرا می کنند.کیارس قبل از شروع اجرا گفت که ۴ قطعه از اجراهای ارکستر بادی کارا به دلیل محدودیت زمانی از لیست اجراها حذف شده و علاقه مندان می توانند در کنسرت گروه آن را ببینند.
 
علی مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این کنسرت حضور داشت.

منبع : موسیقی ما

نشست‌های جشنواره فجر در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برگزار نخواهد شد

بدون دیدگاه

موسیقی ما – در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، نشست‌های رسانه‌ای جشنواره موسیقی فجر در دو روز آینده لغو شد.
 
به گزارش «موسیقی ما»، روابط عمومی سی‌و‌دومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر با صدور دو اطلاعیه از لغو نشست‌های رسانه‌ای روزهای ۲۰ و ۲۱ دی‌ماه و همچنین توزیع نشدن بلیت و کارت‌های اهالی رسانه خبر داد.
 
متن اطلاعیه این روابط عمومی به شرح زیر است:

«با سلام و احترام
اهالی شریف رسانه
بدین‌وسیله به استحضار می‌رساند در پی درگذشت یار دیرین امام خمینی(ره)، آیت الله هاشمی رفسنجانی برگزاری «نشست رسانه‌ای”» گروه‌های موسیقی شرکت کننده در جشنواره فردا و پس‌فردا (٢٠ و ٢١دی ماه) لغو خواهد شد.»

 
همچنین بر اساس اطلاعیهٔ دیگری، بلیت خبرنگاران و کارت عکاسان، فردا (۲۰ دی‌ماه) توزیع نخواهد شد.

 «فرزاد طالبی» مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دقایقی پیش در گفتگو با «مهر» اعلام کرد: «هنوز تصمیمی مبنی بر تعویق زمان برگزاری جشنواره موسیقی فجر به دلیل درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گرفته نشده است.»
 
او با اشاره به انتشار برخی از اخبار پیرامون تعویق زمان برگزاری جشنواره موسیقی فجر به مهر گفت: «بنده ضمن عرض تسلیت ضایعه درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، اعلام می‌کنم نتیجه هر گونه تصمیم‌گیری درباره تعویق در زمان برگزاری سی و دومین جشنواره موسیقی فجر به زودی اعلام می‌شود.»

همچنین معاون امور هنری وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی در پیام تسلیت خود به مناسبت ارتحال آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی از تعطیلی سه روزه کلیه برنامه‌های هنری سراسر کشور خبر داد.

علی مرادخانی در پیام تسلیت خود آورده است:

 «در پی خبر ارتحال مجاهد نستوه حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، یار دیرین بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و ریاست فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، ایران اسلامی یکپارچه عزادار گردید. ضمن عرض تسلیت به مقام معظم رهبری و عموم ملت شریف ایران، به پاس احترام به ساحت آن فقیه عالی‌قدر، کلیه برنامه‌های هنری همزمان با اعلام سه روز عزای عمومی در سراسر کشور تعطیل است.»

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یار دیرین امام و رهبری و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام شامگاه امروز ۱۹ دی ۱۳۹۵ به دلیل عارضه قلبی درگذشت.

سایت موسیقی ما این ضایعه را به رهبر معظم انقلاب و ملت شریف ایران تسلیت عرض می‌کند.

منبع : موسیقی ما

قمصری «ارکستر موج نو» را به تالار رودکی می‌برد

بدون دیدگاه

ششم و هفتم بهمن ماه

قمصری «ارکستر موج نو» را به تالار رودکی می‌برد

موسیقی ما – هم‌زمان با یک‌سالگی تاسیس «ارکستر موج نو» به سرپرستی علی قمصری، این ارکستر تازه‌ترین آثار این هنرمند را روی صحنه می‌برد. ساختار این ارکستر متشکل از سازهای موسیقی ایرانی و قطعات آن بر مبنای موسیقی ردیف دستگاهی تنظیم شده‌ است.
 
این کنسرت که قرار است پس از پایان جشنواره فجر اجرا شود؛ دوم، ششم وهفتم بهمن‌ماه با ۱۲۰ عضو خود به روی صحنه می‌رود. در این کنسرت، بر خلاف اجراى قبل، خوانندگان با فرمى شبیه اپراى ایرانى در فرم‌هاى مختلفى مانند آوازخوانى، تصنیف‌خوانى و اجراى کُرال چندصدایى، ظرفیت‌هاى تازه‌اى را در موسیقى ایرانى نشانه رفته‌اند. خوانندگان کُر از میان بیش از ۶۵۰ شرکت‌کننده در آزمون ورودى موج نو و از سراسر ایران انتخاب شده‌اند.
 
در این کنسرت، همچنین موسیقى بی‌کلام نقش موثر و تعیین کننده‌ای در روایت داستان خواهد داشت. در آهنگسازى این اجرا از قدیمى‌ترین و جدیدترین فرم‌ها و قالب‌های موسیقایی استفاده شده‌ است. طورى که «رِنگ» و «چهارمضراب» دیگر فرم‌ها، در رنگ‌آمیزى و بافت نوینى متجلى شده‌اند. همچنین، رهبرى این ارکستر مانند سال گذشته به عهده‌ى «پویا سرایى» خواهد بود که چندى پیش دوره‌ى رهبرى‌ارکستر را در ارمنستان با موفقیت سپرى کرده‌است.
 
بلیت‌فروشی این کنسرت ساعت ۲۰ امشب آغاز خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت به وبسایت ایران کنسرت مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ما

حضور پررنگ ناصریا در کنسرت بنیامین

بدون دیدگاه

ظروف کرایه

————————-

ویزای شینگن

————————-

تور استانبول

————————-

تور تایلند | قیمت تور تایلند | تور ارزان تایلند | تور لحظه آخری تایلند

————————-

تور لحظه آخری

————————-

خرید هاست

————————-

تور کیش

————————-

تور استانبول

————————-

رزرو هتل

————————-

دانلود آهنگ و ویدئوهای جدید

————————-

مبل

————————-

تشریفات مجالس

————————-

نور کوش آداسی

————————-

تور لحظه آخری آنتالیا | DORTINA.COM

————————-

تور لحظه آخری ترکیه | DORTINA.COM

————————-

افزایش رتبه سایت شما در نتایج جستجوی گوگل

————————-

اجاره سوئیت و ارائه خدمات اقامتی و گردشگری در کیش

————————-

اجاره سوئیت و ارائه خدمات اقامتی و گردشگری در کیش

————————-

خرید پیج اینستاگرام

————————-

متخصص ارتودنسی

————————-

رزرو هتل

————————-

خبر

————————-

ارسال اس ام اس

————————-

تدریس ساز‌های ایرانی، پاپ کلاسیک و موسیقی کودکان

————————-

تور آنتالیا

————————-

تور استانبول

————————-

تور لحظه آخری آنتالیا

————————-

تورآنتالیا

————————-

امکان مؤثری برای اطلاع‌رسانی یا تبلیغ، با هزینه‌ای کم‌تر

————————-

منبع : موسیقی ما

«دنگ‌شو» به سراغ قطعات نوستالژیک خود می‌رود

بدون دیدگاه

برای اجرا در روزهای ششم و هفتم دی‌ماه در تالار وحدت؛

«دنگ‌شو» به سراغ قطعات نوستالژیک خود می‌رود

موسیقی ما – گروه «دنگ‌شو» پس از مدت‌ها در تالار وحدت تهران روی صحنه می‌رود. اعضای این گروه طی روزهای ششم و هفتم دی‌ماه در این سالن روی صحنه می‌روند و علاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سامانه فروش اینترنتی و مراکز معتبر فرهنگی و هنری مراجعه نمایند.

«دنگ‌شو» طی حدود یک سال و نیم اخیر تمامی اجراهای خود را در برج میلاد تهران برگزار می‌کرد اما شنیده‌ها حکایت از آن دارد که آنها این‌بار قصد دارند با دست پر به تالار وحدت تهران برگردند. با توجه به فضای هنری تالار احتمالاً اجرای این گروه در فضایی متفاوت و هنری‌تر نسبت به برج میلاد روی صحنه برود.

اجرای آینده این گروه از یک‌سو در بخش موسیقایی تفاوت خواهد داشت، چون آنها قصد دارند علاوه بر کارهای پرمخاطبی که چند سال اخیر منتشر کرده‌اند، به سراغ آثاری بروند که نوستالژیک‌تر است. از سوی دیگر در بخش بصری هم دست‌اندرکاران این کنسرت مشغول برنامه‌ریزی هستند تا این بُعد برنامه هم متناسب با رپرتوار برنامه همراه با اتفاقات متنوعی باشد.

سایت «موسیقی ما» طی روزهای آینده جزئیات بیشتری از این کنسرت را در گفتگو با اعضای «دنگ‌شو» منتشر خواهد کرد.

منبع : موسیقی ما

یوکو اونو: آمریکا به یک منطقه جنگی تبدیل شده است

بدون دیدگاه

درخواست همسر «جان لنون» برای کنترل سلاح در آمریکا

یوکو اونو: آمریکا به یک منطقه جنگی تبدیل شده است

موسیقی ما – یوکو اونو همسر «جان لنون» -خواننده پرآوازه‌ی انگلیسی- در سالگرد کشته شدن این خواننده، پیامی منتشر کرد و در آن، خواستار کنترل سلاح در آمریکا شده است.
 
جان لنون در روز ۸ دسامبر ۱۹۸۰ به دست یکی از طرفداران‌اش به نام «مارک دیوید چپمن» بیرون از خانه‌اش به وسیله اسلحه به قتل رسید.
 
همسر جان لنون به همراه تصویر عینک خونین او پیام تأثیرگذاری را با مضمون کنترل شدیدتر فروش و استفاده عمومی از سلاح در آمریکا به اشتراک گذاشت.
 
یوکو اونو نوشت: «دوستان عزیز، هر روز ۹۱ آمریکایی با اسلحه کشته می‌شوند. ما داریم این کشور زیبا را به یک منطقه جنگی تبدیل می‌کنیم. بیایید با همدیگر آمریکا را به سرزمین سبز صلح برگردانیم. مرگ کسی که دوستش داریم، تجربه‌ای پوچ است. با گذشت ۳۶ سال، من و پسرم «شان» هنوز هم دل‌مان برای «جان» تنگ می‌شود.»
 
جان لنون گیتاریست، خواننده و رهبر گروه پرآوازه و محبوب بریتانیایی «بیتلز»، کسی که زندگی‌اش را بیش از ساز و آواز، وقف صلح و آرامش مردمان زمین کرد و در همه حال، قهرمانی برای طبقه‌ی متوسط و مستضعف باقی ماند.
 
گفتن از صلح در هنگامه‌ی جنگ‌های خونین، مشخصه‌ی دیگر «لنون» بود. او که از سال ۱۹۷۱ به آمریکا مهاجرت کرده بود، با ترانه‌هایش به جنگ ویتنام اعتراض می‌کرد. «لنون» از مردم خواست تا فارغ از تمام مکتب‌های فکری، تنها به صلح بیندیشند. این از صلح گفتن او، البته تنها به ساز و ترانه محدود نماند. او سخنرانی و تبلیغ علیه جنگ ویتنام را تا جایی ادامه داد که دولت «ریچارد نیکسون» مجبور به تبعیدش شد. همین قضیه باعث شد که آهنگ‌هایش بیشتر از قبل به عنوان سرودهای ضدجنگ مطرح شوند.
 
جان لنون زمانی کشته شد که فقط ۴۰ سال داشت و درست سه هفته از انتشار آلبوم آخرش می‌گذشت.

منبع : موسیقی ما

حامی: بیشتر قطعات «دو نیمه رویا» را اجرا می کنیم

بدون دیدگاه

موسیقی‌ما – خواننده آلبوم «یک لحظه عاشق شو» در کنسرت ۲۹ و ۳۰ آذرماه با ارکستری جدید روی صحنه می‌رود.

به گزارش «موسیقی ما»، حامی برای کنسرت  ۲۹ و ۳۰ آذر ماه خود تحت عنوان «یلدای حامی» ارکستر جدیدش را معرفی کرد.

«حامی» در گفتگو با سایت «موسیقی‌ما» درباره ارکستر جدیدش در این کنسرت گفت: «آهنگساز و تنظیم کننده قطعات مثلا کنسرت دی ماه سال گذشته محمدرضا عقیلی است که کلا مدیریت تنظیم قطعات را به عهده گرفته و رهبر ارکستر هم ایشان هستند که گاهی هم روی صحنه می‌آیند. چون بعضی از قطعات نیاز به رهبری دارد. آقای رضا تاجبخش سرپرست و مدیر گروه و نوازنده پیانو و کیبورد هستند. دوست قدیمی‌ام رضا لمعانی نیز نوازنده گیتار است. این بار به خاطر تجربه ام ترجیح دادم یک گیتار روی صحنه داشته باشم. نوازنده پرکاشن که هرازگاهی روی استیج ترومپت هم خواهد زد، دوست قدیمی ام علیرضا میرآقا است. نوازنده درامز که نمی‌دانم تاکنون با این عنوان روی صحنه رفته یا نه، امیرمیلاد نیکزاد است که تاکنون به عنوان تنظیم کننده و آهنگساز و نوازنده پیانو کیبورد فعالیت کرده است. نوازنده گیتار بیس هم آقای کسری سبکتکین است که اولین بار است که روی صحنه باهم هستیم ولی می دانم نوازنده خوبی است. چهار نوازنده ویولن داریم که بعد از سال ها مجددا با علی جعفری پویان روی صحنه خواهند آمد. تفاوت این کنسرت با گذشته این است که این بار در تالار وحدت با تلفیقی از صداهای الکترونیک که از قبل آماده شده، با سازهای آکوستیک که روی صحنه نواخته می شود، به اجرای برنامه خواهیم پرداخت و اولین بار است که این اتفاق برای من می افتد.»

حامی درباره سبک اجرایش هم گفت: « برای اولین بار از تاریخی که من کار می‌کنم، قطعاتی که روی استیج اجرا می‌شود از صفر تا صد دقیقا همان قطعات درون آلبوم است و هیچ کم و کاستی ندارد. یعنی آکوردها و سازبندی‌ها دقیقا مشابه آلبوم است. برنامه و ترتیب اجرای قطعات و هر برنامه‌ای را که روی صحنه اتفاق می‌افتد، از قبل تعیین کردیم و در بروشور به مردم ارائه می‌دهیم و مردمی که به سالن می‌آیند از ابتدا می‌دانند که چه قطعاتی قرار است اجرا شود. برای این کنسرت هم بعضی از قطعات محبوب که مردم دوست داشتند، حذف کردیم و قطعات  جدیدی به رپرتوار اضافه وسعی کردم بیشتر از آلبوم «دو نیمه رویا» کار اجرا کنم که مردم خیلی دوست داشتند. به هر ترتیب سعی ما رضایت مردم است. شاید بی‌نظمی‌هایی در کنسرت‌های اخیر من اتفاق افتاده که مقصر آن یا من بودم یا عوامل اجرایی که فکر می‌کنم اکثرا تقصیر خودم بود. چون به خوبی مدیریت نکردم واین بار فکر می‌کنم اتفاقات گذشته نیفتد و اجرای خوبی داشته باشیم که مردم راضی باشند. من همیشه جمعیت غالب را در نظر می گیرم و اگر ۵۱ درصد از اجرای من راضی باشند یعنی من موفق بودم ولی امیدوارم این بار بالای ۹۰درصد از اجرای من راضی باشند. »

این هنرمند درباره زمان دقیق انتشار آلبوم جدید خود نیز گفت: «درباره آلبوم جدید هم بگویم ما قرار بود بهمن ماه آلبوم را منتشر کنیم ولی چون گرفتار تمرین‌های اجرا شدیم بعید می‌دانم آلبوم منتشر شود. همه کارها آماده است ولی میکس و مسترینگ آماده نیست. اگر خوشبینانه فکر کنم اسفند ماه می‌رسیم که اسفند هم ماه خوبی برای انتشار آلبوم نیست وانشاالله قول صددرصد می‌دهم آلبوم اردیبهشت منتشر شود.»

 بلیت فروشی این کنسرت در هفته های گذشته آغاز شده است و علاقمندان برای تهیه بلیط این کنسرت می توانند از اینجا بلیت این کنسرت را تهیه نمایند.

تیزر کنسرت ۲۹ و ۳۰ آذر ماه حامی برای انتشار در اختیار سایت «موسیقی‌ما» قرار گرفته است که در ادامه می‌بینید:

منبع : موسیقی ما

سالار عقیلی به دیدارِ دوستدارانش می‌رود

بدون دیدگاه

۲۱ آذر ماه در شهرستان رشت

سالار عقیلی به دیدارِ دوستدارانش می‌رود

موسیقی ما – «سالار عقیلی» – خواننده‌ی مطرح موسیقی ایرانی- با همراهی ارکستر «راز و نیاز» که خود سرپرستیِ آن را برعهده دارد، روز ۲۱ آذرماه در رشت به اجرای برنامه خواهد پرداخت.

در این کنسرت حریر شریعت زاده (پیانو و دف)، محمد رضا اسکندری (تار باس)، داوود منادی (ویولنسل)، علیرضا دریایی (کمانچه)، سحاب تربتی (تمبک)، روزبه زرعی(کاخن)، فردین لاهور پور (نی)، علی خشتی نژاد (تار)، حسین محمودی مجد (سنتور) و بابک میرزایی (عود) خواهند نواخت. این برنامه به همت غزل‌سرای سبز برگزار می‌شود.

سالار عقیلی این روزها پروژه‌ی «داستان عشق به روایت مولانا» را به اتمام برده است. این خواننده‌ی موسیقی سنتی همچنین تا پایانِ سالِ جاری، دومین آلبومش را با همکاری پیمان سلطانی منتشر می‌کند. او همچنین در یک آلبوم جدید با مسعود شعاری مشغول همکاری است که قرار است در آن موسیقی قدیمی موسیقی ایرانی را بازسازی کند. در این آلبوم مسعود شعاری تنظیم قطعه‌ها را نیز خود برعهده دارد. برخی از قطعه های آلبوم کمتر شنیده شده و برخی دیگر تاکنون شنیده نشده است. این خواننده همچنین فعالیتی را با استاد جلیل عندلیبی انجام داده است که مراحل ضبط آن به پایان رسیده و به زودی منتشر می شود. او همچنین کاری را با آهنگسازی «پشنگ کامکار» انجام داده که تنها مراحل ضبط آن باقی مانده و به زودی به پایان می رسد.

فروش آنلاین بلیت کنسرت بزرگ «سالار عقیلی»، از طریق سایت iranconcert.com امکان پذیر است، همچنین علاقه‌مندان می‌توانند به سایر مراکز فروش هفت شهر- چهارراه گلسار ۳۳۱۱۶۶۸۵ ،شهر کتاب- گلسار بلوار توحید ۳۳۱۲۵۷۰۴،کلوپ سناتور-گلسار گلایل ۳۳۷۷۶۳۳۰، کتاب فروشی دیبا- خیابان بیستون ۳۳۲۳۶۵۴۶و هتل دلفین-انزلی ۴۴۴۴۴۰۰۰ جهت خرید حضوری اقدام کنند.

منبع : موسیقی ما

علی زندوکیلی: آلبوم جدیدم، نخستین تجربه مستقل و بیانگر شخصیت هنری من است

بدون دیدگاه

موسیقی ما – خواننده آلبوم «یادی به رنگ امروز» در آستانه انتشار دومین آلبوم رسمی خود، از تلاشش برای تولید آلبومی با خط فکری مستقل و ایده‌هایی جدید در فضای موسیقی ایرانی خبر داد.

به گزارش «موسیقی ما»، علی زندوکیلی که نخستین آلبوم رسمی‌اش را به نام «یادی به رنگ امروز» را شهریور ماه سال گذشته با بازخوانی آثاری از بزرگان موسیقی ایرانی روانه بازار موسیقی کرد، دومین آلبوم رسمی خود را به زودی منتشر می‌کند. او اعتقاد دارد آلبوم دومش به نوعی نخستین تجربه مستقل او در عرصه موسیقی است و شخصیت مستقل هنری علی زندوکیلی در این آلبوم مشخص خواهد شد.

علی زندوکیلی در نخستین اظهار نظر درباره آلبوم دومش، معتقد است: «بعد از بازخوانی آثار قدیمی و همکاری با گروه‌های مختلفی چون دنگ شو و دارکوب، این آلبوم به نوعی نخستین تجربه مستقل و در واقع بیانگر شخصیت هنری من است. از احساس جاری در ملودی‌ها که اکثرا ساخته خودم است تا انتخاب ترانه‌ها و دیگر جزئیات آلبوم که لحظه به لحظه آن را خودم با کمک دوستانم پیش برده‌ام.»

او درباره مسیر حرکت هنری و حرفه ای اش گفت: «در ابتدای فعالیت‌های مستقلم، با انتشار آثاری چون «فقط دعا کن» و «فریاد» آرام آرام به سمت این شخصیت مستقل پیش رفتم و در یک آزمون و خطای پیچیده، توانستم به مخاطب شناسی خوبی برسم و ذائقه مخاطبانی که این سبک موسیقی را گوش می دهند، بررسی کردم. این تجربه برای من بسیار مهم و پر اهمیت بود و چیزهای زیادی در این مسیر آموختم.»

زندوکیلی درباره جزئیات آلبوم دوم خود نیز گفت: «شش ملودی در آلبوم جدید را خودم ساخته ام و با دوستانی چون علیرضا افکاری همکاری کرده‌ام. دوستان و همکارانم درگروه موسیقی «زند» نیز دلسوزانه در تمام مراحل تولید این آلبوم با من همکاری کردند و واقعا در تمام مراحل همیار من بودند. آماده‌ام که برای اولین بار مردم را با شخصیت مستقل هنری علی زندوکیلی آشنا کنم و در این مسیر همه تلاشم این بوده که از تجربیات گذشته درس بگیرم و بتوانم بهترین‌ها را برای دوستداران موسیقی تدارک ببینم. در لحظه به لحظه مراحل تولید این آلبوم سعی کرده ام بهترین گزینه‌ها را انتخاب کنم و زمان زیادی برای ضبط زنده آثار صرف شده است. هرگز قرار نیست در بازار موسیقی با کسی رقابت کنم و همه سعی و تلاشم تولید آثاری در بهترین حالت ممکن برای مخاطبان موسیقی است.»
 

  • به دل مخاطب فکر می کنم

این خواننده موسیقی ایرانی در انتهای صحبت های خود نیز تاکید کرد: «هدف اصلی من در این آلبوم و البته در تمام آثارم دل مخاطب است و چون الگوی من در موسیقی و کارم اساتید بزرگ موسیقی در ایران هستند هرگز دوست ندارم افکار و اهداف کاری ام به سمت تفکرات مادی در کار گرایش پیدا کند. دوست دارم پا در جای پای اساتید بزرگ موسیقی ایران بگذارم و از آنها درس بگیرم. وظیفه هنرمندی تلطیف جامعه با تولید آثاری فرهنگی و هنری است و من باید در این زمینه در بهترین حالت ممکن قدم بردارم. مسائل مادی، از اولویت‌ های آخر من هستند و در این آلبوم فکر و دل مخاطبانم را هدف گرفته ام. دوست دارم در نخستین فعالیت مستقلم، به خوبی افکار و سلیقه‌ام را به معرض دید و قضاوت عموم بگذارم و در این راه تلاش فراوانی از سوی خودم و اعضای گروه انجام شده است.»

طبق اعلام «محمود شبیری» (مدیر برنامه‌های علی زندوکیلی) دومین آلبوم رسمی این خواننده اواخر آذر ماه به تهیه کنندگی سپهر صاحبی روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد و اخبار و اطلاعات این آلبوم به همراه پوستر و تیزر آن به زودی منتشر خواهند شد.

منبع : موسیقی ما

«دل خون» با صدای «محسن چاوشی» منتشر شد

بدون دیدگاه

تور لحظه آخری

————————-

خرید هاست

————————-

رزرو هتل

————————-

تور کیش

————————-

تور استانبول

————————-

رزرو هتل

————————-

دانلود آهنگ و ویدئوهای جدید

————————-

مبل

————————-

تشریفات مجالس

————————-

نور کوش آداسی

————————-

تور لحظه آخری کیش | DORTINA.COM

————————-

تور لحظه آخری دبی | DORTINA.COM

————————-

تور لحظه آخری تایلند | DORTINA.COM

————————-

تور لحظه آخری آنتالیا | DORTINA.COM

————————-

تور لحظه آخری ترکیه | DORTINA.COM

————————-

افزایش رتبه سایت شما در نتایج جستجوی گوگل

————————-

اجاره سوئیت و ارائه خدمات اقامتی و گردشگری در کیش

————————-

اجاره سوئیت و ارائه خدمات اقامتی و گردشگری در کیش

————————-

خرید پیج اینستاگرام

————————-

متخصص ارتودنسی

————————-

رزرو هتل

————————-

خبر

————————-

ارسال اس ام اس

————————-

اجاره تلویزیون شهری

————————-

تدریس ساز‌های ایرانی، پاپ کلاسیک و موسیقی کودکان

————————-

تور آنتالیا

————————-

تور استانبول

————————-

تور لحظه آخری آنتالیا

————————-

تورآنتالیا

————————-

امکان مؤثری برای اطلاع‌رسانی یا تبلیغ، با هزینه‌ای کم‌تر

————————-

منبع : موسیقی ما

برای اولین بار آثار آهنگسازان جوان ایرانی در اتریش رونمایی می‌شود

بدون دیدگاه

روزنه‌ای برای ورود پررنگ موسیقی ایرانی به عرصه بین‌المللی

برای اولین بار آثار آهنگسازان جوان ایرانی در اتریش رونمایی می‌شود

موسیقی ما – برای اولین بار مجموعه‌ای از آثار آهنگسازان جوان ایرانی در نمایشگاه کتاب اتریش رونمایی می‌شود.
 
«وحید زردی» (مسئول غرفه موسیقی نمایشگاه بین‌المللی کتاب وین) درباره رونمایی برخی از آثار آهنگسازان جوان ایرانی در این نمایشگاه گفت: «تاریخ برگزاری نمایشگاه ۱۹ تا ۲۳ آبان‌ماه است و برای اولین‌بار یک بسته فرهنگی از آثار موسیقی ایرانی در این نمایشگاه رونمایی می‌شود. در سال‌های اخیر در کشورهای بلوک‌شرق یک خیزش جدی برای اعتبارسازی و ورود به بازار جهانی موسیقی دیده می‌شود و جای تأسف است که نام کشور ما در این مسیر بسیار کم‌رنگ است و جسته و گریخته جز نفوذ تک‌اثرها و یا کنسرت‌های پراکنده، رد پای دیگری از موسیقی ما در بازار بین‌المللی مشاهده نمی‌شود.»
 
این آهنگساز که به تازگی آلبوم «مسخ» را منتشر کرده، با اشاره به اینکه روند منسجم و منظم چنین اتفاقاتی می‌تواند به یک فرصت جدی برای معرفی ظرفیت‌های موسیقی ایران و همچنین کشف و معرفی آهنگسازان ایرانی در عرصه بین‌المللی ختم می‌شود، گفت: «پیامد داخلی این اتفاق این است که همه خانواده موسیقی از جمله آهنگسازان، ناشران، کمپانی‌ها و مهم‌تر از همه، خود موسیقی مجالی برای ورود و دیده شدن در عرصه جهانی پیدا کنند و برای حضور بین‌المللی موسیقی‌دانان جوان و جذب اسپانسر روزنه امیدی مهیا شود.»
 
زردی درباره معیار انتخاب آثار برای این نمایشگاه گفت: «بهتر بود برای این اتفاق، فراخوانی سراسری در رسانه‌های عمومی داده می‌شد و یک دبیرخانه برای گزینش آثار وجود داشت؛ ولی به دلیل وقت بسیار کمی که داشتیم، مجبور شدیم در چهار روز برخی از آثار خوب را جمع‌آوری کنیم. متأسفانه چون برای این اتفاق بودجه‌ای نداشتیم، تنها برخی از دوستان ناشر و برخی از آهنگسازان و خوانندگان با ما همکاری کردند.»
 
این رویداد با همکاری خانه فرهنگ ایران در اتریش و مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شود.

منبع : موسیقی ما

محمد معتمدی روزهای شلوغی می‌گذراند

بدون دیدگاه

از برگزاری کارگاه آواز در یزد تا افتتاح آموزشگاه موسیقی در تهران؛

موسیقی ما – «محمد معتمدی» -خواننده موسیقی سنتی ایران- روزهای شلوغی را می‌گذراند. در حالی که او این روزها آلبومی با آهنگسازی «فردین خلعتبری» و «مهیار علیزاده» را به اتمام رسانده و صدایش نیز در تیتراژ پایانی فیلم «سیانور» شنیده می‌شود، قرار است در ادامه‌ی کارگاه‌های آوازِ خود در شهرستان‌های ایران، ٢۶ آبان در شهر یزد کارگاه خود را برگزار کند. او در این کارگاه‌ها درباره‌ی مهارت تمرین و آماده‌سازی صدا (معلم خود بودن) و همچنین زیبایی‌شناسی نوآنس و اکسنت در آواز ایرانی صحبت خواهد کرد. این برنامه در آموزشگاه موسیقی «راز» این شهرستان برگزار خواهد شد. این خواننده پس از یزد، در کرمان و اصفهان نیز کلاس‌های آواز خود را برگزار می‌کند.
 
این در حالی است که قرار است به زودی، آلبومی با صدای او با آهنگسازی مشترک «فردین خلعتبری» و «مهیار علیزاده» منتشر شود. مراحل تولید این اثر در ایران و جمهوری چک انجام شده است. همچنین تیتراژ پایانی فیلم «سیانور» به کارگردانی «بهروز شعیبی» با صدای او هم‌اکنون در حالِ اکران است.
 
«محمد معتمدی» در ادامه‌ی فعالیت‌های موسیقایی خود یک آموزشگاه موسیقی نیز افتتاح کرده است. این آموزشگاه که با عنوان خود خواننده یعنی «آموزشگاه موسیقی محمد معتمدی» نامگذاری شده، در بخش سازهای ایرانی و سازهای کلاسیک، تمامی رشته‌های این دو بخش هنرجو می‌پذیرد.
 
در بخش سازهای ایرانی: پویا سرایی (سنتور)، مهدی تیموری (نی)، صائب کاکاوند (تار و سه تار)، عسل ملک‌زاده (دف و سازهای کوبه‌ای)، افشین عزیزی (سه‌تار)، عابد خدامی (کمانچه)، امیرحسین مختاری (قانون)، حسام عباسپور (صداسازی و آواز ایرانی) و محمد معتمدی (آواز) به عنوان اساتید حضور خواهند داشت. همچنین در بخش سازهای کلاسیک نیز افشین عزیزی (گیتار)، نیلوفر نثاری (پیانو) و آنیتا واحدی (ویلن) تدریس می‌کنند.
 
معتمدی در کنار مدیریت آموزشگاه در بخش تدریس آواز حضور دارد. علاقه‌مندان برای حضور و ثبت نام در این کلاس و کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۸۶۰۸۱۹۹۲ تماس بگیرند.

منبع : موسیقی ما

فرزاد فرزین: آلبوم «شانزلیزه» زمستان منتشر نمی‌شود

بدون دیدگاه

تغییر زمان انتشار یک آلبوم پاپ؛

فرزاد فرزین: آلبوم «شانزلیزه» زمستان منتشر نمی‌شود

موسیقی‌ما – خواننده آلبوم «۶» از تغییر زمان انتشار آلبوم جدیدش خبر داد.

به گزارش «موسیقی ما»، فرزاد فرزین از تغییر در زمان انتشار آلبوم جدیدش «شانزلیزه» خبر داد و اعلام کرد که این آلبوم زمستان امسال منتشر نخواهد شد.

فرزین در این باره در گفتگو با سایت «موسیقی ما» توضیح داد: «با توجه به شرایط و فضای آلبوم، انتشار «شانزلیزه» در زمستان امسال مقدور نیست. به هر حال به دلیل ایام فاطمیه و انتخابات و ماه رمضان و… سه چهارماهی امکان برگزاری اجرای زنده وجود ندارد و همین باعث شده تصمیم بگیرم که آلبوم زمستان وارد بازار نشود و وقت و انرژی بیشتری برای تهیه وتولید آن صرف کنیم.»

این خواننده درباره زمان مورد نظر برای انتشار این آلبوم نیز گفت: «قطعا سعی مان این است که آلبوم در اوایل سال آینده وازد بازار موسیقی کشورشود.» این خواننده پیش از این در اواسط کنسرت ۲۱ شهریور ماه‌اش در تهران درباره نام آلبوم جدید و زمان انتشارش گفته بود: «شانزه‌لیزه نام جدیدترین آلبوم من است که در حال حاضر مراحل تولید خود را می‌گذراند. به نظرتان این آلبوم در چه زمانی منتشر شود؟ در فصل زمستان؟ بله. فصل زمستان به خاطر فضایی که آلبوم دارد، بهترین موقع برای انتشار آن است که امیدوارم بتوانیم آن را در همان زمان منتشر کنیم.»

از فرزاد فرزین تاکنون آلبوم هایی چون شوک، شخصی، شراره، شلیک، شش، شانس و … منتشر شده است.

این خواننده در حال حاضر مشغول ایفای نقش در یک سریال برای نمایش در شبکه نمایش خانگی است که بازیگرانی چون هومن سیدی و محمدرضا گلزار نیز دراین سریال به ایفای نقش پرداخته اند.

منبع: 

سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ما

«اقتصاد در موسیقی» بررسی می‌شود/ نقد آلبوم «از جان و از دل» سالار عقیلی

بدون دیدگاه

دو خبر موسیقایی از فرهنگسرای ارسباران

«اقتصاد در موسیقی» بررسی می‌شود/ نقد آلبوم «از جان و از دل» سالار عقیلی

موسیقی ما – «اقتصاد در موسیقی» و نشست نقد و بررسی آلبوم «از جان و از دل» به خوانندگی سالار عقیلی عنوان ۲ نشست تخصصی حوزه موسیقی هستند که ۲۸ مهرماه در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار می‌شود. «اقتصاد در موسیقی» و نشست نقد و بررسی آلبوم «از جان و از دل» به آهنگسازی نوید دهقان و خوانندگی سالار عقیلی عنوان دو نشست تخصصی حوزه موسیقی هستند که روز چهارشنبه ۲۸ مهرماه در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار می‌شود.
 

  •  «اقتصاد در موسیقی» بررسی می‌شود

نشست باشگاه موسیقی ارسباران با موضوع «اقتصاد درموسیقی «چهارشنبه ۲۸ مهر ساعت ۱۹ در فرهنگ سرای ارسباران برگزارمی شود. در این نشست مهدی عیوقی درباره «اقتصاد گروه‌های موسیقی»، «تبلیغات در موسیقی»، «شیوه‌های تولید کتاب وآلبوم موسیقی»، «روش‌های جذب اسپانسر» به سخنرانی می‌پردازد.

مهدی عیوقی تحصیلکرده رشته مدیریت بازرگانی است و سال‌ها در زمینه موسیقی (نوازندگی واجرا)، مدیریت آموزشگاه و سرپرستی گروه‌های موسیقی فعالیت دارد.

نشست باشگاه موسیقی ارسباران با هدف طرح مباحث نظری و علمی موسیقی هرماه با حضور پیشکسوتان و هنرمندان موسیقی در این فرهنگسرا برگزار می‌شود.
 

  • نقد آلبوم «از جان و از دل» نوید دهقان و سالار عقیلی

آلبوم موسیقی «از جان واز دل» با آهنگسازی نوید دهقان و خوانندگی سالارعقیلی چهارشنبه ۲۸ مهر ساعت ۱۱ در فرهنگ سرای ارسباران با حضور داریوش پیر نیاکان، علی جهاندار، اردشیر کامکار، مهیار علیزاده وکورش متین بررسی می‌شود.

آلبوم موسیقی «از جان و از دل» تابستان و پاییز سال ۱۳۹۳ توسط گروه قمر با همراهی ۱۶ نوازنده ضبط و ابتدای سال ۹۵ در دو لوح فشرده منتشرشده است. ضمن اینکه آلبوم موسیقی «برمدارزمان» اثر فرهاد صفری نیز در این برنامه رونمایی می‌شود.

منبع : موسیقی ما

موزیک ویدئوی «رفیقم حسین (ع)» با صدای حامد زمانی و عبدالرضا هلالی منتشر شد

بدون دیدگاه

با حضور علی ضیاء و محسن مسلمان؛

موزیک ویدئوی «رفیقم حسین (ع)» با صدای حامد زمانی و عبدالرضا هلالی منتشر شد

موسیقی‌ما – موزیک ویدئو و تک آهنگ «رفیقم حسین (ع)» به تهیه کنندگی موسسه رسانه ای «اوج» (اوج کودک و نوجوان) شب گذشته منتشر شد.

به گزارش «موسیقی ما»، موزیک ویدئو و تک آهنگ «رفیقم حسین (ع)» با صدای حامد زمانی و حاج رضا هلالی شب گذشته به صورت رسمی منتشر شد و در بخش هایی از موزیک ویدئوی این اثر، علی ضیاء و محسن مسلمان به ایفای نقش پرداخته‌اند.

حامد زمانی در گفتگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما» درباره این اثر گفت: « این اثر، نذری امسال ما برای محرم است».او همچنین درباره زمان انتشار آلبومش نیز گفت: «به زودی اخبار و اطلاعات آلبوم در رسانه ها منتشر خواهند شد.»

سعید پاشازاده ترانه این اثر را سروده است و حامد زمانی نیز آهنگسازی «رفیقم حسین (ع)» را بر عهده داشته است.

نیما نورمحمدی آنرا تنظیم و امیر جمالفرد نیز میکس و مسترینگ این قطعه را انجام داده است. این قطعه و موزیک ویدئو به تهیه گنندگی مرکز اوج کودک و نوجوان تولید شده است و در ادامه میتوانید تک آهنگ و موزیک ویدئوی این قطعه را در تماشاخانه سایت «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید.

منبع: 

سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ما

همای و گروه مستان در کاخ سعدآباد روی صحنه رفتند

بدون دیدگاه

موسیقی ما – اجرای موسیقی پرواز همای و گروه مستان برای سه شب در ضلع جنوبی کاخ موزه ملت و در فضای باز برگزار شد. در این برنامه هفته دفاع مقدس با پخش موزیک ویدئوی «گمنام» با صدای همای پیش از آغاز کنسرت، گرامی داشته شد.

در این اجرا‌ها، تمامی اعضای گروه مستان نیز به همراه نقاش و خطاط این گروه، پرواز همای را برای اجرای هر چه بهتر همراهی کردند.

پرواز همای سه‌تار به دست، قطعه «هر چه هستی تویی» را با همراهی گروه مستان و طرفدارانش به عنوان نخستین اجرای زنده این کنسرت خواند.

پس از اجرای قطعه نخست این کنسرت پاییزی، پرواز همای به نیابت از طرف همه اعضای گروه مستان، به علاقه‌مندان حاضر در کاخ سعدآباد خوش‌آمد گفت و ابراز امیدواری کرد که گروه مستان شبی ویژه را برای آنان خلق کند. با اتمام صحبت‌های ابتدایی همای، اعضای گروه مستان قطعه پرشور «دیوانه چو دیوانه ببینند» را از آلبومی با همین نام نواختند که این اثر بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و هر کدام آن‌ها ترجیع‌بند این اثر را با پرواز همای می‌خواندند.

 «دیوانه‌تری»، «پیکرتراش»، «فریاد»، «با همه مست»، «بی‌کس» و «زیبا‌تر از خورشید و ما» قطعات دیگری بودند که در ادامه کنسرت توسط پرواز همای اجرا شدند. همچنین در میانه‌های این کنسرت، قطعه بسیار محبوب «سرزمین بی‌کران» که یک اثر ملی میهنی است و همای آن را در کنسرت‌های بین‌المللی با ارکس‌تر سمفونیک اجرا کرده است، توسط گروه مستان اجرا شود. پس از این قطعه، دو اثر محبوب دیگر با نام‌های «عاقبت‌ای دل همه پا در گلیم» و «شیرین‌لب» نیز در میان استقبال تماشاگران اجرا شدند.

 «زیبا‌تر از خورشید و ماه» قطعه دیگری بود که در این کنسرت اجرا شد و پرواز همای آن را به سید فاضل جمشیدی استاد آواز و از فعالان حوزه موسیقی تقدیم کرد. در ادامه این کنسرت برخی از اعضای ارکستر مستان نظیر نوازندگان نی و نوازنده کمانچه این گروه، قطعاتی کوتاه را تک‌نوازی یا هم‌نوازی کردند و فضای بسیار باشکوهی به محوطه کاخ سعدآباد بخشیدند.

بخشی دیگر از کنسرت مستان به اجرای قطعاتی گیلکی اختصاص داشت که در این بخش، پرواز همای آثار «آی خدا»، «وای می‌کمر» و «مشدی گل‌مار» را به زبان مادری‌اش به تمامی حاضرین در کاخ سعدآباد تقدیم کرد. در پایان کنسرت همای با اجرای قطعه پر غرور وطنی «میهن» در میان استقبال طرفدارانش به پایان رسید تا پس از این اجرا، اکثر دوستداران همای برای عکس گرفتن و تقدیر از هنرمند محبوبشان به سمت او بروند.

اعضای گروه مستان را برای اجرای این کنسرت، علاوه بر پرواز همای به عنوان خواننده، آهنگساز، شاعر و رهبر ارکستر، میلاد علی‌پور (تار)، مسلم علی‌پور (کمانچه)، محمد نوذری (سنتور)، پاشا هنجی و سعید فهیمی (نی)، اسفندیار شهمیر (نی و دف)، پیمان خازنی (بم‌ساز) و حمیدرضا یوسفی (تنبک و جیمبی) تشکیل می‌دادند، در حالی که هادی اسکندری نیز به عنوان خطاط، آن‌ها را همراهی می‌کرد.این اجرا به همت موسسه آوای هنر برگزار شد.

منبع : موسیقی ما

آلبوم موسیقایی «خاتون» رونمایی شد

بدون دیدگاه

موسیقی ما – آلبوم «خاتون» به خوانندگی حجت اشرف‌زاده و محصول مشترک مرکز موسیقی حوزه هنری و موسسه هنر و ادبیات هلال شنبه ۱۰ مهرماه با حضور جمعی از پیش‌کسوتان و پیر غلامان اهل بیت (ع) و عوامل تولید این آلبوم موسیقایی در حوزه هنری رونمایی شد.

به گزارش سایت موسیقی ما، خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، عباس محمدی سرپرست مرکز موسیقی حوزه هنری در مراسم رونمایی از آلبوم موسیقایی «خاتون» که شنبه ۱۰ مهر ماه در حوزه هنری برگزار شد، با بیان اینکه آلبوم «خاتون» محصول مشترک دفتر موسیقی حوزه هنری و موسسه هنر و ادبیات هلال است، اظهار کرد: «خاتون» دومین آلبوم عاشورایی از سال ۹۴ است که با رویکرد تکریم مداحان بزرگ اهل بیت (ع) رونمایی می‌شود. سال قبل آلبوم «خونین دلان» را رونمایی کردیم و امیدواریم این راه ادامه داشته باشد و بتوانیم این میراث معنوی را حفظ کنیم.
 

  • دستگاه امام حسین (ع) همیشه توانایی جذب مخاطبان را دارد

حجت الاسلام حسین فتحی، مدیر موسسه فرهنگی هنری هلال، نیز در سخنانی با بیان اینکه آلبوم «خاتون» ثمره ۲ سال تلاش هنرمندان ارادتمند اهل بیت (ع) است، اظهار کرد: آنچه تاکنون رخ داده هجومی از بیرون به اصالت‌های حوزه مداحی و مرثیه سرایی بوده است. اینک به خاطر خانه‌نشینی و یا گوشه‌نشینی سنی پیش‌کسوتان مداحی و هیئت داوری و بی‌بهرگی فضای مجازی از انتقال تجربه‌های مداحان به نسل جوان، عرصه اصالت‌ها، میدان تاخت و تاز و راهبری کم‌مایگان معنوی شده است.
 

  • برخی از مداحان در تلفیق محتوا و قالب، فضایی غباراندود ساخته‌اند

وی ادامه داد: متاسفانه برخی که ریشه در آب دارند و چشم به آن سوی آب‌ها دوخته‌اند، محتوا را فدای قالب می‌کنند و بی‌خبر از رنج‌های نسل‌های پیشین، در تلفیق محتوا و قالب‌ها، فضایی سراسر غباراندود را ساخته‌اند که‌گاه با انتشار اثری در فضای مجازی و یا تصویر و صوتی از محفل خود، سبب دلشکستگی خادمان فرهنگی اهل بیت (ع) می‌شوند.

فتحی همچنین گفت: با رشد چشمگیر رسانه‌های عصر حاضر، نیاز به تولید آثار مناسب مذهبی احساس می‌شود. روی آوردن موسسه هلال به زمینه‌های دیگر هنر، همچون موسیقی نیز بر اساس همین دغدغه است. اگر می‌خواهیم ساختمان و بنایی را به درستی بنا کنیم، امکان ندارد بتوانیم به پایه و ریشه ساختمان بی‌توجهی کنیم. امکان ندارد سقف بدون ستون و پایه بر سر ما بایستد. این توجه کمتر شده و اگر امروز می‌بینیم برخی از علما و رهبر معظم انقلاب اسلامی در فرمایشاتشان اصالت‌ها را مورد توجه قرار می‌دهند بر اساس همین نکته است.

مدیر موسسه فرهنگی هنری هلال با تاکید بر اینکه شیعیان و دستگاه امام حسین (ع) همیشه توانایی جذب مخاطبان را دارند، گفت: اگر امروز آثار موسسه هلال تحسین کلامی و قلمی بزرگان ادبیات آیینی را برانگیخته است، نتیجه سخت پسندی موسسه در انتشار آثار است. آلبوم موسیقی به‌جز «خاتون» هم کار کرده‌ایم که به بازخوانی نوحه‌های آذری اختصاص دارد و نواهای شیرین و زیبایی را در این آلبوم می‌شنوید. دهه دوم فعالیت موسسه هلال، بر اساس تولید آثار ارزشمند در قالب‌های گوناگون و در انتشار و ارائه آن در عرصه بی‌انتهای رسانه‌های دیداری، شنیداری و فضای مجازی است.

وی تصریح کرد: آلبوم «خاتون» بر اساس دغدغه‌های از پیش گفته شده منتشر شده است و بدیهی است که جنبه‌های گوناگون اثر و ارائه آن در معتبر‌ترین پایگاه‌های اینترنتی مربوط به حوزه موسیقی را مد نظر داشته‌ایم. این آلبوم، نخستین آلبومی است که با موضوع مرور آثار مداحی اصیل و اسم بردن از مداحان صاحب شیوه اصیل خوان تهیه شده است. اثری است که به صورت پیوسته و روایی در حوزه موسیقی تولید شده است. نخستین اثر مذهبی است که بی‌مناسبت تدوین شده و موضوع موسیقی آن به اصطلاح چهار فصل است. همچنین نخستین اثر موسیقایی مذهبی است که خدمت به چهارده معصوم با تایید مادر بزرگوارشان حضرت فاطمه (س) را در اولویت محتوایی قرار داده است. همچنین نخستین اثر مشترک موسسه هلال و حوزه هنری است.

فتحی با اشاره به اینکه قالب اشعار آلبوم «خاتون» نیمایی است، گفت: از بافت کلاسیک و خاطره‌انگیز موسیقی اصیل آیینی در اثر استفاده شده است و برای ذهن نسل‌های اول و دوم نیز خاطره‌انگیز است. مجموعه‌ای از نوحه‌های مشهور اصیل نیز در بافت اثر از نوحه‌های فاطمیه تا محرم بازخوانی شده‌اند تا به یاری موسیقی که زبان امروز مخاطبان جهان است ماندگار شود. بر احصای شیوه‌های خادمی اصیل اهل بیت (ع) در لباس مداحی و هیئت داری در متن شعر تاکید شده است.
 

  • آلبوم «خاتون» حرف‌های دیگری هم دارد

فاضل نظری، معاون هنری حوزه هنری و مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری، نیز در سخنانی با بیان اینکه امیدوارم همکاری بین حوزه هنری و موسسه هلال ادامه دار باشد، اظهار کرد: خدا را شکر کردم که این کار با صدای حجت اشرف‌زاده منتشر می‌شود. ما سال گذشته اثر دیگری را از ایشان با عنوان «ماه و ماهی» منتشر کردیم و این خوانند محبوب و دوست‌داشتنی برای نسل جوان وقتی امروز اثری عاشورایی منتشر می‌کند، در پس و پشت این اثر حرف‌های دیگری هم دارد و ان‌شاءالله این حرف‌ها گفته و شنیده می‌شود.

نظری اظهار داشت: پرداختن به موضوع عاشورا بختی می‌خواهد که نصیب هر هنرمندی نمی‌شود. دیروز با آقای اخشابی تلفنی صحبت می‌کردم و ایشان می‌گفت ۳ روز می‌گذرد که داخل استودیو است و شب‌ها هم‌‌ همان جا می‌خوابد و اثری که ۶ سال پیش می‌خواست برای اباعبدالله حسین (ع) بسازد را شروع کرده‌، اما دلش نمی‌آید که از آن دست بردارد و مدام سخت‌گیری می‌کند. به ایشان گفتم کمال جویی و کمال طلبی در ذات کاری که انجام می‌دهی وجود دارد.

وی در پایان گفت: دوستانی که برای تولید آلبوم «خاتون» گرد هم آمدند، انتخاب شده و کاربلد هستند. اتفاق خوبی است و برای آن باید خدا را شکر کرد.
 

  • خدمات متقابل موسیقی ملی و موسیقی مذهبی حائز اهمیت است

محسن جلیلی، آهنگساز آلبوم موسیقایی «خاتون»، نیز با تاکید بر اینکه همیشه استفاده از آوا‌ها و موسیقی آیینی، بخش مهم و جدانشدنی در برگزاری مراسم دینی و اعتقادی بوده است، عنوان کرد: توجه به کیفیت محتوای کلام و ارتباط آن با گوشه‌های موسیقی و ارزش‌های تربیتی آن از ویژگی‌های خاص آیین‌های عاشورا است.

وی ادامه داد: خدمات متقابل موسیقی ملی و موسیقی مذهبی، جدا از کمیت قابل توجه آن، به لحاظ کیفی هم حائز اهمیت است. به جرئت می‌توان گفت اگر موسیقی ردیفی وارد تعزیه نمی‌شد، هرگز به این شکوه و ماندگاری نمی‌رسید. موسیقی مذهبی در ایران، طی قرن‌ها گذر زمان هر چند با تنگناهای بسیار مواجه شد، با این وجود توانست از تمام گذرگاه‌های تاریخ به سلامت عبور کند و رسالت فرهنگی خویش را در حد اعلا به انجام برساند. البته جای تاسف است که پس از گذشت قرن‌ها، این میراث ارزشمند و آزادی بخش، نه تنها آن گونه که شایسته‌اش بود، پاس داشته نشد، بلکه هر ساله با ضعف‌های روزافزون، کران تا کران این چشمه معرفت، با خشکسالی بینش و هنر لازمی که می‌بایست پشتوانه تعالی آن باشد، به نوحه‌هایی تبدیل شده که از غنای معنایی و اصالت آوایی ردی در آن‌ها یافت نمی‌شود.
 

  • کمتر دانشکده‌هایی در زمینه موسیقی مذهبی داریم

جلیلی با تاکید بر اینکه به عنوان تنها کشور مسلمان شیعه که مراسم محرم و صفر را با این شکوه و استقبال عموم برگزار می‌کنیم، کمتر دانشکده‌هایی در زمینه موسیقی مذهبی داریم، عنوان کرد: این خود راه را برای ورود بسیاری از کج‌سلیقگی‌ها بازمی دارد و از این جمله می‌توان به عدم اشراف برخی مداحان بر ردیف دستگاهی موسیقی ملی اشاره کرد.

حجت اشرف‌زاده نیز که موفق به حضور در این مراسم نشده بود، طی پیامی از تولیدکنندگان و برگزارکنندگان این مراسم تقدیر کرد.

در پایان با حضور عبدالحمید قره داغی قائم مقام معاونت حوزه هنری، عباس محمدی سرپرست مرکز موسیقی حوزه هنری و حجت الاسلام حسین فتحی رئیس موسسه هلال و از پیر غلامان اهل بیت (ع)، غلامرضا سازگار و حاج اکبر بازوبند و همچنین از خانواده پیرغلام فقید، حاج کریم دلنوا (شکیبا) تجلیل و تقدیر به عمل آمد و از آلبوم خاتون با حضور این شخصیت‌ها رونمایی شد.

منبع : موسیقی ما

اولین اجرای خیریه حامد همایون به نفع محک به سبک ستاره‌های قدیمی

بدون دیدگاه

فعالیت‌های جدید خواننده قطعه محبوب چ‌تر خیس

اولین اجرای خیریه حامد همایون به نفع محک به سبک ستاره‌های قدیمی

موسیقی ما- حامد همایون خواننده محبوب این روزهای بازار موسیقی پاپ، اولین بروز رسانه‌ای خود را با حضور در بازارچه محک ثبت کرد. این پدیده جدید که توانسته در سال ٩۵، میان ستاره‌های موسیقی جایگاه ویژه‌ای پیدا کند، عصر جمعه همراه با محسن رجب‌پور – مدیر موسسه ترانه شرقی- در بازارچه خیریه محک حضور پیدا کرد و از نزدیک با فعالیت‌های این خیریه معتبر آشنا شد.

حامد همایون که با قطعات «چ‌تر خیس»، «مردم شهر»، «شیدایی»، «به چشمات قسم»، «بارون که زد» و… توانسته میان مردم به محبوبیت فوق العاده‌ای دست پیدا کند، به سبک سایر ستاره‌های معرفی شده توسط شرکت ترانه شرقی قرار است در اولین گام، تمام عواید اولین اجرایش را به امور خیریه اختصاص دهد. رجب‌پور در این باره به موسیقی ما گفت: «این روندی است که طی سالهای گذشته هم طی کرده‌ایم و معتقدیم شکرانه سلامت و موفقیت در کار هنری، توجه ویژه به نهاد‌ها و مراکز خیریه است. امروز هم به بازارچه محک آمدیم که آثار حامد همایون در این مراسم هم پخش می‌شد. در این دیدار، با مسوولان محک توافق کردیم که تمام درآمدهای حاصل از اولین اجرای حامد را به محک اختصاص دهیم.»

همزمان با این اتفاق خوب، و در استقبال از ماه محرم و عزاداری عاشقان امان حسین (ع) و یاران وفادارش نیز قطعه مناسبتی جدیدی به نام «هیهات» با صدای حامد همایون از طریق تماشاخانه موسیقی ما منتشر خواهد شد. رجب‌پور درباره این قطعه هم به موسیقی ما گفت: «این قطعه فارغ از تمام مسائل هنری و بازار موسیقی، کاملا اعتقادی و برمبنای علاقه شدید من و حامد به شخصیت بی‌نظیر امام حسین (ع) تولید شده و امیدوارم عموم مخاطبان موسیقی و پیروان راستین سیدالشهدا هم با این قطعه دلی ارتباط برقرار کنند.»

قطعه «هیهات» با ملودی حامد همایون، شعری از سهیل حسینی، تنظیم سامان امامی و همراهی هادی جداری به عنوان نوازنده کلارینت و میکس و مسترینگ محمد فلاحی از طریق شرکت ترانه شرقی در اختیار موسیقی ما قرار گرفته و امشب ساعت ٢٠ از طریق تماشاخانه موسیقی ما قابل شنیدن و دانلود است.

حامد همایون از محصولات آکادمی «استعدادهای موسیقی ایران» متعلق به شرکت ترانه شرقی است. از دیگر چهره‌هایی که توسط این مرکز در حال معرفی به بازار موسیقی پاپ هستند، می‌توان به سپهر شاکری، مهرزاد امیرخانی و آرمان امامی اشاره کرد.

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

گروه مینیاتور در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه رفت

بدون دیدگاه

میثم مروستی خوانندگی کرد

گروه مینیاتور در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه رفت

موسیقی ما – به مناسبت گرامی داشت روز جهانی مولانا گروه مینیاتور به سرپرستی میثم مروستی در تالار خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه رفت. میثم مروستی که بیش‌تر به دلیل مهارتش در نوازندگی ویلون و سه تار و نیز تنظیم آهنگ های گوناگون شناخته شده است، چندی است به خوانندگی نیز علاقه مند شده و در این اجرا افزون بر سرپرستی گروه، خوانندگی را نیز بر عهده داشت.

در ابتدای کنسرت گروه ۸ نفره مینیاتور به روی صحنه آمدند. میثم مرودستی با در دست داشتن ساز ویولن اجرای خود را شروع کرد، گروه هم با سازهای خود که متشکل از تار ،عود ،ویولن،سنتور وسازهای زهی بود او را همراهی کردند . با تند شدن موزیک نوازندگان زمزمه کنان شعر بشنو از نی را با هم خواندند.
 
در پشت پرده نامرئی صحنه فردی لباس بلند سفیدی برتن داشت و به نوعی حرکات پرفورمنس انجام می‌داد. در کنار او یک نوازه فلوت ایستاده بود، صدای فلوت در سالن پیچیده بود گروه در سکوت نشسته بود، فلوت جادویی مانند نغمه پرندگان فضای سالن را با موزیک خود آغشته کرده بود .در ادامه این کنسرت میثم مرودستی شعر «بشنو از نی چون حکایت می‌کند» را خواند. با تاریک شدن سالن بار دیگر با همراهی سازهای کوبه‌ای و فلوت حرکات سماع انجام شد.
 
در ادامه‌ی برنامه،  شعر «ای آسمان عاشقان ای جان جانان» پخش شد، سپس گروه زمزمه کنان با هم همخوانی کردند وبعد میثم مروستی شعر جان عاشقانه را خواند و ای خاک تنها را گروه زمزمه کنان با هم خواندند. از جمله مهمانانی که در این کنسرت حضور داشتند می توان به مهیار علیزاده، حامد همایون، مصطفی باد کوبه ای و محسن رجب‌پور اشاره کرد.
 
لازم به ذکر است که ؛ گروه مینیاتور از پاشا هنجنی (نی)، بابک غسالی (عود)، پویا سرایی (سنتور)، نیلوفر محبی (ویلون)، آتنا اشتیاقی (ویلونسل)، پریسا پیرزاده (ویولا)، شایان ریاحی و فرهاد صفری (سازهای کوبه‌ای) و مسعود آذین (تار) تشکیل شده است .آیین مشکاتیان نیز درکنار میثم مروستی در اجرای این برنامه همکاری داشت.
 
ساخت تمام قطعات این اجرا به عهده میثم مروستی بود. در پایان نیز به منتخبان این فراخوان تقدیر به عمل آمد.

منبع : موسیقی ما

بهمنی، اخوان و آزاد، گروه‌های «ادیب» و «ابریشم» را برگزیدند

بدون دیدگاه

موسیقی ما – عصر روز جمعه ۹ مهرماه، سالن اصلی فرهنگسرای ارسباران محل برگزاری پنجمین برنامه هزار صدا در بخش کلاسیک ایرانی بود تا در طی آن دو گروه برگزیده بهار و تابستان ۹۵ این برنامه  انتخاب ‌شوند.

با توجه به اینکه قرار نبود در بخش ابتدایی برنامه گروهی به عنوان میهمان حضور داشته باشد، کارشناسان برنامه از همان ابتدا روی صحنه حاضر شدند و برنامه با خواندن شعری از محمدعلی بهمنی توسط آرش نصیری آغاز شد: «اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است/ دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است/ اکسیر من نه این‌که مرا شعر تازه نیست/ من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است». سپس تیتراژ برنامه پخش شد که بخشی از گلهای شماره ۱۰۴ در مایه ابوعطا بود. در ابتدای این تیتراژ هم آمده بود که این برنامه به استاد فرهنگ شریف تقدیم شده است.

در این برنامه، محمدعلی بهمنی به عنوان کارشناس شعر، هنگامه اخوان به عنوان کارشناس آواز و داود آزاد به عنوان کارشناس موسیقی حضور داشتند که پس از سخنان آنان برنامه آغاز و برای اولین اجرا، گروه «ابریشم» که در آخرین برنامه دور مقدماتی برگزیده شده بودند به روی صحنه دعوت شدند.

این گروه به سرپرستی و آهنگسازی فرشید خویی‌وند و خوانندگی سیدعلی میرمشهوری برنامه را با این شعر آغاز کردند: «دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده/ خرقه تر دامن و سجاده شراب‌آلوده» و با «تو نمی‌دانی که این دل چون شده کاش بودی جای من/ رفتی و از دوریت مجنون شده کاش بودی جای من» ادامه دادند و در پایان «تا صبح‌دم به یاد تو شب را قدم زدم/ آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم» را خواندند. محمدعلی بهمنی لزوم معاصر بودن را به آنها گوشزد کرد. داود آزاد ضمن تعریف از چهارمضرابشان، نکاتی درباره آهنگسازی‌شان گفت و هنگامه اخوان درباره آواز خواننده نظراتش را ارائه کرد.

برای دومین اجرا گروه «ادیب» روی صحنه آمدند و امید آزاک خواننده گروه، با اینکه در ابتدای اجرایش عنوان کرد سرما خورده، خوب آواز خواند. او در آواز این شعر مولانا را اجرا کرد: «گرچه آن لعل لبت عیسی رنجوران است/ دل رنجور مرا چاره‌ی بهبود نکرد» و در  تصنیف شعری از  متین اسماعیلی با این مطلع « چو لیلا از من دیوانه بگذر/ ازین مجنون چنان بیگانه بگذر» را خواند.

نکته‌ای که بهمنی در باره این ترانه گفت هم معاصر نبودن آن بود.

سپس مجری از نوازنده نوجوانی به نام «شهریار» برای نوازندگی پیانو دعوت کرد و پس از اجرا اعلام کرد او پسر پرواز همای است که با استقبال تماشاگران همراه بود.

سپس سومین گروه به روی صحنه دعوت شدند که گروه «بیداد» از شهرستان آمل بود. علیا کاظمیان خواننده این گروه اجرایش را با «در هجر تو مرگ همنشینم بادا/ منظور دو دیده آستینم بادا» از نظیری نیشابوری آغاز کرد و سپس «نماز مست شریعت روا نمی‌دارد/ نماز من که پذیرد که روز و شب مستم» سعدی را خواند. در پایان،  این شعر از اهلی شیرازی را در تصنیف خواند: «اکنون که تنها دیدمت لطف ار نه آزاری بکن/ سنگی بزن تلخی بگو تیغی بکش کاری بکن»

نکته‌ای که محمدعلی بهمنی عنوان کرد ایرادی بود که در یکی از قافیه‌های شعر وجود داشت و هنگامه اخوان اجرایشان را کنسرت نامید و به مرکب‌خوانی‌شان ایراد گرفت. مهم‌ترین نکته این اجرا هم مدت زمان اجرایشان بود که هشت دقیقه بیشتر از زمان تعیین شده بود. البته دو گروه قبلی هم هر کدام حدود چهار دقیقه از حداکثر وقت تعیین شده فراتر رفته بودند.

قرار بود گروه «حلقه» هم در بخش بعدی اجرا کنند که بنابر اعلام مجری، چهار نفر از اعضای این گروه دچار آنفلوآنزا شدند و از حضور در برنامه معذور شدند.
در پایان این برنامه فاضل جمشیدی با همراهی سنتور حسین پرنیا و تنبک پژمان پرنیا قطعه آوازی را در همایون اجرا کرد و سپس آهنگ معروف «تو ای پری کجایی» اجرا شد.  
پس از اجرای این گروه مهمان که بخشی از گروه همایون بود، کلیه گروه‌های شرکت‌کننده و داوران روی صحنه حاضر شدند و دو گروه انتخاب شده به این شرح اعلام شد:
•    گروه اول: ادیب
 اعضای گروه: امید آزاک (آواز)، پانیذ مجاهدنیا (تار)، شهریار جعفری (عود)، مجید عموزاده (نی)، روزبه نافعی (تنبک) و حامد بالنده (سنتور و سرپرست).

•    گروه دوم: ابریشم
اعضای گروه ابریشم: فرشید خویی‌وند (نوازنده تار، سرپرست و آهنگساز)، سیدعلی میرمشهوری (خواننده)، مسعود صالح کرمانی (نی)، امیررضا بهاج (کمانچه)، محمد جوزی (عود)، حسین مویدی (سنتور) و علیرضا آشتیانی (تمبک).

بنا به اعلام آرش نصیری -مدیر این برنامه-، به دو گروه برگزیده، علاوه بر امکان حضور در فینال هزارصدا برای انتخاب برترین گروه، ضبط کامل استودیویی یک اثر نیز اهدا خواهد شد. این جایزه توسط استودیو طنین هستی به مدیریت بهزاد خدارحمی به گروه‌های برگزیده در هزارصدا اهدا شده است.

دکتر علی شمس اردکانی از بزرگان اقتصاد و صنعت و چهره شناخته شده صنعت نفت و دکتر سعید منصور افشار، استاد دانشگاه، نویسنده و مدیر عامل صنایع الکترونیک افشار و برند هوراند از جمله مهمانان ویژه این برنامه بودند.

در چهار برنامه‌ای که در دور مقدماتی و در بهار و تابستان برگزار شده بود، مجید درخشانی، عبدالحسین مختاباد و محمدعلی بهمنی در اولین برنامه، کیوان ساکت، سالار عقیلی و افشین یداللهی در دومین برنامه، فریدون شهبازیان، حمیدرضا نوربخش و سیدعباس سجادی در سومین برنامه و کریم صالح عظیمی، داود آزاد و اسماعیل امینی در چهارمین برنامه به عنوان داور حضور داشتند.

بنابر آنچه مدیر و مجری این برنامه پیش از این اعلام کرده، هزارصدا در پاییز و زمستان هم ادامه خواهد یافت و چهار گروه برگزیده در چهار برنامه بعدی هم، در نیمه نهایی بعدی به رقابت خواهند پرداخت و با انتخاب دو گروه دیگر از آن چهار گروه، فینال سال ۹۵ بین دو گروه برگزیده بهار و تابستان و دو گروه برگزیده پاییز و زمستان برگزار خواهد شد و گروه قهرمان به جامعه موسیقی معرفی خواهد شد.

هزارصدا برنامه‌ای از «آرش نصیری» روزنامه‌نگار باسابقه هنری است که با هدف معرفی استعدادهای تازه موسیقی در دو ژانر موسیقی سنتی و پاپ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود.

برنامه بعدی هزارصدا در روز جمعه ۷ آبان برگزار خواهد شد. جزییات و گزارش‌های این برنامه از طریق سایت «موسیقی ما»، سایت فرهنگسرای ارسباران و کانال تلگرامی‌هزارصدا (@hezarseda) در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد.

منبع : موسیقی ما

اعطای مجوز به ۳۰ آلبوم و ۱۵ تک آهنگ در ماه گذشته

بدون دیدگاه

تازه ترین گزارش آماری دفتر موسیقی منتشر شد

اعطای مجوز به ۳۰ آلبوم و ۱۵ تک آهنگ در ماه گذشته

موسیقی ما – واحد نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی موسیقی با انتشار گزارشی از اعطای مجوز به ۳۰ آلبوم موسیقی و ۱۵ تک آهنگ طی یک ماه گذشته خبر داد. واحد نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی موسیقی مجوز ۱۸ آلبوم موسیقی سنتی و ۱۱ آلبوم موسیقی پاپ و یک آلبوم موسیقی کلاسیک را طی یک ماه گذشته صادر کرده است.
 
در میان آلبوم های سنتی مجوز گرفته، سه آلبوم بی کلام «هنر طبیعت»، «پیدایش ستاره» و «چشمه های سپید» اثر مجید کیانی، آلبوم «از دوار چرخ» اثر کیخسرو پورناظری و آلبوم «با تو می خوانم» اثر سعید فرج پوری با آواز جمال کردستانی حضور دارند.
 
«بهار نو» با آواز مظفر شفیقی و تنظیم محمدباقر زینالی، «همنوازی دف و نی بندیر» اثر سیامک جهانگیری، «کُر وَری» اثر احسان جوکار و آواز افشین جوکار، «مارال» اثر هامون بهرامی مقدم، «مطرب درد» اثر ساسان بازگیر و آواز بهروز افشار، «چشم انتظار» اثر رامین صفایی و آواز وحید تاج و اسدالله مدقالچی، «وهم» اثر حسام اینانلو، «نوبانگ ۱» اثر محمد صالحی، «از ری تا تیسفون» اثر نیما دلنوازی، «چلچله» اثر حسن سلیمانی و آواز مصطفی حسینی، «حلقه رندان» اثر مهرداد کریم خاوری، «قدم یار» اثر سید قدمیار حسینی، «همیشه بهار» به آهنگسازی سیامک صالحی دیگر آلبوم های مجوز گرفته بخش سنتی هستند.
 
همچنین مجوز آلبوم موسیقی کلاسیک «سوییت های عاشقانه» به آهنگسازی لوریس چکناواریان صادر شده است.
 
آلبوم های پاپ مجوز گرفته عبارتند از: «هوایم نیست» به آهنگسازی مهرزاد خواجه امیری و خوانندگی حیدر مستخدمین حسینی، «بخشش» به آهنگسازی و خوانندگی محمد حیدری، «پروجریا» به خوانندگی محمدامین رفیعی نیا، «کوچ» به آهنگسازی محمد موذن باشی و خوانندگی محمدرضا مقدم، «ساعت هفت» به آهنگسازی حسین قربان پور و خوانندگی مهدی احمدوند، «بن بست» به آهنگسازی حسین قربان پور و  خوانندگی آرش یوسفی، «جدایی» به آهنگسازی مهران عیسی نژاد و خوانندگی رضا سرپرست، آسیاب به نوبت به آهنگسازی پویان اعتصامی و خوانندگی رضا سرپرست، «قرن ۲۱» به آهنگسازی صالح رضایی و خوانندگی مجتبی شاه علی و آلبوم «میشه» به آهنگسازی سعید معظمانی و خوانندگی نیما صادقی آثاری هستند که در بخش پاپ مجوز خود را دریافت کرده اند. ضمن اینکه مجوز ۱۵ تک آهنگ که غالبا در گونه موسیقی پاپ هستند نیز صادر شده است

منبع : موسیقی ما

نیاوران میزبان مجالس تعزیه عاشورایی

بدون دیدگاه

در هفتمین سال پیاپی و با حضور گروه سید الشهدا

نیاوران میزبان مجالس تعزیه عاشورایی

موسیقی ما – همزمان با آغاز دهه اول ماه محرم، در هفتمین سال پیاپی مجالس تعزیه عاشورایی با حضور هنرمندان گروه تعزیه سید الشهدا در فرهنگسرای نیاوران تهران برگزار می شود.

برگزاری مجالس تعزیه از سال ۱۳۸۹ در فرهنگسرای نیاوران آغاز شده و همچنان با حمایت معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت منظم در دهه اول ماه محرم برگزار می شود. طبق روال سال های گذشته این مراسم در سال ۱۳۹۵ نیز با حضور هنرمندان تعزیه گروه سید الشهدا هر شب ساعت ۲۰ در طول دهه اول ماه محرم برگزار خواهد شد.

مجالس تعزیه عاشورایی از شامگاه دوشنبه ۱۲ مهرماه در نخستین روز محرم در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران آغاز می شود و به مدت ۱۰ شب تا روز عاشورا دنبال خواهد شد
.
روز دوشنبه (اول محرم)، مجلس شهادت هانی‌بن عروه برگزار خواهد شد. بعد از آن مجلس شهادت مسلم‌بن عقیل (ع)، مجلس شهادت طفلان مسلم، مجلس بارگاه ابن زیاد، مجلس شهادت حضرت علی‌اکبر (ع)، مجلس ورود به کربلا و شهادت حر، مجلس شهادت حضرت قاسم (ع)، مجلس شهادت حضرت ابوالفضل (ع)، مجلس شهادت حضرت امام حسین (ع) به اجرا درخواهد آمد.

منبع : موسیقی ما

اولین آلبوم موسیقی «دیمین زند» منتشر شد

بدون دیدگاه

از صبح امروز در سراسر کشور و با عنوان «شلیک آغاز»

موسیقی ما – اولین آلبوم موسیقی «دیمین زند» که به تازگی به ایران بازگشته، با عنوان «شلیک آغاز» به سبک «جاز»، «بلوز» و «پروگرسیو راک» منتشر و راهی بازار موسیقی کشور شد، هم‌زمان با پخش، این اثر به صورت مجازی و از طریق سایت «بیپ تونز» نیز در دسترس مخاطبین قرار گرفته است.
 
«شلیک آغاز» شامل هفت قطعه به نام‌های «جزی»، «آتش و آب»، «جرم»، «یه جا رو زمین»، «حکایت»، «روح سنگین» و «شلیک آغاز» است که آهنگسازی قطعات آن برعهده دیمین زند بوده و اشعار آن از غزلیات شعراى نام آشنا و همچنین ترانه سرایان معاصر انتخاب شده است.
 
«دیمین زند» که تحصیلات خود را در مجارستان به اتمام رسانده و پس از بازگشت به ایران و آغاز دوباره فعالیت‌های موسیقایی‌اش، توانسته است تاثیر متفاوتی در موسیقی خیابانی داشته باشد، درباره این اثر چنین می گوید: «گرچه طی سال‌های اخیر تصویر اشتباه و نامناسبی از موسیقی راک و جاز ارائه شده، اما خوشبختانه امروز این نگاه تغییر کرده و فضای انتشار قطعات جاز و راک بسیار بهتر شده و این امیدواری وجود دارد که فضای اجرای قطعات و همکاری با سازندگان این سبک موسیقی که اتفاقا طرفداران بسیاری هم دارد، بیشتر شود.»
 
دیمین زند متولد ۱۳۶۹ در تهران است که توانسته بیش از ۳۰ قطعه موسیقی سبک راک و جاز تولید کند، او همچنین توانسته است با استفاده از گوش موسیقیایی خود طی ۲سال گذشته فعالیت‌های موثری در زمینه موسیقی خیابانی و آشنایی مردم با این سبک از موسیقی داشته باشد. علاقه‌مندان برای تهیه آلبوم موسیقی «شلیک آغاز» به صورت نسخه اصلی می‌توانند به مراکز معتبر فروش محصولات فرهنگی و هنری سراسر کشور مراجعه کنند، همچنین این اثر از طریق سایت «بییپ تونز» نیز به صورت دیجیتال قابل خریداری و دانلود قانونی است.

منبع : موسیقی ما

همایون نصیری: ما قدر گنجینه‌های نوازندگی ایران را نمی‌دانیم

بدون دیدگاه

موسیقی ما – مراسم معرفی «همایون نصیری» به عنوان آرتیست پرکاشن دیجیتال کمپانی «یاماها» برگزار شد. دفتر شرکت «آرشه جام جم» (نماینده سازهای ضربی یاماها در ایران) عصر جمعه نهم مهرماه میزبان جمعی از نوازندگان سازهای کوبه‌ای بود. در این برنامه برای اولین‌بار از جدیدترین پرکاشن دیجیتال شرکت یاماها به نام DTX رونمایی شد و همایون نصیری دقایقی را در جمع همکارانش صحبت کرد. همایون نصیری در سال ۱۳۸۶ هم به عنوان آرتیست کمپانی meinl معرفی شد و طی سال‌های اخیر همکاری‌هایی هم با نوازندگان بین‌المللی از جمله «حکیم لودین» داشته است.

برنامه با صحبت‌های «فرزاد قیصری‌پور»، نوازنده و نماینده شرکت آرشه جام جم، آغاز شد و او درباره مقوله آرتیست‌شدن همایون نصیری از سوی کمپانی یاماها این توضیحات را بیان کرد:«داستان کمپانی «یاماها» این است که به صورت منطقه‌ای عمل می‌کند. دفتر مرکزی یاماها در ژاپن است و یک سری دفاتر فروش در مناطق و قاره‌های مختلف دارد. دفتری هم که برای منطقه ما وجود دارد «یاماها موزیک گلف» واقع در دبی است که به صورت منطقه‌ای کارهای یاماها در ایران را کنترل می‌کند. این منطقه تصمیم گرفته آرتیست‌هایی را به عنوان آرتیست‌های منطقه‌ای و نه بین‌المللی اضافه کند. یعنی این مورد در کاتالوگ‌های جهانی درج نمی‌شود و فقط در کاتالوگ‌های منطقه‌ای به آن اشاره خواهد شد. چون آرتیست‌های ما هم آرتیست‌های منطقه‌ای هستند و با موزیسین‌های بین‌المللی کار جدی انجام نداده‌اند و به شکل بین‌المللی مطرح نیستند. عکس این آرتیست‌ها در کاتالوگ‌های منطقه‌ای یاماها درج خواهد شد و طی سال‌های گذشته آقایان «فیروز ویسانلو» و «بابک ریاحی‌پور» را داشتیم. برای سال جدید هم «همایون نصیری» در جمع آرتیست‌های منطقه‌ای پرکاشن یاماها قرار می‌گیرد. می‌خواستم که از ایجاد سوءتفاهم جلوگیری شود چون حرف و حدیث‌های اشتباهی در این زمینه به وجود می‌آید و متأسفانه برخی دوستان زیاده‌گویی یا کم‌گویی می‌کنند. کمپانی یاماها هم یک دستگاه پرکاشن دیجیتال به رسم قدردانی همایون نصیری هدیه داده است.»

سپس همایون نصیری در میان تشویق‌های حضار روی صحنه رفت و گفت:«دلگرمی من و اعتبار این جلسات و همه اتفاقات به واسطه حضور شما است و اگر نبودید خیلی از اتفاقات خوب رخ نمی‌داد. قبل از هر چیز از شرکت یاماها تشکر می‌کنم به خاطر اینکه بهانه‌ای ایجاد کردند تا این تعداد پرکاشنیست دور هم جمع شوند. خیلی از نوازندگان درجه یک کشورمان اینجا هستند و شاید به خاطر کار و مشغله زیاد نمی‌رسیم که خیلی دوستان قدیمی را ببینیم. این برنامه‌ها باعث می‌شود که دور هم جمع شویم و در این دید و بازدیدها اتفاقات خیلی خوبی رخ می‌دهد. قرارهای همنوازی گذاشته می‌شود یا با این دیدارها برخی سوءتفاهم‌های گذشته برطرف می‌شود. از جناب آقای لشگری موسس شرکت آرشه جام جم، جناب آقای ساختیان‌چی، جناب آقای امیر جلالی نماینده یاماها در ایران و فرزاد قیصری‌پور عزیز تشکر می‌کنم. آقای جلالی و قیصری‌پور به عنوان نماینده یاماها خودشان آرتیست هستند و همین موضوع همکاری ما را راحت کرده است. سال‌ها است که دوست هستیم و حرف همدیگر را همیشه به خوبی فهمیده‌ایم ولی این مورد را در برخی نمایندگان بزرگ برندهای دیگر کمتر می‌توان دید. این بسیار خوب است که با کسانی در حوزه سازهای ضربی کار می‌کنیم که خودشان اهل موسیقی هستند و موسیقی می‌دانند.»

او پس از بیان توضیحاتی درباره دستگاه DTX اعلام کرد:«وظیفه خودم می‌دانم به رسم ادب به خاطر جایگاهی که اگر داشته باشم، از اساتید خودم تشکر کنم. وظیفه دارم از کسانی که برای ما زحمت کشیدند و راه را صاف کردند تا الان دور هم باشیم قدردانی کنم. اولین من استاد من استاد «جمشید محبی»، استاد «ناصر فرهنگ‌فر»، استاد «بیژن کامکار» و استاد «عین‌الله کیوان‌شکوه» طی این سال‌ها از ایشان نکات زیادی فرا گرفتم. طی سال‌های اخیر هم از حضور و تجربه استاد «حکیم لودین» بسیار آموختم. هیچکدام از این بزرگواران اینجا نیستند ولی انشاالله در یک زمان و مکان بزرگتر بتوانیم قدردان زحماتشان باشیم.»

بنیانگذار گروه «دارکوب» درددل‌های خود با همکارانش را هم اینگونه بیان کرد:«اکثر عزیزان حاضر در این مراسم، پرکاشنیست هستند و این برای من خیلی مهم است که دوستان همیشه دور هم باشند و رقابت‌ها سالم باشد و از موفقیت همدیگر خوشحال شویم. هر قدمی که هر کدام از ما جلو می‌رود اگر ما هم پشتش باشیم، قطعاً آن قدم محکم‌تر می‌شود. هر اتفاق مثبت برای هرکدام از ما باعث می‌شود که از بیرون یک امتیاز مثبت به پرکاشن ایران اضافه شود. فرقی نمی‌کند افتخار را چه کسی به دست آورده و مهم این است که موقعیت اکنون ما با چهارده یا پانزده سال پیش بسیار متفاوت است. آن سال‌ها اگر من می‌خواستم یک پوست برای کونگای خودم عوض کنم باید در میدان بهارستان به دنبال تخته پوست می‌گشتم تا ببینم که کدام یک ضخامت یکسانی دارد. پوستی که الان به راحتی خریداری می‌شود در آن زمان نبود و چندین بار دستان خودم را با تیغ موکت‌بری بریدم تا یاد بگیرم که چگونه پوست عوض کنم. از آنجا به اینجا رسیده‌ایم و موقعیت نوازنده‌های ما فرق کرده است. نوازنده‌های زیادی داریم که به آنها افتخار می‌کنیم و چه بخواهیم و چه نخواهیم اعتبار این موضوع برای همه ما است. امیدوارم روزی برسد که همگی کنار هم و پشت هم حمایت کنیم. نبود یک فستیوال پرکاشن که در همه جای دنیا هست یک ضعف بزرگ است و در حال صحبت‌ با شرکت‌های مختلف برای حمایت از این اتفاق هستیم تا راه‌اندازی شود. نوازندگان خارجی زیادی هستند که دوست دارند برای چنین اجراهایی به ایران بیایند. خیلی‌ها هستند که دوست دارند هزینه‌شان را بدهیم و به ایران بیایند. ما نوازنده‌های بزرگی داریم که گنجینه‌های ما هستند و چون هموطن خودمان هستند و نامشان ایرانی است قدرشان را نمی‌دانیم. نوازنده‌های خارجی حسرت نوازنده‌ها و اساتید ما را می‌خورند تا از نزدیک آنها را ببینند. اساتید زیادی هستند که حرف‌های زیادی برای گفتن دارند و ما قدر گنجینه‌های نوازندگی ایران را نمی‌دانیم و فکر می‌کنیم هرکسی که از خارج بیاید را باید روی چشم بگذاریم. مهمان‌نواز باید باشیم اما غریب‌پرست نباید باشیم. ما گنجینه‌ای از ریتم و گنجینه‌های نوازندگی در گوشه و کنار ایران را داریم و امیدوارم قدر داشته‌های خودمان را بیشتر بدانیم. به عنوان کسی که چند سال ساززدن را زودتر شروع کرده درددلی با دوستان و همکاران خودم داشتم.»

همایون نصیری نهایتاً گفت:«اعتقاد دارم با این جمع‌هایی که داریم روز به روز جلو می‌رویم و پیشرفت می‌کنیم. امیدوارم همه عزیزانی که در این جمع حضور ندارند و دوستانی که جایشان خالی است قدر همدیگر را بدانند و اتفاقات دورهمی بیشتر انجام شود.»

در پایان برنامه هم این هنرمند به همراه «حمید اکبری» و «محسن خاش» یک تریو کاخن برای حاضرین اجرا کردند. پس از اتمام این بخش مهمانان حاضر در مراسم بنر یادبود برنامه را برای همایون نصیری امضا کردند. از جمله نوازندگان سرشناس حاضر در این برنامه می‌توان به «سعید صارمی»، «میلاد سعدی»، «احسان شفیعی»، «کیوان ملک» و «اشکان پورفرخی» اشاره کرد.

در ادامه می‌توانید عکس‌های «سارا عبداللهی» از این مراسم را ببینید:

منبع : موسیقی ما

اجرای موسیقی کره‌ای توسط ارکستر سمفونیک تهران

بدون دیدگاه

در افتتاحیۀ هفته فرهنگی کره صورت گرفت

اجرای موسیقی کره‌ای توسط ارکستر سمفونیک تهران

موسیقی ما – شب گذشته، ارکستر سمفونیک تهران به رهبری «شهرداد روحانی» با اجرای قطعات کره‌ای، در تالار وحدت، در حالی روی صحنه رفت که سرود ملی جمهوری اسلامی و سرود ملی کره جنوبی به اجرا درآمد. این برنامه در راستای هفتۀ فرهنگی کره بود.
 
در اجرای شب گذشتۀ ارکستر سمفونیک، قطعات موسیقی کره‌ای آری رانگ، گوم گانگ سان و گرهانگ اجرا شدند. در بخش دوم نیز قطعات کلاسیک «اورتور خفاش» اثر یوهان اشتراس، «رقص دایره» اثر حشمت سنجری، «دانوب آبی» اثر اشتراس، «کاپریس اسپانیولی» اثر ریمسکی کرساکف و «در یک بازار ایرانی» اثر آلبرت کتلبی توسط نوازندگان به اجرا درآمدند. در انتهای برنامه هم مرادخانی – معاون هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی – و صفی‌پور – مدیرعامل بنیاد رودکی – همراه چانگ هوان ژو – معاون وزیر فرهنگ و گردشگری کره جنوبی – با حضور در میان نوازندگان، با آن‌ها به گفت‌وگو پرداختند.
 
علی مرادخانی (معاون هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی)، علی‌اکبر صفی‌پور (مدیرعامل بنیاد رودکی)، چانگ هوان ژو (معاون وزیر فرهنگ و گردشگری کره) و سفرای کشورهای ایتالیا، ژاپن، استرالیا، صربستان، کره جنوبی، ویتنام و فلسطین همراه جمعی از هنرمندان در این کنسرت حضور داشتند.

منبع : موسیقی ما

تولدِ گروهی تازه در موسیقی لری

بدون دیدگاه

«ملکی‌ها» برای هزاران مخاطبِ آنلاین خواندند

موسیقی ما – گروه «ملکی‌ها» (برادران ملکی) نخستین کنسرت رسمی خود را در تالار اندیشه برگزار کردند. این کنسرت علاوه بر حاضران در سالن، هزاران بیننده‌ی آنلاین هم داشت. در واقع این نخستین کنسرت موسیقی نواحی بود که به همت شرکت «حام» به صورت آنلاین برای مخاطبان سراسر کشور پخش می‌شد.
 
این کنسرت مخاطبان بسیاری را به تالار اندیشه کشانده بود، به گونه‌ای که جای خالی در تالار وجود نداشت. اجرای قطعه‌هایی از موسیقی لری با آهنگ‌ها و تنظیم‌هایی از مسعود و سعید ملکی و اجرای دو قطعه از آثار قدیمی و فلکلور موسیقی لرستان توانست رضایت مخاطبان را فراهم کرد. همچنین گروه «ملکی‌ها» در این اجرا دو قطعه از ساخته‌های اردشیر کامکار را اجرا کرد، هم‌زمان با کنسرت گروه «ملکی‌ها»، در لابی تالار اندیشه نمایشگاهی از سازهای ساخته شده توسط برادران ملکی برگزار شده بود.
 
این نخستین کنسرت «ملکی‌ها» بود که به تهیه کنندگی زهرا همتی و با مدیریت اجرایی احسان میرضیایی به روی صحنه رفت. قطعه‌هایی که گروه «ملکی‌ها» در این اجرا نواخت،‌عبارت بودند از: «سیل مس» آهنگ از علیرضا حسین‌خانی با تنظیم مسعود ملکی، «یار سفر کرده» با آهنگی از سعید ملکی، شو شمکی با مقدمه‌ای از اردشیر کامکار و آهنگی از سعید ملکی، ساز و آواز با همراهی کمانچه، «تش عشق» با آهنگی از مسعود ملکی، «بنیره» آهنگساز اردشیر کامکار، «بزم دوسی» آهنگساز مسعود ملکی، دونوازی عود و نی، «راز نوشیا» با تنظیمی از اردشیر کامکار، «بارون بهاری» آهنگساز سعید مکلی، چهارمضراب و آواز تنظیم مسعود ملکی، «هوای لرسو» آهنگساز مسعود ملکی،‌ «بارو بارو» تنظیم مسعود ملکی، «کت و گلونی» تنظیم مسعود ملکی.
 
گروه «ملکی‌ها» از سال ۱۳۸۷ شکل گرفت و نخستین آلبوم خود را با نام «هوای لُرسو» (یاد لرستان) با صدای حشمت رجب‌زاده و دومین آلبومشان با نام «یاد پدر» با صدای رادمهر علیپور در اوایل سال ۱۳۹۵ منتشر شد. قباد ملکی کمانچه، مسعود ملکی عود، سعید ملکی تار، حمید ملکی سنتور، وحید ملکی سنتور، مجید ملکی تنبک و رامین ملکی دف و دهل؛ اعضای اصلی گروه «ملکی‌ها» بودند. خواننده‌ی این گروه در کنسرتِ چهارشنبه ۷ مهر، رادمهر علیپور بود. همچنین کاووش سهرابیان نی، اشکان مرادی کمانچه، ساسان بازگیر تاررود(سازی ساخته ملکی‌ها) نوازندگان مهمان گروه بودند.
 
کنسرت گروه «ملکی‌ها» به همت موسسه «فروغ فلق» برگزار می‌شد و شرکت «حام» نخستین برگزار کننده کنسرت‌های آنلاین، این اجرا را به طور آنلاین برای مخاطبان داخلی و خارجی پخش می‌کرد. با تمهیداتی که مسئولان شرکت «حام» اندیشیده‌‌اند، کاربران ایرانی در هر کجای کشور که باشند با حداقلِ سرعت اینترنت می‌توانند این کنسرت را به صورت آنلاین ببینند. همچنین اینترنتِ دیدنِ کنسرت آنلاین رایگان است.

منبع : موسیقی ما

محورهای سومین جشنواره موسیقی «نوای خرم» اعلام شد

بدون دیدگاه

تقدیر ویژه از آموزشگاه‌های برگزیده موسیقی

محورهای سومین جشنواره موسیقی «نوای خرم» اعلام شد

موسیقی ما – ستاد برگزاری جشنواره و جایزه موسیقی همایون خرم (نوای خرّم)  ضمن اعلام محورهای اصلی برگزاری این رویداد موسیقایی از تقدیر آموزشگاه های برگزیده‌ای که در ترغیب هنرجویان به موسیقی ملی ایران فعالیت می کنند، خبر داد.
 
«ماندگاری و گسترش فرهنگ فاخر موسیقی اصیل ایران زمین»، «ارتقای بینش فرهنگی و هنری جامعه»، «ارائه‌ الگوهای مناسب اخلاقی و حرفه‌ای و شناخت بیشتر هنرجویان نسبت به بزرگان هنری کشور»، «بررسی میزان تأثیرپذیری هنرجویان از آثار مفاخر موسیقی کشور» و «تقویت روحیه جمعی در کودکان و نوجوانان علاقمند به موسیقی ایرانی» محورهای اصلی سومین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرم) اعلام شده است.  
 
ستاد برگزاری جشنواره در این دوره از آموزشگاه های برگزیدۀ موسیقی اعم از هنرستان ها، فرهنگسراها و سایر نهادهای آموزشی که در امر ترغیب هنرجویان کودک و نوجوان برای فعالیت در حوزه موسیقی ملی ایرانی تلاش می کنند، تقدیر به عمل خواهد آورد.
 
سومین جشنواره و جایزه همایون خرم ( نوای خرّم ) ویژه گروه سنی کودک و نوجوان روزهای ۱۵ و ۱۶ دی ماه سال جاری در تهران برگزار می‌شود. علاقمندان برای آگاهی از شرایط شرکت در سومین دوره جشنواره و جایزه همایون خرّم می‌توانند به تارنمای ویژه جشنواره www.khorramfestival.com مراجعه نمایند.
منبع : موسیقی ما

قطعه «پرواز»؛ تیتراژ سریال «گشت ویژه» با صدای «محمد معتمدی»

بدون دیدگاه

به صورت اختصاصی از «موسیقی ما» بشنوید و دانلود کنید

قطعه «پرواز»؛ تیتراژ سریال «گشت ویژه» با صدای «محمد معتمدی»

موسیقی ما – قطعه «پرواز» با صدای «محمد معتمدی» برای انتشار اختصاصی در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار گرفت. این اثر که با شعری از «بهمن محمدزاده»، تنظیم «افشین عزیزی» و آهنگسازی محمد معتمدی تولید شده تیتراژ سریال «گشت ویژه» است. «میلاد فرهودی» میکس و مسترینگ این کار را انجام داده و میلاد عالمی (ویولن و آلتو) و مهرداد عالمی (ویولنسل) نوازندگان این اثر هستند. این مجموعه از یازدهم مهرماه هر شب ساعت ۲۲ از شبکه اول سیما پخش می‌شود. موضوع سریال گشت ویژه درباره یک تیم زبده پلیس است و این سریال به مناسبت هفته ناجا و در سیزده قسمت چهل دقیقه‌ای تولید شده است. «حمید گودرزی»، «شاهد احمدلو»، «پدرام شریفی» و «محمد پاک‌نیت» از جمله بازیگران این مجموعه به کارگردانی «مهدی رحمانی» هستند.

این خواننده سرشناس موسیقی اصیل ایرانی در حالی قطعه «پرواز» را برای تیتراژ سریال «گشت ویژه» تولید کرده که طی شش ماه گذشته چند اجرای صحنه ای داشت. اما او طی این مدت پروژه‌های مختلفی را پیگیری می‌کرد و بیشتر تمرکزش روی تولید آثار جدید بود. محمد معتمدی در ماه خرداد قطعه «کویر» را با ترانه و آهنگسازی خودش منتشر کرد. همچنین یکی دیگر از پروژه‌های خبرساز او همکاری‌اش با «مهیار علیزاده» و «فردین خلعتبری» است. معتمدی در حال اجرای قطعاتی از ساخته‌های این دو آهنگساز مطرح است و حاصل همکاری این سه هنرمند اواخر پاییز یا اوایل زمستان در یک آلبوم منتشر خواهد شد.

قطعه «پرواز» با صدای «محمد معتمدی» را از «تماشاخانه» سایت «موسیقی ما» بشنوید و دانلود کنید.

منبع: 

اختصاصی سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

نیما علامه: هیچ وقت به خاطر مجوز، آهنگی را نخوانده‌ام

بدون دیدگاه

موسیقی ما – نشست خبری آلبوم «مبارکم باشه» با صدای «نیما علامه» برگزار شد. این خواننده جوان چندی پیش و پس از شش سال توانست مجوز رسمی فعالیت‌هایش را دریافت کند و آلبومش پس از ایام عزاداری محرم و صفر به بازار عرضه می‌شود. اما او روز پنجشنبه هشتم مهرماه در سالن همایش‌های امام علی(ع) پذیرای جمعی از چهره‌های هنری و همچنین اصحاب رسانه بود و برای اولین‌بار توضیحاتی را درباره اتفاقات چند وقت اخیر و همچنین آلبوم جدیدش مطرح کرد. او در این برنامه برای اولین‌بار رهبر ارکستر خود یعنی «محسن افشار» را هم معرفی کرد و این وعده را داد که به زودی اجراهای زنده‌اش را هم آغاز کند. گزارش این نشست را در ادامه می‌خوانید:

در ابتدا مجری برنامه از «محسن افشار» رهبر ارکستر نیما علامه، «نوید میرزایی» یکی از تنظیم‌کننده‌های آلبوم، و «مهدی ملک‌پور»، تهیه‌کننده آلبوم دعوت کرد تا روی صحنه حاضر شوند.

«محسن افشار» گفت: «برای من خیلی مهم بود که در رونمایی آلبومی که سال‌های زیادی طول کشید تا آماده شود حضور پیدا کنم اما ابتدا از شما می‌خواهم که یک دست برای پدر نیما علامه بزنید. چون مطمئن هستم که روح او اکنون اینجا و خوشحال است. دو سال پیش یعنی دقیقاً دهم فروردین سال ۹۳ برای اخذ مجوز صحنه‌ای اقدام کردیم و قرار بود کارهای صدور مجوز خیلی زودتر انجام شود و اجرای کنسرت‌ها را آغاز کنیم. به هر دلیلی چنین اتفاقی رخ نداد ولی ما در همان فروردین سال ۹۳ مجوز اجرای صحنه‌ای را دریافت کردیم و از همان آمادگی این را داشتیم که کنسرت‌ها را برگزار کنیم. اما متأسفانه یا به هر دلیلی این اتفاق چند روز پیش رخ داد. در این گروه تک تک افراد از آقای ملک‌پور، امید میرزایی، نوید میرزایی و سرکار خانم میرزایی بسیار زحمت کشیدند و من هم نقش کوچکی داشتم. برای پس از محرم و صفر برنامه‌ریزی‌های خوبی شده و امیدوارم که بتوانیم نظر مخاطبان نیما علامه را جلب کنیم.»

مهدی ملک‌پور به عنوان دومین نفر از تیم اجرایی نیما علامه اعلام کرد:«من شش سال پیش با نیما و مشاوره‌های آقای افشار وارد این عرصه شدم و تازه‌کار هستم و خوشحال هستم که تا الان جا نزدم. خیلی مواقع شده که خواستم جا بزنم ولی دوستان اجازه ندادند.»

نوید میرزایی هم گفت: «اینجا جمع شده‌ایم تا برای کسی خوشحال باشیم که لیاقتش را دارد که اینجا باشد و سال‌ها قبل باید چنین اتفاقی برایش رخ می‌داد. دو قطعه جدید نیما در آلبومش را من تنظیم کردم و تا جایی که می‌شد تمام تلاشم را کردم تا کارهای خوبی باشد. امیدوارم آلبوم را دوست داشته باشید و برای نیمای عزیز نهایت تلاشم را می‌کنم تا بهترین اجراها را برگزار کند.»

نیما علامه هم صحبت‌هایش را اینگونه آغاز کرد: «خیلی خوشحال هستم. نمی‌توانم خیلی لفظ قلم صحبت کنم ولی اتفاقی که شش سال منتظرش بودیم و برایش گریه و دوندگی کردیم بالاخره رخ داد. امیدوارم از این به بعد بتوانم سکوت شش ساله را با بهترین کارها جبران کنم. آلبوم «مبارکم باشه» حدوداً شش سال قبل استارت خورد و در طول این سال‌ها تغییرات زیادی در آن لحاظ شد. عقیده من این است که باید مدرن و همگام با سلیقه مردم پیش رفت و برای هر سلیقه‌ای کار داشته باشیم. تلاش کردیم همه مخاطبان را راضی نگه داریم و به امید خدا این مجموعه پس از ماه محرم و صفر منتشر می‌شود و تاریخ دقیقی نمی‌توانم اعلام کنم. پس از آن هم با اجراها و کنسرت‌ها در خدمت شما خواهیم بود. هشت قطعه را خودم تنظیم کرده‌ام و دو قطعه هم توسط نوید میرزایی عزیز تنظیم شده و کارهای بسیار مدرن و زیبایی هستند. در زمینه ترانه با «امیرعلی بهادری» همکاری کردم و یک ترانه هم از «علی کاشی» دارم. در زمینه میکس و مسترینگ با «ایمان احمدزاده» و نوید عزیز همکاری کردم و سایر کارها هم توسط محمد افضل انجام شده است. «فیروز ویسانلو»، «میثم مروستی»، «آرمین قیطاسی» و «فرشاد رشیدی‌نژاد» هم نوازندگان این مجموعه هستند. ترانه و ملودی و تنظیم و میکس و مسترینگ دو قطعه هم اثر خودم است که همان هفت هشت سال پیش پخش شدند.»

پس از صحبت‌های امید میرزایی، مدیر برنامه‌های نیما علامه، و ادای احترام او به مرحوم «احمد علامه دهر» پرسش و پاسخ خبرنگاران آغاز شد. نیما علامه ابتدا درباره این دوری شش ساله از عرصه موسیقی گفت: «روند موسیقی پاپ در سال‌های گذشته با امروز متفاوت بود. در آن زمان به دلیل اینکه یک ذره هنر داشتم، دوست داشتم بخوانم و کارهایم دیده شود اما جایی را نداشتم تا آثارم را به گوش مردم برسانم. به همین دلیل شبکه‌های ماهواره‌ای را انتخاب کردم ولی از طرف وزارت ارشاد به ما اعلام کردند که پخش آثار خواننده‌ها در آن شبکه‌ها خط قرمز است. من از روی بی‌اطلاعی این کار را کرده بودم و فقط دوست داشتم مردم کارهایم را بشنوند. به مرور تجربه خودم بیشتر شد و فهمیدم با چه رسانه‌هایی باید همکاری کنم. البته در آن زمان مثل امروز سایت‌های زیادی وجود نداشت که بتوانیم با آنها همکاری کنیم و راه‌های قانونی پخش موسیقی بهتر شده است. یکی دیگر از دلایل دوری این سالها آهنگسازی من برای دوستانی بود که بدون اجازه کارهایی که برایشان ساخته بودم را کلیپ می‌کردند و در آن شبکه‌ها پخش می‌کردند. بارها از آنها درخواست کردم که چنین کاری نباید انجام دهید و حتی در قراردادی که با آنها داشتم این موضوع به صورت مکتوب نوشته شده بود ولی گوش شنوایی وجود نداشت. تا اینکه آهنگسازی برای دوستانی که غیرقانونی کار می‌کنند را قطع کردم و در یک مقطع زمانی سکوت کردم. تلاشم این بود که تجربیات بیشتری کسب و روی تنظیم‌های آلبوم خودم کار کنم. این شش سال سکوت را به فال نیک می‌گیرم و تجربه‌ام در کار موسیقی بیشتر شد.»

در خلال برنامه بخش‌هایی از قطعات آلبوم در سالن پخش می‌شد و مضمون یکی از کارهای نیما علامه در آلبوم جدیدش که مرتبط با دفاع مقدس و رزمندگان است توجه مخاطبان را به خود جلب کرد. سوال بعدی یکی از خبرنگاران این بود که اجرای چنین قطعه‌ای تا چه حد به مقوله اخذ مجوز شما ارتباط داشت که نیما علامه در این زمینه پاسخ قاطعی داد و اعلام کرد: «یک سری از کارها دلی است و سعی کردم ادای دین کنم به عزیزانی که جان خود را در کف دست گذاشتند و از ذره ذره خاک ما دفاع کردند و باعث شدند ما بتوانیم به راحتی کار خودمان را انجام دهیم. در آن زمان من خیلی کوچک بودم ولی اگر یک فلاش‌بک به گذشته بزنید و مطالعه کنید متوجه می‌شوید که آن زمان چه اتفاقاتی در جنگ رخ داده است. من این آهنگ را چهار سال قبل خواندم و اگر قرار بود کارم درست شود، همان چهار سال قبل درست می‌شد. من این راه را ادامه می‌دهم چون واقعاً اعتقاد دارم و خواندن موسیقی مثلاً برای امام رضا(ع) علاقه و اعتقاد من است. اخیراً قطعه‌ای را با آقای «محسن طهرانی» کار کردیم که «دولت کاریکاتور» نام داشت و بر ضد استکبار جهانی و ضد کشتار در جهان بود. هر انسان مخالف کشتن یک انسان دیگر است و همه به این موضوع اعتقاد دارند. من هیچ وقت به خاطر مجوز، آهنگی را نخوانده‌ام و باز هم از این کارها می‌سازم.»

این خواننده سپس درباره سبک و سیاق و فضاهای متفاوت در قطعات آلبومش گفت: «کار هنری همیشه باید همگام با سلیقه مردم باشد و سلایق امروز از هر لحاظ فرق کرده است. من هم سعی کردم با حفظ چارچوب سبک خودم، استایل گذشته‌ای که داشتم را برای نسل جدید که اکتیوتر از نسل دهه شصت است با فضاهای پرهیجان‌تر ترکیب کنم. امیدوارم قطعات من را دوست داشته باشند چون این کارها از شش سال پیش تا الان بارها در همه بخش‌ها ویرایش شده است.»

علامه سپس در زمینه حضور امیرعلی بهادری در اغلب بخش‌های آلبومش هم به این نکات اشاره کرد: «کسی که با او کار کردم اسم واقعی‌اش امیرحسین بهادری است و از شش سال قبل پیش خودم آمد و من نوازندگی گیتار را به او یاد دادم. در کنار هم ترانه‌سازی و ساختن کارهای حرفه‌ای را آغاز کردیم و به این نتیجه رسیدم که استعداد بسیار خوبی دارد و در هر ژانری می‌تواند خوب بنویسد و ملودی‌های جدیدی بسازد. کارهایی که آن زمان داشت متنوع بودند و من بهترین کارهایش را گلچین کردم. اما سلیقه امروز او و آلبومی که منتشر کرد بسیار نسبت به آلبوم من متفاوت است.»

نیما علامه سوال بعدی خبرنگاران درباره اینکه آیا در این آلبوم قطعه‌ای همانند «رفتن تو مرگ منه» دارد که هیت شود را اینگونه پاسخ داد: «موسیقی پاپ امروز بسیار غیرقابل پیش‌بینی است. اما با توجه به در نظرگرفتن سلیقه‌ها فکر می‌کنم خاص‌ترین کاری که ما در این آلبوم داریم قطعه‌ «مبارکم باشه» باشد. موضوع آن عمومیت دارد و هرکسی می‌تواند با سوژه‌اش همذات‌پنداری کند و فکر می‌کنم عمر این آهنگ در آلبوم نسبت به کارهای دیگر بیشتر باشد. اما نهایت تلاش را کردیم و باید آلبوم منتشر شود تا نظرات مخاطبان را ارزیابی کنیم.»

او همچنین از آلبوم بعدی‌اش هم اینگونه یاد کرد: «دنبال ساختارهایی در ملودی و تغییراتی در ادبیات ترانه‌های پاپ هستم. ترانه‌های پاپ امروز ما یک نظمی دارد و دوست دارم هنجارشکنی انجام بدهم و سلیقه مخاطبان را هم درنظر خواهم گرفت. الان شاید نتوانم جزئیات دقیقی بیان کنم اما به زودی ساخته خواهد شد.»

این خواننده جوان اشاره دیگری هم به همکاری با سایر خواننده‌ها در مقام آهنگساز و تنظیم‌کننده داشت:«طی این شش-هفت سال ایده‌هایی که برای خودم داشتم را خرج کردم و به هرحال خوب هم بود. چون وقتی یک موزیک موفق برای کسی درست می‌کردم از کنارش سه چهار سفارش دیگر هم دریافت می‌کردم. اما متأسفانه داشتم فراموش می‌کردم که خودم خواننده هستم و بهترین موزیک‌ها را به سایر دوستانم دادم و از این بابت راضی نیستم. اما اقیانوس موسیقی من آنقدر عمیق و وسیع هست که بتوانم کارهایی که تکراری نیست تولید کنم.»

یکی دیگر از بخش‌های این برنامه اجرای زنده نیما علامه بود. این خواننده جوان سه قطعه از آلبومش را با نوازندگی کیبورد خودش اجرا کرد که این قسمت مورد توجه حضار قرار گرفت.

نیما علامه در این مراسم میزبان چهره‌های مطرح هنری نظیر «معین راهبر»، «آرمین قیطاسی»، «میلاد بابایی»، «مهران مستی»، «امید جهان»، «فرحناز منافی‌ظاهر»، «ایمان صفا»، «زهرا سعیدی»، «مصطفی یگانه»، «سعید سام»، «ارسام»، «وحید اسلامی» و «امیر مولایی» بود.

در ادامه می‌توانید عکس‌های «ساناز جهان‌آرایی» از این برنامه را ببیند:

منبع : موسیقی ما

ثبت روزی به نام نظامی در تقویم‌ها

بدون دیدگاه

«گفت و شنید» رونمایی شد

موسیقی ما – رونمایی از آلبوم منظومه سمفونیک «گفت و شنید» با حضور محمد سریر (رییس شورای عالی هنرمندان)، لوریس چکناواریان، دکتر علی‌اصغر دادبه،‌ علی‌اکبر شکارچی، حسین مرشد‌پور، مانی مرادیان، پوریا اخوص، امیر اثنی‌عشری و جمعی از هنرمندان عصر دیروز جمعه نهم مهرماه در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
 
پیمان سلطانی آهنگساز این اثر با اشاره به مجموعه آثاری که در سال های اخیر ساخته است گفت:  سعی کردم در پی این باشم که یک مکتب موسیقی ایرانی را پدید بیاورم. در حقیقت تلاش من در آثاری همچون گفت و شنید و دیگر کارهایم این است که درباره موسیقی ایرانی که گاهی به یک پتاکور و بنتاکور متمرکز است، از رویه متدوال در ساخت آثار این نوع موسیقی که بر اساس موسیقی هندی، ترکی و عربی دوری کنم و یک موسیقی واقعا ایرانی ارائه کنم. در گفت و شنید از یک سو با مسئله عاشقانه های نظامی(عشق های کهن) مطرح هستم که در آن فراغ مطرح است و از یک سوی دیگر با عشق های معاصر رو به رو هستم که در آن مسئله وصل مطرح می­شود. بنابراین باید ترکیبی از این دو را در نظر می­گرفتم و سنت و مدرنیته را در هم ادغام می­­کردم. با این توضیح آثاری که احتمالا امروز قطعاتی از آن را خواهید شنید نتیجه تفکراتی است که من در این نوع موسیقی داشته­‌ام.
 
غلامرضا رضایی یکی از خوانندگان آلبوم گفت و شنید هم در این آیین با اشاره شیوه آوازی موجود در آلبوم گفت و شنید توضیحاتی ارائه داد: این آلبوم با دو خواننده اجرا شده است. با این توضیح، کنار هم قرار گرفتن دو خواننده ممکن است از نظر فیزیکی راحت باشد اما  از نظر رعایت نسبت ها و ارتباطی که بین دو شیوه آوازی برقرار می­شود کار آسانی نیست. زمانی که آقای سلطانی طرح استفاده از دو خواننده در این اثر را ارائه دادند با خودم بسیار اندیشه کردم که چگونه می­شود دو خواننده در کنار هم زیست کنند و بتوانند با هم تعامل داشته باشند. تا اینکه به دوست عزیزم جناب آقای دکتر شفیعیون (با نام هنری ادیب) رسیدم. در این باره با هم گفت و گو کردیم. با این توضیح که من و ایشان دو شیوه متفاوت آوازی را داشتیم. شیوه آوازی من مکتب تهران بود و آقای شفیعیون شیوه اصفهان را داشتند. ما با هم تعامل کردیم و سعی کردیم این دو شیوه آوازی را به هم نزدیک کنیم. تفاوت شیوه آوازی دو خواننده ای که این اثر را اجرا کرده اند در متر آواز، تنوع ادوات آوازی، جمله­‌بندی های تحریری، تلفیق شعر و موسیقی است. این دوستی باعث شد بتوانیم این تفاوت ها را به هم نزدیک کنیم. البته نه اینکه دو شیوه را شبیه هم کنیم. امروز هم اگر آلبوم را بشنوید در می­‌یابید این دو شیوه اصلا شبیه هم نیست. حتی شیوه صدادهی ما دو نفر با هم متفاوت است اما این دوستی باعث شد در کنار هم تعاملی آوازی داشته باشیم که در گذشته مرسوم بوده اما سال­‌هاست که دیگر اتفاق نیفتاده است. در برخی از کارها هم که می‌­بینید دو خواننده با هم کار اجرا می­‌کنند اولی آمده کار را خوانده و رفته و بعد دومی به تنهایی بخش دیگر را خوانده است و بعد این دو در میکس کنار هم قرار گرفته اند. اما ما دو نفر با هم در استودیو می­‌خواندیم.
 
او افزود: ما در استودیو رو­به‌­روی هم نشستیم، صدابردار زحمت­کش آقای حامی میکرفن‌­ها را جلوی ما گذاشت و آوازها را خواندیم. پس از آن به کمک آقای سلطانی روی این آوازها چیدمان صورت گرفت و تبدیل به کاری شد که در این آلبوم ارائه شده است.
 
در بخشی از این مراسم سعید ادیب که دیگر خواننده آلبوم گفت و شنید است گفت: به آقای سلطانی گفتم می‌دانید چه کار بزرگی انجام داده ایم؟ بیایید روزی را به نام روز نظامی معرفی کنیم تا در تقویم باشد. از همانجا بود که دوستان محبت کردند و نامه ای نوشته ایم به مرکز پژوهش های مکتوب (نامه نگاری های مکرر و پیوسته) تا اینکه بعد از یک سال و نیم متوجه شدند روزی به نام روز نظامی باید در تقویم باشد و خداراشکر سال آینده ۲۱ بهمن ماه روزی به همین نام در تقویم خواهد بود. بر اساس این اسناد و مدارک بود که گفتم ما انتخاب شده‌ایم.
 
دکتر محمد سریر هم درباره تحلیل موسیقایی این اثر توضیحاتی ارائه داد: به نظر من این اثر یک محصول هنری تازه است. در این عرصه کارهای زیادی انجام شده اما من کاری به این شکل را تا امروز نشنیده بودم. هم از نظر کمپزیسیون هم به لحاظ ترکیب، هم از منظر آوازی و اینکه شعر چگونه بیان شود. در مورد قطعات آلبوم باید بگویم اجرا همراه با ارکستر کار سهل و ممتنعی است. چون باید وقت زیادی گذاشته شود و می‌شود آن را با چهار ساز اجرا کرد و چیزی هم روی آن خواند و سر و ته قضیه را هم آورد و چندان هم خود را مسئول نکرد. وقتی شما این کار را به یک ارکستر بزرگ ببرید، چشم ها می‌روند تا روی نقطه ای انگشت بگذارند و در حقیقت کار مسئولانه تر است. بنابراین کار به لحاظ کیفی خیلی ارزشمند است و از یک نگاه علمی برخوردار است. در بخش آوازی به خصوص این نوع در این اشعار که ویژگی ها و پیچیدگی های خاصی دارند می‌تواند یک دام باشد چراکه موسیقی باید نزدیک به آن دوره زمانی که می‌شود قرن هشتم باشد. نزدیک شدن به آواز آن دوره کار بسیار سختی است. با این توضیح موسیقی که برای این بخش انتخاب شد تمهید خوبی بود.
 
در ادامه نوبت به دکتر علی اصغر دادبه رسید تا از نظامی و اهمیتش در عرصه ادب و فرهنگ ایران بزرگ بگوید. او گفت: اجازه دهید با همان دو بیت نظامی که اساس و اصل حرف هایی است که می‌زنیم و خواهیم زد سخن را آغاز کنم: «همه عالم تن است و ایران دل/ نیست گوینده زین قیاس خجل/ چون که ایران دل زمین باشد/ دل ز تن به بود یقین باشد»خوشحالم که آقای سلطانی حرف هایی در حوزه خودشان زدند که حرف دل هر ایرانی بود.
 
او با اشاره به تاثیری که مشاهیری چون نظامی بر حکمت ملی ایران داشته اند افزود: حکمت ملی ما، حکمتی که سهرودی شهید از آن سخن می‌گوید، حکمتی که با فردوسی در این سوی تاریخ ما آغاز می‌شود و با نظام استمرار پیدا می‌کند فقط در این زبان متجلی شده است و اگر بدون هر گونه تعصب دقت کنیم خواهیم دید که ابوسعید ابوالخیرها، عین القضات ها، احمد غزالی ها و تمام بزرگان ادب نظیر مولوی ها و حافظ ها در این زبان و در این ظرف آنچه را که باید بگویند گفته اند. وقتی نظامی بزرگ می‌گوید همه عالم تن است و ایران دل بیهوده سخن نمی‌گوید.
 
لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر شناخته شده هم با اشاره به لزوم حمایت از آثار هنری توضیح داد: همه ما باید این کار را بخریم. دوستان سی دی گفت و شنید را به من هدیه دادند. اما من یک کار می‌خرم و آلبومی که بازش کرده ام را دست دوم می‌فروشم. چاپ کتاب و تولید آلبوم موسیقی هر چه هست مثل بچه ای است که به دنیا می‌آید و واقعا کار فوق العاده ای است. تولدی است. نه فقط برای آن کسی که آن را به وجود آورده بلکه تولدی برای یک فرهنگ است. من به شما برای تولید این کار مهم تبریک می‌گویم. قطعاتی که شنیدم را خیلی ماهرانه ارکستراسیون کردید. قسمت ایرانی کار را با واریاسیون های زیادی همراه بود. خیلی زیبا و هیجان انگیز بود. امیدوارم روزی ما در ایران یک ارکستر در سطح جهانی داشته باشیم و بتوانیم چننین کارهایی را اجرا کنیم و مجبور نباشیم برای ضبط این آثار به کشورهای دیگر برویم. امیدوارم این کار در تالار وحدت اجرا شود و مردم آن را زنده گوش دهند. به خواننده های کار هم تبریک می‌گویم به این اثر را به صورت دوئت خواندند. دکلمه یارتا یاران برادر عزیزم که هم نقاش است هم نویسنده و هم بازیگر خیلی زیبا بود. من همیشه می‌گویم خدا همه زیبایی ها را بالای سر تو ریخته و آنها به تو رسیده اند. البته هر اثری در هر جای دنیا که ساخته می‌شود عده ای از آن خوششان می‌آید و عده ای نه. می‌گویند آنچه امروز دوست نداری ممکن است فردا عاشقش شوی و آنچه امروز عاشقش هستی را ممکن است فردا دوست نداشته باشی. آقای سلطانی شما آهنگساز ایرانی هستید که به فرهنگ ما خدمت کردید . امیدوارم بقیه هم این کار را بکنند. با وجود آنکه وزارت ارشاد به هنرمندان کمک نمی‌کند کار بسازند و در سطح جهانی آن کارها را ارائه دهند لااقل خودمان برای مملکت خودمان این فداکاری را انجام دهیم.
 
در آیین رونمایی از آلبوم گفت و شنید علاوه بر پیمان سلطانی(آهنگساز)، غلامرضا رضایی (خواننده)، سعید ادیب (خواننده) و یارتا یاران(خوانش اشعار) چهره های ادبی و هنری نظیر دکتر محمد سریر، دکتر علی اصغر دادبه، دکتر عابدی، استاد علی‌اکبر شکارچی، لوریس چکناواریان، دکتر شفیعی، خانم حاجی زاده، پوریا اخواص، امیر اثنی عشری حضور داشتند.
 
«گفت و شنید» از سوی انتشارات جامه دران منتشر شده و کمیته ملی ایکوم ایران این آلبوم را مورد حمایت معنوی قرار داده است.

منبع : موسیقی ما

مثل مجسمه؛ کمی آنطرف‌تر از شهر

بدون دیدگاه

موسیقی ما – فاصله زیادی تا تهران نداشت و در حقیقت بخشی از شهر تهران بود. ولی زمانی که از حاشیه بزرگراه آزادگان می‌رفتید و وارد آنجا می‌شدید انگار که وارد یک دنیای دیگری شده‌اید. یک دنیا بدون آپارتمان‌های لوکس سر به فلک کشیده، با خانه‌های ساده و اغلب کاه‌گلی و ده‌ها برج. آن هم نه برج‌های چند ده متری و چند واحدی مسکونی؛ بلکه برج‌های کوره‌های آجرپزی خودنمایی می‌کرد. صحبت ما از منطقه «شمس آباد» است. منطقه‌ای که تقریباً تمامی ساکنانش کارگر هستند و اغلب آنها در کوره‌های آجرپزی کار می‌کنند. اما دلیل اشاره ما به این منطقه و حواشی‌اش یک خواننده پاپ است. خواننده‌ای که چندی پیش در برنامه «خندوانه» یک قول داد و به آن عملی کرد و ما هم همراه او شدیم تا متفاوت‌ترین کنسرت عمرش را در کنار گروهش از نزدیک شاهد باشیم.

از بزرگراه آزادگان وارد خیابان اصلی «شمس آباد» شدیم. یک خیابان آسفالت بود و در سمت چپ و راستش ده‌ها کوچه خاکی از آن منشعب بودند که در انتهای اغلب آنها ورودی کوره‌های آجرپزی بود. در حاشیه خیابان مردان و زنان و کودکان زیادی به چشم می‌آمدند که در حال حرکت به سمت جنوب خیابان بودند. سرعتمان را آرام کردیم تا از آنها بپرسیم محل برگزاری کنسرت «مهدی یراحی» کجاست. از چند نفر پرسیدیم اما وقتی لفظ کنسرت را از ما می‌شنیدند با تعجب نگاه می‌کردند. حق هم داشتند چون در آن محدوده حداقل امکانات تفریحی و خصوصاً برنامه‌های هنری وجود نداشت اما تنها نشانی آنها به ما این بود که در آخرین کوره خیابان قرار است مراسمی همزمان با عید غدیر برگزار شود و یک خواننده معروف هم به اینجا می‌آید.

وارد کوره که شدیم کم کم مردم در حال پرکردن صندلی‌ها بودند و اعضای ارکستر مهدی یراحی کارهای ساوندچک و نصب سازها روی استیج را انجام می‌دادند. پس از چند دقیقه مهدی یراحی وارد محل برگزاری این برنامه شد تا به وعده خودش عمل کند. او در برنامه خندوانه قول داد که در صورت همیاری شهرداری در یکی از مناطق پایین شهر تهران، برای مردم به صورت رایگان اجرای زنده داشته باشد. خودرو این خواننده مستقیماً به پشت استیج تعبیه شده در وسط کوره رفت و او در کنار آجرهای شکسته و نزدیک آجرهایی که به تازگی آماده شده بودند از خودرو پیاده شد. یراحی پس از هماهنگی اولیه با مسئولین برگزاری مراسم و همچنین ثبت چند عکس یادگاری با اعضای گروهش، آماده حضور روی صحنه شد.
ابتدا «امیر فقیه» روی صحنه رفت و با سمپلر خود یک قطعه بی‌کلام موسیقی الکترونیک را اجرا کرد تا از همان لحظات اولیه برنامه با انرژی آغاز شود. سپس نوازنده‌ها روی صحنه رفتند و اینتروی قطعه «عطر تو» را نواختند. مهدی یراحی با این قطعه شش و هشت و در میان تشویق‌های بیننده‌های این برنامه که بیش از پانصد نفر بودند روی صحنه حاضر شد. او پس از این قطعه و خوش‌آمدگویی به حضار و تبریک عید غدیر نگاهی به ردیف اول صندلی‌ها انداختند. به جرأت می‌توان گفت آنها که در این برنامه مهدی یراحی در ردیف یک حضور داشتند همگی ستاره بودند. کودکان کار آن منطقه که با وجود خستگی در چهره، با گل‌های زیبایی که در دست داشتند نسبت به این خواننده ابراز احساسات می‌کردند. یراحی سپس خطاب به آنها گفت:«خسته که نیستید؟». او همچنین از مسئولین شهرداری تهران و دست‌اندرکاران برنامه خندوانه و عوامل اجرایی موسسه خیریه «شمس‌الشموس» قدردانی کرد.

یراحی پس از قطعه «منو رها کن»، به سراغ قطعه «اشک و بارون» رفت. آهنگ ریتمیک و پرانرژی که استقبال خیلی خوب مخاطبان را به دنبال داشت. او در طول اجرایش هم گل‌هایی که کودکان حاضر در برنامه داشتند را از آنها دریافت می‌کرد. «آخرین اسیر» قطعه بعدی برنامه بود و نوبت به یکی از کارهای پرانرژی این کنسرت رسید. قطعه «علی مودک» که حال و هوای این کنسرت را عوض کرد و چاشنی آن سولوی «اکبر شهریاری» با سازهای کوبه‌ای بود. البته در این کنسرت همه نوازنده‌های ارکستر مهدی یراحی به سرپرستی «امیر علیزاده» با انرژی روی صحنه حاضر شدند و در تمام مدت برنامه یک لحظه هم لبخند از روی لب هیچکدامشان کنار نمی‌رفت. «امشبم گذشت» قطعه بعدی رپرتوار این اجرا بود و سپس مهدی یراحی گفت:«با یک آهنگ مهربان موافق هستید؟» و با ذکر این توضیح به سراغ «آشوب» رفت. حضار در این برنامه از این آهنگ هم استقبال خوبی به عمل آوردند و ترجیع‌بند «عزیزم» این ترانه را تکرار می‌کردند. مهدی یراحی در طول اجرای این آهنگ یکی از کودکان حاضر در جلوی استیج را به روی صحنه آورد و تمام مدت در کنارش ایستاده و با آب‌نبات چوبی‌اش سرگرم بود! و در پاسخ به ابراز احساسات مهدی یراحی نسبت به خودش فقط گفت:«صدا از کجا می‌آید؟ً!»

اجرای قطعه «غزال» و «من علمک» کارهای پایانی رپرتوار بود اما این خواننده به درخواست حاضرین، قطعه «آشوب» را دوباره اجرا کرد. در هنگام اجرای این کار او حدود ده کودک دختر و پسر را روی استیج آورد و در کنارش ایستادند. حسن‌ختام برنامه هم معرفی حامد حمیدزاده (گیتار بیس)، علی افلاطونی (گیتار الکتریک)، اکبر شهریاری (سازهای‌ کوبه‌ای)، مهرداد احمدزاده (کیبورد و بک‌وکال)، مجید رضاپور (درامز)، امیر فقیه (سمپلر و سینت‌سایزر) و امیر علیزاده(کیبورد و رهبر ارکستر) بود. نهایتاً پس از این برنامه عده زیادی از حاضرینی که تلفن همراه داشتند، برای ثبت عکس یادگاری با این خواننده به پشت صحنه آمدند. شاید اگر درخواست عوامل اجرایی برای سوارشدن مهدی یراحی به ماشین نبود، او با تک‌تک آن افراد عکس یادگاری می‌گرفت. اما خودرو او در بخش دیگری از کوره توقف کرد و با ده‌ها نفر مجدداً عکس گرفت. در پایان هم یک وعده غذا برای شام در میان تمامی حاضرین در این برنامه توزیع شد.

یکی از نکات مهم اجرای سی شهریور مهدی یراحی در آن کوره آجرپزی استقبال چشمگیر مردم منطقه شمس‌آباد از برنامه بود. افراد زیادی به صورت ایستاده تمام مدت برنامه را تماشا می‌کردند اما با این وجود هیچ بی‌نظمی یا اتفاق ناخوشایندی در طول این اجرا رخ نداد.

این اجرای مهدی یراحی قطعاً متفاوت‌ترین کنسرت او به شمار می‌رفت و توانست نگاه‌های زیادی را به سمت شمس‌آباد جلب کند و خواننده‌های دیگر هم می‌توانند آثار خود را به صورت زنده با مردم این منطقه محروم به اشتراک بگذارند و از آنها انرژی مثبت بی‌پایان دریافت کنند.

در ادامه می‌توانید نظاره‌گر عکس‌های دیدنی «سارا عبداللهی» از این برنامه باشید:

منبع : موسیقی ما

نماهنگ «سرباز آخر» اثری از فریدون آسرایی

بدون دیدگاه

به مناسبت هفته دفاع مقدس، در تماشاخانه «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید؛
+ دانلود این موزیک ویدئو

موسیقی ما – نماهنگ «سرباز آخر» اثری از سازمان رسانه‌ای اوج با صدای «فریدون آسرایی» در سالهای گذشته تولید و منتشر شده است که به مناسبت هفته دفاع مقدس می توانید در ادامه آنرا در تماشاخانه سایت «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید.

منبع : موسیقی ما

علی لهراسبی: خواندنم برای امام زمان (عج) از حس و حال و اعتقادات شخصی‌ام بود

بدون دیدگاه

موسیقی ما – علی لهراسبی در سال ۱۳۸۱ با اجرای تیتراژ سریال «دریایی‌ها» نگاه‌ها را به سمت خود کشاند و پس از مدتی آلبوم دریایی‌ها را با همکاری محمدرضا چراغعلی به بازار موسیقی پاپ عرضه کرد. سه سال بعد با اجرای متفاوت تیتراژ سریال «پیله‌های پرواز» با عنوان «بیراهه‌ها» به خوبی میان مردم شناخته شد. مدتی بعد با آلبوم‌«۱۴» چهره جدیدی از سبک و سیاق موسیقایی خود را رونمایی کرد و پس از آن آلبوم «تصمیم» را که متفاوت‌ترین و بهترین آلبوم نیز لقب گرفت منتشر نمودپس از آن با آلبوم «روبات‌» و تک آهنگ‌های شنیدنی بار دیگر مخاطبان خود را با فضای جدید دیگری مواجه کرد که مورد استقبال قرار گرفت. او از خوانندگان خوش صدا و پر کاری است که توانست امضای خود را پای آثارش ثبت کند و در این سال‌ها طرفداران خود را بیابد. وی هم اکنون در کنار فعالیت‌های موسیقی، مدیر یکی از شرکت‌های تبلیغاتی است. دقایقی با این هنرمند مستعد موسیقی که قرار است به زودی در آمریکا کنسرتی هم برگزار نماید درباره کارنامه هنری‌اش گفتگو داشتیم.
 
 

  • *با وجود تحصیل در رشته الکترونیک چه شد به سمت موسیقی گرایش پیدا کردید؟

وارد شدن و نگاه به مقوله هنر با دید بیزینس و حرفه کاری نمی تواند باشد، بلکه به دید علاقه هنری و کاری حسی به آن نگاه می‌شود. علاقه‌مندی من به موسیقی از کودکی همراهم بود، اما تحصیل همیشه برایم اولویت داشت. پس از ورود به دانشگاه و زمانی که از وضعیت آینده تحصیلی‌ام مطمئن شدم به کلاس‌های پیانو رفتم و شروع به کار در زمینه پیانو کردم که چند سال بعد هم شروع به آهنگسازی کردم و وارد عرصه موزیک شدم که در واقع موسیقی به بخش اصلی زندگی‌ام تبدیل شد
 

  • *در ابتدا مدتی به فعالیت در عرصه آهنگسازی کودکان و نوجوانان پرداختید. کار در آن زمینه چگونه تجربه‌ای بود و آیا دوباره مایل به کار در این فضا هستید؟

زمانی که در کلاس‌های پیانو توسط استاد مهرداد تاج میرکریمی شرکت داشتم ایشان این کار را انجام می‌داد و من نیز به ساختن کار در بخش کودکان و نوجوانان علاقمند شدم که تجربه بسیار خوبی بود و بسیار کمک کرد. شاید جرقه خوانندگی از همان جا آغاز شد و به دلیل این که بچه‌ها یاد بگیرند برای تعدادی از آهنگ‌هایی که می‌ساختم ِمی‌خواندم. این خواند‌ن‌ها باعث شد که از سوی دوستان تشویق شوم. به نظرم هر شاخه‌ای از موزیک زیبا است، ولی این روزها وقتی برایم نمانده که بتوانم در آن زمینه هم کار کنم
.

  • *در سال ۸۱ با اجرای تیتراژ دریایی‌ها مردم با صدای شما آشنا شدند و پس از آن در فاصله‌ای آلبوم دریایی‌ها منتشر شد. از چگونگی همکاری با محمدرضا چراغعلی و اجرای دریایی‌ها در نخستین تجربه‌تان بگویید؟

آهنگ دریایی‌ها یک اتفاق بود و فکر می‌کنم آلبوم حدود یک سال و نیم طول کشید تا منتشر شود. یک موزیک با محمدرضا چراغعلی به نام ترانه‌ساز ساخته بودم که آن را ضبط کردیم و خیلی اتفاقی مرحوم مسعود رسام این آهنگ را در ماشین آقای چراغعلی می‌شنود و خوشش می‌آید. آقای مسعود رسام پرسیده بود این صدای کیست؟‌و آقای چراغعلی توضیح داده بود که پسر جوانی است که به تازگی وارد کار شده و اولین کارش است.
 
آن زمان آقای مسعود رسام سریال دریایی‌ها را کار می‌کرد که آقای چراغعلی با من تماس گرفت مبنی بر این که ایشان می‌خواهد با من صحبت کند و از صدای من خوشش آمده است. پس از آن دریایی‌ها شکل گرفت و پس از مدتی آلبوم منتشر شد. واقعیت این است که دریایی‌ها را بخش جدی کارم نمی‌دانم و به نوعی تجربه کردن در این زمینه تلقی می‌شد. پس از اجرای تیتراژ دری یی‌ها به کلاس آواز رفتم و فکر می‌کنم با اجرای تیتراژ پیله‌های پرواز موزیک قابل دفاعم را منتشر کردم استانداردهایی برای خوانندگی در آن بود
 

  • *یعنی در واقع دریایی‌ها مشوق شما برای ادامه راه شد؟‌

صد در صد پیش از دریایی‌ها علاقه‌ام به موسیقی و خوانندگی وجود داشت و من کار خودم را برای ساخت موسیقی انجام می‌دادم و قرار بود کلاس آواز را شروع کنم که جریان دریایی‌ها اتفاق افتاد. اما دریایی‌ها انرژی من را برای پیش رفتن به جلو بیشتر کرد
.

  • *زمانی اعلام می‌شد که شما رکورددار تیتراژ خوانی هستید و حتی به وجود مافیا اشاره‌هایی می‌شد!؟

من در زمینه تیتراژ خوانی رکورددار نبودم و حتی بیشتر از دیگران هم نخواندم تا امروز حدود ۹ تیتراژ کار کردم. دو سه برنامه ترکیبی بود که موزیک‌هایی که کار و منتشر کرده بودم را در تیتراژ برنامه می‌گذاشتند که تیتراژ من نیست. یا مثلا آهنگ کوه را که پیش از آن در آلبوم منتشر شده بود در تیتراژ سریال «دیدار» قرار داده بودند. به جرأت می‌توانم بگویم که تیتراژ کمتری به نسبت دیگران کار کردم و چون آهنگ‌ها مورد توجه قرار می‌گرفت مردم تصور می‌کردند همه را من خوانده‌ام. من برای تیتراژ خواندن شرایطی دارم و هیچ وقت مافیایی نبوده و ارتباطی در این خصوص نداشتم
.

  • *در تیتراژها معمولا آهنگساز متن با آهنگسازی که برای پایان فیلم موسیقی می‌سازد متفاوت است و ممکن است بین این دو چالش پیش بیاید!! در حالی که باید مستقل عمل شود!!

شب گذشته درباره تیتراژ با بازیگر چهره‌ای صحبت می‌کردم که می‌گفت شما باعث شدی که فصل جدیدی در تیتراژها باز شود و تیتراژ را از آهنگ فیلم مستقل کردی! چون پیش از این تیتراژ ادامه موزیک فیلم بود و همه آهنگسازان تیتراژها همان آهنگسازان موزیک فیلم بودند که اکنون این دو بخش جدا شده است. در واقع یک آهنگسازی متخصص ساختن موزیک متن فیلم است و دیگری متخصص ساخت موزیک پایانی فیلم و هیچ کدام نمی‌توانند کار هم را انجام دهند. قبولاندن چنین تفکیکی در کار به دیگران داستانی طولانی داشت.
 
پس از دریایی‌ها پیشنهاداتی برای کار داشتم که قبول نمی‌کردم و پس از یک سال تصور اکثریت این بود که با من نمی شود کار کرد، چون من اعتقاد داشتم باید موزیک را خودم بسازم و آنها سبک مرا قبول نمی‌کردند. در واقع می‌گفتم که نمی‌توانم موزیک آماده شما را بخوانم و این گونه کار مورد توجه قرار نمی‌گیرد و وقتی باصطلاح کار نگیرد اتفاقی نمی‌افتد. اکنون تقریبا در تیتراژهای پایانی موزیک تیتراژ پایانی فیلم و موزیک فیلم را مستقل عنوان می‌کنند که بهتر است با هم تعامل داشته و در یک راستا باشند و هر یک کار خود را مستقل انجام دهند
.

  • *سه سال پس از دریایی‌ها تیتراژ پیله‌های پرواز را اجرا کردید که بسیار دیده شد و مورد استقبال قرار گرفت. پیشنهاد همکاری در این سریال چگونه حاصل شد؟

اتفاقا خاطره عجیبی از این ماجرا دارم که لازم است برای دوستانی که به دنبال حاشیه سازی هستند بگویم. آن زمان برنامه‌ای تلویزیونی به نام مهتاب با اجرای محمدرضا حسینیان پخش می‌شد که طی تماس‌های مردمی که با برنامه شده بود، پس از پایان برنامه گفتند که یک نفر با شما کار دارد که متوجه شدم از دفتر آقای جمشید مشایخی است و طبیعتاً من چهره خیلی معروفی آن زمان نبودم. آقای جمشید شاه‌محمدی و آقای جمشید مشایخی تهیه کننده و بازیگران سریال پیله‌های پرواز بودند که آقای مشایخی به بچه‌های دفتر سپرده بود که آن فردی که تیتراژ دریایی‌ها و آهنگ حس غریب را خوانده پیدا کنند و چون دسترسی به من نداشتند بچه‌های دفتر ایشان در برنامه من را می‌بینند و تماس می‌گیرند. فردای آن روز برای صحبت به دفتر آقای مشایخی رفتم و پیله‌های پرواز در سال ۸۴ کار کردم.
 
پس از آن دوباره با حسین سهیلی‌زاده در سریال «فاصله‌ها» و «دلنوازان» کار کردم که این اتفاقات زنجیره‌ای است و مافیایی در کار نبوده است. آن زمان همه می‌دانستند که سبک و سیاق من چگونه است و همه آهنگسازان با آن کنار نمی‌آمدند. من تیتراژ زیادی نخواندم، اما هر آن چه کار کردم به لطف خدا و همراهی کستینگ تولید بوده وگرنه به نتیجه نمی‌رسید. درباره سریال «فاصله‌ها» بسیار زحمت کشیدیم. حسین سهیلی‌زاده پای ترانه کار ایستاد و محمدرضا شفیعی تهیه‌کننده سریال بسیار زحمت کشید تا ترانه مجوز بگیرد و با وجود ساخت اتودهای فراوان در نهایت به این آهنگ از «فاصله‌ها» رسیدیم
.

  • *پس با این توضیحات موردی اتفاق افتاده که پیشنهاد اجرای تیتراژی را داشته باشید ولی به خاطر محدودیت و دلایل دگیر از کار در آن منصرف شوید!!

بله بسیار این اتفاق افتاده است. تیتراژهای که موزیک آماده داشت و من نمی‌خواندم. یا موزیک را می‌ساختم و می‌گفتند مثلا المان‌هایی باید در آن بیاید و من بارها می‌گفتم که این موزیک را تا جایی که امکان داشت ادیت کردم و از این جا به بعد اگر ادیت شود خراب می‌شود و بهتر است با فرد دیگری کار کنند. به نظرم در این زمینه تجربه خوب و کافی برای مدیریت کردن ساخت آهنگ پیدا کردم
.

  • *برای تیتراژ‌های تلویزیون کار از سوی تهیه‌کننده و کارگردان با ارائه فیلمنامه به شما پیشنهاد می‌شود و پس از آن با توجه به محتوای فیلمنامه به دنبال ترانه و ساخت موسیقی می‌روید. در واقع ساخت موسیقی برای تیتراژ به مراتب سخت‌تر به نظر می‌‌رسد!!

بله تهیه‌کننده و کارگردان سفارش کار می‌دهند و در جلسات مشترک با هم صحبت می‌کنیم. سیناپس را می‌خوانم،‌ خلاصه آن را در می‌آورم و با دریافت نقطه نظر کارگردان و تهیه‌کننده به نتیجه می‌رسم که چه باید درباره این سریال بنویسم و نگاهم به سریال چگونه باید باشد، پس از این که به نتیجه رسیدم به شاعر سفارش می‌دهم و موسیقی آن را می‌سازم. مثلا سریال «فاصله‌ها» سریال آموزنده‌ای بود که در آن رگه‌های عشقی وجود داشت که از طریق آن پیام داده می‌شد. به طور کلی باید عشق درکار باشد چون شکل خواندن من هم کارهای عاشقانه است. در سریال سه عشق وجود دارد، یک عشق غلط دختر و پسر،‌ یک عشق قدیمی که دوباره زنده می‌شود و سوم عشق پدر به پسر که کسی به آن توجه نکرده بود. امکان ساخت موزیک برای عشق غلط نبود، چون این نوع موزیک تاریخ مصرف کمی دارد و چون از اتفاقات بد حرف می‌زنیم سیاه نمایی می‌شد و ممکن بود در وهله اول توجهات را جلب کند اما پس از مدتی کنار گذاشته می‌شد، بنابراین آن را کنسل کردیم. عشق قدیمی بسیار قشنگ بود ولی مخاطبان جدید را از دست می‌دادم چون عشق برای آدم‌های هم سن و سالان این دو شخصیت در فیلم جذابیت داشت. در نهایت موزیک عشق پدر به پسر را نوشتیم که بسیار خوب پرداخته شد و در واقع هر کسی می‌تواند با آن همذات پنداری کند و خود و طرف مقابل را جایگزین نماید و یا حتی آن را عاشق به خدا ببیند.
 
 همان طور که گفتید پروسه ساخت تیتراژ بسیار پیچیده است چون موسیقی را برای فیلم و سریال می‌سازید و تیتراژ باید مکمل آن باشد.
 

  •  *شما قطعاتی را با مضمون امام زمان ساختید که مردم بسیار دوست داشتند و با آن احساس خوبی را تجربه کردند. از حال و هوای تصمیم برای ساخت آن بگویید؟ عده‌ای عقیده دارند با ساخت آهنگ‌های سفارشی و تم مذهبی می‌توان خود را در زمینه کاری بیمه کرد!!

ساخت این قطعات فقط از حس و حال و اعتقادات شخصی‌ام بیرون آمد. از انتشار آلبوم من که این قطعه در آن بود ۶ ماه می‌گذشت که حس غریب برای اولین بار از تلویزیون پخش شد و هرگز هیچ کدام از ما کار را به تلویزیون ندادیم. من هیچ وقت کار حضرت‌ مهدی(عج) را سفارشی انجام نمی‌دهم. حتی اگر پول هنگفتی برایش بدهند، بلکه کاملا شخصی آن‌ها را ساختم.
.

  • *با وجود این که متاسفانه حق کپی رایت در کشور رعایت نمی‌شود ولی شما در فاصله انتشار تا آلبوم جدید و در این فاصله تک آهنگ‌هایی را منتشر می‌کنید، در حالی که می‌توان‌ آن‌ها را در یک آلبوم قرار داد، چرا؟

در حال حاضر آلبوم در دنیا در حال منسوخ شدن است و کمتر کسی گوش می‌کند. البته پس از مدت زمانی آهنگساز آلبوم انتشار می دهد تا هویت آهنگ را جمع کرده و به عنوان یک سند ارائه دهد. اما واقعیت این است که تک آهنگ‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و مردم عادت دارند که در ماشین‌ها همه خواننده‌ها را در یک سی‌دی داشته باشند و آن را عوض کنند. در گذشته مردم ۸ ترک از یک خواننده را در یک آلبوم گوش می‌دادند و بعد به سراغ آلبوم دیگری می‌رفتند اما امروز این گونه نیست و به تغییر فرهنگ مربوط می‌شود. گسترش فضای مجازی هم باعث شده که آهنگ‌های مختلف و به روز در پلی لیست قرار گیرد. فروش آلبوم موسیقی با ۱۰ سال پیش قابل مقایسه نیست. یک آلبوم موفق ۶ سال پیش حدود ۶۰۰ هزار تا فروش می‌رفت و فکر می‌کنم آلبوم «۱۴» ۶۵۰ هزار تا فروخت. اما آلبوم موفق امروز در بهترین شرایط ۱۰۰ هزار تا یعنی یک ششم می‌فروشد
.

  • *پس با این شرایط درآمد متوسط یک ساله شما از آلبوم صورت نمی‌گیرد و معمولا از برگزاری کنسرت‌ها حاصل می‌شود؟!

بله. از برگزاری کنسرت‌ در خارج از کشور، کنسرت‌های تهران و شهرستان و برنامه‌های ارگانی و جشن‌ها که خواننده را دعوت می‌کنند که در واقع ترکیب همه این‌ها است. خوانندگان چهره و موفق کشور تقریبا هیچ سودی بابت آلبوم نمی‌برند و اگر زرنگ باشند با پولی که از تهیه‌کننده‌ها می‌گیرند فقط هزینه‌های آلبوم را پوشش می‌دهند
.

  • *معیار انتخاب ترانه‌هایتان چیست و به چه نکاتی توجه می‌کنید؟

هر ترانه‌ای که عجیب و کلام متفاوت داشته باشد کار می‌کنم. در واقع ترانه خوب معیار خاصی ندارد و یک تفاوت‌هایی دارد و به طور مثال شاعر کلام جالب و عجیبی آورده که کسی چنین نگاهی به آن موضوع نداشته است. ترانه نوشتن مثل آهنگ ساختن است و دلیل نمی‌شود که همیشه یک ترانه سرا خوب بنویسد بستگی به حس و حال خالق آن دارد
.

  • *ورود علاقه‌مندان موسیقی که مستعد آن نیز هستند از چه راهی باید باشد تا به پیشرفت برسند؟‌ با توجه به این که عده‌ای به شکل زیرزمینی و غیرمجاز کار می‌کنند!!

اگر کسی آدم این کار باشد که در تقدیرش هم نوشته شده باشد می‌‌تواند راهش را پیدا کند و معروف شود. نباید به دنبال نردبال باشیم و باید دید بک گراند و پیشینه افردای که موفق شدند چه بوده است. ۹۰ درصد از افراد موفق خانواده پولدار و امکانات خاصی نداشتند ولی ممکن است فرد پولداری را ببینید که سال‌ها دست و پا می‌زند و فقط پول خرج می‌کند در حالی که به جایی نمی‌‌رسد. به نظرم می‌توان از دیگران برای ادامه مسیر الهام گرفت ولی نباید دنبال پله‌های پرتاب باشند، چون با امکاناتی که در کشور داریم این اتفاق نخواهد افتاد. در کشورهای اروپایی فرد دخیل نیست و استعدادها توسط کمپانی شکوفا می‌شود و از نوع ظاهر، لباس،‌ استایل و تبلیغات محیطی فردی را رشد می‌دهند. اما در ایران کمپانی نداریم و افرادی که تفکر موفق می‌شوند با تلاش خودشان است.
 
به نظرم باید همیشه وقت بیشتری را برای تفکر گذاشت تا موفقیت بیشتری حاصل شود اما علاقه‌مندان معمولا برعکس عمل می‌کنند، فرصت کمتر برای تفکر می‌‌گذارند و بیشتر انجام می‌دهند که باید این جا به جا شود تا به موفقیت برسند، گاهی فردی با انتشار ۶ ترک موفق بوده است. این شخص تفکر، بک گراند و کاریزمای عجیبی داشته و بی‌شک چیزهایی از مردم می‌شناسد و همه چیز را بررسی کرده است. گاهی هم فردی موزیکی می‌سازد معروف می‌شود و بعد از مدتی نابود می‌َشود و مشخص می‌شود که آن یک اتفاق بوده است که اگر هر کسی جای او می‌خواند موفق می‌شد. هیچ موفقیت طولانی مدت بیهوده حاصل نمی‌شود و حتما اتفاق و داستانی پشت آن بوده است که او را متمایز و قابل احترام کرده است
.

  • *برنامه‌تان برای ساخت موزیک ویدیو هم چون گذشته چگونه است؟ با چه کسانی کار می‌کنید؟

چند موزیک ویدئو کوتاه برای کنسرت اخیرم در تهران کار کردم و به سرعت و به شکل جدی در حال کار کردن موزیک ویدئوهای جدید هستم که مردم منتظر باشند. در حال حاضر با سپهرداد یمینی، علی قاضی‌زاده و هادی آستانه در این زمینه کار می‌کنیم که ان شاءالله نتیجه خوبی خواهد داشت.
 

  • *چرا در شهرستان‌ها کمتر کنسرت برگزار می‌کنید؟!!

بله در شهرستان‌ها کمتر اجرای کنسرت داشتم، البته سال گذشته به بندرعباس،‌ اصفهان، کیش، تبریز، اردبیل و … برای اجرای کنسرت رفتیم. امیدوارم کنسرت‌های بیشتری در شهرستان‌ها داشته باشم
.

  • *معمولا برای اجرای یک کنسرت چقدر تمرین می‌کنید؟

بستگی دارد که چه کار می‌خواهیم بکنیم در کنسرت‌ آخر تمرین بیشتری داشتیم چون بسیاری از تنظیمات را عوض کرده بودیم. اگر بخواهیم چیزی را تغییر ندهیم همان را اجرا می‌کنیم، اما اگر قرار بر تغییر باشد، نوازنده جدید می‌آوریم، استایل را عوض می‌کنیم، تنظیمات عوض می‌شود و باید دوباره تمرین کرد و آهنگ جدید زده می‌شود
.

  • *آیا حقیقت دارد که شما به خاطر دستمزد کمتر از نوازنده‌های درجه دو و سه استفاده می‌کنید؟

نه چنین چیزی نیست. ارکستری که پیش از این داشتم بچه‌های معمولی و متخصص بودند که دستمزدهایشان کم نبود. این ارکستر به دلیل این که چند سال با هم کار کرده بودند با هم هماهنگ و چفت بودند. به نظرم در حال حاضر خیلی مهم نیست که نوازنده عجیب در ارکستر باشد بلکه باید تنظیم عالی و عجیب داشته باشد. نوازنده آن چه می‌خواهید انجام می‌دهد و به نوعی در خدمت ارکستر باید ساز بزند. چون همه اجراهای ما مثل همه خوانندگان کشورهای دیگر کامپیوتر به اضافه نوازنده‌‌ها است که دنیا نیز به آن سمت رفته است. البته سولیست عجیب خوب است که باشد که من همیشه دارم و امسال هم در کنسرت دو سولیست خیلی خوب داشتم، یک نوازنده کلارنیت و یک نوازنده تمپو

منبع : موسیقی ما

هفدهمین جشن خانه موسیقی، شنبه برگزار می‌شود

بدون دیدگاه

با معرفی برترین‌های آلبوم و کتاب و تجلیل از چهره‌های برجسته

هفدهمین جشن خانه موسیقی، شنبه برگزار می‌شود

‎موسیقی ما – هفدهمین جشن سالگرد تاسیس خانه موسیقی ایران، فردا با تجلیل از چهره‌های پیشکسوت موسیقی و معرفی برگزیدگان کتاب و آلبوم برتر موسیقی در تالار وحدت برگزار می‌شود. در این جشن نیز به سنت هر ساله، موسیقی در سبک‌های مختلف اجرا شده و علاوه بر‌آن از چهره‌های پیشکسوت موسیقی تجلیل می‌شود.
 
‎جشن خانه موسیقی در سال‌های مختلف با برنامه‌های متنوع همراه بود و گاه با کنسرت‌های چند شبه و گاه برنامه‌هایی تحت عنوان فستیوال موسیقی تهران مصادف می‌شد که با استقبال اعضای این نهاد صنفی همراه بود. از سال ۸۹ دو بخش معرفی آلبوم برتر موسیقی و  کتاب موسیقی به برنامه‌های جشن خانه موسیقی اضافه شد که هر بخش به صورت دوسالانه برگزار می شد. سال گذشته (۹۴) نیز نوبت بخش دوسالانه آلبوم موسیقی بود که برترین‌های خود را بشناسد؛ اما با وجود برنامه ریزی چند ماهه تیم اجرایی و جلسات داوری متعدد، به دلیل همزمانی با فاجعه منا-که جمع زیادی از هموطنانمان در جوار خانه خدا جان خود را از دست دادند- مراسم جشن خانه موسیقی به تعویق افتاد و در نهایت در سال ۹۴ برگزار نشد.
 
‎امسال در کنار معرفی دوسالانه کتاب برتر موسیقی، برگزیدگان آلبوم برتر نیز در مراسم هفدهمین سالگرد تاسیس این نهاد صنفی معرفی خواهند شد، جشن هفدهمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی در حالی برگزار می شود که از ابتدای سال ۹۵ انتخابات کانون‌های ده‌گانه و پس از آن انتخابات هیئت مدیره خانه موسیقی با حضور چشمگیر اعضا برگزار شد و با یک نگاه آماری مشارکت اعضا از دوره‌های پیشین به مراتب بیشتر بود که بطور مثال در انتخابات هیئت مدیره اعضای مجمع عمومی حضور صد در صدی داشتند.
 
‎ترکیب هیئت مدیره برخی کانون‌ها به‌کلی عضو شد و چهره‌های جدید عهده دار مسئولیت شدند. این در حالی بود که در برخی کانون ها با چهره‌های جدید در کنار افراد قدیمی تر و در برخی کانون ها بدون تغییر اعضای هیئت مدیره کانون، فعالیت ها آغاز شد. هیات مدیره خانه موسیقی نیز که بر آمده از انتخاب و رای نمایندگان کانون‌های ده گانه است، دچار تغییر شد و چهره‌های جدیدی که تاکنون حضور نداشتند به هیات مدیره راه یافتند. این تغییرات با تکیه به تجربیات گذشته قطعا می تواند راه و افق جدیدی را در مسیر فعالیت صنفی اهالی موسیقی مشخص کند تا شاهد تاثیر گذاری بیش از پیش خانه موسیقی در مناسبات فرهنگی کشور باشیم.

منبع : موسیقی ما

سعید آتانی: دلیل جدایی‌ من از «دنگ‌شو» خستگی روحی بود

بدون دیدگاه

موسیقی ما – اولین کنسرت «سعید آتانی» ۳۱ شهریور و همزمان با روز جهانی صلح در مجموعه برج آزادی تهران برگزار شد. این خواننده که چند ماهی می‌شود فعالیت‌های مستقل خود را به شکل جدی پیگیری می‌کند در این برنامه با سازبندی و قطعاتی متفاوت‌تر از آنچه که تا کنون اجرا کرده بود روی صحنه رفت. سعید آتانی پیش‌تر با اجرای قطعات اصیل ایرانی و همچنین کارهای گروه «دنگ‌شو» شناخته می‌شد اما در این برنامه سازهایی نظیر گیتار الکتریک، گیتار بیس و همچنین تنظیم‌های الکترونیک با صدای او همراه شد. رهبری ارکستر و تنظیم قطعات سعید آتانی در این برنامه بر عهده «مارجی لطف‌آبادی» بود و آرش سعیدی (گیتار بیس)، نیما رمضان (گیتار الکتریک)، ادوارد دنیل‌زاده (درامز)، نیما عیوضی (تار و عود) و محمد نادری (سنتور) در جمع نوازنده‌ها حضور داشتند و «طلا افشار» هم تهیه‌کننده برنامه بود.

اما پس از این برنامه به سراغ سعید آتانی رفتیم و گفتگوی مفصلی را با این خواننده انجام دادیم. در این گفتگو برای اولین‌بار از زبان خودش دلایل و حقایق جدایی او از گروه «دنگ‌شو» مطرح شد و همچنین آتانی به این سوال پاسخ داد که چرا اجرایش در سکوت خبری کامل روی صحنه رفت. برنامه‌های آینده و همچنین آلبوم مستقل این خواننده سایر مباحث ما در این گفتگو بود که در ادامه می‌خوانید:
 

  • *روایت «طاها پارسا» و روایت «سینا رفیعی» درباره جدایی شما از گروه «دنگ‌شو» را شنیدیم اما دوست دارم یک‌بار برای همیشه، خودتان واضح بگویید که شلوار استرج سفید یا اختلافات سریال «پژمان» یا چه موردی باعث این جدایی شد؟

واقعاً نمی‌دانم چه بگویم اما فکر می‌کنم اصلی‌ترین اختلاف من با «دنگ‌شو» به دلیل برخی خواسته‌هایی بود که داشتم و در گروه عملی نشد. البته در سال ۹۳ ما کاملاً همه چیز را تمام کردیم و پس از آن بچه‌ها دوباره تماس گرفتند و گفتند که می‌خواهیم کار کنیم ولی من اصرار داشتم که بدون مجوز یک قدم هم برنمی‌دارم. همچنین اعلام کردم که از امروز هم «سینا رفیعی» مدیربرنامه‌های من است و باید با ایشان سر مسائل مختلف اعم از قرارداد و مالی و… صحبت کنید. ما قرارداد دو ساله بستیم و هنوز آن قرارداد موجود است و زمانش تمام نشده است. اما قرارداد را با آقای «حمید خسروبیگی» امضا کردیم که مدیربرنامه‌های اسبق و الان فکر می‌کنم مدیربرنامه‌های عزل‌شده دنگ‌شو باشد. الان هم فکر می‌کنم که می‌توانم روی آن قرارداد اقداماتی انجام دهم. پس از مدتی اختلاف سلیقه‌ها بالا گرفت و دیدم که روی مسائل قرارداد، بازی‌هایی ایجاد شده است و بهانه‌جویی‌های زیادی هم وجود داشت. مثلاً در اجرای نمی‌دانم چندم برج میلاد من ساوندچک نمی‌شدم یا میکروفونم روی استیج خاموش بود و مسائلی از این دست پیش می‌آمد که دلگیری ایجاد می‌کرد.
 

  • *این مسائلی که می‌گویید آنقدر حاد نیستند و امکان حل آنها وجود داشت.

عدم تعهد یک طرف نسبت به قرارداد را با صحبت می‌توان حل کرد؟ مثلاً شما قراردادی با سایت «موسیقی ما» امضا می‌کنید و به شما می‌گویند بابت هر خبر که تهیه‌ کنید n تومان پرداخت می‌کنیم اما ناگهان پس از شش ماه می‌گویند که ما یک سوم این مبلغ را می‌دهیم. آیا شما راضی هستید دوباره کار کنید؟ وقتی می‌بینید با شخصی در حال کار هستید که تعهدی نسبت به قراردادش ندارد و هر روز حرفش عوض می‌شود باز هم کار می‌کنید؟ دوستان گفته بودند که ما قبل از هر کنسرت جلسه لباس داشتیم ولی چطور می‌شود که در اجرای فروردین‌ماه، من نمی‌دانستم ست لباس چیست و به صورت اتفاقی با لباس سفید و مشکی به کنسرت رفتم و همگی تعجب کردند. و یا در اجرای آنلاین من بدون اینکه از ست گروه با خبر باشم لباسی را که خیلی هم مورد توجه قرار گرفت را  می‌پوشم؟ منظورم همان لباس معروف است! مشکل دیگر من این بود که پس از آلبوم «اتاق گوشواره» عملکرد ضعیفی داشتیم و پس از شش ماه فقط چند اجرای رسمی برگزار کردیم که از دید آن موقع من این آمار برای گروه دنگ‌شو قابل قبول نبود. خودشان هم می‌گفتند که ما عجله‌ای نداریم ولی مگر می‌شود گروهی تب و تاب سولداوت کردن کنسرتش را نداشته باشد؟ وقتی می‌گویند مخاطب کمتر باشعور کارهای ما را گوش کند بهتر است چه معنایی می‌دهد؟ یعنی بقیه بی‌شعور هستند؟ پس چرا به برج میلاد فکر میکردند؟ مگر می‌شود من سعید آتانی به دنبال سولداوت سالن‌های بزرگ نباشم؟ اگر هدف ما جذب مخاطب بیشتر نباشد پس به کجا می‌رویم؟

حمید خسروبیگی بابت انتقاد من در مورد عملکرد ضعیف در حوزه اجراهای زنده ناراحت شد اما مطمئناً دنگ‌شو به ایشان می‌گفته که چند اجرا برویم. به اعتقاد من تصمیم گیری کل مجموعه ضعیف بود. من در یک برهه زمانی حمایت مالی و معنوی نمی‌شدم و کار به جایی رسید که دوستی ما ظاهرسازی شد و فیلم بود. به طور مثال بعد از اجرا، «تی‌وی پلاس» برای مصاحبه با گروه می آمد و باید دنبال من می‌گشتند اما هیچکدام نمی‌گفتند که سعید کجا است با وجود این اتفاقات نمی‌توانستم با تمرکز روی صحنه بروم ولی همیشه سعی میکردم با توان کامل به روی صحنه بروم تا اعتبار خودم و گروه خدشه دار نشود.

از سوی دیگر ما اجرای جشنواره فجر را در مدت ۲۴ ساعت سولداوت کردیم این اتفاق با صدای چه کسی بود؟ «علی زندوکیلی» که نبود و وقتی چنین رکوردی ثبت می‌شود دیگر حضور «خواننده ی دیگر» در دنگ‌شو چه معنایی دارد؟
 

  • *پس از مصاحبه «سینا رفیعی» خیلی‌ها گفتند که یکی از دلایل جدایی سعید آتانی شاید تنش با خواننده‌های دیگر مثل علی زندوکیلی بوده است. الان هم که این صحبت‌ها را مطرح کردید می‌خواهم بدانم با علی یا میلاد هم مشکل داشتید؟

اتفاقاً من با علی زندوکیلی خیلی دوست بودم و الان هم دوست هستم. با خواننده جدیدشان هم هیچ مشکلی نداشتم ولی مشکل من این است که مگر سعید آتانی توانایی اجرای کارهای شما را ندارد که خواننده جدید اضافه می‌شود؟ به نظر می‌رسد تنظیم و آهنگسازی شما مشکل دارد که نمی‌توانید من را در ژانر جدیدی قرار بدهید و بخوانم. مگر «مارجی لطف‌آبادی» برای من تنظیم نمی‌کند و مگر «سینا رفیعی» آهنگسازی نمی‌کند؟ پس چرا در این ژانر می‌توانم بخوانم؟ و سوال دیگر اینکه چرا من، علی زندوکیلی یا خواننده‌های دیگر در این گروه محدود می‌شویم؟ اما این روند در خواننده جدید ادامه پیدا نمی‌کند؟  این خواننده و هیچکس دیگر جای من را تنگ نکرده بود ولی دلیل جدایی‌ام از دنگ‌شو خستگی روحی بود. در مواردی سینا رفیعی اصرار بر جدایی داشت ولی من در تنگنای رفاقت گیر می‌کردم و می‌گفتم که اجازه بده بمانم. خودشان هم اصرار می‌کردند که بمان ولی الان در نشست خبری گفته‌اند که سعید آتانی را به خاطر شلوار استرج سفید کنار گذاشتیم! دلیل خنده‌داری که واقعا چیزی جز تاسف برایم باقی نگذاشت. وقتی به خواننده نمی‌گویید که چه لباسی بپوشد یا در مصاحبه حاضر شود یعنی که او برای شما بی‌اهمیت است. وقتی چنین برخوردی می‌بینم دیگر آن گروه برای من هم بی‌اهمیت می‌شود. لازم به ذکر است که این همکاری از یک مقطعی به خاطر اصرار من نبود بلکه به خاطر درخواست مجدد آنها بود. با جدیت به طاها گفتم که من از این به بعد فقط با قرارداد کار می‌کنم و هر تهیه‌کننده دیگری با گروه کار کند من سهم خودم را از آلبوم و اجراها می‌گیرم. مسائل خیلی زیادی هست که نمی‌خواهم باز کنم تا در رسانه جنجال نشود ولی وقتی nتومان قرارداد آلبوم می‌بندید و به من یک عدد دیگر می‌گویید تا دستمزد کمتر بدهید، درست نیست. یا در فلان اجرا x تومان قرارداد می‌بستند و یک عدد دیگر می‌گفتند. به هرحال پانصد هزارتومان یا یک میلیون عددی نیست که به خاطرش اختلافات ایجاد شود.
 

  • *«رضا شایا» در نشست خبری اعلام کرد که هیچ خواننده‌ای از گروه جدا نشده ولی یک مدت با هم کار نمی‌کنیم و می‌توانند به خانه خودشان برگردند. این امکان وجود دارد که شما دوباره به این گروه برگردید؟

این تصور ذهنی خودشان است. من در مدت پنج سال فقط یک معدود زمان‌هایی بود که حال خوبی در دنگ‌شو داشتم و دلیلی برای بازگشت به گروهی ندارم که پر از تصورات منفی است. من در گروه خودم خلوص نیت را حس می‌کنم ولی در آن گروه متوجه می‌شدم که بچه‌ها در ارتباطات با همدیگر فیلم بازی می‌کنند. به من می‌گفتند که تو بی‌نظیر هستی ولی فلان تیتراژ را شخص دیگری می‌خواند. پس این بی‌نظیربودن را چگونه می‌خواهید اثبات کنید؟

تعریفی که گروه‌ دنگ‌شو از خانه دارد غلط است و آنجا خانه من نیست. خانه جایی است که هر کسی که در آن زندگی می‌کند و مالکیتی از آن دارد. این تعریفی است که از مقوله خانه در کشور ما و جامعه مرسوم است. ولی برای دنگ‌شو هیچ‌وقت اینطور نبوده است و آنها سعید آتانی را پرورش ندادند  یا سعید آتانی مالکیتی از دنگ‌شو ندارد .من خواننده صداوسیما بودم و در سازمان کار داشتم و طاها یک روز تماس گرفت و پیشنهاد همکاری داد و خواست که با آنها کار کنم. از سوی دیگر دنگ‌شو که با خواننده‌محوری مخالف است پس چگونه می‌تواند خواننده تولید کند و خود گروه هم خانه آنها باشد؟

این موضوع را مطرح می‌کنند تا ذهن مردم درگیر شود. اگر دنگ‌شو ادعا دارد که گروهش یک خانه است پس خواننده‌های سنتی و کلاسیکش را حذف کند و فقط با طاها پارسا روی استیج برود. می‌گویند که دنگ‌شو رضا شایا و طاها پارسا و صبا صمیمی است پس بروند خودشان به تنهایی و بدون خواننده سنتی، کنسرت برگزار کنند و ببینند چه اتفاقی رخ می‌دهد و آن زمان معنی واقعی خانه را مطرح کنند. برای تولید آلبوم به سراغ سعید و علی می‌روند و اکنون هم که میلاد باقری که سابقه خوانندگی دارد را آورده‌اند. چرا دنگ‌شو ادعا می‌کند که یک خانه است؟ مثلاً دنگ‌شو خانه طاها پارسا است و هر زمان که برود باز هم آنجا خانه‌اش است چون در دنگ‌شو بود که او خواننده شد و رشد کرد. من حکم سولیستی ارکستر صدا و سیما از دست رهبر آن ارکستر را دارم. چندین پروژه صوتی در سازمان را اجرا کرده‌ام و پیش از دنگ‌شو اجراهای برون‌مرزی داشتم و به همین دلایل آنها نمی‌توانند بگویند که من را پرورش داده‌اند. من خاطرات خوب هم با دنگ‌شو داشتم و منکر روزهای خوب و بدم نمی‌شوم چون هیچ وقت اهل سیاست نبودم.  علی زندوکیلی و دیگران را نمیدانم ولی این گروه خانه من نیست.

بهتر است که دنگ‌شو این ادعایی که در مورد مقوله خانه دارد را پاک کند. دوستانی که ادعای صداقت دارند و می‌گویند که دلیل جدایی ما از خواننده شلوار استرج سفید بوده چرا همه حقایق را نمی‌گویند؟ واقعاً با بیان دلیل جدایی من ( استرج سفید ) خودشان را خیلی کوچک کردند. نمی‌دانم تعریفشان از پاپ چیست. خواننده باید بتواند در هر سبکی بخواند و من اگر خواننده هستم باید بتوانم راک یا جَز هم بخوانم و موسیقی آنقدر مدرن شده که نام سبک دیگر مفهومی ندارد. من از دنگشو جدا شدم و این واقعیت محض است و در دنیای حرفه ای نیز یک تصمیم کاملا شخصی و روتین به حساب می آید.
 

  • *برسیم به کنسرت ۳۱ شهریور و اینکه چرا برای این کنسرت هیچ تبلیغات و حرکت خبری انجام ندادید؟ خیلی‌ها توقع داشتند اولین کنسرت مستقل سعید آتانی پوشش مفصل‌تری داشته باشد اما چرا همه چیز در سکوت برگزار شد؟

این اولین اجرای مستقل من نبود چون ایده‌ها و ایده‌آلی که داریم این نیست. روز جهانی صلح را در تقویم انتخاب کردیم به دلیل اینکه خودم این موضوع را دوست دارم. دیدیم که در حال تمرین با گروه هستیم و تصمیم گرفتیم یک دورهمی کوچک با گروه و مخاطبان داشته باشیم. هشتاد درصد قطعاتی هم که اجرا کردیم کارهای نوستالژیک بودند که با تنظیم‌های جدید مارجی لطف‌آبادی اجرا شد. شاید دو یا سه قطعه این کنسرت در آلبوم قرار بگیرد ولی باید بررسی کنیم و هیچ چیز قطعی نیست. ما الان به اندازه دو یا سه آلبوم، قطعه داریم ولی باید فکر کنیم و ببینیم چه کارهای انتخاب شود. به همین دلیل کنسرت ۳۱ شهریور اولین تجربه مستقل من روی صحنه نبود.
 

  • *در حقیقت این یک تمرین رسمی برای گروه محسوب می‌شد. درست است؟

دقیقاً این یک تمرین متفاوت بود تا ببینم که گروه چطور صدا می‌دهد و خواستیم در روز صلح کنار مخاطبان عزیزی باشیم که به برج آزادی می‌آیند.
 

  • *برای اجراهای آینده چه برنامه‌هایی دارید و سعید آتانی چگونه روی صحنه حاضر خواهد شد؟

نوع قطعات را به دست آهنگساز و تنظیم‌کننده کار می‌سپارم و آنها از من می‌خواهند که به چه شکل یک کار را بخوانم. آنها جایگاه صدای مرا کاملا می‌شناسند و نیازی به محدودشدن نیست. در مواردی هم ایده‌های خودم هست و پیشنهاداتی را مطرح می‌کنم و پس از همفکری به یک جمع‌بندی می‌رسیم. قرار نیست از مسیر خودم فاصله عجیبی بگیرم و ادعا نمی‌کنم قرار است یک کار عجیب انجام بدهم ولی قرار است از این به بعد خود سعید آتانی را بشنوید. تا الان سعید آتانی را در قالب یک گروه شنیده‌اید ولی از این به بعد مردم خودش را می‌شنوند.
 

  • *این روزها رقابت فروش بلیت در میان چهره‌های تلفیقی سنگین است. فکر می‌کنید چه زمانی بتوانید وارد این رقابت سنگین میان اشخاص و گروه‌های تلفیقی بشوید و چه زمانی سعید آتانی می‌تواند با آنها در زمینه فروش بلیت کنسرت و سولداوت شدن رقابت کند؟

فکر کردن به این داستان‌ها اشتباه است و اگر کیفیت خوب ارائه کنید قطعاً می‌توانید مردم را جذب کنید. ما مثل برخی دوستان نیستیم که به فروش بیشتر و سولداوت‌شدن کنسرت فکر نکنیم. ولی الان نمی‌توانم ادعا کنم که مثلاً اگر آلبوم را بدهیم فلان سالن را پر می‌کنیم و درگیری با این داستان‌ها یک حاشیه‌سازی است. موسیقی ما مثل قایقی در یک رودخانه شناوراست و با حرکت در این مسیر، مقصد خودش را پیدا می‌کند. مقصد می‌تواند سولداوت‌شدن یک سالن یا دیده‌شدن در یک اتفاق بین‌المللی باشد و ما همه این تفکرات را در سر داریم. البته وحید جان سوال من از شما این است که واقعاً این موردی که اشاره کردید رقابت است؟
 

  • *به هرحال الان سلطه فروش بلیت فقط در اختیار خواننده‌های پاپ نیست و هنرمندان و گروه‌های مختلف تلفیقی دیگر می‌توانند سالن‌های بزرگ را به راحتی پر کنند و سر همین موضوع با هم رقابت جدی دارند.

الان گروه‌های تلفیقی هرکدام حرف خودشان را می‌زنند وشاید بهتر است بگوییم رقابت سالم دارند و دشمنی در کار نیست. ولی الان به این مسائل فکر نمی‌کنیم تا درگیر حاشیه نشویم و اگر حرف خوب و جدید بزنیم حتماً خریدار دارد. اما آلبوم ما آماده است و با سه کمپانی مطرح وارد مذاکره شده‌ایم و در حال بررسی پیشنهادات هستیم. هر کدام از این سه تهیه‌کننده که زودتر خواسته‌های ما را برآورده کنند آلبوم را در اختیارشان می‌گذاریم. قبل از انتشار آلبوم کارهای خبری نظیر انتشار تک‌آهنگ، موزیک ویدئو و اجرای تیتراژ خواهیم داشت. زمان انتشار آلبوم مشخص نیست چون آلبوم آماده را تحویل تهیه‌کننده می‌دهیم و خودشان زمان مناسب را تشخیص می‌دهند. پخش آلبوم من قطعاً مویرگی خواهد بود چون باید صدای من به گوش مخاطبان برسد. یقیناً تا پایان سال جاری به اغلب وعده‌های بزرگی که داده‌ایم عمل خواهیم کرد. پس از انتشار آلبوم و زمانی که به همه اهدافمان برسیم وارد همان رقابت سالمی که شما گفتید می‌شویم. ما طوری قدم برداشته ایم که دیگران در رقابت با ما قرار بگیرند.
 

از همه مخاطبان عزیزی که در کنسرت ۳۱ شهریور همراه ما بودند تشکر می‌کنم و واقعاً انتظار ما را برآورده کردند. این کنسرت در مدت کمتر سه روز تمام بلیت‌هایش به فروش رفت و خوشحال هستیم که از همین قدم اول کنار ما بودند. البته زمانی که پوستر ما وارد سایت «ایران کنسرت» شد دوستان با من تماس گرفتند و گفتند که چطور می‌شود سعید آتانی هم ۲۹ شهریور با گروه دنگ‌شو برنامه داشته باشد و هم ۳۱ شهریور کنسرت مستقل خودش را برگزار کند؟ گویا گروه دنگ‌شو عکسی که سعید آتانی در آن بوده را به سایت «ایران کنسرت» داده بود. قدردان محبت همه این عزیزان هستیم و آن شب واقعاً انرژی خوبی داشتند. برای ادامه این مسیر روحیه گرفتیم و قول می‌دهیم قطعاتی را بسازیم که در شأن آنها باشد.

در پایان یک تشکر ویژه از دوست و مدیربرنامه‌های خوبم سینا رفیعی، مارجی لطف‌آبادی مهربان، خانم افشار عزیز، محمدرضا جنیدی و همچنین خواهران حسین‌زاده دارم. همچنین از اعضای گروه بسیار خوبم هم تشکر می‌کنم که یک شب خاطره‌انگیز را رقم زدند.

منبع : موسیقی ما

«همایون نصیری» هنرمند پرکاشن الکتریک یاماها شد

بدون دیدگاه

بزرگداشتی برای بنیانگذار دارکوب

«همایون نصیری» هنرمند پرکاشن الکتریک یاماها شد

موسیقی ما – «همایون نصیری» – نوازندۀ مطرح موسیقی ایران- از جانب کمپانی یاماها به عنوان هنرمند ایرانی  «پرکاشن الکتریک» این شرکت انتخاب شد.
 
شرکت‌های بزرگ و معتبر تولید ابزار موسیقی در جهان معمولاً در کشورهای مختلف نمایندگانی را انتخاب می‌کنند و کمپانی معروف «یاماها» همایون نصیری را به عنوان هنرمند و نماد سازهای پرکاشن الکتریک این شرکت در ایران انتخاب کرده است.
 
به همین منظور مراسم بزرگداشتی روز جمعه ۹ مهرماه در پاسداشت دو دهه نوازندگی در موسیقی ایران برای همایون نصیری برگزار خواهد شد. نصیری یکی از اولین نوازندگان ایرانی بود که به عنوان هنرمند (آرتیست) یک کمپانی تخصصی تولید ساز و ابزار موسیقی شد. این نوازنده کمپانی مینال پرکاشن (meinl percussion) که یکی از بزرگ‌ترین و شاخص‌ترین‌ها در تولید سازهای پرکاشن است همایون نصیری را در سال ۱۳۸۶ به عنوان آرتیست خود در ایران انتخاب کرد.
 
همایون نصیری نوازنده برجسته سازهای پرکاشنی از سنین نوجوانی فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد. او در نوجوانی با نسل اول هنرمندان موسیقی پاپ بعد از انقلاب روی صحنه رفت. نصیری به دلیل پتانیسل بالا در نوازندگی هیچ‌گاه محدود به یک سبک نشد، از نوازندگی برای خوانندگان مطرح موسیقی پاپ دو دهه اخیر گرفته تا همکاری با گروه‌های سنتی و با خوانندگانی همچون همایون شجریان و حضور جدی در گروه‌های موسیقی تلفیقی، تجربیات متعددی را پشت سر گذاشته  و قابلیت نواختن در سبک‌ها و استایل‌های مختلف موسیقی را اثبات کرده است. او ۹ سال پیش گروه محبوب و خوشنام «دارکوب»  را تاسیس کرد که پاتوق نوزندگان بزرگ است و تا کنون سه آلبوم منتشر کرده و اجراهای مختلفی برگزار کرده است.
 
مراسم بزرگداشت همایون نصیری روز جمعه ساعت ۱۶ الی ۱۷:۳۰ در آموزشگاه موسیقی آرشه «جام جم» با همکاری شرکت یاماها برگزار می‌شود. علاقمندان برای حضور می‌توانند به آدرس تخت طاووس، خیابان لارستان، پلاک ۹۰ مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ما

نماهنگ «بی قرار» اثری از محسن چاوشی

بدون دیدگاه

به مناسبت هفته دفاع مقدس، در تماشاخانه «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید؛
+ دانلود این موزیک ویدئو

موسیقی ما – نماهنگ «بی قرار» اثری از سازمان رسانه‌ای اوج و «دلصدا» با صدای «محسن چاوشی» در سالهای گذشته تولید و منتشر شده است که به مناسبت هفته دفاع مقدس می توانید در ادامه آنرا در تماشاخانه سایت «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید.

منبع : موسیقی ما

آلبوم «روزای گمشده» با صدای «علیرضا قاضی» منتشر شد

بدون دیدگاه

موسیقی ما – دو آهنگساز سرشناس حوزه موسیقی در کشور، برای یک آلبوم پاپ آهنگسازی کردند.

به گزارش «موسیقی‌ما»، آلبوم «روزای گمشده» با آهنگسازی «ناصر چشم آذر» و «محمد میرزمانی» و با صدای «علیرضا قاضی» از صبح امروز در سراسر کشور منتشر شد.

علیرضا قاضی در روز انتشار این آلبوم در گفتگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما» درباره این اثر و سایر فعالیت های خود توضیح داد: «من چند سالی هست که برای خوانندگی به تعلیم و یادگیری پرداختم که البته به صورت اصولی در کلاسهای سلفژ و صدا سازی پیش استاد کامران حمیده کردار تعلیم دیدم و بعد از مدتی تصمیم به تولید یک آلبوم موسیقی گرفتم که در سال ۱۳۹۱ برای تولید آلبوم اقدام کردم و در نظر داشتم و همه سعی ام انتشار اثری به دور از فضاهای تکراری این روزها بود.»

این خواننده افزود: «تصمیم گرفتم همکاری با استاد ناصر چشم آذر دراین آلبوم را آغاز کنم واز ایشان ممنونم که به من لطف داشتند و قبول کردند در این آلبوم حضور داشته باشند ودر حین ساخت آثار آلبوم به پیشنهاد ایشان برای تکمیل کلاسهای سلفژ وصداسازی و همچنین خواندن و نوشتن نت موسیقی در محضر استاد استاد پوریا محمدی کلاسهایم را ادامه دادم. به مرور پروژه آلبوم پیشرفت قابل توجهی پیدا کرد و زمینه همکاری با استاد سید محمد میرزمانی نیز حاصل شد و ایشان هم لطف داشتند و در این آلبوم حضور پیدا کردند و شروع به ساخت آهنگهای البوم کردند و امروز خوشحالم که با این دو استاد عزیز اولین آلبوم رسمی خودم را به اتمام رساندم و بعد از مجوزهای لازم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از امروز در دسترس هموطنان عزیزم قرار گرفته است و امیدوارم مورد پسند واقع شود».

این هنرمند در انتهای صحبت های خود نیز گفت: «در این آلبوم نوازندگان بنامی همچون فیروز ویسانلو، علی رحیمیان، علی جعفری پویان، میثم مروستی، امید حجت، نیما زاهدی و امین غفاری نیز حضور داشتند و این آلبوم در استودیو پاپ ضبط و میکس و مستر شده است» این آلبوم شامل دوازده قطعه است که چهار قطعه از این آلبوم بی کلام است که آهنگسازی این چهار قطعه را ناصر چشم آذر بر عهده داشته است.

۴ قطعه از آثاری که دراین آلبوم با صدای علیرضا قاضی منتشر خواهد شد را محمد میرزمانی آهنگسازی و تنظیم کرده و ۴ قطعه دیگر نیز از ساخته‌های ناصر چشم‌آذر است. مسعود عسگری، مریم گل خواه، ساناز تاجیک و نیما نورمنش در این آلبوم ترانه‌هایی را سروده‌اند.

این آلبوم از سوی موسسه آوای حنانه به مدیریت کامران همت پور تولید و روانه بازار موسیقی کشور شده است.

منبع : موسیقی ما

سالار عقیلی پیانو نواخت و خواند

بدون دیدگاه

در کنسرتی با رهبری «سهراب کاشف»‌

موسیقی ما – سالار عقیلی -خوانندۀ شناخته شدۀ موسیقی سنتی ایران-  با رهبری «سهراب کاشف» تازه‌ترین کنسرت خود را با عنوان «از تنهایی گریه مکن» اجرا کرد. او در این برنامه، قطعات منتخبی از ملودی‌های آهنگسازان جوان موسیقی ایرانی را در دو بخش اجرا کرد. نکتۀ مهم اما در این اجرا، پیانونوازی «سالار عقیلی» هم‌زمان با اجرای اولین قطعه‌اش «خاکت دوباره گلستان شود» بود. او همچنین به حضور مادرش در بین مخاطبان کنسرت اشاره کرد و گفت:‌ «من تمام موفقیت ها و موقعیت هایی که در موسیقی به دست آوردم مدیون مادرم هستم و حالا در بین شما عزیزان اعلام می‌کنم که همواره بوسه بر دستان او خواهم زد.»
 
«از تنهایی گریه مکن» با شعر محمدرضا یار، آهنگسازی ابولفضل صادقی نژاد، تنظیم غلامرضا صادقی، «نغمه نوروزی» با شعر رهی معیری ، آهنگسازی روح الله خالقی و تنظیم سیامک بهبهانی، «ساغر» با شعر معینی کرمانشاهی، آهنگسازی همایون خرم و تنظیم علیرضا دریایی، «چرخ فلک» با شعر عبدالجواد موسوی، آهنگسازی محمد ستار اورکی و تنظیم علیرضا دریایی، «نگارا» با شعر اسحاق انور، اهنگسازی رضا دربندی و تنظیم  غلامرضا صادقی، «ابریشم و آهن» با شعر افشین یداللهی، آهنگسازی و تتظیم بابک زرین، «حانیه» با شعر محمد مهدی سیار و آهنگسازی و تنظیم فرید سعادتمند، «گلرخ» با شعر محمدرضا یار، آهنگسازی ابوالفضل صادقی نژاد و تنظیم غلامرضا صادقی و «ایران» با شعر افشین یداللهی، آهنگسازی علی اکبر قربانی و تنظیم بابک زرین قطعاتی بودند که در بخش دوم کنسرت برای مخاطبان اجرا شد.
 
در بخش دوم کنسرت نیز قطعاتی چون «تبریز در مه» با شعر افشین یداللهی، آهنگسازی و تنظیم بابک زرین، «رنگ بیات شیراز» به آهنگسازی و تنظیم علی اکبر قربانی، «عاشق می‌شویم» با شعر غلامرضا صادقی و آهنگسازی و تنظیم پیمان سلطانی، «آتش دل» به آهنگسازی مرتضی نی داود و تنظیم پیمان سلطانی ، «بهار دلکش» با شعر ملک الشعرای بهار ، آهنگسازی درویش خان و تنظیم علی اکبر قربانی، «معشوق» با شعر ضیاالدین ناظم پور و آهنگسازی و تنظیم پیمان سلطانی، «میهنم سلام» با شعر غلامرضا سلیمانی، اهنگسازی و تنظیم پیمان سلطانی، «خوشه چین» با شعر کریم فکور، آهنگسازی روح‌الله خالقی و تنظیم سهراب کاشف، «خاک مهر آیین» با شعر اسماعیل فرزانه، آهنگسازی و تنظیم علی‌اکبر قربانی و «ایران جوان» با شعر بیژن ترقی و آهنگسازی و تنظیم پیمان سلطانی به علاقه مندان ارائه شد.
 
همایون رحیمیان کنسرت مایستر، نیما زاهدی، علیرضا چهرقانی، آیدا محمدزاده، عاطفه حسینی، احسان شامی ویولن یک، مونیکا لران، پیمان شامی، برهان همتی، هومان جلالت، سیما یاهو، محمد علی غریبی ویولن دو، سیاوش ظهیرالدینی، سهراب برهمندی، دانیال جورابچی،  همایون هاشم زاده آلتو، کریم قربانی، داود منادی، بهرنگ معتمدی ویولنسل، شهرام رکوعی فلوت، فرشید حفظی فر ابوا، حسین پور معین کلارینت، حسن فراهانی ترومپت، حسین شریفی ترومبون، فرشاد شیخی، میلاد عباسی هورن، محمود منتظم صدیق تیمپانی، کاوه میر حسینی سازهای ضربی، حریر شریعت زاده پیانو، علیرضا دریایی کمانچه، علی خشتی نژاد تار، روزبه زرعی پرکاشن، سحاب تربتی تمبک نوازندگان گروه اجرایی را تشکیل می‌دادند.

منبع : موسیقی ما

جادو در تالار وحدت

بدون دیدگاه

موسیقی ما – آن زمان که «اوژن آفتاندلیانس» تالار رودکی را بر اساس مدل اپراهای وین می‌ساخت و ده سال، زمان صرفِ این ماجرا کرد، روحش هم خبر نداشت که نیم‌قرن بعد قرار است چه اتفاقاتی در این سالن رخ دهد و به جای اجرای موسیقی و تئاتر، یک شرکت خودروسازی، ماشینی چند صد کیلویی را با افتخار روی سن‌اش نمایش دهد. سالن پنجاه ساله البته در این سال‌ها خیلی چیزها به خودش دیده است. خیلی از بزرگانِ موسیقی و گاه تئاتر در آن به اجرای برنامه پرداخته‌اند. سالنِ پنجاه ساله همچنین روی پیشانی‌اش زخم‌های بسیار دارد. سالنِ پیر و فرسوده، حالا ناگزیر است چندین سانس اجرا داشته باشد، ناگزیر است کسانی را روی صحنه‌اش ببیند که گاه اولین و دومین اجرایشان را پشت سر می‌‌گذارند.
 
رنو، سحر یا جادوی تالار وحدت؟‌
سایت‌های اقتصادی، از هفتۀ گذشته با آب و تابِ فراوان، خبر از رونمایی یک خودروی فرانسوی می‌دادند. «کارلوس گوسن» تالیسمن یا تالیزمن (لهجۀ انگلیسی) و تلیسمان (لهجۀ فرانسوی) که معنایش «سحر و جادو» است. ال‌سی‌دی‌های بزرگ روی سن تالار نشستند. سالن‌های انتظار با میزهای سفید تزیین شدند تا مدعوین روی آن بنشینند. بنرها و استندهای بزرگ که آرم ماشینِ به قول خودشان، سحرآمیز را داشتند، سراسر تالار را پوشاندند و کارمندانِ شرکت خودروسازی فرانسوی، با لباس‌های فرم و کراوات‌های رنگی، مشغول پذیرایی از مهمانان و توضیح دربارۀ ماشین شدند. در حیاط تالار هم چندین خودرو پارک شدند. سفید، سیاه، بژ و نوک مدادی. تا همین‌جایش هم می‌شود تعجب کرد، می‌شود از تبدیل شدن تنها سالنِ استاندارد موسیقی کشور به بنگاه اقتصادی شگفت‌زده شد؛ اما خب وقتی ماشین روی سن قرار می‌گیرد، درست زمانی است که می‌شود با تمام وجود شرمگین شد. فرض کنید چراغ‌ها خاموش می‌شود، پرده‌ها کنار می‌رود و روی ال‌سی‌دی‌ها ماشینی نشان داده می‌شود که در جاده‌ها مشغول تاخت و تاز است. چند دقیقه‌ای می‌گذرد، خود ماشین روی سن می‌آید (مسوؤلان البته می‌گویند خود ماشین نبوده و ماکتش بوده است) ماجرا ادامه دارد، ارکستر سمفونیک تهران که این دو سال بعد از بازگشایی، هنوز و همچنان روی آرامش ندیده و نوازنده‌هایش همچنان مشکلاتِ خودشان را دارند و سر بدیهی‌ترین موضوع یعنی حقوق و بیمه‌اشان، اما و اگر است، می‌نوازند. فرض کنید چایکوفسکی برای ماشین.
 
از دومان تا گونای
ماجرا البته از خیلی قبل‌تر شروع شده است. با اجرای گروه‌های گم نامی که در ماه‌های گذشته در تالار وحدت تهران به اجرای برنامه پرداخته‌اند. البته که هر هنرمندی می‌تواند در هر سالنی به اجرای برنامه بپردازد؛ اما در اساس‌نامۀ این تالار که اتفاقا تنها تالار اجرای موسیقی در کشور است؛ آمده است هنرمندانی که دارای درجۀ یک هنری هستند. می‌شود به این لیست چند نمونۀ دیگر اضافه کرد:‌

  • – اجرای گروه‌هایی که اولین کنسرتشان را برگزار می‌کنند.
  • – اجرای ۶ سانس برنامه در یک روز برای این سالنِ نیمه فرسوده
  • – اجرای سانس فوق‌العاده در ساعت ۱۱ شب
  • – اجرای همایش‌ها، سخن‌رانی‌ها و بزرگداشت‌های غیرهنری
  • – آوردن دکورهای سنگین برای نمایش‌هایی که می‌توانند در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه بروند، برای مثال بودن چند تن آب در صحنه برای چند ماه برای اجرای یک نمایش

و البته ده‌ها نمونۀ دیگر…

هنرمندان: سالنِ کاسب‌کار
عکس‌ها که منتشر شد و خبرگزاری‌ها که نسبت به این مساله واکنش نشان دادند، هنرمندان هم به این اتفاق واکنش نشان دادند و اعتراض خودشان را بیان کردند. برخی از مصاحبه‌های رسمی و برخی در شبکه‌های مجازیشان. چند نمونه از آنها را با هم مرور می‌کنیم:
 
– مرضیه برومند: متاسفانه تالار وحدت کاسب شده است و اگر پول بدهند در آنجا مراسم عقد وعروسی هم می‌گیرند. (روزنامه ابتکار)‌
– رامین صدیقی: پنجم مهر ماه، آیین معرفی آلبومی از دو ابرمرد موسیقی کشورمان در تالار وحدت بود و علی‌رغم میلم، دوست نداشتم وارد سالنی شوم که به جای بزرگان موسیقی و سازهای مقدس‌شان، یک دستگاه خودرو را روی سن بردند و نوبر کردند. من فعلاً از تالار وحدت خداحافظی می‌کنم. (ایلنا)
– بهرام جمالی: پروژه رونمایی از خودروها در دوره من؛ تصمیم‌گیری نشده بود و آنچه از قبل برنامه‌ریزی شده بود تنها برنامه‌های هنری بود. این پروژه از برنامه‌های اخیر بنیاد رودکی و تالار وحدت بوده و هیچ ربطی به دوره من ندارد. (ایلنا)‌
– حمیدرضا نوربخش: وقتی این خبر را شنیدم بسیار متاسف و متاثر شدم. ما بایستی حرمت فضاهای فرهنگی را با دقت بیشتری حفظ کنیم. اما خبر این اتفاق به حدی تعجب‌برانگیز بود که من ابتدا باور نمی‌کردم که چطور چنین مسئله‌ای اتفاق افتاده است. آن هم در صحنه‌ای که همه می‌گویند مقدس است. صحنه یک فضای فرهنگی است که هنرمندان در آنجا هنر خود را خلق کردند و معنویت آفریدند و دل‌ها را به آسمان پیوند دادند. ما چطور باید اجازه بدهیم که این نوع کارها در این مکان انجام شود؟ (فارس)‌
– محمد معتمدی: اگر قرار است کار اقتصادی و تجاری در تالار وحدت انجام شود، یک اساس‌نامه جدید برای آن تعریف شود و کار تجاری هم انجام دهند! اما ما فقط یک تالار وحدت داریم.
– سید محمد بهشتی: هر مراسمی باید در مکانی مناسب با آن برنامه اجرا شود و این پرسش مطرح است که آیا تالار وحدت به عنوان یک مکان فرهنگی، مکان مناسبی برای برگزاری مراسم رونمایی از خودرو است؟ معتقدم برگزاری مراسم رونمایی خودرو در تالار وحدت برای شرکت خودروساز یک پرستیژ محسوب می‌شود. گذشته از قدمت تاریخی این مکان به دلیل اینکه مرکز فرهنگی کشور محسوب می‌شود دارای شان و جایگاه ویژه‌ای است و معتقدم جایگاه بالای این مکان به برنامه یا مراسمی که در آن اجرا می‌شود؛ شانیت می‌دهد. مسئولان وزارت ارشاد باید درباره برگزاری چنین مراسمی در تالار وحدت پاسخگو باشند.
 
صفی‌پور: این اتفاق میمون و مبارک است
در این میان، اما «علی‌اکبر صفی‌پور» – مدیرعامل بنیاد رودکی- در گفت‌وگویی توضیحات مفصلی در این باره داده است. او البته چیزهای زیادی گفته که به خاطر نامفهوم بودن، تکرار دوبارۀ آن فایده‌ای ندارد؛ اما این اتفاق را «میمون و مبارک» می‌داند. او اما در بخشی از حرف‌هایش می‌گوید: «بهره برداری از میراث فرهنگی و آنچه ما تحت عنوان هویت فرهنگی در همه بخش‌ها می‌بینیم زمانی اتفاق می‌افتد که ما بتوانیم آنها را طوری آماده کنیم که علاقه مندان بتوانند از آنها بازدید کنند و در عین حال برای آن هزینه هم بکنند. اتفاقا این هزینه کردن باعث سر پا ماندن آن فضای تاریخی می‌شود از طرفی هم باعث مطرح شدن هویت معنوی ما می‌شود. متاسفانه ما در کشورمان خیلی عادت نداریم که بین این مواردی که به آن اشاره کردم ارتباطی ایجاد کنیم و هنوز به این ضرورت نرسیده‌ایم که کاری انجام بدهیم که در آن بخش‌های صنعتی و اقتصادی ما بتوانند با آورده مناسب هم کالاهای خود را عرضه کنند و هم بتوانند به توسعه و صیانت داشته‌های فرهنگی کمک کنند. اتفاقی که روز گذشته در تالار وحدت تهران افتاد حداقل از نظر من اتفاق میمون و مبارکی بود و حتی ارکستر سمفونیک تهران در یک فضای بسیار خوب توانست برای تعدادی زیادی از مدیران بخش صنعت و تجارت کشور برنامه ارزشمندی را اجرا کند. اگر حمایت بخش هایی که در آنها پول جریان دارد وارد چنین مقولاتی نشود، ما تا چه زمانی می‌توانیم از جیب دولت هم برای آنچه از آن به عنوان هنر یاد می‌کنیم و هم برای نگهداری سالن‌ها هزینه کنیم؟»
 

بعد از اینکه مدیرعامل بنیاد رودکی این اتفاق را میمون و مبارک دانست؛ «رضا دادویی» از سمت خود استعفا داد. او در این باره گفته است:‌ » متاسفانه در این مدت مشورت هایم راهگشا نبود و دوستان سیاست هایی در مجموعه بنیاد رودکی دارند که با نگاه‌های بنده هم خوانی ندارد. وقتی تصمیم گیری در حوزه من نیست اما من باید پاسخگوی اتفاقات حوزه کاری ام باشم صلاح دیدم که در این شرایط در مجموعه بنیاد نباشم. امیدوارم شرایط در بنیاد به گونه‌ای پیش رود که هنرمندان امکان بیشتری برای فعالیت حرفه‌ای داشته باشند.»

منبع : موسیقی ما

حضور «ناصر چشم‌آذر» و «فریبرز لاچینی» در کنسرت حامی

بدون دیدگاه

موسیقی ما – حامی خواننده پاپ دوشنبه شب (۵ مهر ۱۳۹۵) در تالار وحدت روی صحنه رفت.

او در ابتدای این اجرا با معرفی فریبرز لاچینی و ناصر چشم‌آذر، دو چهره ماندگار عرصه موسیقی، از ارادتش نسبت به این دو استاد گفت.
 

پیش از آنکه گروه ارکستر بر روی صحنه حاضر شوند، حامی بخشی از قطعه «سوگند» را بدون موسیقی اجرا کرد. سپس با ورود گروه نوازندگان به صحنه، «ساده نبود» به اجرا درآمد. تقریباً در تمام قطعات اجرا شده و به ویژه قطعه «لیلای من کو» مخاطبین با حامی هم‌صدا و هم‌نوا بودند.

«یاد من باش» و «تماشایی» قطعات بعدی بودند که در این شب اجرا شدند. در طول برنامه و در بین اجرای قطعات، حامی از اشخاصی که او را در ساخت قطعات و سایر امور هنری یاری کرده‌اند از جمله رسول ترابی (تهیه‌کننده کنسرت)، افشین یداللهی، بابک صحرایی، علی موثقی، ستار اورکی و میثم دهقان اسم برد. همچنین او بارها از عشق و علاقه‌اش نسبت به خانواده و به خصوص مادر و پدرش برای مخاطبین سخن گفت و در نهایت قطعه «گل مینا» را در اوج احساس تقدیم مخاطبین کرد.

 
از آنجایی که در ابتدای برنامه وعده شده بود ۱۳ قطعه اجرا شود، حامی تمام سعی خود را کرد تا به قول خود عمل کند. قطعات بعدی که اجرا شد «لیلای من کو»، «خاکستر شب»، «فقط نگاه می‌کنم» و «پرستش» بودند.
 
کنسرت حامی با اجرای پیانوی «باران عشق» از ناصر چشم‌آذر و قطعه‌ای دیگر از فریبرز لاچینی به اوج هیجان خود رسید.
 
پس از وقفه‌ای کوتاه، بار دیگر گروه روی صحنه حاضر شد. از گوشه و کنار سالن اسم قطعاتی به گوش می‌رسید و در میان این قطعات «دلم گرفت» خواسته بیشتر طرفداران حامی بود. این قطعه که موسیقی متن فیلم «سام و نرگس» ساخته زنده‌یاد «ایرج قادری» است، جزو ماندگارترین آثار حامی است.
 
پس از این اجرای پراحساس در بخش‌های پایانی برنامه «خداحافظ» نیز همانند سایر قطعات اجراشده در این شب با استقبال گرم هواداران حامی روبه‌رو شد، اما شاید به دور از انتظار نبود که بار دیگر «دلم گرفت» حسن ختام برنامه گرم و صمیمی این شب حمید حامی باشد.
 
حامی در پایان این کنسرت وعده داد به دلیل آنکه مدتی از صحنه اجرا به دور بوده پس از ایام محرم و صفر بار دیگر پررنگ بر روی صحنه حاضر شود.
 
نوازندگان اجرای این شب کنسرت حامی متشکل از پیمان لطیفی (درام)، حمید بنکدار (گیتار بیس)، رضا رحمانی (گیتار آکوستیک)، مازیار احمدپور (گیتار الکتریک)، اشکان فرح‌پور (تومبا)، میلاد عالمی (ویولا)، اشکان پور علیان، نوید شعبان زاده، فرزاد سپهری، آناهیتا خان‌زاده و مرضیه مزینانی (ویلن)، سوگول شیری (ویلنسل)، ترانه پور یوسف (فلوت) و رهبر ارکستر و نوازنده پیانو، عباس لطیفی بود.
 
کنسرت حمید حامی به همت موسسه «آوای دوران» به مدیریت خانم «کاویانی» و تهیه‌کنندگی «رسول ترابی» برگزار شد.

منبع : موسیقی ما

اشوان: این بهترین جشن تولد من بود

بدون دیدگاه

موسیقی ما – آخرین کنسرت «اشوان» پیش از آغاز ماه محرم، شامگاه ۴ مهر در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد.
 
به گزارش «موسیقی ما» این هنرمند که به تازگی موفق شده به جرگه خوانندگان رسمی کشور وارد شود، اولین کنسرتش را در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ و  در حالی که بلیت‌های آن در کمتر از ۱۰ ساعت به فروش رسیده بود برگزار کرد. او سه شب بعد (۲۷ شهریور) بار دیگر روی استیج رفت و با برگزاری آخرین شب کنسرت‌هایش پیش از آغاز ماه محرم در تاریخ ۴ مهر ۱۳۹۵، باید او را از جمله خوانندگان پرکار این روزهای موسیقی پاپ دانست که در عرض ۱۰ روز، پنج سانس کنسرت در تهران برگزار کرده است.
 
نکته جالب در مورد «اشوان» این است که او هنوز آلبومی در بازار موسیقی ندارد و نخستین آلبوم این هنرمند جوان به همت موسسه «آوای دوران» مراحل پایانی انتشار را پشت سر می‌گذارد. از سوی دیگر احتمالاً باید او را جوان‌ترین خواننده موسیقی پاپ که اخیراً روی استیج رفته دانست. با این وجود «اشوان» در سه شب کنسرتش در سالن میلاد نمایشگاه نشان داد از توانایی قابل توجهی در اجرای زنده برخوردار است و این نکته‌ای است که تعدادی از اهالی موسیقی که در کنسرت او حاضر شده‌اند نیز با انتشار ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی بر آن صحه گذاشته‌اند.
 
کنسرت این خواننده پس از پخش کلیپ شمارش معکوس یک دقیقه‌ای آغاز شد. او پس از اجرای قطعه «هنوزم میشه» رو به حضار گفت: «من در این کنسرت‌ها فهمیدم شما بهترین طرفدارهای دنیا هستید. شما این را ثابت کردید و خوشحالم که می‌توانم یک شب دیگر در کنارتان باشم و بیش از هه از این خوشحالم که همزمام با تولدم برای شما می‌خوانم.»
 
«حواست نیست»، «وای قلبم»، «چرا گریه کردم»، «بهت مریضم»، «تنها شدم»، «بعد من» و «چه خوبه حالم» از جمله قطعات پرطرفدار این هنرمند بودند که با هم‌خوانی قابل توجه حضار در کنسرت او به اجرا درآمدند. او همچنین چند قطعۀ جدید از آلبومی که در دست انتشار دارد را برای مخاطبینش خواند. یکی از این قطعات «تولدت مبارک» بود که اشوان در توضیح آن گفت: «در شب تولدم می‌خواهم یک قطعه جدید دیگر هم برایتان اجرا کنم که «تولدت مبارک» نام دارد. البته این قطعه آن طور که فکرش را میکنید نیست و کمی غمگین است.»
 
پس از اجرای این قطعه یکی از عوامل برگزاری با کیک تولد روی استیج حاضر شد تا او را غافلگیر کند. سپس اشوان در حضور مردم و اعضای گروه شمع‌های تولدش را فوت کرد و گفت: «این بهترین تولد عمرم بود. آرزو میکنم سال دیگر هم در کنار شما باشم و برایتان بخوانم.» او سپس از رسول ترابی (تهیه‌کننده) سپاسگزاری کرد و گفت: «رسول ترابی مثل یک برادر مدت زیادی در کنار من بود و برای به ثمر نشستن آلبوم و برگزاری کنسرت تلاش‌های زیادی کرد که از این بابت از او واقعاً ممنونم.» جشن تولد اشوان در بک‌استیج با حضور دوستانش تکرار شد.
 
در بخشی از کنسرت، اشوان پشت پیانو نشست و قطعه «تبریک» را اجرا کرد.

حضور نیما رمضان (نوازنده سرشناس گیتار الکتریک) به عنوان رهبر ارکستر و همچنین آرش سعیدی (نوازنده سرشناس گیتاربیس) از نکات قابل توجه ارکستر اشوان بود. سعید شمس (کیبورد)، برنا شفیع‌زاده (درامز)، کیان ایرجی (گیتار)، مصطفی شعبانی (ساکسفون) و ساسان هاشمی (کیبورد) دیگر نوازندگانی بودند که با اشوان روی استیج رفتند و «رضا پوررضوی» صدابرداری گروه را بر عهده داشت.
 
کنسرت اشوان به همت موسسه «آوای دوران» به مدیریت خانم کاویانی و تهیه‌کنندگی «رسول ترابی» برگزار شد. عکس‌های «سید علیرضا حقشناس» از این کنسرت و حاشیه‌هایش را در ادامه مشاهده کنید.

منبع : موسیقی ما

رازآوری، شب پاییزی آقای سماع

بدون دیدگاه

موسیقی ما – پنجم مهر ماه است، ساعت دارد به هفت بعد از ظهر نزدیک می‌شود. عقربه‌ها به هفت نزدیک‌تر می‌شوند و دور و اطراف شلوغ‌تر. اینجا تالار آزادی است. یکی،یکی، دوتا دوتا، از هر سمت و سو، دارند می‌آیند اینجا! قرار است گروه «آقای سماع» برنامه اجرا کند. ساعت روی موعد، است. گروه می‌آید و هر کدام، آنجا که باید، قرار می‌گیرند.
 
گروه روی صحنه آمده و به نظر می‌رسد شاید افعال و اقوالش، آنچه پیش از این گفته شده را جامه عمل بپوشاند.  پیش از این زمزمه‌هایی بود که «آقای سماع» می‌خواهد، اجرای متفاوتی داشته باشد. این قضاوت هم می‌ماند برای آخر شب. برای آخر شبی که وقتی مخاطبان از سالن خارج می‌شوند، می‌توان از روی چهره‌شان، همه آنچه را باید، فهیمد یا دست‌کم بخشی از آن را.
 
زخمه‌های ساز آغاز شد. «نوا» در سالن پیچید و سازها و سماگران به رقص آمدند. ساز آغاز ید و نوا در گرفت؛ سماگران، بر صحنه‌اند. بربط همراه بود.اینها تصویری است که از اجرای قطعه اول، ثبت شده  است.
 
«آقای سماع» آن طور که یکی از حاضران موسیقی‌آموخته و موسیقی‌دانسته می‌گفت، گروهی تلفیقی است اما در معنای  اصیلش. او می‌گفت: از موسیقی تلفیقی برداشت نادرستی وجود دارد. عده‌ای تصور دارند، که موسیقی تلفیقی به این معناست که چند ساز ایرانی و چند ساز غربی در کنار هم قرار گیرند و همین. او می‌گفت: موسیقی تلفیقی این است که هر کدام از سازهای ایرانی و غربی کار خود را انجام دهند و استقلال داشته باشند و در جایی به یک زبان مشترک برسند. گویی که ساز شرقی و ساز غربی در حال گفت ‌وگو اند. بر همین مبنا او که کارهای «آقای سماع» را بارها دیده و شنیده، این گروه را یک گروه تلفیقی واقعی می‌دانست.
 
«آقای سماع» پنجمین شب پاییزی، قطعاتی از آلبوم جدید «رازآوری» را با خود به همراه آورده بود. پس از آغاز، قطعه دیگر با شعر «این جهان و آن جهان مرا مطلب/ کین دو گم شد در آن جهان که منم…» اجرا شد. سماع‌گران سماع کردند و تصاویر هم به کار جلوه می‌داد.  تصاویری که به مدد تکنولوژی امروز، به صحنه نورمی‌داد و رنگ.
 
«تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی دانم/ وزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمی دانم…» هم با همکاری بربط و کمانچه اجرا می شود. تک‌نوازی کمانچه، به همراه فلوت و نجوایی که در میانه به گوش می‌رسید، اجرای خوبی را به نمایش گذاشت.
 
«این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده ام/ این بار من یک بارگی از عافیت ببریده ام...» هم بخش دیگر از این شب پاییزی است.

سکوت و استراحت، اندکی به طول می‌انجامد و پس از آن، نیمه دوم شب آقای سماع، شروع می‌شود. «نی من منم، نی تو تویی، نی تو منی/ هم من منم، هم تو تویی، هم تو منی…» بی سماع اما با ساز همراه است. سماع گر می‌آید و «باز آمادم باز آمدم از پیش آن یار آمدم…» هم اجرا می‌شود.
 
تک نوازی پرکاشن، نوای فلوت و شعر « گم می شود دل من چون شرح یار گویم/ چون گم شوم زخود من او را چگونه جویم…» بخش بعدی است که غیر ایرانی به نظر می‌رسد. گویا دو قطعه دیگر مانده است. در قطعه یکی مانده به آخر پاسکاری سازها، فضایی دیگر به وجود می‌آورد سکوت خواننده فرصت را به تک نوازی دف داد، تنبک و در پایان، صدای پرکاشن پایان این بخش را رقم زد.
 
در قطعه پایانی، سماع گری بر  صحنه آمد؛ نوازندگان آرام نواختند و «مستی سلامت می‌کند ای جان جان، ای جان جان مستی سلامت می‌کند…» اجرا شد.
 
«آقای سماع» در شب پاییزی خود، همراهانی داشت. وحید قاسمی (درامز)، کاوه وزیری (گیتار بیس)، هامون ضرابی (گیتار الکتریک)، بهنوش کاظمی‌زاده (کمانچه)، محمدرضا اسلامی (تنبک)، فرناز خاکی (همخوان)، سینا مشفقی (سه تار و دف)، امیرحسین حسنی‌نیا (بربط، خواننده) و محمدحسین حسینی (فلوت) اعضای گروه امشب آقای سماع بودند.
 
شب به پایان آمده و شب پاییزی آقای سماع تمام شده است. حاضران از همان راهی گه آمده‌اند به خانه می‌روند اما گویا شب خوشی را داشته‌اند.

منبع : موسیقی ما

سومین محفل «بر آستان اشک» آغاز می‌شود

بدون دیدگاه

فرهنگسرای اندیشه با حضور برجسته‌ترین شاعران آیینی به پیشواز ماه محرم می‌رود

موسیقی ما – فرهنگسرای اندیشه با سومین سوگواره «برآستان اشک» به پیشواز ماه محرم می‌رود و برجسته‌ترین شاعران آیینی در این محفل ادبی گردهم جمع خواهند شد. همچون دو سال گذشته، سومین سوگواره شعر آئینی «برآستان اشک» در روزهای پایانی ذی الحجه برگزار خواهد شد و فرهنگ سرای اندیشه شاهد شعرخوانی شاعران و مداحی مداحان اهل بیت (ع) خواهد بود.
 
 در این خصوص سجاد نوروزی مدیر فرهنگ سرای اندیشه با تشریح کلیات و اهداف برگزاری مراسم و با تاکید بر جایگاه ویژه ادبیات در فرهنگ ملی از ادبیات آینی به عنوان یکی از اصلی‌ترین شاخه‌های این ادبیات یاد کرد و افزود: «بر آستان اشک» یکی از منحصر به فرد‌ترین برنامه‌های آیینی در حوزه ادبیات آیینی است که در دو دوره گذشته آن با استقبال چشمگیر شاعران و مردم مواجه شد. و هدف آن پاسداشت مبانی دینی و ملی ادبیات آیینی است.
 
نوروزی با بیان اینکه «بر آستان اشک» می‌تواند به غنای مجالس عزاداری کمک کند، گفت: تاکید رهبر حکیم انقلاب بر محتوای فاخر مجالس عزای اباعبدالله الحسین (ع) بیش از هر امر دیگر، بر موضوع شعر استوار است. «بر آستان اشک» از این حیث محل عرضه فاخر‌ترین آثار ادبی در باب مدح و مرثیه اباعبدالله وعاشورا است و می‌تواند از این رو بسیار مورد توجه قرار گیرد.
 
وی با تشریح جزئیات و برنامه‌ برگزاری این مراسم افزود: شب شعر «بر آستان اشک» به دبیری و اجرای محمود حبیبی کسبی در سه شب ابتدایی خود از ۹ تا ۱۱ مهرماه از ساعت ۱۸:۳۰  با حضور شاعران و ذاکران اهل بیت (ع) به پیشواز ماه محرم می‌رود. در این شب‌ها شاعرانی همچون حاج علی انسانی، غلامرضا سازگار، سیدحمیدرضا برقعی، محسن عرب خالقی، محمد سهرابی، قاسم صرافان و … به شعرخوانی می‌پردازند.
 
 مدیر فرهنگ سرای اندیشه همچنین در گفته هایش اظهار داشت: به جهت پرهیز از مشکلی که در برخی از شب شعرهای عاشورایی انسجام موضوعی وجود ندارد و هر شاعری به بخشی از واقعه عاشورا توجه و اشاره دارد، در شب شعرهای «بر آستان اشک» شاعران در هر شب با موضوعی خاص شعرخوانی خواهند داشت. شب‌های شعر «بر آستان اشک»، در دو بخش شعرخوانی و مداحی برگزار می‌شود و در هر شب به یکی از حاضران به قید قرعه هزینه سفر به عتبات عالیات اهدا می‌شود.
 
بنا بر اعلام روابط عمومی فرهنگ سرای اندیشه، علاقه مندان برای حضور در  سوگواره آئینی «برآستان اشک» می‌توانند از جمعه ۹ تا ۱۱ مهر ساعت ۱۸:۳۰ به آمفی تئاتر فرهنگ سرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان اندیشه مراجعه کنند و  ورود برای عموم علاقمندان آزاد است.

منبع : موسیقی ما

آلبوم «برف نو» منتشر شد

بدون دیدگاه

با آهنگسازی و خوانندگی میثم ملکی و تنظیم مصباح قمصری

موسیقی ما – میثم ملکی -نوازندۀ توانای تار و تمبک- برای اولین بار قطعات ساختۀ خود را در مجموعه‌ای به نام «برف نو» منتشر می‌کند.
 
قطعات این آلبوم در دستگاه شور و اشاره به آواز دشتی و دستگاه نوا بر روی اشعاری از حافظ، فریدون مشیری و احمد شاملو ساخته شده است. ملکی در اولین اثر خود علاوه بر اهنگسازی به خوانندگی نیز پرداخته است، او همچنین از تنظیم‌های مصباح قمصری برای خط باس کمک گرفته، اما این‌بار قمصری به‌جای بم‌کمان، در این البوم از گیتارباس برای تلفیق با تار استفاده کرده است.
 
عوامل دیگر این اثر را حسین خوش‌چهره (نی) رامین علیپور (تمبک)، پیام جوانی (تار) امیر مردانه (صدابردار) و میثم ملکی (تار) تشکیل می‌دهند.
 
«برف نو» هم اکنون از طریق فروشگاه های معتبر موسیقی و شهر کتاب ها در دسترس مخاطبین قرار گرفته است.

منبع : موسیقی ما

حجت اشرف‌زاده: با توجه به ارادت ویژه‌ام به امام حسین(ع)، حضور در پروژه «خاتون» را با افتخار پذیرفتم

بدون دیدگاه

موسیقی ما – خواننده موسیقی ایرانی در آستانه انتشار تازه‌ترین آلبوم خود ضمن تشریح جزییات این اثر از حاشیه‌های چند هفته اخیری که پیرامون اختلاف او با «محسن چاوشی» در برخی رسانه‌ها منتشر شده، سخن گفت.
 
متن یادداشت حجت اشرف‌زاده به شرح زیر است:
 
«بی‌پیرایه‌ترین نغمات برای محتوای آیینی از میان بهترین و خالص‌ترین صداها در گذشته‌های نه چندان دور توسط روضه‌خوان‌ها در ایام شادمانی یا عزا استفاده می‌شده است. چیزی که نسل جدید مداح کمتر از آن استقبال کرده است. استفاده از اشعار آیینی مناسب در روضه‌ها و مدح‌ها، با محتوایی در شأن بزرگان ما، چیزی است که امروزه کمرنگ شده و جایش بسیار خالی است. دوستان من یک پروژه تحقیقی و پژوهشی در این باب از سه سال گذشته و پیش از آلبوم «ماه و ماهی» آغاز کردند که نغماتی ماندگار از روضه‌خوان‌های قدیم را با فرمی جدید به پرده موسیقی و ادبیات امروزی کشیده‌اند. حال و هوای این اثر مبتنی بر موسیقی و آواز اصیل ایرانی است و نباید آن‌را با فضای تنظیم و ساخت آلبوم «ماه و ماهی» مقایسه کرد.
 
 با توجه به ارادت ویژه‌ام به امام حسین(ع) و آزادگی و آزادمردی ایشان، پذیرفتم با افتخار در این پروژه پژوهشی نقطه ناچیزی باشم و بخوانم. امیدوارم نسل جوان از فعالیت و کارهای پژوهشی روی موسیقی کهن کشورمان باز نمانند تا در عین تولید آثار نو و مورد علاقه مخاطبان خویش، قدمی برای حفظ و نشر موسیقی اصیل و کهنمان نیز برداریم و با حمایت از این دسته آثار پژوهشی، حافظ و پشتوانه‌ای برای هنر این مرز و بوم باشیم.
 
موضوع بعد که مایلم به آن بپردازم، ظرفیت فضای مجازی، قضاوت‌ها و آسیب‌های مرتبط با دنیای موسیقی است.
 
آنچه امروزه از فضای سیاست گرفته تا هنر را دگرگون کرده ظرفیت فضای مجازی است. اما در همین راستا سوء برداشت‌ها، قضاوت‌های عجولانه و حتی گاهی سوءاستفاده از جملاتی خاص، تا گاه فحاشی، آسیب‌هایی بر پیشانی و حریم هنر وارد کرده است.
 
موضوع داغ برای برخی رسانه‌ها و وب‌سایتها کدورتی است میان من و محسن چاوشی عزیز که در همان زمان برطرف شد و تبدیل شد به چیزی که دیگران به آن دامن زدند. از سوال یک مجری در برنامه «ساعت بیست و پنج» آغاز شد و بعدها بی آن که من درجریان باشم در فضای مجازی با عناوین مختلف و داستان‌پردازی‌های عجیب شدت گرفت.

از این فرصت استفاده می‌کنم و برای پایان دادن به این داستان که بسیاری بیهوده به آن دامن زدند، اعلام می‌کنم بنده علاقمند به موسیقی محسن چاوشی هستم. اختلافی وجود ندارد و تمامی ادعاهای دیگر را رد می‌نمایم و در مقابل پخش شایعات و اکاذیب، قانونی اقدام خواهیم کرد.
 
 و در پایان، آلبومی با محتوای غزل و ترانه‌های عاشقانه، در راستای آلبوم «ماه و ماهی»، پس از ماه‌های محرم وصفر از من منتشر خواهد شد که با عشق برای مخاطبان گرانقدرم آماده اش خواهیم کرد. آرزومند بهترین‌ها برای همۀ هموطنان نازنینم هستم. ارادتمند / حجت اشرف‌زاده»
 
آلبوم جدید «حجت اشرف‌زاده» با عنوان «خاتون» روز شنبه ۱۰ مهرماه در تماشاخانه مهر حوزه هنری رونمایی می‌شود.

منبع : موسیقی ما

یک اتفاق ساده

بدون دیدگاه

موسیقی ما – حدود پنچ سال پیش بود که آلبوم «حیرت» از «مهرداد هویدا» منتشر شد. آلبومی که با طراحی متفاوت و ناشری گمنام به نام «مس» وارد بازار شد و فروش بالایی هم نداشت، حتی مهم‌تر از همه شنیده هم نشد. حالا پس از پنج سال تقریباً همان افراد و این بار با یک خواننده جدید به نام «بهرنگ امینی» آلبوم «چرک‌نویس» را منتشر کردهاند؛ خواننده‌ای که هیچ نام و مصاحبه‌ای از او وجود ندارد. در سایتهایی هم که اصولا بیوگرافی کوتاهی از خواننده می‌نویسند هیچ اطلاعاتی موجود نیست. این حجم از گمنامی و تلاش نکردن برای عرضه درست یک اثر هنری نه تنها به تمام عوامل لطمه می‌زند بلکه فلسفه انتشار یک آلبوم را (که احتمالاً رسیدن به مخاطب است) هم زیر سوال می‌برد. گویا چرک‌نویس هم سال ۱۳۸۹ تولید شده و زمان انتشارش عقب افتاده که در تمام زوایا به این اثر ضرر زده است.
 
از شباهت‌های این دو آلبوم یعنی حیرت و چرک‌نویس بسیار می‌توان گفت. نکته متفاوت اما در اشعار است و این بار حتی یک شعر کلاسیک هم در آلبوم وجود ندارد و بار اصلی ترانه را ابراهیم منصفی و محمدعلی اسماعیلی به دوش می‌کشند. منصفی که چهار پنج سالی است بین اهالی موسیقی شناخته شده، این بار به سبک پاپ-راک بازخوانی می‌شود. تقریباً در تمام این ارجاعات به منصفی شاهد اجرای ترانه‌ها با آهنگسازی خود او هستیم و موزیسین‌ها شعر را همان‌طور که او خوانده، می‌خوانند و این بار هم چنین اتفاقی افتاده و تنها موسیقی تغییر کرده است. با این حال خوشبختانه آثاری از منصفی انتخاب شده که پیش از این کمتر شنیده شده است؛ دیر ابوت، داد از دل، دلم تنگن و شوآهنگ. جدای از اشعار منصفی که اصولاً حال و هوای مشخصی دارد، دیگر ترانه‌ها هم  تم عاشقانه دارند اما به تناسب موسیقی  در سطحی‌ترین حالت ممکن پیام را منتقل نمی‌کنند. برای نمونه در قطعه «قهوه‌ای بدون فال» ترانه‌سرا -یعنی گیتی پایندر- آمدن معشوق روی زمین را اتفاقی ساده قلمداد می‌کند و در عوض ماندن و حضور دائمی را حادثه می‌داند. در طیف ترانه‌های پاپ قطعاً به دنیا آمدن که هیچ، حتی قدم زدن و غذا خوردن معشوق هم می‌تواند حادثه باشد.
 
موسیقی آلبوم بسیار قدیمی صدا می‌دهد، حتی از راک دهه هفتاد هم دورتر است. با اینکه همین المان‌ها روی آلبوم حیرت نشسته بود اما حالا پس از پنج سال و البته روی ترانه‌هایی که به فضای جدیدتری از شعر حافظ  دارد خوب کار نمی‌کند. با این حال باید به آلبوم زمان داد تا با ترانه‌ها و فضای کار ارتباط گرفت. ملودی وکال، نرم تر از آن است که راک قلمداد شود اما موسیقی از سازبندی گرفته تا فرم قطعات به وضوح به کلاسیک راک‌های مهم شباهت دارد. در قطعه گرگ که طولانی شدنش تاثیرش را کم کرده با مدلی از متالیکا رو به رو می‌شویم. همچنین ردپای آلبوم «حیوانات» از پینک فلوید در قطعه «دلم تنگن» دیده می‌شود. در نهایت بهترین توصیف برای این آلبوم پاپ-راک است و البته نه همه‌پسند.
 
وجود چنین آلبوم‌هایی بی شک به نفع بازار موسیقی است تا فضایی که پاپ‌ها و تلفیقی‌ها در اختیار دارند را بشکند اما نکته اینجا است که باید راه‌کاری برای بیشتر شنیده شدن داشته باشند و همچنین از نظر کیفی در برابر جریان اصلی قابل دفاع باشند. تجربه‌های مختلفی در همین سبک وجود دارد که توانسته با فراگیر شدن سطح سلیقه تعدادی از مخاطبان را ارتقا دهد.
 
عنوان آلبوم: چرک نویس
خواننده: بهرنگ امینی
آهنگسازان: مهرداد هویدا، ابراهیم منصفی، علی ابهری، مسعود پاکدامن، محمدعلی اسماعیلی
نوازندگان: بابک ریاحی‌پور، علی ابهری، همایون نصیری، علی بهشتیان
تنظیم: علی ابهری
میکس و مسترینگ: ارد انزابی‌پور
ترانه‌سرا: ابرهیم منصفی، محمدعلی اسماعیلی، گیتی بایندر
ضبط موسیقی: بهرنگ امینی، علیرضا افغان
عکس و گرافیک: امید مهدیزاده
تهیه‌کننده: بهراد امینی
انتشارات: نشر مس
 

 
منبع : موسیقی ما

نیمه‌نهایی هزارصدا با داوری هنگامه اخوان، محمدعلی بهمنی و داود آزاد برگزار می‌شود

بدون دیدگاه

جمعه ۹ مهر، ساعت ۱۵

نیمه‌نهایی هزارصدا با داوری هنگامه اخوان، محمدعلی بهمنی و داود آزاد برگزار می‌شود

موسیقی ما – جمعه این هفته، پنجمین برنامه هزار صدا در بخش کلاسیک ایرانی، برای انتخاب دو گروه برگزیده بهار و تابستان ۹۵ برگزار میشود.

در این برنامه که ساعت ۱۵ جمعه ۹ مهرماه در سالن اصلی فرهنگسرای ارسباران آغاز میشود، «محمدعلی بهمنی» به عنوان کارشناس شعر، «هنگامه اخوان» به عنوان کارشناس آواز و «داود آزاد» به عنوان کارشناس موسیقی به بررسی اجراهای چهار گروه موسیقی حلقه، بیداد، ادیب و ابریشم خواهند نشست و از بین این چهار گروه، دو گروه را برای مرحله فینال انتخاب خواهند کرد. در چهار برنامه برگزار شده هزارصدا در بهار و تابستان، مجید درخشانی، عبدالحسین مختاباد و محمدعلی بهمنی در اولین برنامه، کیوان ساکت، سالارعقیلی و افشین یداللهی در دومین برنامه، فریدون شهبازیان، حمیدرضا نوربخش و سیدعباس سجادی در سومین برنامه و کریم صالح عظیمی، داود آزاد و اسماعیل امینی در چهارمین برنامه این چهار گروه را برگزیدهاند.
 
بنا بر اعلام آرش نصیری مدیر و مجری این برنامه، هزارصدا در پاییز و زمستان هم ادامه خواهد یافت و چهار گروه برگزیده در  چهار برنامه بعدی هم، در نیمه نهایی بعدی به رقابت خواهند پرداخت و با انتخاب دو گروه دیگر از آن چهار گروه، فینال سال ۹۵  بین دو گروه برگزیده بهار و تابستان و دو گروه برگزیده پاییز و زمستان برگزار خواهد شد و گروه قهرمان به جامعه موسیقی معرفی خواهد شد. نصیری همچنین اعلام کرد برای دو گروه برگزیده روز جمعه جایزهای نیز در نظر گرفته شده است که در ابتدای آن برنامه به اطلاع همگان خواهد رسید.
 
همچنین در این برنامه فاضل جمشیدی با همراهی سنتور حسین پرینا و تنبک پژمان پرنیا قطعاتی را برای حاضران اجرا خواهند کرد. پرنیا و جمشیدی که آلبومی را نیز در دست انتشار دارند، اخیرا کنسرتهایی را در شهرستانها برگزار کردهاند.
 
هزارصدا برنامهای با مدیریت و اجرای «آرش نصیری» روزنامهنگار باسابقه هنری است که با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و با هدف معرفی استعدادهای تازه موسیقی در دو ژانر موسیقی سنتی و پاپ  در فرهنگسرای ارسباران برگزار میشود.

منبع : موسیقی ما

غلام علمشاهی رییس هیات مدیره کانون ناشران خانه موسیقی شد

بدون دیدگاه

جلسه هیات مدیره جدید برگزار شد

غلام علمشاهی رییس هیات مدیره کانون ناشران خانه موسیقی شد

موسیقی ما- اولین جلسه هیات مدیره جدید کانون ناشران خانه موسیقی برای تعیین سِمت اعضا سه‌شنبه ششم مهر ماه در محل خانه موسیقی برگزار شد.اولین جلسه هیات مدیره کانون ناشران خانه موسیقی سه شنبه ششم مهر ماه در محل  ساختمان این مجموعه صنفی با حضور بابک چمن آرا بازرس کانون برای تعیین سِمت اعضای جدید برگزار شد
 
طبق نظر اعضای هیات مدیره، غلام علمشاهی به عنوان رییس هیات مدیره، صدرالدین حسین خانی به عنوان نایب رییس هیات مدیره، علی عزیزی به عنوان دبیر و محسن رجب پور به عنوان سخنگوی کانون ناشران خانه موسیقی معرفی شدند.
 
این در حالی است که صورت جلسه رسمی در حضور بازرس کانون ناشران به امضای همه اعضای هیات مدیره کانون ناشران خانه موسیقی رسید.
 
محسن رجب پور، محمدرضا خانزاده، غلامعلی علمشاهی، مهدی میرزاباقریان و علی عزیزی اعضای اصلی و صدرالدین حسین خانی عضو علی البدل اول و علیرضا اعتمادی عضو علی البدل دوم، افرادی هستند که در ترکیب جدید هیات مدیره کانون ناشران خانه موسیقی حضور دارند. ضمن اینکه  بابک چمن آرا به عنوان بازرس کانون و محمود سراجی بازرس علی البدل در این دوره به فعالیت می پردازند.

منبع : موسیقی ما

«شهرام بزرگمهر» از آلبوم «خواستنی» رونمایی کرد

بدون دیدگاه

موسیقی ما – مراسم رونمایی از آلبوم «خواستنی» با صدای «شهرام بزرگمهر»، روز شنبه سوم مهرماه در سالن همایش‌های امام علی(ع) تهران برگزار شد. او در این مراسم پذیرای جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، اصحاب رسانه و همچنین برخی از مخاطبانش بود.

شهرام بزرگمهر برای اولین‌بار رو به روی نمایندگان رسانه‌ها و همچنین مخاطبانش نشست و توضیحاتی در مورد روند کاری چند سال اخیر خود و همچنین آلبوم جدیدش مطرح کرد. آلبومی که ماه مرداد و با حضور جمعی از چهره‌های مطرح موسیقی پاپ به بازار عرضه شد. «امیر ارجینی»، «شهاب اکبری»، «پوریا حیدری»، «علی استیری» و «مازیار عطاریان» و… از جمله چهره‌های حاضر در این مجموعه بودند.

«فرحناز منافی‌ظاهر»، بازیگر سینما و تلویزیون، در ابتدای برنامه به عنوان مجری پشت تریبون حاضر شد و ضمن خوش‌آمدگویی به حضار توضیحات مختصری درباره آلبوم جدید شهرام بزرگمهر بیان کرد. او همچنین برای اولین بار به این نکته اشاره داشت که شهرام بزرگمهر قبلا به شکل جدی در عرصه ورزش فعالیت داشته و فوق لیسانس رشته فیزیوتراپی است. سپس «حمید نوری‌فام»، مدیر شرکت گیتی گویش، که امور اخذ مجوز این آلبوم را پیگیری کرده بود به روی صحنه آمد. او توضیحاتی درباره سوابق کاری این خواننده و همچنین غیبت چند ساله‌اش از عرصه موسیقی مطرح و به برخی جزئیات آلبوم جدید شهرام بزرگمهر اشاره کرد.

سپس شهاب حسینی (تنظیم‌کننده)، امیر ارجینی و علی استیری (ترانه‌سرا) و مازیار عطاریان (تنظیم‌کننده) در جایگاه ویژه روی استیج قرار گرفتند. بعد از حضور این هنرمندان، شهرام بزرگمهر در حین پخش دموی آلبومش وارد سالن شد و در کنار عوامل آلبوم قرار گرفت. شهرام بزرگمهر در ابتدای صبحت‌هایش ضمن قدردانی از سایر عوامل تولید آلبومش نظیر پوریا حیدری، شهاب اکبری و سعید سام که در سالن حضور نداشتند گفت: «سابقه همکاری من و مازیار عطاریان و شهاب اکبری به حدود پانزده سال قبل بازمی‌گردد و ما هرکاری که در آن مقطع زمانی با هم انجام دادیم از کارهای هیت بود.»

او سپس گفت:«به دلیل علاقه قلبی و تعلق خاطر من پروژه تولید قطعه‌ای با مضمون عاشورا را آغاز کرده‌ایم که تنظیم این کار هم توسط مازیار عطاریان انجام شده و تا کنون زحمت‌های زیادی برایش کشیده است. سعی کردیم این اثر متفاوت و در شأن حضرت عباس(ع) باشد چون من نسبت به آن بزرگوار ارادت قلبی دارم.»

مازیار عطاریان هم در مورد این اثر گفت: «این اثر یک قطعه تلفیقی و پاپ-سنتی است و برای تنظیم و اجرای آن از دستگاه شوشتری و گوشه‌های همایون استفاده کرده‌ایم.»

شهرام بزرگمهر که تهیه‌کنندگی آلبوم «خواستنی» را هم بر عهده داشته در بخش دیگری از مراسم از زحمات حمید نوری‌فام برای امور مجوز آلبومش قدردانی و اعلام کرد که چاپ دوم این مجموعه به زودی در بازار توزیع می‌شود. این خواننده درباره تیزر آلبومش که با شکل و شمایل متفاوتی و در فرودگاه «پیام» ضبط شده بود هم گفت:«تیزر این آلبوم بزرگترین پروژه تیزر یک آلبوم موسیقی پس از انقلاب بود و با شش هواپیما و در چندین لوکیشن مختلف ضبط شد. کارگردانی این تیزر توسط پدرام اکبری انجام شد و زحمات زیادی برای این کار کشید.»

امیر ارجینی، ترانه‌سرای قطعات نیمکت خالی و کابوس تنهایی در آلبوم خواستنی، هم این توضیحات کوتاه را بیان کرد:«شهاب اکبری برای سفارش ترانه‌های این آلبوم با من و سپس متوجه شدم که سال‌ها پیش زمانی که آلبوم «متأسفم» را با «محسن چاوشی» کار می‌کردیم، شهرام بزرگمهر را دیده بودم و می‌شناختم.»

شهرام بزرگمهر نهایتاً صحبت‌هایش را با ذکر این توضیح که در حال برنامه‌ریزی برای اجرای زنده پس از ماه‌های محرم و صفر است به پایان رساند. این خواننده در انتهای برنامه قطعات «نگاه بی‌تفاوت»، «صدای خسته»، «نیمکت خالی»، «بهترین آرزوها» و قطعه‌ای که برای حضرت عباس(ع) آماده کرده را برای مخاطبان اجرا کرد. در این بین قطعه جدید او برای ماه محرم با وجود اینکه نسخه اتود بود و هنوز تکمیل نشده است با استقبال بیشتری از سوی حاضرین همراه شد.

«مهران مستی»، «امید جهان»، «بهنام ناصری»، «هما خاکپاش»، «حمید خوانساری» و «نیما علامه» از جمله هنرمندان حاضر در جمع مهمانان این برنامه بودند.

در ادامه می‌توانید عکس‌های «ساناز جهان‌آرایی» از این برنامه را ببینید:

منبع : موسیقی ما

نت به نت با عشق و آتش و خون

بدون دیدگاه

موسیقی ما – جنگ تحمیلی ایران از اولین تا آخرین روزش پیام‌های زیادی برای مردم ایران و جهان داشت. پیام‌هایی با موضوع دفاع از اسلام، میهن‌پرستی، فداکاری و استقامت و… که با روش‌های گوناگون روایت می‌شد. هنرهای مختلف و هنرمندان از دهه شصت تا امروز همیشه تلاش کرده‌اند که ابعاد مختلف دفاع مقدس را برای همه نسل‌ها بیان کنند. موسیقی هم یکی از هنرهایی است که در همان سال‌های جنگ با سرود و تصنیف‌های سنتی و طی سال‌های بعد با کارهای مدرن‌تر از مظلومیت مردم و رزمندگان و رشادت‌های آنان می‌گفت. اکنون در هفته دفاع مقدس قرار داریم و تصمیم گرفتیم برخی کارهای شاخص که با این مضمون تولید و به صورت مجاز منتشر شده را در قالب یک گزارش بررسی کنیم.

امکان ندارد کسی روزهای جنگ را به خاطر داشته باشد و تصنیف پرخاطره «کاروان شهید» از خاطرش برود. اثری که در سال ۱۳۵۹ ضبط و در قالب آلبوم «چاووش ۸» منتشر شد اما تا پایان هشت سال دفاع مقدس و حتی تا همین امروز هم قدیمی نشده است. استاد فقید «محمدرضا لطفی» سازنده این کار بود و «محمد ذکایی» هم شعر این کار را سروده است. در آن روزها تجهیزات صوتی و تصویری مثل امروز پیشرفته نبود اما تصنیف «کاروان شهید» از جمله آثاری بود که در محافل و اماکن مختلف پخش می‌شد. چون سبک و سیاق آن با روزهای پرشور و حماسه جنگ همخوانی داشت و نوازندگی هنرمندان سرشناسی همچون «پشنگ کامکار»، «هادی منتظری»، «ارژنگ کامکار» و «عبدالنقی افشارنیا» این اثر را شنیدنی‌تر کرده بود.

  • * علیرضا افتخاری

قطعه «سکوت» با صدای «علیرضا افتخاری» در روزهای دفاع مقدس منتشر نشد اما بیان متفاوتی داشت و موضوع اصلی آن درباره این بود که پس از گذشت این چند سال، رشادت‌های قهرمانان جنگ فراموش شده است. شعر این اثر توسط «علیرضا داوری» سروده شده و «عباس خوشدل» آهنگسازی کار را انجام داده است و سال ۸۶ در آلبوم «رازگشا» منتشر شد. به جز مفهوم کلام و موسیقایی این اثر که آن را در زمره کارهای اجتماعی قرار داده، لحن سوزناک علیرضا افتخاری هم یکی دیگر از دلایل ماندگاری تصنیف «سکوت» بود.

  • * محمد اصفهانی

فیلم‌سینمایی «اخراجی‌ها ۱» به کارگردانی «مسعود ده‌نمکی» یکی از آثار به یادماندنی دفاع مقدس است که تیتراژ آن با صدای دکتر «محمد اصفهانی» تولید شده بود. «فریدون شهبازیان» آهنگساز تیتراژ اخراجی‌ها بود و حاصل همکاری این دو هنرمند سرشناس به یکی از قطعات پرمخاطب با موضوع دفاع مقدس تبدیل شد. «ناصر فیض» هم ترانه‌سرای این کار بود و مضمون آن با داستان کاراکترهای اخراجی فیلم ارتباط داشت.
 

«علیرضا عصار» در سال ۹۰ و پس از مدت‌ها سکوت، دو آلبوم را منتشر کرد. یکی از آن مجموعه‌ها «بازی عوض شده» بود که اسم متفاوت آن خبرساز شد. اسم آن آلبوم از قطعه اولش برگرفته شده بود که به نوعی می‌توان گفت جنجالی‌ترین کار آلبوم هم بود. قطعه «بازی عوض شده» با ترانه «روزبه بمانی» و موسیقی «فواد حجازی» بیش از سایر کارهای آن مجموعه مورد توجه قرار گرفت. اما مضمون واحد آلبوم «بازی عوض شده» درباره این بود که جامعه ما و حتی برخی رزمنده‌های دفاع مقدس، آن دوران را فراموش کرده‌اند. این اولین و تنها آلبومی بود که همه قطعاتش با چنین زاویه‌ای به دفاع مقدس نگاه می‌کرد. ترانه‌ها و موسیقی قوی و همچنین لحن باصلابت علیرضا عصار در اجرای قطعات باعث شد تا تأثیرگذاری این آلبوم دوچندان شود و هنوز هم می‌تواند هر شنونده‌ای را به فکر وادار کند.

  • * احسان خواجه‌امیری

«شقایق» با صدای «احسان خواجه‌امیری» یکی از کارهای پرطرفدار این خواننده در دهه هشتاد با ترانه‌ای از دکتر «افشین یداللهی» بود که در آن اشاره‌ای هم به هشت سال دفاع مقدس داشت. خصوصاً یکی از نقاط اوج آهنگ در مصرعی با این مضمون است: «یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته». این قطعه تا کنون بارها از تلویزیون پخش و حتی در چند فیلم با مضمون دفاع مقدس هم شنیده شده است.

«مهدی یراحی» که اصالتاً خوزستانی و متولد روزهای جنگ است هم اثری درباره دفاع مقدس در کارنامه‌ کاری‌اش دارد. قطعه «تابوت خالی» با ترانه روزبه بمانی روایت جالبی از زبان یک شهید جاوید‌الاثر داشت. چون این شهید با مادر خود که سال‌ها منتظر بازگشت پیکر فرزندش بوده درددل می‌کند. مهدی یراحی با لحنی سوزناک این ترانه را اجرا کرده و ملودی محزون خودش هم مکمل کار بود و تنظیم این کار توسط «فرزاد فتاحی» انجام شده بود. همچنین برای قطعه «تابوت خالی» یک ویدئوی تأثیرگذار به کارگردانی «احسان علیخانی» تولید شد که تا کنون علاوه بر پخش از تلویزیون، چند هزار مرتبه در فضای مجازی دانلود شده است.

صدازخمی موسیقی پاپ هم یکی دیگر از متولدین خوزستان است. او تعلق خاطر خاصی نسبت به فضای جنگ دارد و تا کنون چند کار با موضوع دفاع مقدس تولید کرده است. از جمله این کارها می‌توان به آلبوم «پرچم سفید» و قطعه‌ای به همین نام اشاره کرد. اما «نخلای بی‌سر» هم یکی دیگر از آثار چاووشی با موسیقی و تنظیم خودش است. او برای این کار به سراغ فضای راک رفت و در آن مشکلات و دردهای «خرمشهر» را از زمان جنگ تا امروز بیان می‌کرد. چاوشی که شعر نخلای بی سر» را هم خودش سروده بود در زمان انتشار این کار یعنی اسفند سال ۸۹ گفت:« نخلای بی‌سر، دل‌نوشته‌ایست از شهرم خرمشهر که همه‌ی وجودم را پر کرده است.»

  • * فریدون آسرایی و مهرزاد اصفهان‌پور

«فریدون آسرایی» یک قطعه مشترک با «مهرزاد اصفهان‌پور» اجرا کرده که «دسته گل‌ها» نام دارد. ترانه این اثر خطاب به مادرانی است که پیکر فرزندانشان از جبهه‌ها بازگشته و توصیفی درباره شهدا است. این قطعه که از جمله کارهای پرمخاطب دفاع مقدس محسوب می‌شود تا کنون مورد توجه کارگردانان مختلف ویدئو قرار گرفته و هر سال از تلویزیون هم پخش می‌شود.

«بهنام صفوی» هم یکی دیگر از جنوبی‌های موسیقی است که قطعه‌ای به نام «خاک تب‌دار» را با ترانه‌ «علی استیری» و موسیقی «بهنام ابطحی» تولید کرده است. این قطعه درباره خاک جنوب و جنگ است که جنگ را پشت سر گذاشته است.

آلبوم «دلصدا» که هفت خواننده در آن حضور داشتند، اسفند سال ۱۳۹۰ منتشر شد. «محسن چاوشی»، «فریدون آسرایی»، «فرزاد فرزین»، «شهاب رمضان»، «بهنام صفوی»، «مهدی یغمایی» و «شاهد صادق‌پور» خوانندگان این مجموعه بودند و تمامی قطعات درباره دفاع مقدس بود. ترانه‌سراها و موزیسین‌های سرشناسی در این مجموعه حضور داشتند و همه کارها به گونه‌ای بود که مورد توجه مخاطبان جوان قرار گرفت. همچنین این آلبوم از لحاظ کلام قوی بود و برخی قطعاتش مورد توجه کارگردانان هم برای ساخت ویدئو قرار گرفت.

منبع : موسیقی ما

حمیدرضا نوربخش مدیر جشنواره سی و دوم موسیقی فجر شد

بدون دیدگاه

نشست شورای سیاستگذاری جشنواره موسیقی فجر برگزار شد

حمیدرضا نوربخش مدیر جشنواره سی و دوم موسیقی فجر شد

موسیقی ما – نخستین جلسه شورای سیاست‌گذاری سی و دومین جشنواره موسیقی فجر در دفتر معاونت امور هنری برگزار و طی آن حمیدرضا نوربخش به عنوان مدیر این دوره از جشنواره معرفی شد. نخستین جلسه شورای سیاست‌گذاری سی و دومین جشنواره موسیقی فجر با حضور اعضای شورا متشکل محمد سریر، داود گنجه‌ای، سیدمحمد حسن شاهنگیان، فریدون شهبازیان، حمیدرضا نوربخش، حسن ریاحی، سیدمحمد میرزمانی، فرزاد طالبی و علی مرادخانی در دفتر معاونت امور هنری تشکیل شد.
 
در این جلسه پیرامون مباحث مختلفی چون آسیب‌شناسی جشنواره‌های پیشین، نقاط ضعف و قوت جشنواره سی و یکم، حدود، ثغور و پراکندگی جغرافیایی به لحاظ محتوایی از جمله حضور موسیقی نواحی و برخی از حوزه‌های موسیقی‌ ملل، نحوه مدیریت جشنواره سی و یکم و ایجاد ظرفیت‌های جدید برای حضور اقشار مختلف به ویژه هنرمندان صاحب نام و حرفه‌ای در جشنواره، معرفی چهره‌های جوان‌ و آینده‌سازان موسیقی ایران و استفاده از امکانات بخش خصوصی برای بهینه سازی جریان اجرایی بحث و گفتگو شد.
 
در پایان این نشست سه ساعته، دبیری شورا به انتخاب اعضا به حسن ریاحی واگذار شد.
 
همچنین موضوع ایران فرهنگی به عنوان یکی از  موارد مهم مطرح و قرار شد که به آن در جشنواره پرداخته شود و هنرمندان بخش بین الملل با هدف محوری معرفی فرهنگ و هنر این حوزه که از دیرباز در جهان صاحب نقش و تأثیر بوده است دعوت شوند. ضمن اینکه «جایزه باربد» به دلیل تأثیر مثبت و عمیقی که در بین هنرمندان داشته است و به نحوی می‌تواند نقش عمده ومحوری در وحدت بخشیدن به جریان جشنواره و حضور هنرمندان صاحب‌نام داشته باشد در جریان کل جشنواره لحاظ شود.
 
در ادامه این جلسه مقرر شد تا انجمن موسیقی ایران به عنوان متولی جشنواره زیرنظر مدیرکل موسیقی وزارت متبوع جریان اجرایی امور را پیگیری و با هماهنگی مدیریت جشنواره اقدامات بایسته را به انجام برساند و همچنین مدیریت جشنواره (مدیر و دبیر جشنواره) می‌بایست از حداکثر ظرفیت هنری و اجرایی موسیقی کشور برای ایجاد یک جشنواره موفق استفاده کند و مساعی خویش را برای به ثمر رساندن منویات اساسی جشنواره بکار گیرد.
 
در پایان این نشست نیز حمیدرضا نوربخش به اتفاق آرا به عنوان مدیر جشنواره انتخاب و ضمن قبول مسئولیت مدیریت جشنواره سی و دوم مصوبه جلسه را به منزله شروع امور اجرایی و فعالیت‌های تحت نظر خود پذیرفت.

منبع : موسیقی ما

آلبوم موسیقی نواحی بلوچستان منتشر شد

بدون دیدگاه

با پژوهش و گردآوری «محمدرضادرویشی»

آلبوم موسیقی نواحی بلوچستان منتشر شد

موسیقی ما – آلبوم موسیقی «موسیقی نواحی ایران ۶۴» شامل موسیقی بلوچستان، مَکُّران با اجرای «پهلوان بلند زنگشاهی» و «لعل‌بخش پِیک» با پژوهش، گردآوری ومتن «محمدرضادرویشی» توسط انتشارات ماهور به بازار عرضه شد.
 
منطقه‌ی مَکُران به سبب وسعت جغرافیایی، پیچیدگی زبان و گویش‌های بلوچی و نیز آیین‌ها و آداب و رسوم متنوع، موسیقی و ادبیات شفاهی گسترده و پیچیده‌ای دارد. آیین مالِد (پیرِ پَتَّر) متعلق به مَکُّران است؛ آیین گُواتی بسیار به‌ندرت درمنطقۀ سرحد؛ و مراسم دراویش نقشبندیه‌ی صاحبان در اطراف سراوان برگزار می شود؛ دراویش قادریه در مناطق ساحلی مَکُّران حضور داشتند و مهم ترین نوع موسیقی بلوچستان، یعنی «شائری» در ایرانشهر تا ساحل چابهار متداول بود. سازهایی که صدایشان را در این مجموعه می شنوید عبارت اند از سرود (قیچک)، تَمبورک و نَل (نِی). آواز در موسیقی بلوچستان فرم ها و گونه های مختلفی دارد، از جمله: لیلو (لالایی)، موتْک (مرثیه)، اَمبا (آوازهای دریانوردان)، نازینْک (آواز زنان در مراسم شادی)، غزل خوانی دراویش صاحبان، ذکرهای گُواتی (مراسم موسیقی‌درمانی)، سَوْت (ترانه های شاد مراسم عروسی) و شِئر (روایت های حماسی مذهبی، تاریخی و عاشقانه) که این گونه‌ی آخر، موضوع این مجموعه است. شئر به معنای روایت ها و منظومه های شفاهی قوم بلوچ است و شائر به معنای خوانندۀ قدرتمندی است که این روایت ها را به آواز و به‌خوبی و باقدرت می خواند. شائر در واقع حافظ فرهنگ، تاریخ و ادبیات قوم بلوچ است. در فرهنگ بلوچستان جایگاه هیچ کس بلندتر از شائر نیست زیرا او نگه دارندۀ هویت این قوم است و به همین سبب مردم گاه به او لقب «پهلوان» می دهند.

شائر تواناترین خوانندۀ بلوچ نیز هست. متن آوازهای شئر را داستان هایی با مضامین حماسی، تاریخی، اجتماعی، مذهبی و عشقی تشکیل می دهند. در یک داستان ممکن است دو یا سه مضمون از این مضامین در هم آمیزند. متن داستان ها به صورت منظوم و منثور است و تلفیق این دو نوع در موسیقی بر عهدۀ شائر است

منبع : موسیقی ما

حسام‌الدین سراج، دو شب با «مثل سایه‌ها» روی صحنه می‌رود

بدون دیدگاه

هشتم و نهم مهرماه در تالار اندیشه حوزه هنری

حسام‌الدین سراج، دو شب با «مثل سایه‌ها» روی صحنه می‌رود

موسیقی ما – «حسام‌الدین سراج» -خوانندۀ برجستۀ موسیقی سنتی ایران- هشتم و نهم مهر ماه در تالار اندیشه حوزۀ هنری به اجرای کنسرت «مثل سایه‌ها» خواهد پرداخت و این در حالی است که بخشی از عواید این کنسرت قرار است به خیریۀ «رحمت» تعلق گیرد.
 
این برنامه ابتدا قرار بود، تنها هشتم مهرماه برگزار شود که به دلیل استقبال مخاطبان، یک روز دیگر تمدید شد، این خوانندۀ پیشکسوت، پیش‌تر در تیرماه با گروه سور در تالار وحدت به روی صحنه رفته بود. دراین اجرا گروه «سور» و مجید مولانیا به عنوان آهنگساز قطعه ها و نوازنده نیز سراج را همراهی می‌کنند.
دراین اجرا جمشید صفرزاده به عنوان نوازنده سنتور، حمید قنبری به عنوان نوازنده تنبک، علیرضا دریایی به عنوان نوازنده کمانچه، ساحل سوری به عنوان نوازنده عود، امین داوودی به عنوان نوازنده دف، فرنام اسکندری به عنوان نوازنده کمانچه آلتو و مجید مولانیا به عنوان نوازنده تار هنرنمایی می کنند. همچنین یکی از کارهای استاد شجریان برای بزرگداشت ایشان توسط سراج بازخوانی می شود. در این کنسرت ، تصانیف جدیدی که مبتنی بر اشعار مولانا، حافظ، سایه، سیاووش کسرایی و حسین منزوی ساخته شده است، به اجرا در خواهد آمد.
 
کنسرت «مثل سایه‌ها» در دو بخش اجرا خواهد شد. بخش اول در مایۀ بیات اصفهان شامل سه تصنیف به نام های «جست‌وجوی دوست»، «سفر» و «عاشق و مست» به همراه یک چهار مضراب است و بخش دوم در مایۀ دشتی، شامل سه تصنیف و یک قطعه آوازی است. اشک مهتاب، سرود کهن، ایران من و قطعه ی بی کلام، بخش دوم کنسرت را شامل می شود . «حسام الدین سراج» تا کنون بیش از ۳۰ اثر موسیقایی  منتشر کرده که در بین آنها آثاری چون «باغ ارغوان»، «شرح فراق»، «طریقت عشق»، «نرگس مست»، «ماه نو»، «وداع»، «بوی بهشت»، «شهر آشنایی»، «رویای وصل»، «نگاه آسمانی»، «نازنین یار» و… با استقبال چمشگیر مردم مواجه شده است. او با اساتید صاحب نام زمان خود مثل جلیل شهناز، فرهنگ شریف، جلال ذوالفنون، محمد موسوی، فریدون شهبازیان، حسن یوسف‌زمانی، لوریس چکناواریان و… آثار مشترک دارد.

منبع : موسیقی ما

آلبوم «خاتون» با صدای حجت اشرف‌زاده رونمایی می‌شود

بدون دیدگاه

۱۰ مهرماه و در تماشاخانه مهر حوزه هنری

آلبوم «خاتون» با صدای حجت اشرف‌زاده رونمایی می‌شود

موسیقی ما – آلبوم موسیقی «خاتون» از تولیدات جدید مرکز موسیقی حوزه هنری شنبه ۱۰ مهرماه در تماشاخانه مهر رونمایی می‌شود. به گزارش موسیقی ما به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، آلبوم موسیقی «خاتون» از تولیدات جدید مرکز موسیقی حوزه هنری ساعت ۱۶:۳۰ شنبه ۱۰ مهرماه در تماشاخانه مهر حوزه هنری رونمایی می شود.
 
این آلبوم موسیقی شامل ۱۴ قطعه موسیقی با آهنگ‌سازی محسن جلیلی، صدای حجت اشرف‌ زاده و شعرهایی از سید محمد سادات اخوی همراه است

مجموعه صوتی «خاتون» تلاشی است به پاس مجاهدت خادمان اهل بیت علیهم السلام برای زنده نگه داشتن آیین ها و آداب متعالی سوگواری و ترویج اسلام حقیقی و نکوداشت نیم قرن از تاریخ ستایشگران اهل بیت علیهم السلام. البته از منظر تاریخ تقویمی این اثر متعلق به مناسبت خاصی در سال نیست و آهنگ و کلام آن به گونه ای است که در همه مناسبت‌ها شنیدنی باشد.
 
مراسم رونمایی از آلبوم موسیقی «خاتون» شنبه ۱۰ مهرماه ساعت ۱۶:۳۰ در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار می‌شود.

منبع : موسیقی ما

پرواز بر فراز روسیه زیر پل حافظ

بدون دیدگاه

[ سمیه قاضی‌زاده – روزنامه نگار ]

موسیقی ما – ارکستر فیلارمونیک تهران از آن ارکسترهایی است که که هی هست و هی نیست! تا می‌آیی دربارۀ بودنش فکر کنی و از آن لذت ببری، می‌بینی که خبر بسته شدن و از هم پاشیدن اعضای گروهش می‌رسد، هربار به شکلی، و هربار با رهبری.
 
هرگز اولین باری که به دفتر این ارکستر مراجعه کردم را یادم نمی‌رود و نمی‌دانم هنوز هم ارکستر فیلارمونیک تهران اصلاً ساختمانی از آن خود دارد یا نه، اما پانزده سال پیش وقتی برای تهیۀ گزارش به ساختمانی قدیمی و دلگیر، چسبیده به هتل رودکی مراجعه کردم باز هم اوضاع این ارکستر لنگ در هوا بود و معلوم نبود که کاملاً فعال است یا کاملاً تعطیل. البته در آن سال‌ها فاصلۀ این دو وضعیت متناقض خیلی زود به حداقل رسید و ارکستر تا چندین سال تعطیل شد تا سال‌های اخیر که هر از چندگاهی برنامه‌هایی توسط آن اجرا شد. با این وجود هرگز ارکستر فیلارمونیک تهران جایی در جغرافیای شنیداری من نداشت و تنها نامی بود از جاده‌ای که هرگز گذارم به آن نیفتاده بود یا بهتر بگویم اصلاً ترغیب نشده بودم تا به تماشای برنامه‌ای از آن بنشینم. اما همۀ این احوالات تا پیش از شب گذشته و اجرای حیرت‌انگیز این ارکستر نازنین به رهبری آرش گوران بود. از این به بعد ارکستر فیلارمونیک تهران جایی همچون جادۀ ماسال دارد در نقشۀ ایران برای من.
 
تبلیغ ارکستر این بود؛ اجرای آثاری از سال‌های دهۀ ۶۰ و ۹۰ میلادی! با حضور یک سولیست ویلن اوکراینی به نام دیمیترو تکاچنکو. همین کافی بود تا برای حضور در این کنسرت برنامه‌ریزی کنم. در انبوه اجراهای پاپ، شنیدن اجرای زندۀ قطعاتی ارکسترال در حال و هوای چهار-پنج دهه پیش، می‌توانست بسیار مفرح باشد. با این وجود همچون تماشاگر همیشگی برنامه‌های یک ارکستر که قرار است طیفی از قطعات ارکسترال را در بهترین حالت ژوست بنوازد به تالار وحدت رفتم و برنامۀ ذهنی‌ام صرفاً حضور در یک فضای موسیقی ارکسترال بود؛ برنامه‌ای که خیلی زود بهم ریخت.
 
ارکستر نسبتاً جمع و جور به دور از جلوه‌گری روی سن آمد و بعد آرش گوران در مقام رهبر ارکستر روی سن حاضر شد که در انبوه تشویق‌های هواداران کارش را شروع کرد.
 
کنسرت که قرار بود اجرای سه قطعه از آهنگسازان روس باشد، با اجرای قطعه‌ای از رودیون شدرین و اجرای سوییت مجلسی برای ویولن، هارپ، آکاردئون و کنترباس در پنج بخش آغاز شد. نام این آهنگ‌ساز روس را که هنوز در قید حیات است و آثار معروفی هم دارد نشنیده‌ بودم اما به محض آغاز پیش‌درآمد، قطعه مرا با خود به جایی در دوردست برد و به قول ما روزنامه‌نگارها، هوکش را گردنم انداخت. نکتۀ ویژۀ این حال خوش ارکستر بعد از گذشت دقایقی از اجرا فاش ‌شد؛ تک‌تک نت‌هایی که این ارکستر می‌نواخت بسیار تمرین‌شده‌ بودند، آنچنان که برای نوازندگان آن درونی شده و حالا چنین گوش‌نواز به سمع تماشاگران می‌رسید. آن‌هم دربارۀ قطعات روسی و مدرن این دهه که همچون استادان خود یعنی امثال شوستاکوییچ تماماً در بالاترین و زیرترین اوکتاوها که خطر گوش‌خراش شدنشان بالا است سروده شده‌اند. حالا ارکستر فیلارمونیک تهران که مانور اصلی‌اش را روی سازهای زهی گذاشته بود، از حضور آکاردئون و هارپ و شاید یکی دو ساز مختصر دیگر بهره می‌گرفت که البته حضور همۀ آنها هم باعث نشد تا این پیور بودن صدای زهی‌ها و حال خوش و اصیلی را که رغم زده‌ بودند از بین برود.
 
اگر شما هم از سری شنوندگان ایرانی موسیقی کلاسیک آن هم به صورت زنده هستید، حتماً بارها و بارها قطعات تکراری از بتهوون و موتسارت و برامس و کارل ارف آن هم با اجراهایی بسیار شبیه هم، هر سال هرسال شنیده‌اید و چه بسا که این اواخر در رودربایستی خودتان برای لذت بردن از آنها هم مانده‌اید. راستش هم‌اینکه ارکستری هست که برنامه‌اش این است که شما را به پله‌ای بالاتر از لذت شنیداری موسیقی کلاسیک برساند و ضمناً گوش شما هم برایش مهم باشد، خود به خود بسیار محترم است. حالا اگر در انتخاب رپرتوار اینطور خوش‌سلیقگی هم کند که دیگر نور علی نور است. از جمله بهترین‌های این شب، اجرای سمفونی مجلسی شوستاکوییچ برای سازهای زهی (اپوس ۱۱۰ آ) بود که می‌توانم از آن به عنوان نقطۀ اوج کنسرت یاد کنم. بیادماندنی، دقیق و خاطره‌ساز. و این پایان بخش اول کنسرت بود. در بخش دوم هم قطعه “بیا” (come in) اثر ولادیمیر مارتینف برای سلوی ویولن و ارکستر زهی اجرا شد. قطعه‌ای نسبتا طولانی در ۱۲ بخش با تکنوازی نوازندۀ میهمان اوکراینی که اجرایی بسیار حرفه‌ای داشت و لحن نوازندگی‌اش کاملا روس بود؛ با شدت بیشتر در آرشه‌کشی و مکث‌های طولانی‌تر بین نت‌ها.
 
حضور نوازندگان ویرچوز و صاحب نامی چون مازیار ظهیرالدینی، بهنام ابوالقاسم، تینا جامه گرمی و البته پانیذ فریوسفی هم به ارکستر شخصیت بهتر و بالاتری داده بود. هرچند اتفاق خوب در این اجرا -و احتمالاً این ارکستر- اجتناب از تکرار نام‌های همیشگی نوازندگان ارکسترال بود که گویی همۀ موسیقیدانان ایران یک ارکسترند و تنها اسامی مختلف هر از گاهی روی ارکسترهایشان گذاشته می‌شود. خوشبختانه نام‌های جدید در این اجرا کم نبودند و شادابی و جوانی در میان نوازندگان آن به چشم می‌آمد.
 
اگر حواشی هم برایتان جذاب است باید چند نکته‌ای را یادآور شم. اول اجرای تحسین‌برانگیز و البته فروتنانۀ قطعات بیز توسط نوازندۀ میهمان دیمیترو کوچنکو بود. او در پایان و پس از تشویق‌های بی‌امان تماشاگران، به جلوی سن آمد و چندین و چند قطعه را به صورت تکنوازی نواخت.  اجرایی که حدوداً ده دقیقه به طول انجامید و نفس تماشاگران را حبس کرد چرا که تنها با یک ساز، سالن و همۀ فضای آن را با موسیقی‌اش از آن خود کرد.
 
همچنین بگویم که بعد از اجرا با فریدون شهبازیان عزیز هم‌کلام شدم و خوانندۀ آثار اخیرش خانم هنگامه بهشتی که هر دو از این اجرای تمیز به وجد آمده بودند.
 
همین‌طور باید از بروشور بسیار کامل و کارشدۀ این کنسرت بگویم که در واقع کتابچۀ کوچک دوزبانه‌ای بود با تمامی اطلاعاتی که یک تماشاگر حرفه‌ای نیاز دارد دربارۀ یک ارکستر و اجرا بداند که خود غنیمتی است و دست مریزاد دارد.
از اینها گذشته، شیوۀ رهبری آرش گوران جوان برای ارکستر واقعاً تماشایی و حس‌برانگیز بود، گویی بال درآورده بود و همزمان با رهبری ارکستر پرواز می‌کرد. به خصوص این‌که هیچ پارتیتوری هم به عنوان کانداکتور جلوی رویش نبود و این فضای آزادتری را برای رهبری شاعرانه به او داده بود. به نظرم بد نیست که در تصاویر سینمایی هم از حضور او استفاده شود، چرا که آنقدر با حس و عشق در حال رهبری بود که به خوبی حس قطعات و ارکستر را به تماشاگر منتقل می‌کرد.
 
شاید تنها ضعف این کنسرت را باید در عدم تبلیغات کافی برای آن دانست که باعث خالی ماندن تعدادی از صندلی‌های طبقۀ همکف تالار وحدت شد، هرچند اجرای بلافاصله آن بعد از تعصیلات می‌تواند یکی از مسببین اصلی این مساله باشد. به هرحال امیدوارم این بار ارکستر فیلارمونیک تهران نامش و کارش مانا باشد و با همین گروه و تیم‌ورک عالی به کارش ادامه دهد و ما هم برویم و ببینیم و گوش کنیم و بیاموزیم.

منبع : موسیقی ما

میلاد درخشانی روی صحنه رفت

بدون دیدگاه

در هشتمین برنامه «شب‌شنبه‌های حافظ»؛

موسیقی ما – میلاد درخشانی به همراه گروهش، روز شنبه سوم مهرماه پس از یک سال دوری از استیج در حالی در قالب برنامه شب‌شنبه‌های حافظ روی صحنه رفت که به دلیل استقبال مردم، برای اولین بار در این سری برنامه‌ها (شب‌شنبه‌های حافظ) توانست در دو سانس با مخاطبانش دیدار کند.
 
به گزارش «موسیقی ما»، این برنامه آنپلاگد با عنوان «جای خالی سکوت» در دو بخش برگزار شد که گروه قطعاتی از آلبوم «افشارستان» و «اشارات نظر» را اجرا کردند. البته مثل همیشه پدرام درخشانی هم تجربه تازه‌اش در نوازندگی سنتور را با مخاطبان سهیم شد.
 
در بخش اول برنامه، میلاد درخشانی با ساز تار و همراهی پاشا هنجنی (نی) و حامد حبیبپور (کوبهای) قطعات اینسترومنتالی را به سبک و سیاق خود در موسیقی ایرانی  نواخت و در خلال اجرای دو برنامه، پدرام درخشانی مخاطبان را به تک‌نوازی سنتور مهمان کرد. 
 
در بخش دوم، میلاد درخشانی با ساز عود به همراه طاها مظاهری (گیتار)، آرش عیوضی (گیتار باس)، مصطفی شعبانی (ساکسیفون و کلارینت) و امیرعلی رحمانی (سازهای کوبه‌ای) روی صحنه آمدند و تعدادی از قطعات بی‌کلام شنیده نشده و همچنین قطعاتی از تنها آلبوم باکلام میلاد یعنی «اشارات نظر» را اجرا کردند.
 
اصولاً میلاد درخشانی در موسیقی نگاهی تجربه‌گرا و آزاد دارد و خوانندگی هم برای او بخشی از یک تجربه موسیقایی دیگر است. او در این سال‌ها توانست به واسطه نگاه تجربه‌گرایانه و رهانیدن خودش از قید و بندهای دست و پاگیر، طیف متفاوتی از مخاطب را جذب کند؛ از مخاطب موسیقی ایرانی و اینسترومنتال و تکنوازی سازهای سنتی تا موسیقی باکلام و به نوعی پاپ‌تر. البته او همیشه این موسیقی‌ها را در کنسرت‌های مجزایی روی صحنه می‌برد اما در این برنامه او برای اولین بار در دوران فعالیت حرفه‌ای خود، یک کنسرت مالتی برگزار کرد و انواع مختلف تجربیاتش در موسیقی را در یک شب با مخاطبانش به اشتراک گذاشت.
 
میلاد درخشانی این روزها مشغول کار روی دو آلبوم (باکلام و اینسترومنتال) است و قرار است به زودی با تجربه‌های جدیدی به سراغ مخاطبانش بیاید.

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

همایش خنیاگران سرزمین مادری برگزار شد

بدون دیدگاه

با محوریت موسیقی شناسی لرستان

موسیقی ما – شب نخست همایش «خنیاگران سرزمین مادری» شامگاه دوشنبه ۵ مهر با حضور صاحب‌نظران و کارشناسان موسیقی با محوریت موسیقی‌شناسی لرستان در فرهنگ سرای ارسباران برگزارشد.در این مراسم اشکان مرادی و بابک پیمانی با اجرای دونوازی کمانچه و تمبک و مجید عموزاده با تکنوازی بلوئور و همایون پشتدار با (تکنوازی کمانچه و آواز) گرما بخش این محفل شدند.
 
در ادامه علی اکبرشکارچی پیشکسوت موسیقی با اشاره به گذشته موسیقی لرستان در مفرغ‌های کشف شده در این خطه که هرروز تعداد زیادی بازدیدکننده از سراسر جهان را به موزه لوور فرانسه می‌کشاند، گفت: «یکی از سرپرچم‌های کشف شده نمایانگر دایره‌ای با چهار رقصنده است، دایره نشان ازاتحاد برای دوری از آسیب و تکان دادن دستمال ها نشان دهنده همبستگی، استقلال وپایکوبی نشان ازعرق و ستایش سرزمین مادری مردم خطه لرستان است.آنچه در کتب موسیقی ایران ثبت شده بیشتر تاریخ موسیقی شهری است و بخش عظیمی از آنچه در موسیقی با پژوهش علمی به دست آورده به خطه خرم آباد و لرستان می‌رسد. ریشه موسیقی محلی به نظرمن موسیقی تک نوازی است و آموزش موسیقی در قدیم عمدتا سینه به سینه و کمی بعد از طریق”نت” انجام می‌شد و سپس به تکنوازی کمانچه وسرنای استادان علیرضا حسین خانی، سوزی ژیلا، مومه جوزی‌پور ،همت علی سالم، پیرولی کریمی، قوچعلی راج، شاه میرزا مرادی که هنوز هم آثارشان برای آموزش به کار می‌رود اشاره کرد.
 
شکارچی سه نوع معیشت (کوچ‌نشینی سردسیر،گرمسیر)، روستایی (یک‌جانشینی) و شهری را برای لرستان با نوع موسیقی خاص خود ذکر کرد و درادامه یادآورشد: «آمیختگی زبان لری و لکی باعث خلق موسیقی نابی شده است که مردم ان را می‌فهمند و دوستش دارند و پیوستگی نسل جوان را با موسیقی لری با رعایت تکنیک‌های فنی موسیقایی و ادبیات لری نویدبخش آینده‌ای روشن برای موسیقی سرزمین لرستان دانست.»
 
همچنین سید فرید قاسمی در خصوص استاد شکارچی گفت: «در رابطه با این استاد موسیقی لرستان به این مطلب بسنده می‌کنم که سال‌ها پیش در فصلنامه «شقایق» که با استاد شکارچی نوشتم، او را هنرمندی سرشار از شوق به زیستن شناختم.»
 
قاسمی ادامه داد: «استاد فرج علی‌پور شادی‌بخش جهان پر از اندوه ما بوده است؛ در یک‌کلام برای سال‌ها تلاش علی پور باید از کلیدواژه نبوغ در ترکیب و تلفیق یاد کرد. هر دو زاییده نوروزند، یکی از چم سنگر دیگری و دیگری از زاهدشیر به قله‌ها رسیدند و نسل پروری خانوادگی وعمومی را با اشاره به آرش، مسلم، میلاد وآزاده فرزندان هنرمند آنها از مشترکات دیگر این استادان برشمرد.»‌
 
قاسمی درخاتمه از بزرگان موسیقی لرستان پیرولی پیر با کرامت موسیقی لرستان، حسین خانی خان موسیقی لری و امیرقلی امیرموسیقی، امامقلی پیشوا و شاه میرزا شاه ماهی، همت علی سالم هم با همت عالی هم سالم، رضا سقایی که به رضای خدا و سقای تشنگان موسیقی لری ،فریدون شهبازیان فریدون فرخ موسیقی لری، درویش رضا منظمی که درویشانه و راضی در سال های دمشقی به نظم و شاگردی موسیقی لرستان خدمت کرد، ایرج رحمان پور مهربان و بخشنده سروده های خودرا عدالت خواهانه به گوش همه می‌رساند، محمد میرزا وند میرموسیقی لرستان،داریوش نظری با نظرهای متفاوت در موسیقی لری، استادشکارچی اکبر موسیقی لری و شکارچی درها وآلام این خطه واستاد علی پور گشایش گر موسیقی لری و از میان برنده رنج وغم و اندوه دل ها با صفات در خور وشایسته آنها یاد کرد.
 
در پایان از اساتید موسیقی لرستان علی‌اکبر شکارچی و فرج علی‌پور تجلیل شد. شب دوم این همایش نیز سه‌شنبه ۶ مهرماه از ساعت ۲۰ در این فرهنگسرا انجام خواهد شد، در این شب اساتیدی چون فریدون شهبازیان، درویش‌رضا منظمی، ایرج رحمان‌پور حضور خواهند داشت و قطعاتی نیز توسط هنرمندان لرستانی از جمله احسان و امیر عبدی‌پور، حسن سالم، سلیمان میری اجرا خواهد شد و در پایان از درویش‌رضا منظمی و ایرج رحمان‌پور تجلیل خواهد شد.

منبع : موسیقی ما

کنسرت موسیقی تلفیقی «مهدی محمدیان» برگزار می‌شود

بدون دیدگاه

هفتم مهرماه در فرهنگسرای نیاوران؛

کنسرت موسیقی تلفیقی «مهدی محمدیان» برگزار می‌شود

موسیقی ما – کنسرت گروه «مهدی محمدیان» چهارشنبه هفتم مهرماه- در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران اجرا می‌شود. در این کنسرت ١١ قطعه از آلبوم موسیقی «مهدی محمدیان» اجرا خواهد شد.
 
این آلبوم از قطعاتی در سبک‌های جز، پاپ، راک، راک اندرول و فولکلور است و همین‌طور به پنج زبان فارسی،انگلیسی،فرانسه و فولک (ترکی و لری) خوانده شده است .قطعاتی چون «رقص ماه» اثر لویس مرنستین و ژان موریسون ، «پرواز تا ماه» از برت هوارد، «خواهان» اثر کردین سلطانى، قطعه «مرد رویا و گلدون بی گل» ساخته پویان جوان، «حس پرواز، باور و رقص عشق» ساخته سحر دزواریی و «چشمام» اثر مهدی محمدیان و دو قطعه فولکلر به نام‌های «ساری گلین» و «مِینا بِنَوش» در این مجموعه وجود دارد.
 
رهبری و تنظیم برای ارکستر این قطعات به عهده «کیوان میرهادی» است، همچنین دراین اجرا خسرو بهرامی (پیشکسوت موسیقی) به عنوان نوازنده ترومپت گروه را همراهی خواهد کرد. در این کنسرت نوازندگانی چون حسین شاهسون (درام) رشید رشیدپور (پیانو و کیبورد) امیر دین محمدی (پرکاشن) آرش اکبری (پیانو و آکاردئون) امین نیلی (کنترباس) مینا نعیمی (گیتار اسپنیش) اشکان چراغی (گیتار آکوستیک و الکتریک) امیر حسین اصفهانیان (کلارینت) گروه را همراهی خواهند کرد.
 
این گروه در دو سانس ساعت١٨:٣٠ و ٢١ اجرا خواهند داشت و علاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت ایران‌کنسرت مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ما

‌مهرزاد امیرخانی: برای مخاطب نسل جدید نمی‌توان کار عمیق و مفهومی خواند

بدون دیدگاه

موسیقی‌ما – انتشار یک قطعه پاپ با صدای سه خواننده در هفته های گذشته، بازتاب های مختلفی را در فضای مجازی داشت.

به گزارش «موسیقی ما»، تک آهنگ «بگذریم» با صدای مهرزاد امیرخانی، آرمان امامی و شهاب مظفری در هفته های گذشته در سایت «موسیقی ما» منتشر شد و بازخوردهای مختلفی را در پی داشت و با توجه به سابقه و رزومه وانندگان این اثر، استقبال جالب توجهی نیز از آن شد.

مهرزاد امیرخانی و آرمان امامی که از ماه هاست به عنوان چهره های مورد حمایت شرکت «ترانه شرقی» آثارشان را روانه بازار موسیقی کشور کرده اند، در جدیدترین فعالیت خود قطعه «بگذریم» را با شهاب مظفری (خواننده جوانی که در یکی دو سال اخیر به خوبی توانسته آثارش را به گوش مخاطبان موسیقی برساند)، در فضای مجازی منتشر کردند و انتشار این اثر بهانه ای بود تا سراغ این هنرمندان برویم و درباره روند فعالیتهای این روزهایشان گپ بزنیم.

در روز برگزاری این میزگرد، شهاب مظفری به دلیل یک قرار کاری نتوانست در محل گفتگو حاضر شود و متن حاضر حاصل گفتگوی دو ساعته خبرنگار سایت «موسیقی ما» با مهرزاد امیرخانی، آرمان امامی و فرشاد یزدی (تنظیم کننده این اثر) است.
 

  • * از آخرین گفتگوی مهرزاد امیرخانی با یک رسانه رسمی، مدت زمان زیادی گذشته است. دلیل این سکوت چیست؟ آیا از شرکت به شما اعلام شده گفتگو نکنید یا خودتان تصمیم گرفته‌اید از فضای رسانه‌ای و حواشی که اطراف شما زیاد هم بود فاصله بگیرید؟ از مرتضی پاشایی بگیر تا حواشی دیگر.

مهرزاد: نه، استراتژی جدید و این‌ها که نیست ولی از شرکت هم چیزی به ما نگفتند. اتفاق جدیدی نیفتاده بود که بخواهم راجع به آن صحبت کنم. کارمان را می‌کردیم و بیشتر ترجیح دادیم از این چیزها دور باشیم و با تمرکز بیشتری به کارمان بچسبیم.
 

  • * حواشی مربوط به مرتضی پاشایی هم تقریبا تمام شده و با وجودی که یاد و آثارش هنوز در بین دوستدارانش زنده مانده، موج حواشی ناخواسته آن آرام آرام از جامعه ایرانی در حال گذر است. این روزها درمورد مرتضی چه فکرهایی به ذهنت می‌رسد و چه احساسی داری؟

مهرزاد: سوالت را جواب می دهم ولی بیا همین اول مصاحبه به هم قول بدهیم که مسیر این گفتگو وارد حواشی مرتضی عزیز نشود و درباره کارهای جدید حرف بزنیم. اعتقاد دارم درباره مرتضی می‌شد همه چیز خیلی بهتر شود. یعنی تاثیری که بعد از دو سال در ذهن مردم است، می‌توانست قشنگ‌تر شود. الان هم قشنگ است ولی جا داشت همه چیز بهتر شود.
 

  • * به فصل جدید فعالیت های تو می‌رسیم. از زمانی که شرکت ترانه شرقی رسما اعلام کردند که تو و آرمان و چند نفر دیگر قرار است ستاره‌های جدید این شرکت باشند، آرام آرام روال انتشار کارهای شما خیلی جدی‌تر و منظم تر ادامه پیدا کرد. این همکاری از کجا شروع شد و چگونه شکل گرفت؟ چه صحبت‌ها و سرفصل‌هایی باهم تعیین کردید که براساس آن‌ها جلو می‌روید و قرار است به کجا ختم شود؟

مهرزاد: صحبت‌ها که از یک صحبت تلفنی شروع شد. تلفنی داشتیم با آقای رجب پور صحبت می‌کردیم و به من گفتند که:«دیدم داری می‌خوانی و موزیک‌هایت بد نیست و نگذار اینجوری هدر برود. بیا اینجا باهم یک همفکری بکنیم و قضیه خواندنت را در یک جهت درست ببریم.» صحبت کردیم و فکر می‌کنم حدود ۳ ماه طول کشید تا این صحبت‌ها به عقد قرارداد رسید. بعد قرارداد و حتی در آن سه ماه هم کارهایی که آقای رجب پور احساس می کردند را تولید کردیم و بعد قرارداد هم پخش‌ قطعات شروع شد.
 

  • * ماجرای همکاری با «آرمان امامی» از کجا و چگونه شروع شد؟ هیچوقت درمورد آن حرف نزدی…

مهرزاد: آرمان هم قرار بود کارهای آهنگسازی من را انجام دهد. آقای رجب‌پور با عوامل کار قرار می‌گذارد و اتودهای بعضی از کارها را آرمان می‌خواند و ما آنجا گوش می‌دادیم. یک روزی پیشنهاد دادیم که نظرت چیست یک فرم اینچنینی دونفره درست کنیم که دستمان هم بازتر باشد و بتوانیم کارهای جدیدتر و قشنگ‌تر انجام بدهیم. آقای رجب‌پور هم قبول کرد و با این پیشنهاد موافق بود.
 

  • * آرمان، خودت هیچوقت تا قبل این اتفاق به خوانندگی به صورت مستقل فکر کرده بودی و تا قبل پیشنهاد آقای رجب‌پور روی آن متمرکز بودی؟

آرمان: بله، من هم دنبال می‌کردم ولی زمانی که با آقای رجب‌پور تیم شدیم همه چیز عوض شد و قضیه جدی‌تر پیش رفت و جدی‌تر دنبال کردیم.
 

  • * یعنی قبل آن هیچوقت به فعالیت مستقل فکر نمی کردی؟

آرمان: چرا فکر می کردم ولی این اتفاق یک مقدار همه چیز را مهم کرد و شرایط از آن موقع تا الان خیلی تغییر کرد. آن موقع شاید خیلی ابتدایی تر و بسته تر نگاه می کردم ولی الان جدی تر شده ام.
 

  • * مهرزاد، از وقتی که وارد همکاری با شرکت ترانه شرقی شدی فکر می‌کنی به آرزوهای بزرگت با آن ها برسی؟

مهرزاد: از قدیم آشنایی داشتم. البته با مجموعه شان به صورت مستقیم آشنایی نداشتم ولی مثلا با مرتضی درمورد شخص آقای رجب پور صحبت می کردیم. روزی که ایشان با من تماس گرفتند می دانستم چه کسی تماس گرفته و به گونه ای نبود که تازه متوجه بشوم ترانه شرقی چیست و آقای رجب پور کیست. می دانستم چه اتفاق بزرگی قرار است بیفتد و از سرانجام آن مطمئنم. آقای رجب پور همیشه یک نظری دارد و می گوید تو کار خوب را می توانی انجام بدهی، لابلای آن کار بد هم انجام می دهی و اینکه من فقط جلوی آن کارهای بد را بگیرم که پخش نکنی و کارهای خوبت بیرون برود، عالی‌ست. من هم با نظر ایشان موافقم و هر کجا که به حرفشان گوش نکردم ضرر کردم.
 

  • * موضوعی که از همان ابتدا در مورد مهرزاد امیرخانی بوده و هست برچسب «ترانه سرای موفق بازار پاپ» است که آنقدر در جامعه مخاطبان موسیقی بزرگ شده که خیلی کار را برای خواندن تو سخت می کند. تجربه های نیمه موفق چهره هایی چون اهورا ایمان، امیر ارجینی، حسین صفا، افشین یداللهی و … نیز مزید بر علت است که به هرحال دور زدن این برچسب و استفاده از برچسب دیگری مثل خواننده شدن روی آن را سخت تر می کند. ولی شاید کمتر کسی بداند که تو از ابدتا با مقوله خوانندگی وارد حوزه صدا شدی و اصولا یک خواننده قدیمی هستی. خودت نسبت به این موضوع چه نگاهی داری؟

مهرزاد: کلا مردم ایران دو کار را از یک نفر قبول نمی‌کنند. هرچقدر هم آن را خوب انجام بدهی باز هم اگر فلان بازیگر بیاید و بخواند و اتفاقا خوب هم بخواند، باز هم آن را بازیگر می‌دانند.
 

  • * فکر نمی کنی بخاطر پیشینه این ماجرا است؟ در سال‌های گذشته آنقدر همه چیز ضعیف بوده، طبیعی است که نگاه‌ها منفی شده باشد.

مهرزاد: ببین، از آن جایی که خودت گفتی و می دانی من به عنوان خواننده وارد این حوزه شده بودم و آشنایی من و مرتضی از همان زمان بود. من همیشه سعی می‌کنم کاری که برای دیگران در ترانه انجام می‌دهم را کاملا جدا کنم. راهی که سایر دوستان رفتند این بود که قوی ترین فرم ترانه را بدون در نظر گرفتن سلیقه مردم خواستند انجام بدهند و بیشتر سعی کردند همان برچسب را بزرگتر کنند. من اصلا کاری به آن بخش خودم در خوانندگی ندارم و حتی یک جاهایی با توجه به فضای بازار و سن مخاطبانم خیلی ساده تر و ابتدایی تر از چیزی که برای دیگران کار می کنم در کارهای خودم استفاده می کنم. به نظرم بخاطر این تفکیکی که توانسته ام انجام دهم احتمال آن ناموفق بودن که گفتید حداقل برای من کمتر شود.
 

  • * آرمان، فضای ملودی های این روزهای بازار پاپ انقدر به هم نزدیک و شباهت‌ها زیاد شده که شاید اگر صدای وکال نباشد هیچوقت نمی‌توانی تشخیص بدهی که این کار را چه کسی ساخته است. از آنجایی که تو ساختن ملودی این مجموعه را به عهده داری، به نظرت این روند از کجا شروع شده؟ این روند شباهت‌های عجیب و غریب و خسته کننده و تکراری بازار پاپ از کجا شروع شد که در موقعیت کنونی به اینجا رسیده ایم؟

آرمان: به نظر من الان چند سالی می شود که موسیقی در کشور ما ایستاده و حرکتی ندارد. چون کلا کشور ما به گونه ای است که سبک های خاص کمتر می‌توانند فعالیت کنند چون طرفداران خاص دارند. به نظرم فضای پاپ ما الان به جایی رسیده است که مردم این تکرار را دوست دارند و فقط یک مقدار حال و هوای شعر عوض می‌شود. به نظرم باید همینجا فقط کار کرد و کسانی که از این قضیه بیرون می زنند سبکشان خاص می شود. مثل پاپ_سنتی که البته آن هم طرفدار زیادی دارد ولی مثلا راک ندارد. کلا انگار همه این تکرار را دوست دارند.

مهرزاد: فکر کنم منظور آرمان این است که همه مجبورند اینگونه کار کنند و هرکس می آید کار جدید کند دو قدم به عقب می‌رود.
 

  • * نظرات به نظرم زیاد هم دور از واقعیت نیست و این عدم ریسک پذیری چهره های جدید باعث شده کمتر پدیده ای را در سالهای اخیر در بازار موسیقی شاهد باشیم. منظورم از پدیده، چهره هایی مثل بنیامین و فریدون در سالهای ابتدایی دهه هشتاد بود که به یک باره سبک و استایلی جدید را معرفی کردند و همه جا شنیده شدند. این عدم ریسک پذیری را دلیل افت و درجا زدن موسیقی در این سالها نمی دانی؟

مهرزاد: صد در صد با تو موافقم. ولی می‌گویم بیشتر خود مردم هستند که اجازه نمی دهند چنین اتفاقی بیفتد. چرا که خیلی ها هستند که در زمینه های دیگر خیلی کارها می توانند بکنند و می توانند مخاطب خاص داشته باشند. ولی مردم ما به دنبال همان چیزهایی می روند که هست و به همان فضا و سبک و استایل قانع اند و تا ابد دوستش دارند.
 

  • * حرف تو را با یک ادبیات دیگر می‌زنم. احساس می کنم منظورت این است که سلیقه مخاطب خیلی از عمق به سطح آمده است. شاید کاری را یک بار گوش می کنند و حوصله ندارند بار دیگر برگردند و به سراغ آلبوم بعدی می‌روند.

مهرزاد: بله دقیقا. باید کاری را بسازیم که همان دفعه اول که طرف گوش می کند یک اتفاقی بیفتد وعمق این اتفاق بستگی به تیمی دارد که کار می کنند ولی باید کاری کنیم که همان بار اول اتفاق در ذهن شنونده بیفتد. اگر عمق کارت را بیشتر از چیزی بکنی که مد است و همه گوش می دهند، خیلی راحت دنبال تراک بعدی می روند. مثلا کافی ست فقط دو کلمه ات را متوجه نشوند یا لازم باشد روی آن مقدار خیلی کمی فکر و تامل کنند. شک نکن که خیلی زود خسته می شوند و دنبال کار بعدی می روند.
 

  • * داری درباره سلیقه نزول پیدا کرده مخاطب موسیقی، بی حوصلگی و سردرگمی هایش در انتخاب موسیقی حرف می زنی. مخاطبی که کمتر به بحث های محتوایی آثار توجه دارد و عمدتا در تلاش است لحظات شاد و اکتیوی را با یک اثر بگذراند.

مهرزاد: به نظرم بخاطر این است که مخاطبان موسیقی که از ۳۰ سال به بالا سن دارند خیلی درگیر مشکلات زندگی هستند و به خاطر مشکلات زندگی اصلا اعصاب گوش کردن به آهنگ را ندارند و تقریبا از مخاطبان موسیقی حذف شده‌اند. اگر آهنگی گوش بدهند به سراغ آهنگ‌هایی می‌روند که قبل از مشکلاتشان گوش می‌دادند و با آن‌ها خاطره دارند. قشر دنبال کننده موسیقی نسل جدید هم ۱۵ تا ۲۲ ساله هستند و برای این سن نمی توانی کار عمیق و مفهومی انجام دهی و یا موزیک پیچیده ای بسازی.حتی آکورد ها باید ساده باشد. تنظیمی خلوت و همه چیز شسته رفته باشد و لقمه آماده را در دهان مخاطب بگذاری.
 

  • * فرشاد یزدی به عنوان یک موزیسین در این مورد شاید حرف های جالبی داشته باشد.

فرشاد: الان برای مخاطبان ما فقط قسمت تنظیم است که می تواند برایشان جذابیت ایجاد کند. چون می‌تواند جذابیت های لحظه ای به بار بیاورد و همه آنها در پی شنیدن چیز جدیدی هستند.
 

  • * هر سه تقریبا در حال محکوم کردن نسل جدید مخاطب موسیقی هستید در حالی که مسائل محتوایی هم در کمتر شدن موج موسیقی و همه گیری آن قطعا تاثیر داشته. مثلا خود تو فرشاد. فکر نمی‌کنی فضای تنظیم‌ها در دوره کنونی تا حدودی بیشتر از مباحث محتوایی و کیفیت، در پی بوجود آوردن فضایی ب روز تر و مدرن‌تر شده و روح ملودی را از بین برده؟

فرشاد: ما تنظیم کننده‌های خوب زیادی داریم که خیلی خوب کار می‌ کنند ولی مردم ما خیلی متوجه ریزه کاری های تنظیم نمی‌شوند. از نظر آنها اگر تنظیم مزاحم وکال نباشد و ملودی را اذیت نکند کافی است و برای آنها قابل قبول است. در مواجهه با چنین مخاطبی، قطعا کار سختی است و حتی برخی اظهارنظرها هم می‌تواند دردسر ساز شود.
 

  • * به مبحث اصلی گفتگویمان برسیم. تراک آخری که کار کردید. قطعه «بگذریم»، با صدای مهرزاد، آرمان و شهاب مظفری. تولید این اثر از کجا استارت خورد و پیشنهاد این همکاری با سه خواننده در یک اثر چگونه بوجود آمد؟

مهرزاد: حدود ساعت ۱۰-۱۱ شب منزل میلاد ترابی بودم و گفت قرار است شهاب هم بیاید تا درمورد ترانه های آلبومش صحبت کنیم و آلبوم جدیدش را من و میلاد یک جورهایی مدیریت کنیم و به نتیجه برسانیم. آن موقع قطعه «میگیری چی میگم» تازه همان روز پخش شده بود و میلاد آن را در اسپیکر خانه گذاشته بود و پلی بود. آنقدر گرم صحبت بودیم که این آهنگ تکرار می شد و هیچکس نمی زد که به آهنگ بعدی برود و متوجه نبودیم که این آهنگ تکرار می‌شود. شهاب هم بچه صمیمی بود و در همان یک ربع با همدیگر اخت شده بودیم و گفت بچه‌ها این کی هست و چقدر آهنگ خوبی است. گفتیم چطور مگه، گفت این از آن کارهایی است که سه ماه دیگر هرکجا بروی گوش می‌دهند. گفتم من هستم، خندید و فکر کرد شوخی می‌کنم. حتی بلند شد و رفت روی کاور موبایل را نگاه کرد تا مطمئن شود و همینجور که داشت می آمد تا روی صندلی بنشیند گفت یک تراک با هم بخوانیم؟ من هم گفتم آره بخوانیم. اتود همین آهنگ «بگذریم» در موبایلم بود گفتم آن را گوش بدهد و از قضا چون آهنگی بود که در آن حرف زیاد زده می‌شود و شعرش طولانی است و جا دارد که دو سه نفر بخواهند آن را بخوانند. برای همین من این آهنگ را پیشنهاد کردم وقبول کرد و دوستش هم داشت. گفتم چه زمانی شروع کنیم و گفت فردا. و فردا ساعت ۴ بعدازظهر ما سر وکال بودیم.
 

  • * چه شناختی از شهاب و کارهایش داشتید که توانستید در ملودی ات تقریبا به جایی برسی که هر سه صدا را قوی نشان بدهی. به نظر کار سختی می آید.

آرمان: ما ملودی را از قبل داشتیم. من چندماه پیش از شهاب دو تراک شنیده بودم و خیلی دوست داشتم و احساس کردم خیلی خوب کار می کند و به نظرم خواننده خوبی است. شهاب انقدر خواننده قوی است که خودش جاهایی را که خوانده است ملودی اش را به فرم خودش درآورده.
 

  • * مهرزاد، تو چه شناخت قبلی از شهاب داشتی؟

مهرزاد: از خودش شناختی نداشتم. دو تراک «تو بخند» و «تلخ» را از او شنیده بودم و خیلی این دو تراک را گوش کرده بودم و خیلی دوست داشتم.
 

  • * کلا هم کارش خوب است و به نظرم کارهایش به مرور شنیده می شود و قابلیت های خوبی دارد.

مهرزاد: بله شهاب خیلی دلی کار می کند و از طرفی هم خواننده‌ی خوبی است.
 

  • * فرشاد، شما هم نظرت را درمورد شهاب بگو تا درمورد تنظیم این اثر صحبت کنیم.

فرشاد: آن موقع ها که مهرزاد اتود را گذاشته بود من در یک روز ماکت را زده بودم و در همان یک روز کل آهنگ شکل گرفته بود. شهاب که آمد و خواند احساس کردیم که بهتر است روح قضیه یک مقداری زنده شود. یک شب یکی از دوستانم آمد و روی آن ویولن زد و خیلی هم خوب و قشنگ شد.
 

  • * من فکر می‌کنم یک مقدار نظر سه نفر را برای تولید یک اثر جلب کردن، کار سختی است.

فرشاد: اتفاقا نه. اولا که تیم خودمان بودیم و خیلی اوکی بودیم و همه کار را با همفکری یکدیگر جلو برده بودیم. از طرفی هم شهاب با ما خیلی اخت شده بود و کار را دوست داشت و واقعا هیچ اختلاف سلیقه ای نبود.

مهرزاد: ما خیلی وقت است با همدیگر کار می کنیم و شاید بعضی وقت ها یک جای کوچکی را یک نفرمان نظر بدهد که تغییر بدهیم و چون زمان زیادی با هم هستیم، فرشاد که از اول می‌زند، خوب می داند که من یا آرمان چه فرمی را دوست داریم و از اولش در چارچوب خودمان کار کردیم.
 

  • * و مبحث آخردر مورد آینده صحبت کنیم. من همه این اتفاقات را یک پیش زمینه برای رسیدن به هدف اصلی می دانم که آلبوم و کنسرت باشد. شما برنامه ریزی کلانتان درکجاست و چه مسیری را قرار است طی کنید؟

مهرزاد: صحبت هایی که ما با شرکت داشتیم و چیزی که آقای رجب پور گفت از شما می خواهم، این است که ما باید تا بعد از محرم آلبوم را به آن ها بدهیم و قبل از تمام شدن سال هم اولین کنسرتمان را داشته باشیم. اینکه چقدر ما موفق باشیم به زمان‌بندی مورد نظر برسیم، و سطح توقعات را تا چه حدی برآورده کنیم که به کنسرت ها برسیم باید به مرور مشخص شود. کنسرت گذاشتن کاری ندارد و این مهم است که به کمک بچه ها موفق شویم و باید سطح کارها و مخاطبانم را به حد مطلوبی برسانیم.
 

  • * فکر می کنم برای این موضوع، آلبوم خیلی مهم و تاثیرگذار باشد.

مهرزاد: بله هم خود آلبوم و هم تک تراک‌های قبلش تاثیرگذار است. مثل آخر یک مسابقه مهم و فینال است که پنالتی هایش مانده است و از ۵ تا ما باید ۵ تایش را گل کنیم.
 

  • * درمورد فضای ترانه «بگذریم» صحبت کنیم. این فضاهای واسوخت و دپرسی، در یک دوره خاص واقعا خیلی گرفت و مورد توجه قرار گرفت. همه به سراغش آمدند ولی در دوره ای دوره دیگر خیلی مورد نقد قرار گرفت و هجمه زیادی به آن شد. در سالهای اخیر باز هم توسط بعضی چهره ها مورد استفاده قرار گرفته است و بار دیگر در حال زمزمه است. تو خودت ترانه سرا هستی، فکر می‌کنی آیا مخاطب این نسل حوصله شنیدن داستان های عشقی غمگین را در متن ترانه‌هایی که گوش می‌دهد را دارد؟

مهرزاد: به نظرم اگر شیرین بیان بشود بله.
 

  • * حواست که هست؟ درمورد دهه هشتادی‌ها صحبت می‌کنیم.

مهرزاد: به نظرم حتی یک نقطه تیز هم نباید در آهنگت باشد و باید با ملایمت و به صورت یک موج بیان شود. منظورم این است که عمق آن درد را با یک مهربانی بگویی. یعنی یک کاراکتر مظلوم بسازی تا یک کاراکتر عصبانی. الان به گونه ای است که کارهای ریتمیک بیشتر موردتوجه قرار می گیرد، مخصوصا ریتمیک‌های مثبت. این همان قضیه سطح و عمق است. این کارها یک موجی درست می‌کند که هرچقدر هم قوی باشد درنهایت ریشه‌ای در قلب مردم پیدا نمی‌کنی و طرفدارت نمی‌شوند و اصلا هم معلوم نیست به کنسرتت بیایند یا دسترنج‌شان را بدهند و آلبومت را بخرند و از تو حمایت کنند. فقط در حد این است که اسمت را بدانند و بدانند که هستی. یکی از دغدغه های بزرگی که ما با آقای رجب پور داشتیم و یک جاهایی ما کوتاه آمدیم و یک جاهایی ایشان کوتاه آمدند این بود که گفتیم اگر قرار باشد اتفاق ماندگاری برای ما بیفتد به گونه ای نباشد که یک موجی راه بیفتد و برویم. باید با کار «لایت» این اتفاق بیفتد. کاری که یکی در مهمانی گوش بدهد آن جا جایی نیست که جذب خواننده اش بشود، آنجا فقط می شنوند ولی طرفدارت نمی شوند. هم ما و هم شرکت به دنبال این نیستیم و برای خود یک محدودیت و چارچوب گذاشته ایم که هم سعی می کنیم کارها عمق داشته باشد و هم اینکه زودتر به نتیجه ای که می خواهیم برسیم. اما در کل اعتقاد دارم فضا و محتوای «بگذریم» روایت و تصویری از عشق های امروزی جامعه ما می تواند باشد.
 

  • * درمورد فضای ترانه هم صحبت کنید و اینکه چه ذهنیتی پشت آن است که «بگذریم» با این فضا آماده شده است.

آرمان: ما اینگونه کار می‌کنیم که ملودی را من می‌سازم و مهرزاد ترانه را می‌نویسد. وقتی کار را می‌سازم درمورد حس ترانه هم همیشه با هم صحبت می‌کنیم. احساس می‌کنم هم شعر و هم ملودی در «بگذریم» همه مناسب بوده و واقعا پختگی لازم را دارد و خیالمان راحت است.
 

  • * صحبت‌های پایانی فرشاد را هم درمورد فضای کار می‌شنویم.

فرشاد: مردم ایران آدم های احساسی هستند و حتی به گروه سنی آن ها هم بستگی ندارد. به نظرم کاری که یک جوان بتواند با آن همذات پنداری کند و در یک چارچوب خوب و درست باشد به خوبی شنیده می شود. «بگذریم» سوژه ای بود که ما خیلی زیاد می‌دیدیم و سوژه نابی بود که خداروشکر در این کار استفاده کردیم و خوب هم جواب گرفتیم. فکر می‌کنم اگر با همین روند و استایل ادامه بدهیم در چند تراک بعدی به چیزی که مدنظرمان است برسیم.

منبع : موسیقی ما

تیزر آلبوم «روزای گمشده» با صدای علیرضا قاضی

بدون دیدگاه

در تماشاخانه سایت «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید؛

تیزر آلبوم «روزای گمشده» با صدای علیرضا قاضی

موسیقی ما- تیزر آلبوم «روزای گمشده» با صدای علیرضا قاضی منتشر شد.

به گزارش «موسیقی ما»، آلبوم «روزای گمشده» با صدای علیرضا قاضی و آهنگسازی «ناصر چشم آذر» و«محمد میرزمانی» پس از اخذ تمام مجوزهای لازم، تا اواخر این هفته روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد تا جدیدترین آثار این دو آهنگساز مطرح و سرشناس، در اختیار دوستداران موسیقی قرار بگیرد.

حضور این دو چهره قدیمی و سرشناس به عنوان آهنگساز در آلبوم «روزای گمشده» با عث شده نخستین آلبوم رسمی «علیرضا قاضی» آلبومی مهم و حائز اهمیت باشد.

این آلبوم شامل دوازده قطعه است که چهار قطعه از این آلبوم بی کلام است که آهنگسازی این چهار قطعه را ناصر چشم آذر بر عهده داشته است.

در این آلبوم تمام سازها به صورت زنده و آکوستیک ضبط شده است که نوازندگان بنامی همچون: فیروز ویسانلو، امید حجت، علی رحیمیان، علی جعفری‌پویان، میثم مروستی، نیما زاهدی و امین غفاری حضور دارند.

این آلبوم از سوی موسسه آوای حنانه به مدیریت کامران همت پور روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد و تیزر این اثر برای انتشار در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار گرفته است که در ادامه می‌توانید آنرا ببینید و دانلود کنید؛

منبع: 

سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ما

حرکت «بنیامین» روی مدار تغییر

بدون دیدگاه

این خواننده ۷ مهرماه با نوازنده‌های جدید و بدون معرفی رهبر جدید ارکستر روی صحنه می‌رود

حرکت «بنیامین» روی مدار تغییر

‎موسیقی ما – برای دومین‌بار طی کمتر از یک سال اخیر، ارکستر بنیامین بهادری دستخوش تغییرات گسترده شد.

‎«آرش سعیدی» که در ده ماه گذشته به عنوان رهبر ارکستر این خواننده فعالیت می‌کرد، به همراه «نیما رمضان»، «ساسان هاشمی» و «برنا شفیع‌زاده» از گروه بنیامین جدا شده‌اند. این تغییر بی‌سر و صدا در حالی رخ می‌دهد که خواننده آلبوم «۹۴» روز هفتم مهر در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی کنسرت دارد و تا این لحظه هنوز نوازندگان جدید گروه «بنیامین موزیک» معرفی نشده‌اند. از سوی دیگر این چهار نوازنده هم فعلاً رویه سکوت را پیش گرفته‌اند و شاید ترجیح می‌دهند کنسرت‌های «اشوان» را پشت‌سر بگذارند. خواننده جوانی که در  ده روز اخیر سه کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه برگزار کرده و بلیت‌های هر سه اجرای او در مدت کوتاهی به فروش رفته است. آرش سعیدی، نیما رمضان، ساسان هاشمی و برنا شفیع‌زاده به همراه چند نوازنده باتجربه دیگر اعضای ارکستر اشوان هستند و شنیده‌ها حکایت از آن دارد که همکاری آنها با این خواننده طولانی مدت خواهد بود.

‎اواخر پاییز سال گذشته بود که «علی منصوری»، رهبر ارکستر سابق بنیامین، با انتشار یک پست در اینستاگرام رسماً اعلام کرد که دیگر با این خواننده همکاری ندارد. بنیامین بهادری هم با یک کامنت پرمحبت برای این موزیسین آرزوی موفقیت کرد. سپس او آرش سعیدی را به عنوان رهبر جدید گروهش معرفی کرد و اجرای ششم دی‌ماه در تهران را به همراه او ترکیب جدید نوازنده‌هایش روی صحنه برد. البته آرش سعیدی از مدت‌ها قبل در کنار گروه بنیامین موزیک ساز می‌زد ولی سمت رهبر را نداشت. حال باید منتظر اظهارنظرها و واکنش‌های بعدی این خواننده محبوب ماند. 

‎اما بنیامین بهادری این روزها روی مدار تغییر قرار دارد، یکی دیگر از این تغییرات هم ورود یک تنظیم‌کننده جدید به گروه او است. بنیامین تنها خواننده‌ای است که اصولاً تمایل دارد با یک تنظیم‌کننده و یک ترانه‌سرای ثابت کار کند. «فرید احمدی» که از ده سال قبل در بخش کلام کارهای او حضور دارد. اما بنیامین آلبوم «۸۵» را با تنظیم‌های زنده‌یاد «نیما وارسته» منتشر کرد. برای تنظیم آلبوم «۸۸» به سراغ «پیام شمس» رفت و مرحوم وارسته برای آلبوم «۹۲» مجدداً به جایگاه تنظیم‌کننده آلبوم او بازگشت. اما بنیامین در آلبوم «۹۴» با «محمد موجرلو» همکاری کرد. ولی «امیر قدیانی» نام جدیدی است که در گروه «بنیامین موزیک» به چشم می‌خورد. این خواننده در ده روز گذشته سه قطعه با تنظیم‌های امیر قدیانی منتشر کرده که این کارها بازخوردهای گوناگونی تا کنون داشته‌اند. چون مثلاً قطعه «یه روز از یاد تو» فضایی تقریباً ارکسترال داشت و نوازندگان سرشناس متعددی در آن ساز زده بودند. فضایی که بنیامین تا کنون تجربه نکرده بود.

‎امیر قدیانی فعالیت حرفه‌ای خود را از اواسط دهه هفتاد آغاز کرد و تا اواسط دهه هشتاد از جمله آهنگسازان و تنظیم‌کننده‌های پرکار محسوب می‌شد. او تا کنون با چهره‌هایی نظیر «بهروز صفاریان»، «حسین زمان»، «فریدون آسرایی»، «فرهاد جواهرکلام» و «مهرزاد اصفهانپور» و… همکاری کرده است.

منبع: 

اختصاصی سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ما

موزیک‌ویدئوی «یک، هفت، پنج» اثر «کیان مقدم»

بدون دیدگاه

از «تماشاخانه» سایت «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید؛

موسیقی ما – «یک هفت پنج» عنوان قطعه‌ای از «کیان مقدم» است که تابستان سال گذشته منتشر شده بود. این خواننده برای این اثر، موزیک‌ویدئویی نیز تولید کرده که تهیه‌کنندگی آن را موسسه فرهنگی-هنری «کساء» بر عهده داشته است. موزیک‌ویدئوی قطعه «یک هفت پنج» که مضمون آن -همانگونه که نامش پیدا است- درباره ۱۷۵ شهید مظلوم غواص است را از «تماشاخانه» یا اپلیکیشن سایت «موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید…

منبع : موسیقی ما

مجید انتظامی: موسیقی فیلم‌هایم را از رزمندگان دارم

بدون دیدگاه

۳۶ سال است که آغاز پاییز با سالروز جنگ همزمان شده، سالهاست که در اولین روزهای پاییز خاطرات جنگ و دفاع مقدس برای همگان زنده می‌شود، سالهاست که همه فیلم‌ها با مضمون جنگ در یک هفته‌ای که با عنوان دفاع مقدس نام‌گذاری شده پشت سر هم پخش می‌شوند و سالهاست که به واسطه حضور برخی مدیران هنردوست، موسیقی‌های ماندگاری که با تم جنگ ساخته شده‌اند توسط سازندگانش روایت می‌شوند. موسیقی‌هایی که گاه با شروع اولین موتیوهایش، مخاطب را با فیلم همراه می‌کند بی آنکه تصویری جلوی دیدگانش باشد. اینها خاصیت موسیقی‌های ماندگاری است که توسط آهنگسازانی چون مجید انتظامی ساخته و در همراهی با فیلم، امضای شناخت آنها بین مردم شده است. امضایی همانند سوت مرحوم علیرضا خورشیدفر در موسیقی فیلم «از کرخه تا راین».
 
«مجید انتظامی» که روایتگر موسیقی‌های ماندگار تاریخ سینمای ایران است همزمان با هفته دفاع مقدس و اجرای آثار جاودانه‌اش در قالب کنسرتی در فضای باز میدان مشق، در گفتگویی درباره گرایش‌اش به ساخت موسیقی فیلم‌های جنگی، موسیقی کارتون بچه‌های آلپ، عدم بهره‌مندی از خواننده در اکثر آثارش و… پرداخته که در ادامه می‌آید.
 

  • * شما آثار بسیاری را در قالب موسیقی فیلم ساخته‌اید که بخش عمده آنها مربوط به موسیقی فیلم‌هایی با مضمون جنگ است. چه شد که به این ژانر گرایش پیدا کردید؟

آن زمان که ما شروع به کار موسیقی فیلم کردیم، اغلب موضوعات درباره جنگ بود به طوری که خیلی کم فیلم‌های خانوادگی یا با دیگر موضوعات ساخته می‌شد. در فیلم‌های خانوادگی آهنگساز تکلیفش خیلی روشن است و بیشتر با تم عاطفی دست به آهنگسازی می‌زند اما در موسیقی فیلم‌های جنگ فرصت خلاقیت وجود دارد و آهنگساز می‌تواند فرم‌های مختلف موسیقی را تجربه کند؛ به خصوص اینکه من گرایش شدیدی به کسانی که جبهه می‌رفتند و از این خاک دفاع می‌کردند داشتم. برای همین ترجیح می‌دادم آن نوع فیلم‌ها را بیشتر کار کنم. البته نمی‌خواهم این شبهه بوجود بیاید که به نوعی من برای بزرگ کردن خودم، به آنها نزدیک می‌شوم و یا اسم آنها را می‌آورم. اصلاً این طور نیست. من واقعاً این فرم کار را دوست داشتم و به رزمندگان ارادت داشتم چرا که به این مملکت حمله شده بود و قسمتی از خاک ایران را گرفته بودند و یک عده جوان از خودگذشته، رفتند که این خاک را پس بگیرند. بگذریم که بعدها به هر عنوانی استفاده‌های سیاسی از این قضیه شد ولی من همچنان در این باورم که یک عده جانشان را فدا کردند که امروز ما بتوانیم یک چنین موسیقی‌هایی را اجرا کنیم و این موسیقی‌هایی که من نوشتم از صدقه سر آن رزمنده‌هایی است که رفتند چون فکر من بیشتر در آن حوالی دور می‌زد و خیلی هم خوشحالم از این اتفاقی که برای من افتاد.

  • * شما با کارگردان‌های متفاوتی کار کردید و موسیقی‌های بسیار متفاوتی هم برای فیلم‌ها ساختید. چه‌قدر نگاه این کارگردان‌ها در کار شما وارد شده؟

اینکه موسیقی‌ها به نوعی از هم دور هستند برای یک آهنگساز بسیار خوب است چرا که توانسته تجربه‌های مختلفی را انجام دهد. به عنوان مثال می‌توانید موسیقی فیلم‌های «از کرخه تا راین» را با «روز واقعه» یا «بوی پیراهن یوسف» و حتی با فیلم «بایسیکل‌ران» مقایسه کنید، خواهید دید که چه‌قدر فضای این کارها از همدیگر دور است. چون خود این فیلم‌ها فضاهایشان از هم دور بوده که این خط را به آهنگساز داده که در فضاهای خاص‌تری کار کند. البته بعضی از کارگردان‌ها آشنایی مختصری با موسیقی داشتند و می‌توانستند یک مقدار به آهنگساز کمک کنند و در مقابل برخی دیگر هم بودند که شناختی نداشتند و بالطبع کمکی نمی‌کردند. اما به طور کلی این آهنگساز است که باید فرم موسیقی را بسازد؛ هر چند که گاهی ممکن است کارگردان با یک حرف به خط فکری آهنگساز کمک کند.
 

  • * اکثر کارهای شما بی‌کلام هستند؛ مخصوصاً موسیقی فیلم‌هایتان. در صورتی که بسیاری از فیلم‌هایی که امروزه ساخته می‌شوند برای بهتر دیده شدن با کلام موسیقایی همراه می‌شوند. دلیل عدم استفاده از صدای خواننده در آثارتان چیست؟

من اعتقاد دارم که موسیقی خودش به تنهایی می‌تواند بدون خواننده وظیفه‌اش را انجام دهد و طرفداران خودش را جذب کند. حتماً نباید خواننده باشد که آن موسیقی را تعریف کند. البته مردم ایران، مردم قصه‌گو هستند و بیشتر قصه می‌شنوند و دوست دارند حتی فیلم‌هایی که می‌بینید قصه‌اش بسیار واضح باشد. موسیقی هم همین‌طور است. مردم موسیقی‌ای که خواننده می‌خواند و به نوعی در وصف چیزی است، بیشتر هضم می‌کنند تا موسیقی‌ای که هیچ چیز را بیان نمی‌کند.
 
به نظر من یک فرهنگ می‌خواهد تا بتوان با موسیقی بی‌کلام ارتباط برقرار کرد. برای اینکه سازها زبان خودشان را دارند و کسی که به این زبان آشنایی ندارد، نمی‌تواند از موسیقی بی‌کلام لذت ببرد. برای همین پناه می‌برد به خواننده. برای همین من فکر می‌کنم موسیقی به تنهایی می‌تواند حرف و پیامش را برساند و زیاد احتیاجی به خواننده نیست. البته این بخش به کارگردان هم بستگی دارد اگر کارگردانی پافشاری کند من موسیقی باکلام خواهم نوشت اما اغلب از من نخواستند که موسیقی باکلام بنویسم.
 

  • * متاسفانه موسیقی‌هایی که امروزه ساخته می‌شوند به نسبت قبل ماندگار نیستند و جاودانه نمی‌شوند. فکر می‌کنید در شرایط کنونی چه اتفاقی افتاده که موسیقی‌هایی که ساخته می‌شود همانند قبل ماندگار نمی‌شود؟

همه چیز ما فرق کرده. از ترافیک، مواد غذایی، عشق‌هایمان و غیره همه چیز رنگش عوض شده به طوری که در قدیم وقتی دو نفر تشکیل خانواده می‌دادند عشقشان تا زمان مرگ ابدی بود. اما متاسفانه این روزها عشق هم رنگ خودش را عوض کرده و به گونه ای شده که می‌توان برای ازدواج‌ها زمان مشخص کرد به نظرم وقتی عشقه نیست؛ آن اثر هنری هم ماندگار نمی‌شود شما باید عاشق باشید وعاشقانه به آن کاری که می‌کنید دل ببندید تا بتوانید کار ماندگاری را از خود به جای بگذارید وگرنه اگر قرار باشد فقط به خاطر پول اثری ساخته شود فیلم‌ها می‌آیند و می‌روند و نه کسی یاد فیلم می‌افتد نه یاد موسیقی‌اش و با اینکه جایزه و سیمرغ بلورین هم می‌گیرد، اما ماندگار نمی‌شود.
 

  • * این عشق در آثار شما کاملاً مشهود است. خصوصاً حضور خانم آذرنوش صدرسالک به عنوان سولیست هارپ در اکثر آثارتان.

من زمانی که از آلمان برگشتم در هنرستان درس می‌دادم. رشته‌ای به نام گروه‌نوازی را تدریس می‌کردم که تمام کسانی که می‌خواستند از هنرستان فارغ‌التحصیل شوند مجبور بودند این کلاس را بگذارنند. خانم من شاگرد این کلاس بود و با خواهر دوقلویش سرکلاس حاضر می‌شد، به طوری که من روزهای اول خیلی به اشتباه می‌افتادم. یکی از این دو نفر با من با مهر برخورد می‌کرد و دیگری بی مهر. یکی دفتر حضور و غیاب من را می‌آورد و نتهایم را سر و سامان می‌داد و می‌نوشت آن دیگری اصلاً برایش جذاب نبود و این چنین شد که به تدریج آن استادی و دانش‌آموزی تبدیل شد به ازدواجی که الان سالها از آن می‌گذرد. جالب است بگویم که ما درست اول انقلاب ازدواج کردیم. آن زمان در خیابان تیراندازی بود و همان روز ازدواج ما حکومت نظامی اعلام شد. ما واقعاً بدون پول و بی‌حلقه ازدواج کردیم و با حضور تقریباً ۲۰ مهمان و یک غذای ساده مراسم را برگزار کردیم. ولی روز به روز به خاطر اینکه حرف برای گفتن داشتیم زندگی‌مان با هدف جلو رفت به طوری که هر روز درباره کارها و نوع تنظیم‌ها صحبت می‌کردیم. همسر من در عین حال که نوازنده برجسته هارپ است، لیسانس الهیات دارد و من از سوادش و ذوقی که داشت خیلی استفاده می‌کردم. البته از حضور پدرم هم بهره می‌بردم به طوری که وقتی موسیقی‌ای می‌نوشتم نظرشان را می‌پرسیدم. البته بعضی وقت‌ها سر نظراتی که همسرم می‌داد دعوایمان هم می‌شد و حتی با هم قهر هم می‌کردیم. در واقع آن سخت‌گیری‌های آن موقع باعث شد که موسیقی‌هایی که برایش زحمت بسیار کشیدم ماندگاری‌اش بیشتر باشد.
همسرم در زندگی من نقش بسیار مهمی داشته. من دستش را می‌بوسم چون خیلی به من کمک کرده و اگر کمک‌های او نبود واقعاً زندگی من فلج می‌شد. همه زحمات زندگی بر دوش اوست و من بیشتر تماشاچی هستم و سرم به کار خودم گرم است.
 

  • * برای اولین بار موسیقی کارتون بچه‌های آلپ را سه شب در فضای باز میدان مشق تهران بعد از ۳۷ سال اجرا کردید. با توجه به روایات مختلف از ساخت این موسیقی، درباره آن توضیح دهید که چه شد این موسیقی را ساختید؟

وقتی انقلاب شد موسیقی شرایط خوبی نداشت. دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها بسته شدند و نوازندگان خارجی ارکستر سمفونیک همه رفتند و تنها بیست نفر ماندند که با این تعداد نمی‌شد کارگروهی انجام داد و قطعه کلاسیک زد. به همین خاطر من به موسیقی فیلم روی آوردم چرا که در آن زمان تولید فیلم بیشتر شده بود. همان زمان من به کانون پرورش فکری کودکان رفتم و ساخت موسیقی انیمیشن «زال و سیمرغ» به کارگردانی علی‌اکبر صادقی به من پیشنهاد شد. در واقع این اولین تجربه تصویری من در آن زمان بود. بعدها نمی‌دانم به چه صورتی این موسیقی به تلویزیون رفت.
 

  • * شما اطلاع نداشتید که از این موسیقی در کارتون بچه‌های آلپ استفاده شد؟

زمانی که پخش شد متوجه شدم. چرا که موسیقی تیتراژ کارتون «بچه‌های آلپ» صدای خواننده زن داشت که برای پخش بایستی حذف می‌شد. به همین دلیل کسانی که آن زمان در تلویزیون بودند برای این کار دنبال موسیقی‌های متفاوت گشته بودند و در نهایت به موسیقی «زال و سیمرغ» رسیده و بخشی از آن را روی کارتون گذاشته بودند و وقتی پخش شد همه فکر می‌کردند موسیقی ژاپنی است. حتی همکاران من دائم به طعنه به من می‌گفتند که ژاپنی‌ها از سنتور چه استفاده‌ای می‌کنند و آهنگسازان ما بدون استفاده از سازهایمان کارشان هیچ نتیجه‌ای ندارد.
در همه این سالها روایت‌های مختلفی از این موسیقی منتشر شده به طوری که چند وقت پیش از قول من نوشتند که این موسیقی برای من نیست و من هم سنتورش را نزدم در صورتی که من اصلاً سنتور بلد نیستم بلکه سولوی سنتور این موسیقی را آقای اسماعیل تهرانی زدند و این موسیقی متعلق به بنده است.
 

  • * این بخش از موسیقی کارتون «بچه‌های آلپ» از موسیقی «زال و سیمرغ» برداشته شده؟

بله. تیتراژ «بچه‌های آلپ» برای آن قسمتی است که زال را به کوهستان می‌برند و سیمرغ آن را پیدا می‌کند و می‌بردش بالای کوه. در واقع این موسیقی (بچه‌های آلپ) قسمتی از آن تاخت است ولی از آنجایی که فیلم‌های انیمیشن یکی دوبار در فستیوال‌ها اکران می‌شود و کنار می‌رود، این موسیقی دیده نشد ولی این کارتون به علت اینکه هر شب از تلویزیون پخش می‌شد، مردم بیشتر با آن آشنا شده بودند و از آن خاطره داشتند و اینطور شد که من تصمیم به اجرای آن گرفتم. اما وقتی نت‌هایش را پیدا کردم با یک کاغذ سفید روبرو شدم چرا که همه نت‌ها به دلیل گذشت زمان پاک شده بودند حتی پنج خط حامل و مجبور شدم دوباره برای این اجرا آن را بنویسم.
 

  • * منزل پدر شما تبدیل به موزه شده. آیا تصمیم دارید نت‌هایتان را که به نوعی گنجینه‌ای از موسیقی ایران هستند برای حفظ و نگهداری بهتر به آن موزه اهدا کنید؟

این موزه، باب میل پدر من نشد و هیچ آثاری از پدرم هم در آنجا وجود ندارد. تنها یک فیلم از فیلم‌های پدر درست کردند که آنجا پخش می‌شود. بنابراین آنجا می‌تواند هر چیز دیگری هم باشد. پدرم اصلاً به آنجا نمی‌رود و اصلاً یادش نیست که چنین جایی هم به اسم موزه وجود دارد. به عقیده من این اقدام یعنی نگهداری نت‌های موسیقی فیلم‌ها، کار موزۀ سینماست که به نوعی این آثار را حفظ کند. متاسفانه در ایران فقط به هنرپیشه بها می‌دهند و بقیه عوامل که در ساخت و معرفی فیلم نقش مهمی دارند به شمار نمی‌آیند. به نظرم موزه سینما باید آثار موسیقی فیلم‌ها را جمع‌آوری و برایش غرفه درست کند ولی متاسفانه می‌بینیم که این گنجینه در خانه‌های آهنگسازان به مرور زمان از بین می‌روند.
 

  • * مدتی است که برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی رواج یافته. فکر می‌کنید این اتفاق چه قدر می‌تواند باعث آشتی مردم با بناهای تاریخی و نیز ایجاد شناخت از موسیقی باشد؟

همه جای دنیا اجرای کنسرت در فضای باز بسیار رایج است و این اتفاق خوشایندی است که در کشور ما هم در حال رخ دادن است؛ چرا که اجراهای اینچنینی باعث می‌شود مردم به واسطه موسیقی به مکان‌هایی که هیچ‌وقت نمی‌رفتند بروند و با بناهایی بسیار قدیمی مواجه شوند و با آنها یک حس همبستگی ایجاد کنند. چرا که همه این سنگ‌ها و بناها از وجود ماست چون با آنها بزرگ شده‌ایم و برای همین از آنها لذت می‌بریم.
متاسفانه در شرایط کنونی مردم درگیر زندگی شده‌اند و این چیزها خیلی برایشان لذت‌بخش نیست بنابراین باید این جذابیت را برایشان فراهم کرد.

منبع : موسیقی ما

«قول و غزل» به تالار رودکی می‌رود

بدون دیدگاه

با سرپرستی و آهنگسازی میلاد پرصبر

موسیقی ما کنسرت گروه موسیقی «قول و غزل» به سرپرستی «میلاد پرصبر» و آهنگسازی میلاد پرصبر و حمیدرضا عرب و به خوانندگی فرشاد پرصبر هشتم مهرماه ساعت ۲۰ در تالار رودکی برگزار می‌شود. این اجرا در دو بخش دشتی و شوشتری و با استفاده از اشعاری از مولوی،حافظ، نیما و فخرالدین عراقی است.
 
نوازندگان این گروه پرستو قنبری (سنتور)، آرزو قنبری (تنبک)، محسن مختاری (تارباس)، یاور کشمیری (کمانچه)، امیرحسین لطفی (سه تار)، مهدیه ثابت (عود)، علی عرب (نی)، حمیدرضا عرب (نی)، امیرفرهاد پرصبر (سازهای کوبه‌ای) و میلاد پرصبر (تار) هستند.
 
این گروه فعالیت خود را از سال ۹۳ شروع و در دی ماه سال گذشته اولین اجرای خود را در سالن محک انجام داد. در این مجموعه تلاش است با استفاده از مضمون این شعر حافظ: بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش که در حقیقت به آموخته‌های نسل فعلی این گروه از گذشتگان و بیان فرم و حال و هوای آن دوران به این دوره و با احوالات این زمان آشنا کند که این تجربه در کنسرت سال گذشته با استقبال فراوان از جامعه امروزی جوانان روبه‌رو شد. از ترکیبات سازی این کنسرت می‌توان از استفاده دو ساز نی که در گروه‌های ایرانی معمولا با احتیاط و اعراض یاد می‌شود، نام برد. علاقمندان میتوانند برای تهیه بلیت به سایت ایران کنسرت مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ما

موسیقی لرستان با «ملکی‌ها» آنلاین می‌شود

بدون دیدگاه

کنسرت آنلاین این بار سراغ موسیقی نواحی می‌رود

موسیقی لرستان با «ملکی‌ها» آنلاین می‌شود

موسیقی ما – نخستین سامانه پخش زنده کنسرت در ایران، در ادامه برگزاری برنامه‌هایش این بار به سراغ موسیقی نواحی رفته و نخستین کنسرتِ آنلاین موسیقی نواحی را با گروه «ملکی‌ها» رقم می‌زند.
 
گروه موسیقی «ملکی‌ها»(براداران ملکی) که در قالب موسیقی محلی لرستان فعالیت می‌کنند، قصد دارند کنسرت خود را چهارشنبه، ۷ مهر ۱۳۹۵ در تالار اندیشه حوزه هنری به روی صحنه ببرند. گروه «ملکی‌ها» از هفت برادر تشکیل شده که حدود ۲۰ سال در حوزه سازسازی فعالیت‌کرده‌اند. سرپرستی این گروه برعهده قباد ملکی است. هر کدام از برادران ملکی یکی از سازهای موسیقی ایرانی را می‌سازد و در نواختن آن ساز هم تبحر دارد.
 
اردشیر کامکار دو قطعه از ساخته‌های خود را به گروه «ملکی‌ها» تقدیم کرده که در کنسرت پیش‌رو این آثار اجرا می‌شوند. قباد ملکی کمانچه، مسعود ملکی عود، سعید ملکی تار، حمید ملکی سنتور، وحید ملکی سنتور، مجید ملکی تنبک و رامین ملکی دف و دهل؛ اعضای اصلی گروه «ملکی‌ها» هستند. خوانندگی این گروه برعهده رادمهر علیپور است. همچنین کاووش سهرابیان نی، اشکان مرادی کمانچه، ساسان بازگیر تاررود(سازی ساخته ملکی‌ها) نوازندگان مهمان خواهند بود.
 
نخستین کنسرت گروه «ملکی‌ها» و نخستین کنسرتِ آنلاین در عرصه موسیقی نواحی، چهارشنبه هفت مهر ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۰۰ در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می‌شود. سامانه «کنسرت آنلاین» همچنین شب گذشته شنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ پخش آنلاین سیزدهمین مراسم بزرگداشت پیوند اعضا «جشن نفس» را از سالن همایش های برج میلاد انجام داد. این مراسم با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری، قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت، هنرمندان، خانواده‌های اهدا کنندگان و دریافت کنندگان عضو برگزار شد.
علاقه‌مندان به دیدنِ نخستین کنسرتِ آنلاینِ موسیقی لرستان می‌توانند با مراجعه به سایت www.e-haam.ir ثبت نام خود را انجام دهند.
منبع : موسیقی ما

آلبوم موسیقی گروه «سکوت ۷» منتشر شد

بدون دیدگاه

با همراهی شهریار خسروی دانش، مسیح خسروی و فراز خسروی دانش

موسیقی ما – آلبوم موسیقی «متفاوت» اثری از گروه «سکوت ۷» با همراهی شهریار خسروی دانش، مسیح خسروی و فراز خسروی دانش، منتشر و راهی بازار موسیقی کشور شد که همزمان با پخش، این اثر به صورت مجازی و از طریق سایت «بیپ تونز» نیز در دسترس مخاطبین قرار گرفته است.
 
این آلبوم شامل ۱۱ قطعه در حال و هوای متفاوت قطعات نسبت به یکدیگر به نام‌های «قسمت»، «حس»، «فرقی واسم نمیکنه»، «دلتنگم»، «حالم پریشونه»، «خیال انتقام»، «دیوار دل»، «همیشه عاشق»، «آگه باشی»، «بمون کنارم» و «صدا بزن منو» است که به صورت گسترده در سراسر کشور روانه‌ی بازار موسیقی شده است.
 
گروه «سکوت ۷»، از سه عضو اصلی یعنی شهریار خسروی دانش (سرپرست گروه، آهنگساز اغلب قطعات و نوازنده گیتار)، مسیح خسروی (خواننده) و فراز خسروی دانش ( تنظیم کننده‌ی قطعات و پیانیست گروه) تشکیل شده است اما در این آلبوم میثم مروستی، مرتضی شفیعی، پویا جهانمردی و رضا فدوی نیا (ویولن)، امید حاجیلی (ترومپت)، آرمین قیطاسی (فلوت)، امیرحسین منصوری ( ویولا)، مسیح مردیها (ویولنسل)، اشکان رهبر (دیوان)، اردشیر فلاحیان (گیتار الکتریک) و غزل اکلیلی (همخوان) نیز با این هنرمندان همکاری داشته و در اجرای قطعات به هنرنمایی پرداخته‌اند. کار ترانه سرایی قطعات آلبوم به عهده‌ی «دکتر سیروس آزادی»، «ندا دادخواه»، «شهریار خسروی دانش»، «علی زمانی» و «مژگان آزادی» بوده است.
 
این گروه کنسرت‌های مختلفی را در طی سال‌های گذشته اجرا نموده و طی یکسال و نیم گذشته مشغول به جمع آوری قطعات آلبوم خود بوده‌اند .علاقه‌مندان برای تهیه آلبوم موسیقی «متفاوت» به صورت نسخه اصلی میتوانند به مراکز معتبر فروش محصولات فرهنگی و هنری سراسر کشور مراجعه کنند، همچنین این اثر از طریق سایت بییپ تونز نیز به صورت دیجیتال قابل خریداری و دانلود قانونی است.

منبع : موسیقی ما

«همخوانان آوا» در نیاوران روی صحنه می‌روند

بدون دیدگاه

شاگردان نجمه تجدد کنسرت برگزار می‌کنند

موسیقی ما – کنسرت گروه «همخوانان آوا» با خوانندگی مزدک حاجی رسولی، سه شنبه ۶ مهر ماه ساعت ۲۱ در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود.
 
در این کنسرت  ۱۴ قطعه در دو بخش اجرا خواهد شد که در بخش اول قطعات فارسی در دستگاه دشتی، نوا، بیات ترک و افشاری و در بخش دوم نیز قطعات فولکلور کردی اجرا خواهد شد.
 
همچنین در این اجرا هشت همخوان از شاگردان نجمه تجدد گروه را همراهی خواهند کرد. سرپرستی گروه همخوانان آوا در این اجرا بر عهده «تارا موسویان» است. همچنین علیرضا گرانفر (سنتور)، شاهین صفایی (تار)، نیلوفر شهبازی و سارا هستی (کمانچه)، آرمین حسینی (عود) و سپیده شایان راد (تنبک) نوازندگان این گروه خواهند بود.
 
علاقه‌مندان جهت تهیه بلیت این کنسرت می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ما

«اوهام در آزادی» منتشر شد

بدون دیدگاه

در قالب یک مجموعه تصویری؛

«اوهام در آزادی» منتشر شد

موسیقی ما – اجرای زنده شهرام شعرباف در تاریخ ۳۰ خرداد ۹۳ در قالب آلبوم تصویری تحت عنوان «اوهام در آزادی» از صبح امروز روانه بازار موسیقی کشور شد.

به گزارش «موسیقی ما»، مجموعه تصویری “اوهام در آزادی” از امروز یکشنبه ۴ مهر به صورت سی دی در اغلب فروشگاه‌های معتبر موسیقی تهران و سایر شهرستان ها در دسترس علاقه مندان خواهد بود.

این آلبوم همچنین در فروشگاه های آنلاین موزیک مانند بیپ تیونز، آیتیونز و سایر اپلیکشین‌های مرتبط نیز عرضه شده است.

آهنگسازی و تنظیم کلیه آثار این آلبوم را خود شهرام شعرباف انجام داده است و اعضای گروه در این کنسرت را: شهرام شعرباف (خواننده، گیتار، کیبورد)، نیما رمضان(گیتار)، پویا شمالی (باس)، روزبه قلیپور(درامز)، سامان وندادی(تار، سه تار، کمانچه، دف ، همخوان) تشکیل داده بودند. صدابرداری و ضبط همزمان کنسرت برای ارائه در این مجموعه تصویری را بهروز منزهی و ساسان بخششی بر عهده داشته‌اند و میکس و مسترینگ این اثر را خود شهرام شعرباف انجام داده است.

در سی دی اول این مجموعه آثاری چون: «قدح، درویش، الا یا ایهالساقی، این خرقه بیانداز، مسلمانان! مرا وقتی دلی بود، صلاح کار، در دیر مغان» و در سی دی دوم آن قطعاتی چون: «آلوده، دیده دریا کنم، غم دل، گفتم غم تو دارم، زاهد خلوت نشین، رسم عاشق کشی، پیر می‌فروش، حافظ عاشق است» گنجانده شده است.

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ما

کامران تفتی: از تجربۀ بازیگری‌ام در اجرا استفاده می‌کنم

بدون دیدگاه

موسیقی ما – خواننده آلبوم «عکس زمستونی تهران» این روزها برای اولین کنسرتش آماده می‌شود.

«کامران تفتی» روز ششم مهرماه و طی دو سانس با ارکستری به رهبری «سیاوش امامی» در سالن «ایوان شمس» تهران روی صحنه می‌رود. خیلی‌ها منتظر بودند که کنسرت این خواننده زودتر برگزار شود چون آلبوم «عکس زمستونی تهران» در واپسین روزهای زمستان ۹۴ به بازار عرضه شد. اما اتفاقات به گونه‌ای رقم خورد تا کامران تفتی در اوایل پاییز از تهران و زمستانش بخواند. کامران تفتی به همراه ارکسترش این روزها جلسات تمرین خود را به صورت مستمر برگزار می‌کنند. ارکستری که همگی از چهره‌های باتجربه و نوازنده‌های مطرح هستند و قرار است برای اولین‌بار در کنار خواننده‌ای ساز بزنند که سابقه بازیگری هم دارد. برای اطلاع از جزئیات این کنسرت به محل تمرین آنها رفتیم و گفتگوهایی با کامران تفتی و سیاوش امامی انجام دادیم که در ادامه می‌آید.
 

  • * سعی کردیم کاری کنیم کسانی که آلبوم را شنیده‌اند و به تماشای این کنسرت می‌نشینند سورپرایز شوند

اولین گفتگوی خبرنگار «موسیقی ما» با سیاوش امامی انجام شد و این موزیسین درباره سبک و سیاق تنظیم قطعات گفت:«تنظیم جدیدی از قطعات آلبوم را در این کنسرت می‌شنویم و سعی کردم تنظیم‌ها را به سمت موسیقی خاص‌تر ببرم. امیرعلی طاهری (درامز)، حامد حمیدزاده (گیتار بیس)، شاهد علیزاده (کیبورد)، طاها مظاهری (گیتار آکوستیک) اعضای گروه هستند و خودم هم در این برنامه گیتار الکتریک می‌نوازم. قطعات برای اجرای زنده تنظیم شده‌اند و سعی کرده‌ایم آنسامبل را به راک نزدیک کنیم.»

او در ادامه به این نکات اشاره کرد:«سعی کردم صدای کامران را به تنظیم جدید قطعات نزدیک کنم و خودش هم در این زمینه تلاش زیادی کرده است. کامران تفتی تنها بازیگر جوانی است که وارد عرصه خوانندگی شده و در سبک خودش کارش را بلد است و اگر غیر از این بود من کار نمی‌کردم. او در بین بازیگران هم سن و سال خودش که وارد این عرصه شده‌اند از همه بهتر است و خوانندگی را بلد است. به عبارت دیگر کامران تفتی یک موزیسین است. استایل کامران و شعرهایی که دارد به گونه‌ای است که مردم می‌توانند با آن ارتباط بگیرند. قطعات کامران در آلبوم، خاص بود ولی نسخه اجرای زنده کارها باید با تفاوت‌هایی روی صحنه می‌رفت. زمانی که می‌خواهید کاری را به صورت زنده اجرا کنید باید یک سری استانداردها را رعایت کنید. در این رپرتوار که آماده کرده‌ایم تلاش کردیم ژانرهای مختلف را داشته باشیم اما نحوه چیدمان آنسامبل ما از لحاظ استاندارد، راک محسوب می‌شود. همه ما نوازنده‌ها تجربه این نوع موسیقی داشتیم  و باید صدادهی گروه هم به همین شکل باشد. نوازنده‌های گروه ما کارمند نیستند و بند به این صورت انتخاب شده که صدادهی خوب باشد. میانگین سنی بند ما زیاد است و به غیر از گیتاریست آکوستیک گروه، همگی دهه پنجاهی هستیم و بند بسیار باتجربه‌ای هستیم. من سعی کردم یک نوازنده جوان را وارد این گروه کنم تا این تجربیات برایش مفید باشد و من برایش آینده خوبی پیش‌بینی می‌کنم.»

سیاوش امامی در پاسخ به این سوال که چرا همانند برخی رهبر ارکسترها تنظیم قطعات را به پاپ نزدیکتر نکرده است گفت:«این صحبت شما درست است و خیلی‌ها در اجرای زنده کاری می‌کنند که صدادهی گروهشان پاپ باشد و سطح سلیقه خود را پایین می‌آورند تا مردم بپسندند. اما اگر مردم موسیقی خوب بشنوند قطعاً از آن استقبال می‌کنند و مخاطبان باید موسیقی غیرسطحی بشنوند. به هرحال باید موسیقی خاص و موسیقی سطح پایین هم باشد تا مردم بتوانند انتخاب کنند. نکته موسیقی و بند کامران تفتی این است که با سایر موسیقی‌های پاپ یا پاپ – راک که اکنون می‌شنویم خیلی متفاوت است. برای این موضوع هم دو دلیل دارم. اول از همه صدایی که از بند می‌شنویم و تنظیمی که برای بند شده و دوم هم صدای خود کامران تفتی است که متفاوت می‌کند. مردم باید بشنوند تا متوجه جزئیات داستان بشنوند. ممکن است به لحاظ موسیقی یا ترانه‌ها یا صدای خواننده‌ها مشابه‌هایی وجود داشته باشد ولی کل این پکیج به گونه‌ای است که مردم باید بشنوند و سپس نظر بدهند. ما سعی کردیم کاری کنیم کسانی که آلبوم را شنیده‌اند و به تماشای این کنسرت می‌نشینند سورپرایز شوند و به نظرم این بهترین تعریفی است که می‌توان برای این اجرا بیان کرد.»
 

  • * «عکس زمستونی تهران» همه دغدغه من برای فضای موسیقی است

کامران تفتی در بخش دیگری از تمرین، درباره جزئیات رپرتوار برنامه به خبرنگار «موسیقی ما» گفت:«رپرتوار این کنسرت فقط شامل قطعات آلبوم «عکس زمستونی تهران» است که از قطعه «پرواز روی بام تهران» شروع می‌شود و تا قطعه «آخرین دیدار» ادامه پیدا می‌کند. از کارهای قدیمی هیچ قطعه‌ای را اجرا نمی‌کنم.»

او در پاسخ به این سوال که چگونه همکاری‌اش با «سیاوش امامی» آغاز شد گفت:«با تهیه‌کننده آلبوم «آیدا مصباحی» و مدیر هنری آلبوم «میثم یوسفی» جلسات زیادی برای تشکیل بند و اجرای زنده داشتیم. گزینه‌های متعددی را از بین چهره‌های باسابقه که در زمینه رهبری ارکستر فعالیت می‌کنند بررسی کردیم و سرانجام به «سیاوش امامی» رسیدیم. چون او به شدت لحن و فضای موسیقی که در آلبوم من بود و باید اجرا می‌کردیم را به خوبی درک می‌کرد. زمانی که تصمیم گرفتیم سیاوش امامی در کنار ما حضور داشته باشد از او خواهش کردیم و لطف کرد و پذیرفت و اکنون در حال اجراکردن کارها است. «امیرعلی طاهری»، «حامد حمیدزاده»، «طاها مظاهری» و «شاهد علیزاده» ارکستری است که همگی متخصص هستند و از این به بعد شاهد اجراهای فوق‌العاده‌ای از آنها خواهیم بود.»

این خواننده درباره اینکه به گفته سیاوش امامی تنظیم‌های قطعات راک‌تر شده است هم چنین دیدگاهی داشت:«قطعات برای اجرا تنظیم شده و شرایط اجرای زنده و کنسرت نیازمند این بود که فضای برخی کارها که آرام‌تر و ساکن‌تر هستند به حرکت تبدیل شود و خاص تر صدا بدهد و مخاطب ارتباط بیشتری برقرار کند. به همین دلیل سیاوش امامی با همفکری و مشورت من، تهیه‌کننده و مدیر هنری آلبوم تصمیم گرفت که تنظیم برخی قطعات تغییر کند تا ذائقه مردمی که قرار است اجرا را ببینند با قطعات همگام باشد و خیلی احساس خستگی نکنند که قرار است موزیک آرام بشنوند. البته دلیل بر این نیست که قرار است موسیقی تند بشنوند و موسیقی در راستای قالب و شکل و شیوه راک طراحی شده است.»

کامران تفتی سوال ما درباره اینکه با توجه به این تنظیم‌های جدید در نحوه خواندنش هم تغییراتی حاصل شده را هم اینگونه پاسخ داد:«من تمام تلاشم را کرده‌ام تا با سیاوش امامی و گروه به نقطه مشترکی برسیم. آن چیزی که تا کنون می‌شنویم رضایت ما را برآورده کرده و امیدوارم مردم هم ببینند و این اجرا را دوست داشته باشند.»

خواننده «عکس زمستونی» تهران درباره اینکه در نحوه اجرایش از تجارب بازیگری که دارد هم استفاده می‌کند اعلام کرد:«اجازه بدهید این نکته سورپرایز باقی بماند و در این زمینه هم تلاش می‌کنیم. تخصص من بازیگری است و به این دلیل می‌خوانم که راه دیگری برای ارتباط با مخاطب داشته باشم و در این اجرا هم اتفاقاتی توأم با تجارب بازیگری‌ام خواهیم داشت.»

او نهایتاً گفت:««عکس زمستونی تهران» همه دغدغه من برای فضای موسیقی است. به عنوان خواننده این آلبوم و سرپرست گروهی که کنسرت ششم مهر را برگزار می‌کند و به همراه تهیه‌کننده و مدیر هنری آلبوم و رهبر ارکستر همگی متفق‌القول این اعتقاد را داریم که حرف «عکس زمستونی تهران» یک عاشقانه بااحترام به مخاطبان عزیزی که این جنس موسیقی را دوست دارند و کارهای من را شنیدند هم این نکته را می‌گویم که سعی می‌کنیم اجرای کم‌نقصی داشته باشیم. جنس ارتباطی که قرار است با مخاطبم بگیرم، از جنس عاشقانه بااحترام است و امیدوارم این اتفاق رخ دهد.»

منبع : موسیقی ما

«جشن موسیقی و اندیشه» با بزرگداشت استاد «شاهین فرهت» برگزار می شود

بدون دیدگاه

موسیقی ما – «جشن موسیقی و اندیشه» یکشنبه ۴ مهر، با بزرگداشت استاد شاهین فرهت، موسیقی دان و استاد پیشکسوت برگزار می‌شود. به گزارش خبرگزاری مهر، «جشن موسیقی و اندیشه» یکشنبه ۴ مهر، با بزرگداشت استاد شاهین فرهت، موسیقی دان و استاد پیشکسوت، همراه با تجلیل از هنرمندان ملی ایران، از ساعت ١٨:٣٠ در آمفی تئاتر فرهنگسرای اندیشه با حضور جمع بزرگی از هنرمندان، متفکران، نویسندگان و … برگزار می‌شود. در «جشن موسیقی و اندیشه» که پنجمین شب از شب‌های علوم انسانی به شمار می‌رود، همراه با بزرگداشت استاد شاهین فرهت خالق سمفونی‌های دماوند، خیام، خلیج فارس، امام رضا(ع)، پیامبر اعظم(ص) و … به پاس ۶۰ سال فعالیت هنری، از چهار هنرمند ملی ایران شامل اساتید: لوریس چکناواریان، علی‌اصغر بیانی، مجید کیانی و میرعلیرضا میرعلی نقی که عمر خود را صرف پاسداشت موسیقی اصیل و فعالیت‌های علمی در این عرصه کرده‌اند، تجلیل خواهد شد.

مریم هوشمند، مدیر جشن موسیقی و اندیشه با تشریح جزییات این برنامه گفت: در این فستیوال هنرمندان و فیلسوفان گردهم می‌آیند تا از شاهکارهای هنری در ایران معاصر که پیوندی ناگسستنی با معنویت اصیل نیز دارند، تجلیل شود.

دکتر غلامرضا اعوانی، سیدعبدالله انوار، محمدعلی بهمنی، کیوان ساکت، نادر مشایخی، هوشنگ جاوید، رضا مهدوی، حمیدرضا اردلان، دکتر شهین اعوانی، فریدون صدیقی، علیرضا ذاکری، مصطفی رحماندوست، دکتر مهدی محسنیان راد، سجاد نوروزی، پیام فضلی‌نژاد، هله پتگر، دکتر منوچهر آشتیانی، دکتر امیرمهیار تفرشی پور، دکتر سیدمجید کمالی به همراه جمعی از چهره‌های سرشناس عرصه فرهنگ و هنر در این مراسم حضور خواهند یافت. همچنین برگزاری جشن تولد ٢سالگی مجله «عصر اندیشه» با حضور محمدمهدی دانی مدیرمسئول در کنار سردبیر و نویسندگان مجله از دیگر برنامه‌های این مراسم است.

وی افزود: علاوه بر پنج جایزه ویژه بزرگداشت استاد فرهت و پاسداشت هنرمندان ملی ایران، پنج تندیس و جایزه نیز به پنج موسیقی دان و پژوهشگر برجسته این عرصه اهدا خواهد شد و مجموعا در این جشن از ١٠ موسیقی دان و استاد تقدیر می‌گردد. مجری این جشن امیرحسین مدرس است.

شب‌های علوم انسانی که از دهم خرداد ١٣٩۴ به همت مجله «عصر اندیشه» و با مشارکت «فرهنگسرای اندیشه» برگزار شده است، در طول ۴ برنامه خود میزبان اندیشمندان داخلی و خارجی بسیاری از جمله پرفسور پیردورتیگیه، دکتر کریم مجتهدی، دکتر سیدیحیی یثربی، پرفسور الکساندر دوگین، دکتر مهدی گلشنی، کیومرث منشی زاده، دکتر منوچهر آشتیانی، پرفسور کریستین یحیی بونو، دکتر عبدالحسین خسروپناه و… بوده است.

این بار، عصر اندیشه با مشارکت خبرگزاری تسنیم و فرهنگسرای اندیشه، پنجمین شب از این سلسله نشست‌ها را به صورت یک فستیوال برگزار می‌کند و قرار است پس از جشن موسیقی و اندیشه، فستیوال‌های «ادبیات و اندیشه»، «نقاشی و اندیشه» و … نیز به صورت فصلی برگزار شود.

جشن موسیقی و اندیشه فردا ساعت ۱۸:۳۰ در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، پارک اندیشه، فرهنگسرای اندیشه برگزار میشود و ورود برای همه علاقه مندان آزاد است.
 

منبع : موسیقی ما

«کهن نوای نو» با آهنگسازی علیرضا مظفریان و آواز حسین علیشاپور منتشر شد

بدون دیدگاه

موسیقی ما – «کهن نوای نو» عنوان اثری است به آهنگسازی علیرضا مظفریان و آواز حسین علیشاپور که به تازگی توسط مصباح قمصری تولید و منتشر شده است.

همان‌طور که از نامِ این اثر پیدا است، در آن تلفیق آواها و ملودی‌های سنتی با تنظیم و نگاهی نو صورت گرفته است. علاوه بر علیرضا مطفریان نوازندگانی چون شروین مهاجر، مصباح قمصری، سینا جهان‌آبادی، میلاد درخشانی، علی پژوهشگر و حمید قنبری نیز در این اثر به نوازندگی پرداخته و بعضی قطعات نیز توسط محمد آذری‌پور اصفهانی تنظیم شده است. همچنین خط باس این مجموعه توسط مصباح قمصری تنظیم و اجرا شده است.

قطعۀ «جان عاشقان» را به آهنگسازی علیرضا مظفریان، آواز حسین علیشاپور و تنظیم مصباح قمصری را از «تماشاخانه» سایت «موسیقی ما» بشنوید و دانلود کنید.

منبع : موسیقی ما

منظومه سمفونیک «گفت و شنید» منتشر شد

بدون دیدگاه

موسیقی با شعر نظامی هم عصر می‌شود

موسیقی ما – سوئیت سمفونی «گفت و شنید» که توسط «پیمان سلطانی» و بر اساس خمسه نظامی گنجوی آهنگسازی شده از امروز وارد بازار موسیقی کشور شد. در این آلبوم که نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان آن را اجرا کرده‌اند، غلامرضا رضایی و سعید ادیب آواز خوانده‌اند و یارتا یاران هم خوانش شعرها را به عهده داشته است.
 
قطعات این آلبوم عبارتند از آفرینش، نجوا، ستایش، سرود عشق، صبر، شکوه، امید، شهسوار،حسرت، هم نفس، گمشده و فریاد.
 
بهمن رجبی (تنبک)، علیرضا دریانی (کمانچه، قیچک آلتو)، حسین مرشدپور (سازهای کوبه‌ای)، مانی مرادیان (ضرب زورخانه)، محبوبه یاسینی، آتیه سعادتمند بحری، مقتدا افشار، مهدی تبریزی و حامی حقیقی (هم آوایان) در این آلبوم حضور داشته‌اند. رضا همتی راد هم نقاشی پرتره نظامی در جلد آلبوم را به عهده داشته و طراحی گرافیک را پیمان سلطانی انجام داده است. ضبط اثر در سال ۱۳۹۳ در استودیو A.P.Records انجام گرفته است.
 
پیمان سلطانی آهنگساز سوئیت سمفونی گفت و شنید در باره انتشار این آلبوم گفت: «در آثار ارکسترالی که می‌نویسم تمام تلاشم بر این است که یک هویت ایرانی به اثر ببخشم و از تصنیف موسیقی با لحن و ویژگی موسیقی ترکی، عربی، هندی و … پرهیز کنم. در بسیاری مواقع موسیقی‌ام را از تفکر «گام» دور می‌کنم و مبنا را بر یک تتراکورد و پنتاکورد می‌گذارم و واریاسیون را در اثر قوت می‌بخشم. فرم‌های موسیقی ایرانی را با قالب‌های موسیقی کلاسیک اروپایی از طریق دولپمان می‌آمیزم و بنا را بر رنگ آمیزی و ارکستراسیون گذاشته و از این طریق در یک فرم ثابت به دنبال توسعۀ فرم‌های موسیقی ایرانی هستم. در نتیجه، این روند، توسعه یافتن موسیقی ملی به سوی موسیقی بین المللی خواهد بود و تلاش برای ایجاد یک مکتب موسیقی کلاسیک ایرانی است. در عین اینکه حفظ اصالت موسیقی دستگاهی مد نظر است، نوگرایی‌هایی نیز اتفاق می‌افتد که با ذات موسیقی دستگاهی مغایرت ندارد. گرچه در آثارم از امکانات موسیقی غربی (کلاسیک) بهره می‌جویم اما درگیر آن نظام تفکر موسیقایی نخواهم شد. در این شکل موسیقایی مساله تکنیک مطرح می‌شود و من تکنیک را در اختیار خود می‌گیرم اما خود را به آن نمی‌سپارم. به همین دلیل این نوع از موسیقی می‌تواند هویت فرهنگ زیستی خود را حفظ کند و در وسعت جهانی حرف‌های بسیار برای گفتن داشته باشد.»
 
سلطانی معقتد است: «”گفت و شنید” همه این ویژگی‌ها را دارد. در این اثر عاشق می‌گوید و معشوق می‌شنود، معشوق می‌نوازد و عاشق به جان می‌سپارد. از سوی دیگر گفت و شنید یکی از معدود کارهای انجام گرفته در حوزه موسیقی است که یک نفر در آن خوانش اشعار را به عهده داشته است. این آلبوم در واقع گفت و شنودی عاشقانه است که بر اساس خمسه نظامی گنجوی روایت شده است.»
 
«گفت و شنید» توسط انتشارات جامه دران و با حمایت معنوی «شورای بین‌المللی موزه‌ها» منتشر شده است. علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه فیزیکی این آلبوم به مراکز عرضه محصولات فرهنگی و برای خرید اینترنتی هم به سایت بیپ تونز مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ما

استقبال از آلبوم «جزر و مد» در زادگاه علی پارسا

بدون دیدگاه

موسیقی ما – مراسم جشن امضا و رونمایی آلبوم «جزر و مد» در زادگاه خواننده این آلبوم با حضور و ازدحام مردم و دوستداران موسیقی برگزار شد.

به گزارش «موسیقی ما»، مراسم جشن امضای آلبوم «جزر و مد» با صدای علی پارسا در زادگاه این خواننده (لنگرود) با استقبال و ازدحام دوستداران موسیقی برگزار شد و میزان استقبال از این مراسم جوری بود که این مراسم تا ساعات پایانی شب تمدید شد.

در ابتدای این مراسم علی پارسا در سخنانی کوتاه به حاضرین در این برنامه گفت: «قطعا دغدغه هر هنرمندی شنیده شدن آثارش در بین مردم است و این موضوع برای من در ماه های گذشته به شکل جالبی رخ داده و این بهترین حس دنیاست. خوشحالم که با حمایت و پشتیبانی تهیه کننده آلبوم جناب دکتر فاطمی توانسته ایم به خوبی این آلبوم را به گوش مخاطبان موسیقی برسانیم و امشب بهترین شب زندگی من بود که با شما از نزدیک دیدار خواهم کرد و خوشحالم که آلبوم «جزر و مد» در بین همشهری‌هایم، مورد اقبال عمومی قرار گرفته است.» پس از صحبت‌های این خواننده، برگزار کنندگان این مراسم، دقایقی را درباره کلیت این برنامه صحبت کردند و در ادامه دوستداران علی پارسا به ترتیب با خواننده مورد علاقه شان عکس و امضا گرفتند و این مراسم به دلیل حضور و ازدحام شدید دوستدارن این خواننده تا پاسی از شب تمدید شد و ادامه داشت.

حضور رئیس اداره ارشاد لنگرو و گیلان در این مراسم، از جمله اتفاقات جالب توجه بود.

هنرمندان و موزیسین‌هایی چون بابک مافی، میلاد رضایی، امین شعاع شرق و شهریار علوی در آلبوم «جزر و مد» با علی پارسا همکاری کرده‌اند و خود این خواننده نیز بخش عمده آهنگسازی و ترانه‌سرایی نخستین آلبوم رسمی خود را بر عهده دارد. «مسعود رضایی» میکس و مسترینگ قطعات را انجام داده و فیروز ویسانلو، هومن نامداری، پیام طونی، عادل روح نواز، مسعود همایونی، بابک یوسفی، یاشار خسروی، آرش صمیمی و آرش عشقی نوازندگانی هستند که در این اثر هنرنمایی کرده‌اند.

علی پارسا که پس از انتشار قطعات و موزیک‌ویدئوهایی چون «بذار گریه کنم»، «عشق من» و «آخرش» توانست نظر مخاطبین را جلب کند و ویدئوکلیپ‌های این قطعات نیز با استقبال دوستداران موسیقی همراه شد، سرانجام موفق به اخذ تمام مجوزهای نخستین آلبوم رسمی خود با نام «جزر و مد» شد تا این آلبوم پس از کش و قوس های فراوان سرانجام روانه بازار موسیقی کشور شود. این خواننده در تدارک برگزاری نخستین کنسرت‌های خود در شمال کشور و تهران است و گروه ارکستر این خواننده برای اجرای زنده در حال تمرین هستند.

نخستین آلبوم علی پارسا که «جزر و مد» نام گرفته، به تهیه کنندگی «سید حسین فاطمی» و تحت امتیاز موسسه فرهنگی «نغمه ماندگار پارس» و به مدیریت اجرایی «محمدرضا عباسی» روانه بازار موسیقی کشور شده است.

تهیه کننده آلبوم «جزر ومد» ده روز پس از انتشار این آلبوم در بازار موسیقی کشور، کل قطعات این آلبوم را برای دانلود دوستداران موسیقی در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار داده است تا آلبوم «جزر و مد» از این طریق در اختیار دوستداران موسیقی قرار بگیرد و افرادی که موفق به شنیدن این آلبوم نشده اند، با دانلود قطعات این آلبوم بتوانند این اثر را گوش کنند.

گزارش مفصل تصویری سایت «موسیقی ما» را از نگاه دوربین «سامان هادیان» در ادامه می بینید و کل قطعات آلبوم «جزر و مد» رامی توانید در تماشاخانه سایت «موسیقی ما» بشنوید و دانلود کنید.

منبع : موسیقی ما

علی معصومی: «باد» یک عاشقانه متفاوت است

بدون دیدگاه

دومین همکاری با مهران عباسی

علی معصومی: «باد» یک عاشقانه متفاوت است

موسیقی ما – علی معصومی خواننده موسیقی پاپ کشور، اثر جدیدش با عنوان «باد» منتشر کرد.

به گزارش «موسیقی ما»، این هنرمند جوان که پیش از حضور در موسیقی، ورزشکاری حرفه‌ای بود، چندی است که به صورت جدی فعالیت‌های هنری خود را دنبال می‌کند.

بهروز فرمانی (تهیه‌کننده) همزمان با انتشار اثر جدید این هنرمند به موسیقی ما گفت: «پس از استقبال از قطعه «همه دنیا»، که با ترانه محمد کاظمی، ملودی امیرعلی زمانیان و تنظیم مهران عباسی تولید شده بود، این بار قطعه‌ای را منتشر کرده‌ایم که با ملودی خود علی ساخته شده است. این بار هم مهران عباسی تنظیم قطعه متفاوت «باد» را بر عهده داشته که موزیسینی کاربلد است و ترانه‌سرای کار گلفا بابایی است. امیدوارم این قطعه هم مورد توجه مخاطبان قرار گیرد.»

این تهیه‌کننده درباره برنامه آینده علی معصومی گفت: «با همکاری چهره‌های توانمند و سرشناس، قطعات و موزیک‌ویدئوهایی تولید کرده‌ایم که همگی پس از اخذ مجوز از دفتر موسیقی، مطابق برنامه‌ریزی در اختیار مخاطبین قرار خواهند گرفت. همچنین برنامه‌ریزی‌هایی برای انتشار آلبوم انجام شده که به زودی درباره آنها اطلاع‌رسانی خواهد شد.»

علی معصومی نیز درباره فعالیت های اخیرش به موسیقی ما گفت:« قطعه باد را شخصا خیلی دوست دارم. خدا را شکر می کنم که دوستانی که کار را شنیده اند، با تعبیر «عاشقانه ای متفاوت» از آن یاد کرده اند. این کار برای من مفهوم ویزه ای دارد و از مهران عباسی عزیز هم برای تنظیم فوق العاده اش بسیار ممنونم. چند کار دیگر با تنظیم مهران عباسی هم در دست انتشار دارم. این نوع موسیقی و ترانه و تنظیم، سبک کاری جدید من است و امیدوارم که مردم هم از آن خوش شان بیاید.»

قطعه «باد» با صدای «علی معصومی» را که با مجوز وزارت ارشاد منتشر می شود، از «تماشاخانه» یا اپلیکیشن سایت «موسیقی ما» بشنوید و دانلود کنید.

منبع : موسیقی ما

پنجمین ​هزارصدای پاپ سال ۹۵ در آخرین روز تابستان برگزار شد

بدون دیدگاه

 موسیقی ما – در آخرین روز تابستان، پنجمین برنامه مسابقه هزارصدا در بخش پاپ در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد و طی آن، سینا درخشنده از شیراز به عنوان نفر اول به فینال این مسابقه راه یافت.

این برنامه که با داوری رضا تاجبخش در بخش آهنگسازی، شهاب رمضان در بخش خوانندگی و امیرارجینی در بخش ترانه برگزار می‌شد، در ساعت ۱۸ روز ۳۱ شهریور با خواندن شعر حریق خزان توسط مدیر و مجری این برنامه آرش نصیری آغاز شد. سپس تیتراژ برنامه پخش شد که روی ترانه «مرغ سحر» با صدای فرهاد مهراد ساخته شده بود. همچنین در ابتدای تیتراژ عکس استاد فرهنگ شریف روی تصویر ظاهر شد و اعلام شد که این برنامه به این استاد تازه درگذشته و بزرگ تقدیم شده است.

پس از آن مجری از رضا احمدی برنده برنامه قبل دعوت کرد که اولین اجرا را داشته باشد و وی یکی از ساخته‌هایش را با پیانونوازی خود خوان